• افراد آنلاین : 0
  • بازدید امروز : 10
  • بازدید دیروز : 70
  • بازدید این هفته : 742
  • بازدید این ماه : 3016
  • بازدید کل : 547469
  • ورودی موتورهای جستجو : 2145
  • تعداد کل مطالب : 1505


عنوان محصول اول

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول دوم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول سوم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول پنجم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول
دوستت دارم دوستم بدار
بازديد : iconدسته: خانه بخت شماره 30

رسم عاشقی از نگاه مونا فرجاد

صداي مهماندار كه مي گفت: «لطفاً تا قبل از توقف كامل هواپيما كمربندهاي خود را بسته نگه داريد» خيالم را راحت كرد. هول و ولا تمام شد و باور كردم كه بالاخره رسيديم. و این تاوان ترسم از شلوغی جاده بود، هواپيما ايستاد و ۱۰ دقيقه بعد سوار ماشين شدم به سمت هتل، با اولين وزش باد رطوبت هوا را روي صورتم احساس كردم. شنيده بودم در اين شهر هميشه باراني همه چيز رنگ زيبايي و زنده گي دارد حتي سفره هاي رنگين غذاهايشان كه انواع چاشني ها را روي آن مي گذارند تا زيبايي و مزه غذاهاي اين شهر را خاطره انگيزتر كند.

با خودم گفتم: «شهر باران با مردماني كه قلبشان به وسعت درياي خزر است». خيابان شلوغ بود و پر ترافيك درست مثل تهران انگار ترافيك بخشي از دغدغه ي مشترك مردمان شهرهاي بزرگ اين مرز و بوم است.

وارد هتلي زيبا و قديمي شدم، مسئول پذيرش به گرمي از من استقبال كرد و اتاقي دنج كه پنجره هايش رو به ميداني بزرگ و پر رفت و آمد باز مي شد، در اختيارم گذاشت. اما با تمام اين برخوردهاي گرم و مهرباني مردم شهر كلافه بودم و چيزي روي قلبم سنگيني می کرد. نيم ساعت بعد از هتل زدم بيرون مي خواستم به جريان زندگي مردم بپيوندم و روي سنگفرش هاي خيس خيابان قدم بزنم تا از شر نگراني به ظاهر بيهوده خلاص شوم. دستفروش ها در حاشيه خيابان بساطشان پهن بود. از شلغم و سيب سفيد، تا كاهو و پيراهن و لباس بچه گانه و حوله. همه چيز براي فروش، ماهي فروش ها، ميوه فروش ها و مردمي كه مي آمدند و مي رفتند، تصويري جذاب از زندگي را ترسيم مي كردند. با اين همه اما احساس مي كردم دل تنگم و نگران. نكند قرار است اتفاق بدي بيفتد.

اين همه حس دلتنگي نگرانم مي كرد اما بالاخره در تنهايي و سكوت شب وقتي كه تنها در اتاق هتل نشسته بودم دليل اين دلتنگي را فهميدم. دلتنگي ام براي شهرم بود. براي خيابانهاي شلوغ تهران. اما نه فقط اينها نبود. دلتنگ پدرم، مادرم و خواهرم بودم. دلتنگ نوازش هاي مادرم، لبخند گرم پدرم و صداي دلنواز خواهرم. چرا؟ من فقط چند ساعت از آنها دور شده بودم و سفرم قرار بود كوتاه باشد و نبايد اين همه دلتنگ مي شدم، اما انگار راز ديگري در ميان بود.

تا به حال از خودتان پرسيده ايد كه چه قدر به اطرافيانتان توجه مي كنيد؟ چقدر خوبي هاي آنها را حس مي كنيد و حضور آنها چه نقش مهمي در زندگي شما دارد؟ آيا هرگز از آنهايي كه در زندگي شما نقش حامي و هدايت كننده و همدم شما را داشته اند تشكر كرده ايد فقط به خاطر اين كه در كنار شما هستند؟ از اعضاي خانواده شروع مي كنم.

همه ما هر روز از منبع عشقي كه در وجود پدر و مادرمان نسبت به ما هست بهره مند مي شويم اما انگار به اين محبت ها عادت كرده ايم و برايمان عادي شده است آن قدر كه گاهي يادمان مي رود قدر دان اين محبت ها باشيم.

در آن لحظات چهره ي پدرم در ذهنم تداعي شد، دلتنگش بودم، جاي خالي او را به شدت احساس مي كردم و به اين فكر مي كردم كه چه لحظه ها و ساعت هايي را براي بيان اين كه بگویم از صميم قلب نيازمند عشق و مبحت بي دريغ او هستم، از دست داده ام.

اما فراموش نكنيم همانگونه كه ما نيازمند محبت و توجه اطرافيانمان هستيم آنها هم همين توقع را از ما دارند. آنها هم به محبت ما نيازمندند.

