صفجه اصلی | آرشیو مجله ها | درباره ما | تماس با ما

جستجو

تبلیغات

 

 

 

گذر لحظه ها

سه شنبه, 11 خرداد 1395

شماره هاي پيشين

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_counter
mod_vvisit_counterامروز183
mod_vvisit_counterدیروز381
mod_vvisit_counterاین هفته564
mod_vvisit_counterاین ماه10191
mod_vvisit_counterکل بازدیدها177514

 
   
خانه بخت
داشتن شریک زندگی ایده آل به معنای شادمانی است؟ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
دوشنبه, 10 خرداد 1395 ساعت 10:09

به نظر شما یک شریک زندگی ایده آل چه ویژگی هایی دارد؟ فکر می کنید افرادی که از وجود همراهی ایده آل بهره مند هستند زندگی شادتری دارند؟ آیا شادی و رضایت از زندگی مشترک به میزان نزدیکی همراه با ایده آل های ذهنی ما ارتباطی دارد؟

به گزارش سلامت نیوز به نقل از شفقنا زندگی، بسیاری از ما گمان می کنیم که هیچ چیز از زندگی کنار فردی ایده آل که واجد همه شرایط مورد نظرمان باشد دوست داشتنی تر نیست. این در حالی است که میزان رضایت و شادمانی از یک رابطه عاطفی به ایده آل بودن یا نبودن افراد ارتباط چندانی ندارد. در واقع، شادمانی از یک رابطه و سرمستی زندگی در کنار فردی بیش از هر چیز به انتخاب بهترین گزینه مربوط می شود نه انتخاب ایده آل ترین گزینه.

بنا بر آخرین تحقیقات انجام شده، افراد برای شادی و سرخوشی از داشتن یک رابطه به انتخاب ایده آل نیازی ندارند. این یافته ها خبر از آن می دهند که اغلب انتخاب درست زمانی صورت می گیرد که فرد ایده آل های خود را کنار بگذارد و با واقع بینی شرایط موجود را بسنجد. در واقع، آن دسته افرادی از زندگی خود ابراز رضایت و شادمانی می کنند که همسرشان نه ایده آل ترین گزینه بلکه بهترین در موقعیت او بوده است.

این در حالی است که انتخاب فرد ایده آل خود یکی از دلایل نارضایتی از زندگی مشترک است؛ چراکه فرد دائماً همسرش را با ایده آل های ذهنی و حتی خیالی خود می سنجد. قیاسی که به سرعت می تواند ارزیابی کلی او از رابطه را تحت تأثیر قرار دهد و موجب کاهش شادی درونی فرد شود. بنابراین، اگر به دنبال فردی برای قسمت کردن روزهای زندگیتان هستید بهتر آن است که با صرف نظر از ایده آل ها و نگاهی واقع بینانه صحیح ترین انتخاب را داشته باشید.

 
گزارشی از برخی پرونده‌های شکنجه مرگبار زنان؛ زنانی که با ادعای عاشقی، شکنجه مرگبار می‌‌شوند مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
دوشنبه, 10 خرداد 1395 ساعت 10:01
زنانی که با ادعای عاشقی، شکنجه مرگبار می‌‌شوند

سلامت نیوز:ظن و شک، یکی از عواملی است که جنایت به خاطر آن رخ می‌دهد. جنایت‌هایی که گاهی به گفته عاملان آن، ناخواسته بوده و قربانیان آن‌ها زیر شکنجه‌های سریالی جانشان را از دست می‌دهند. اکثر قربانیان این جنایت‌ها زنان هستند، افرادی که تنها به خاطر شک و سوءظن پس از تحمل ساعت‌ها شکنجه، تسلیم مرگ می‌شود؛ شکنجه در‌‌‌ نهایت قساوت قلب با انگیزه اعتراف گیری و یا انتقامگیری.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از آنا، اگر سری به صفحات حوادث بزنیم، از این دست شکنجه‌ها، زیاد به چشم می‌خورد و ما به سراغ مرگ‌هایی رفتیم که قربانیان آن پس از ساعت‌ها شکنجه جان خود را از دست داده‌اند. آثار روی بدن این قربانیان، مهر تائیدی است بر آنچه بر آن‌ها طی ساعت‌های قبل از مرگشان رخ داده است.

۱۰۰ ساعت فیلم شکنجه

زن جوان مدت‌ها در اتاقی حبس شده و انواع و اقسام وسایل به دیوار آویخته شده بود تا او شکنجه شود. ۱۰۰ ساعت فیلمبرداری از شکنجه‌هایش، تائیدی بر این حادثه تلخ بود. در قسمتی از فیلمی که همسرش گرفته بود او با چکش ضربات متعددی را به سر همسرش وارد می‌کند و بعد از آن با انواع و اقسام شلاق‌ها به جانش می‌افتاد و او را کتک می‌زد.

پنجم شهریور سال ۸۹ جنایتی خاموش در پایتخت رخ داد و عامل این جنایت، مخفیانه جسد را به جنگل‌های شمال انتقال داد تا راز مرگ هولناک زن جوان برای همیشه مخفی بماند. اما چهار ماه بعد از این حادثه، دختر جوانی به پلیس مراجعه کرد و از قتل مادرش بر اثر شکنجه‌های مرگبار پدرش خبر داد. صحبت‌های دختر جوان باعث دستگیری پدر و کشف بقایای جسد مادرش در جنگل‌های شمال شد.

در بازرسی از خانه مرد شکنجه‌گر انواع و اقسام شلاق‌ها و وسایلی که برای شکنجه استفاده می‌شد، کشف شد. مرد شکنجه‌گر که از شکنجه‌های خود فیلمبرداری کرده بود به قتل همسرش اعتراف کرد و انگیزه خود را از این جنایت هولناک اینطور بیان کرد: «احساس می‌کردم همسرم با مردان غریبه رفت و آمد دارد، به همین دلیل ماه‌ها دست و پای او را با زنجیر می‌بستم و او را در خانه حبس می‌کردم تا به رابطه‌اش اعتراف کند، اما او واقعیت را نمی‌گفت. او را کتک زدم و از اعترافاتش فیلم تهیه کردم تا بعد‌ها بتوانم از آن در دادگاه استفاده کنم. من در شرایط روانی بدی بودم، چون همسر و فرزندانم می‌خواستند به من تلقین کنند که تحت‌تأثیر مصرف شیشه دچار توهم شده‌ام و گمان می‌کنم همسرم با افراد غریبه در ارتباط است.»

علاقه به همسر، عامل شکنجه او

صبح ۲۷ مهر سال ۸۷، کارگر شهرداری کشف جسد زن جوانی در خیابان مفتح را به مأموران کلانتری ۱۰۷ فلسطین خبر داد. مأموران کلانتری با حضور در محل، متوجه شدند که جسد متعلق به زن جوانی است که چادری دور او پیچیده شده است. جسد به پزشکی قانونی ارسال و مشخص شد که وی بر اثر شکنجه به قتل رسیده است.

یک روز بعد از کشف جسد، خانواده زن جوان به پزشکی قانونی آمدند و جسد دخترشان را شناسایی و از داماد خود به اتهام قتل دخترشان شکایت کردند. تحقیقات برای شناسایی شوهر مقتول آغاز شد و بعد از دستگیری، وی به ارتکاب قتل همسرش اعتراف کرد. او در رابطه با انگیزه این جنایت گفت: «هنوز نمی‌دانم در زندگی چه مشکلی با همسرم داشتم که او را کشتم. من او را با سیم آنتن کشتم. او را آنقدر زدم تا حالش به هم خورد، به طوری که توان حرف زدن نداشت. او را به سمت بیمارستان بردم ولی مقابل بیمارستان با نگهبان دعوایم شد و بدون اینکه او را معالجه کنم، به خانه برگشتم. من او را به شدت دوست داشتم و به خاطر همین دوست داشتن زیاد، او را می‌زدم. حدود ۲۴ ساعت همسرم را به صندلی بسته بودم و در این مدت حدود ۱۱ ساعت او را شکنجه کردم. بعد از قتل، زخم‌های او را با جوراب پانسمان و لباسی مرتب تن او کردم سپس او را سوار خودرو کردم و در شهر چرخاندم تا اینکه در فرصتی مناسب او را در خیابان مفتح که خلوت بود از ماشین بیرون انداختم.»