پس وقتي كه يك رفتار مهرآميز از همسر، پدر، مادر، خواهرتان … مي بينيد به جاي آن كه توي دلتان از او تشكر كنيد احساستان را به زبان بياوريد. همين چند كلمه ساده «دوستت دارم» يا «اين اخلاقت خوب و دوست داشتني است» يا «چقدر امروز زيباتر شدي» و يا «براي همه ي حمايت هايي كه از من ميكني ممنونم» و … تأثيري شگفت انگيز در روح و جان آنها مي گذارد و محبت آنها نسبت به ما بيشتر ميشود و اين يك تاب و بازتاب طبيعي است و در نهايت اين خود ما هستيم كه با واكنش مثبت نسبت به محبت هاي ديگران از عشق و محبت بيشتري بهره مند مي شويم.

متأسفانه اين جمله را از زبان بعضي افراد شنيده ام كه مطمئنا براي شما هم آشناست «بعضي از ما مردم مرده پرستيم» وقتي عزيزي از ميان ما مي رود قلبمان از غم و اندوه پر ميشود، حسرت روزهايي را مي خوريم كه مي توانستيم نسبت به آنها ابراز عشق و محبت كنيم و كوتاهي كرديم. حسرت از دست دادن زماني را مي خوريم كه مي توانستيم قدر دان محبتهاي آنها باشيم و نبودیم و من همه اينها را در جريان يك سفر كوتاه فهميدم سفري كه باعث شد با يك دوري چند روزه درس هاي بزرگي بگيرم و متوجه شوم كه چه قدر در زندگي نسبت به عزيزانم كوتاهي كرده ام و همان لحظه تلفن را برداشتم و به خانه زنگ زدم، با شنيدن صداي مادرم، اشك از چشمانم جاري شد و هر آن چه از عشق، محبت و قدرداني نسبت به او در وجودم بود به زبان آوردم.

اما آيا هميشه فرصت كافي براي جبران اين كوتاهي ها را خواهيم داشت؟

پس بياييد از همين لحظه به خودمان قول بدهيم كه به عزيزانمان بيشتر توجه كنيم و در برابر هر رفتار محبت آميز آنها، عشق و محبت خود را نثارشان كنيم و هرگز فكر نكنيم كه آنها از نگاه و رفتار ما متوجه عشق و محبت ما نسبت به خودشان خواهند شد. ياد بگيريم كه بگوييم «دوستت دارم» و كاري كنيم كه دوستمان بدارند.

بالاخره مد رن هستید یا سنتی؟

دختر خانوم ، آقا پسر تو رو خدا بيايين تكليف خودتون رو تو زندگي مشخص كنيد! مي خواهيد مدرن زندگي كنيد يا سنتي؟

اگر زندگي مدرن را انتخاب مي كنيد و به تساوي حقوقِ زن و مرد اعتقاد داريد و فكر مي كنيد زن بايد كار كنه، درآمد داشته باشه، با دوستانش بره بيرون، مسافرت بره، پس چطور يه وقت هایی اين حرف ها يادتون ميره؟ وقتي به اعياد رسمي و مراسم سنتي مي رسيم، دنبال اين هستين كه فاميل شوهر (مادر شوهر و پدر شوهر) به عنوان عيدي به شما چي ميدن، يا منتظر هستين كه شب چله، عيد قربان، عيد فطر، عيد غدير و … واسه شما چي ميارن؟

خب اگه اين جوريه پس همه جوره طبق روش سنتي زندگي كنيد. و انتظار اين را هم داشته باشيد كه فرداي روزگار همسرتون اجازه كار كردن، اجازه ارتباط داشتن با دوستان موجه تون و اجازه تنها مسافرت رفتن را به شما نده! و شما بايد پذيراي همه ی اين مسايل باشيد.

البته منظورم اين نيست كه زندگي سنتي خوبه يا مدرن. اصلا! هر روش زندگي اي كه انتخاب كنيد بسيار خوب و درست به شرط اين كه به طور كامل به رسوم اون زندگي پايبند باشيد. يا اين وري يا اون وري، معلق كه نميشه زندگي كرد! ميشه؟ اما آقا پسرها شما هم نقش مهمي رو بازي مي كنيد شما هم هر نوع روش زندگي رو انتخاب كنيد، سنتي باشيد يا مدرن، مومن باشيد يا خدايي نكرده بي اعتقاد به مباني ديني، يك چيز رو نبايد فراموش كنيد اونم اينه كه همسر شما يا نامزدتان كه قراره همسر شما بشه، احتياج به محبت، نوازش و حمايت شما داره و در دنياي زنان، هديه گرفتن از همسر، يكي از نشانه هاي عشق و محبته حالا چه تفكر مدرن داشته باشيد، چه سنتي، پس خودتون در مراسم و مناسبت هاي مختلف هديه اي مناسب و در حد توانتون براش بخريد، حتما نبايد هديه گرون قيمت باشه، گاهي با يك دسته گل ساده و زيبا يا يك شال ساده مي تونيد اين محبت رو نشون بدين. اگر به اين نكته هاي به ظاهر كوچك، اما در باطن بزرگ بيشتر توجه كنيد زندگيتون خيلي قشنگتر ميشه.


iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد


icon ثبت نظر

Copyright © 2015 _ Design by : MrJEY