پیامکی از شکنجه‌های سریالی

هر بار که فرصتی پیدا می‌کرد، پیامکی به خواهرش می‌فرستاد و از شکنجه‌های همسرش می‌گفت. دیگر نمی‌توانست تحمل کند، می‌دانست که خواهرش با دیدن پیامک‌ها به کمکش می‌آید اما ستار مثل همیشه مقاومت می‌کرد و اجازه نمی‌داد که کسی وارد خانه شود. او آنقدر شکنجه شد که زیر این شکنجه‌های سریالی تسلیم مرگ شد.

راز این جنایت با تماس مرد جوانی به اورژانس برملا شد، تماسی که حکایت از مرگ مغزی زن جوانی داشت. به دنبال مرگ مغزی زن جوان، اعضای بدن او اهدا شد و همسرش به اتهام قتل عمد بازداشت شد.

مرد جوان که ستار نام داشت، در تحقیقات به جنایت اعتراف کرد و گفت: «دخالت‌های خانواده همسرم باعث شد تا ما به مرز جدایی برویم. قهرهای همسرم ادامه داشت تا اینکه قبل از عید خانه را ترک کرد و مهریه‌اش را به اجرا گذاشت. او برای اینکه بتواند پول پیش خانه من را برای مهریه‌اش بگیرد، با صاحب‌ملک دوست شده ‌بود و بعد هم این دوستی ادامه پیدا کرد. من که از این ماجرا با خبر شده بودم، او را کتک زدم.»

تادیب زن جوان با شکنجه

«زن ۲۲ ساله قربانی شک و شبهه همسرش شد و در یکی از بی‌رحمانه‌ترین جنایت‌های سال توسط شوهر سنگدلش پس از شکنجه‌ای سه ساعته به قتل رسید.»

هدایت، ۲۳ ساله، عامل این جنایت بود و زن جوان بعد از سه ساعت شکنجه مرگبار جان خود را از دست داد. متهم جوان در رابطه با انگیزه‌اش از این جنایت گفته بود: «از یک سال قبل که با ندا آشنا شدم، بی‌اندازه عاشق‌اش شدم؛ اما برخی از رفتارهای ناپسند او باعث ناراحتی‌ام می‌شد. روز حادثه پس از بازگشت ندا از حمام پیش از آنکه وی فرصت لباس پوشیدن پیدا کند دست و پای او را با چسب بستم و برای آنکه فرصت داد و بیداد کردن هم نداشته باشد دهان او را نیز با چسب بستم. پس از آن به آشپزخانه رفتم و شیلنگ گاز را باز کرده و به همراه یک کمربند چرمی به داخل اتاق برگشتم و شروع به ضربه زدن به ندا کردم اما به هیچ ‌عنوان قصد کشتن‌اش را نداشتم و تنها می‌خواستم او را تأدیب کنم. بیش از سه ساعت ندا را به شدت مورد ضربه قرار دادم تا درد ناشی از این کار او را از رفتار خطای گذشته‌اش پشیمان کند. ندا از شدت شکنجه از ‌حال رفت و من نیز چند ساعتی او را‌‌‌ رها کردم تا اینکه ساعت پنج بعد از ظهر متوجه بی‌هوش بودن او شدم و با پدرم تماس گرفتم تا با اورژانس به کمک من بیاید اما کار از کار گذشته و ندا جان خود را از دست داده بود.»

پرنده‌های بالا تنها سه نمونه از شکنجه‌های زنان توسط شوهرانشان است که منجر به قتل شده است. در این میان اما شکنجه‌های سریالی است که منتهی به جنایت نمی‌شود و زنان برای حفظ کیان خانواده از شکایت سر باز می‌زنند.

 
چند توصیه برای والدینی که از یکدیگر جدا میشوند مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
چهارشنبه, 05 خرداد 1395 ساعت 07:46

باور غالب مردم بر این است که فرزندان طلاق محکوم به شکست در زندگی هستند و اغلب در مواجهه با این کودکان سرنوشت نامعلوم و ناموفقی را برای آنها متصور می‌شوند. این عقیده نادرست به حدی در فرهنگ ما ریشه تنیده است که خود کودک نیز با چنین باور اشتباهی رشد می‌کند. همین مساله باعث می‌شود دست از تلاش بردارد و به نوعی خود را به دست سرنوشت بسپارد. با وجود آنکه طلاق همچنان یکی از بحران‌های غم‌انگیز در زندگی افراد به شمار می‌رود، پژوهش‌های اخیر این باور را تایید نمی‌کند.


به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه فرهیختگان ، والدینی که از یکدیگر جدا می‌شوند نسبت به فرزندان خود وظایف خطیرتری پیدا می‌کنند. مهم‌ترین وظیفه والدین در ضمن جدایی و پس از آن، این است که با ایجاد فضایی آکنده از صلح و همکاری مشترک و پرهیز از دشمنی و انتقام نسبت به یکدیگر نقش خود را برای فرزندان‌شان توام با تفاهم و احترام ایفا کنند. هنگام جدایی قدرت تمرکز و تعقل افراد به کمترین میزان کارآمدی خود می‌رسد، در این شرایط بهترین راه‌حل برای عبور از بحران و کمتر آسیب دیدن فرزندان‌ این است که از همفکری‌های یک مشاور بهره ببریم و اختیار زندگی خود را به توصیه‌های ریز و درشت اطرافیان نسپاریم، شاید به این ترتیب بتوانیم از این برهه پرتلاطم زندگی با کمترین میزان تلفات به سلامت عبور کنیم.

واکنش فرزندان نسبت به طلاق والدین‌شان با سه عامل مهم در روابط بین پدر و مادر مرتبط است: در درجه اول به رابطه بین والدین قبل از طلاق، دوم به درگیری‌ها و مشکلات بین والدین در ضمن جدایی و سوم به رابطه بین والدین پس از جدایی. هر چقدر پدر و مادر از یکدیگر دوستانه‌تر جدا شوند فرزندان آنها از نظر روانی سالم‌تر بار خواهند آمد.
فرزندان پسر و دختر هر دو به میزان یکسانی از طلاق آسیب می‌بینند، ولی واکنش‌های متفاوتی نسبت به این مساله نشان می‌دهند. تجربه نشان داده است که تحمل موضوع طلاق برای پسرها بسیار مشکل است، به همین دلیل اغلب با بروز خشم و دعوا با این مساله برخورد می‌کنند. در حالی که طلاق روی دخترها به نحو دیگری تاثیر می‌گذارد و آنها احتمالا افرادی گوشه‌گیر و پنهان‌کار و درون‌گرا بار می‌آیند. اگر در این شرایط یکی از والدین‌، خود را کنار بکشد و کودک توسط یک والد نگهداری شود، مشکلات فراوانی ایجاد خواهد شد. به‌طور مثال ممکن است بدون پدر مشکلات مالی به کودک فشار آورد و بدون مادر کودکان از شکوفایی استعداد و احساسات محروم شوند. در این شرایط همکاری و حمایت مشترک والدین این احساس امنیت را در فرزند به وجود می‌آورد که بدون نگرانی از شرایط به زندگی، درس و وظایف خود به خوبی بپردازد.

واکنش بچه‌ها در پذیرش طلاق
ترس از رها شدن: فرزندان طلاق همواره این حس را خواهند داشت که اگر کسی را دوست بدارند و دوست داشتن خود را ابراز کنند ممکن است او را از دست بدهند، بنابراین احساسات خود را بروز نمی‌دهند. این واکنش بیشتر در کودکان دیده می‌شود. آنها واقعیت را انکار می‌کنند و همیشه در این فکر هستند که همه چیز به‌زودی درست خواهد شد و والدین‌شان به یکدیگر باز می‌گردند.
افسردگی که با تغییرات در اشتها و خواب خود را نشان می‌دهد.
احساس گناه درباره اینکه پدر و مادرشان به خاطر وجود آنها از هم جدا شده‌اند.
درنهایت باید بدانیم کودکان قدرت انعطاف‌پذیری بالایی دارند و می‌توانند به‌طور چشمگیری خود را با محیط جدید سازگار کنند.

 
lمساله هویت بیش از ازدواج و اشتغال برای جوانان اهمیت دارد مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
چهارشنبه, 05 خرداد 1395 ساعت 07:33

وزیر ورزش و جوانان با بیان اینکه مساله هویت بیش از ازدواج و اشتغال برای جوانان اهمیت دارد گفت: جامعه ای که امید داشته باشد رفاه و تدین بیشتری خواهد داشت.

به گزارش خبرنگار مهر، محمود گودرزی در مراسم افتتاح جشنواره ملی ایران جوان با بیان اینکه این جشنواره بر اساس یک اندیشه پویا و همنوع خواهانه بر اساس سالم سازی جامعه طراحی شده است، گفت: جشنواره ملی ایران جوان بنا دارد خدمات بزرگی را به جامعه جوان کشور ارائه دهد.

وی افزود: موضوع جوانان در جامعه ما پیش از آنکه معطوف به رفع نیازهای جوانان باشد باید عنصر اجتماعی جوان را تبیین و تشریح کند و پیش از آنکه بخواهد به دنبال رفع دغدغه های جوانان باشد باید به دنبال ایجاد گفتمان غالب در جامعه با محوریت جوانان باشد.

وزیر ورزش و جوانان ادامه داد: جشنواره ملی ایران جوان باید در گستره وسیعی به نام ایران دنبال شود و نهادهای متولی حضوری جدی داشته باشند همچنین رسانه های ما باید مبتنی بر این نوع نگاه به جوانان باشد.

گودرزی با اشاره به منشور هفت گانه پیمان جوانان برای رفع آسیب های اجتماعی اضافه کرد: این راهکارها اگرچه پیش پا افتاده به نظر می رسند اما معضلات اجتماعی مساله سازی را دنبال می کند.

وی تاکید کرد: جشنواره ملی ایران جوان قرار است یک فعالیت دائمی را حداقل در نیمی از سال در سراسر کشور دنبال کند و بدیهی است که چنین هدفی به تنهایی توسط دولت محقق نمی شود و حضور بخش خصوصی و نهادهای مدنی در رسیدن به آرمان ها و اهداف این جشنواره موثر است.

وزیر ورزش و جوانان گفت: بخش خصوصی معمولا از فعالیت های برد برد استقبال می کند که همراه با انتفاع و سودآوری باشد و موضوعات اجتماعی کمتر مورد توجه بخش خصوصی است اما برای برگزاری جشنواره ملی ایران جوان بخش خصوصی مشارکت خوبی دارد که این یک نگاه آرمان گرایانه است و باید به معاونت جوانان وزارت ورزش برای جلب این مشارکت ها تبریک گفت.

گودرزی خاطرنشان کرد: مشارکت جوانان در برگزاری جشنواره ملی ایران جوان یک موضوع پسندیده است و اهداف خوبی را به دنبال خواهد داشت که احساس مشارکت جوانان در تصمیمات کلان ملی و ایجاد هویت را برای جوانان در بر دارد.

وی با بیان اینکه مساله جوانان پیش از ازدواج و اشتغال، مساله هویت است افزود: جوانان می خواند که جامعه آنها را ببیند و به آنان ارج نهد. در دولت یازدهم تلاش شده است همه بخش های مختلف مشارکت مردم را افزایش دهند که در توسعه سمن ها این موضوع را شاهدیم.

وزیر ورزش و جوانان افزایش نشاط اجتماعی و امید به آینده را از اهداف برگزاری جشنواره ملی ایران جوان دانست و گفت: افزایش امید یکی از شعارهای کلیدی دولت تدبیر و امید است و جامعه ای که امید داشته باشد رفاه و تدین بیشتری خواهد داشت.

وی افزود: کارآفرین کردن جوانان به ویژه از طریق فضای مجازی در جهت افزایش مهارت های کارآفرینی، ایجاد ورزش های مفرح، هنرهای نو و مسائل اقتصادی از جمله برنامه های جشنواره ملی ایران جوان است که در قالب آن۱۰ نوع هنر احصاء شده است.

به گزارش خبرنگار مهر، در این مراسم علاوه بر افتتاح جشنواره ملی ایران جوان از خانواده شهید جهان آرا تقدیر شد.

 

 
نگاه صرف روانشناسی به ازدواج، کارساز نیست مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
چهارشنبه, 05 خرداد 1395 ساعت 07:21
محمدرضا رستمی در مراسم افتتاح طرح آموزش های پیش از ازدواج جوانان با اشاره به نام گذاری امسال به نام «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل» افزود: یکی از زمینه‌های اقتصاد مقاومتی موضوع ازدواج و خانواده است؛ زیرا ازدواج با اقتصاد عجین شده است و می تواند از بار اقتصادی، مالی و عاطفی جامعه کاهش دهد.

معاون ساماندهی امور جوانان با بیان اینکه در حوزه ازدواج حرف زیاد زده می شود، اما به آن عمل نمی شود ادامه داد: در پاره‌ای موارد که حرف ها به عمل منجر می شود چون غیرکارشناسی است، نتیجه عکس می دهد و بار مصیبتی بیشتری بر جای می گذارد که امیدواریم با یک رویکرد عملی و کارشناسی به موضوع ازدواج نگاه دقیق تری داشته باشیم.

وی اضافه کرد: نگاه صرف روانشناسی به ازدواج، کارساز نیست، طی ۱۵ سال گذشته همه رسانه ها و آموزش ها به صورت افراطی نگاه روانشناسی به حوزه ازدواج و خانواده داشتند که خروجی این نوع نگاه را امروز شاهدیم که به کاهش آمار ازدواج و افزایش طلاق انجامیده است.

رستمی تاکید کرد: نمی توان با موضوع ازدواج و زندگی مشترک به صورت شوخی و تمسخر برخورد کرد. باید به توانایی های مالی، توانایی های اجتماعی و توانایی های روانی مسئله ازدواج توجه شود زیرا خانواده یک نهاد اجتماعی کوچک است که بدون توان مدیریتی اجتماعی، اقتصادی، فردی و خانوادگی سر و سامان نمی یابد.

معاون ساماندهی امور جوانان با تاکید بر لزوم تغییر نگاه تک بعدی به ازدواج گفت: نگاه وزارت ورزش و جوانان مبتنی بر هر چهار رویکرد فردی، خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی است و تمام تلاش ما این است که از صاحبنظران همه حوزه ها کمک بگیریم و این باعث تاسف است که در موضوع ازدواج به شرایط امروز رسیده ایم.

وی با طرح سوالاتی در زمینه ازدواج افزود: باید به این سوالات پاسخ داده شود تا به یک اجماع ملی در حوزه ازدواج و خانواده برسیم. در حال حاضر حدود ۱۱ میلیون جوان آماده ازدواج داریم و سوال این است که چرا ازدواج نمی کنند؟ چطور می شود به ازدواج آنها کمک کرد؟ و چه کسانی باید این کمک ها را ارائه دهند؟ نقش خود جوانان، خانواده ها و نهادهای مدنی و حاکمیت در زمینه ازدواج چیست؟

رستمی با بیان اینکه پاسخ به این سوال نیازمند نگاه جدی به ازدواج است، افزود: در حال حاضر با ازدواج به صورت شوخی برخورد می شود و فقط دغدغه ها را بیان می کنند بدون اینکه ریشه یابی انجام شود. باید جواب دهیم که آیا مسئله ازدواج جوانان، مشکل اقتصادی است؟ یا شغل است؟ در پاسخ باید گفت بسیاری از جوانان شغل دارند و از وضعیت اقتصادی تثبیت شده ای برخوردارند، با این حال ازدواج نمی کنند، در حالی که در مناطق کم بضاعت مثل استان سیستان و بلوچستان جوانان با تمام مسئولیت ها اقدام به ازدواج می کنند.

معاون وزیر ورزش و جوانان با رد نگاه تک بعدی به ازدواج تاکید کرد: نگاه تک بعدی، هدر دادن منابع و کارهای موازی است که بیهوده و بی ثمر است. باید دستگاه های تخصصی برای حل معضل ازدواج وارد کار شوند.

وی با طرح سوال دیگری در زمینه ازدواج جوانان گفت: در حال حاضر یک و نیم میلیون جوان در هر سال ازدواج می کنند. حال باید برای تشکیل خانواده پایدار و جلوگیری از طلاق چه کنیم.

رستمی نیازهای جوانان در زندگی مشترک را سوال سوم در موضوع ازدواج دانست و گفت: چه چیز باعث می شود ۵۰ درصد ازدواج‌ها در ۵ سال اول زندگی به طلاق منجر شود؟ نهاد مشاوره و روانشناسی کشور چه اقداماتی باید انجام دهد؟ و نهادهای اقتصادی و اجتماعی چه وظایفی دارند؟

معاون ساماندهی امور جوانان با اشاره به اهمیت ایجاد یک گفتگوی ملی برای ازدواج جوانان ادامه داد: بدون گفتگوی ملی پیرامون ازدواج نمی توان مسائل ازدواج و طلاق را مدیریت کرد که در این راستا ورود صدا و سیما بسیار مهم است. من از صدا و سیما دعوت می کنم و خواهش می کنم که به موضوع ازدواج ورود کند.

وی اضافه کرد: سرمایه های پایدار کشور دارد به ضرر تبدیل می شود و باید به ایجاد یک گفتگوی ملی در زمینه ازدواج کمک کنیم امیدوارم لجاجت رسانه ای به خصوص در تلویزیون کمرنگ شود و صدا و سیما پای این مسئله بیاید زیرا اگر تلویزیون با رویکرد درست و کارشناسی وارد شود، شاهد بهبود مسائل حوزه ازدواج خواهیم بود.

رستمی افزود: در حال حاضر هیچ کس نمی داند چه باید انجام دهد خانواده ها با تلاش بسیار جوانان را ترغیب به ازدواج می کنند، اما زندگی مشترک آنها بعد از شش ماه شکست می خورد. بخش اقتصادی گمان می کند با وام و تسهیلات می تواند جوانان را به ازدواج ترغیب کند، اما راهکار منسجمی که همه ابعاد مسئله را جمع کند، اندیشیده نشده است. وظیفه ما در وزارت ورزش و جوانان ساماندهی ابعاد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است تا یک نقشه واحد ارائه شود.

 

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 110

ایدز

 

ایدز

موسس انجمن حمایت و یاری آسیب دیدگان اجتماعی

40 درصد کودکان خیابانی مبتلا به HIV هستند

موسس انجمن حمایت و یاری آسیب دیدگان اجتماعی با بیان اینکه 37 درصد مراجعان به این انجمن بدلیل رفتارهای پرخطر از احتمال ابتلا به HIV نگران هستند، گفت: عامل انتقال سه چهارم ویروس HIV در سطح جهان بدلیل رابطه جنسی پر خطر است.

دکتر خسرو منصوریان در گفت‌وگو با ایسنا منطقه علوم پزشکی تهران، با اشاره به این که 27 هزار نفر در سال مبتلا به ویروس HIV می‌شوند که 91 درصد از آنها مردهای 25 تا 35 سال هستند، گفت: هدف از تشکیل انجمن حمایت و یاری آسیب دیدگان اجتماعی آگاهی رسانی، پیشگیری، ارایه خدمات مشاوره و مددکاری به اقشار آسیب پذیر و حمایت از نهاد خانواده است. او اعلام کرده 73 درصد از مراجعان به خط اورژانس اجتماعی زنان هستند. به گفته او «کاهش آسیب اجتماعی از طریق آگاهی رسانی به خانواده، حساس سازی جامعه و جلب مشارکت مسئولین به منظور برجسته کردن نقش ارکان مختلف اجتماعی در هنجار سازی و بهبود روش‌های اتخاذ شده به منظور احترام به کرامت انسانی و حیطه خصوصی افراد از روشهای مهم مقابله با HIV است.

او که موسس یک انجمن حمایت و یاری آسیب دیدگان اجتماعی است، با اشاره به این که پدیده ایدز یکی از مهم ترین چالشهای هزاره سوم است، یادآور شد: باید همه بر این باور باشند که کودکان یتیم حاصل از ایدز همچون دیگر کودکان نیازمند برخورداری از مواهب یک زندگی طبیعی هستند و حمایت و یاری آنان برای ایجاد فرصت‌های یکسان با دیگر کودکان الزامی است.


ابتلای کودکان خیابانی به HIV؛ بیش از 40 درصد است

منصوریان با اشاره به آمار 40 درصدی ابتلای کودکان خیابانی به HIV گفت: تعداد کودکان مبتلا به این ویروس از آمار موجود بیشتر است. کودکانی که به ایدز مبتلا هستند، زندگی بسیار سختی را در پیش دارند چرا که آنها با مصرف دارو تا آخر عمر، عفونت‌های سخت و طاقت فرسا، درد یتیمی حاصل از فوت والدین مبتلا، تنهایی و انگ اجتماعی زندگی می‌کنند و اغلب فقر را تجربه می‌کنند. او با بیان این که بسیاری از کشورها سیر روند ابتلا به ایدز را با اطلاع رسانی صحیح به صفر رسانده‌اند، تاکید کرد: خویشتن داری، وفاداری و پایبند بودن به خانواده، اجتناب استفاده از سرنگ مشترک در تزریق مواد از الفبای پیشگیری از ویروس HIV است.