• افراد آنلاین : 0
  • بازدید امروز : 10
  • بازدید دیروز : 70
  • بازدید این هفته : 742
  • بازدید این ماه : 3016
  • بازدید کل : 547469
  • ورودی موتورهای جستجو : 2145
  • تعداد کل مطالب : 1505


عنوان محصول اول

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول دوم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول سوم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول پنجم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول
سازمان ملی جوانان، برنامه‌ها، حرف‌ها و شایعات
بازديد : iconدسته: خانه بخت، شماره 13

درچند ماه گذشته سازمان ملی جوانان محور شایعات بسیاری بوده، از موضوع صدور برگه صلاحیت ازدواج که گفتند از سوی رییس این سازمان اعلام شده تا مسئله اختصاص سهمیه برای پذیرش جوانان متاهل در دوره کارشناسی ارشد و … این گفت و گو در واقع تلاشی بوده است برای شفاف تر کردن مواضع سازمان ملی جوانان در مورد جوانان و مسایل مربوط به آن ها طرف گفتگو مجید امیدی معاون فرهنگی سازمان ملی جوانان و به نوعی نفر دوم این سازمان است و زمان این گفتگو چیزی حدود ۲ ساعت است اما معاون فرهنگی سازمان سعی داشت درباره هر موضوعی مفصل حرف بزند و در نتیجه این که بسیاری از مسایل ناگفته ماند تا فرصتی دیگر…

شما به عنوان معاون سازمان ملي جوانان فکر می کنید چه قدر تمايل براي شفاف سازي فعاليتهاي اين سازمان وجود دارد؟

اميري: نظر مديران جامعه و هر كس كه خود را مسئول ميداند اين است كه مردم را ولي نعمت خود ميدانند و اين طور نيست كه بخواهند مسايلي را پنهان كنند اما گاهي اوقات در برخي حوزهها چيزهايي را مردم نميدانند و احساس ميشود پنهان كاري صورت گرفته و در برخي موارد هم ما اطلاعرساني را اشتباه گرفتهايم و فكر ميكنيم هر آن چه در بدنهي يك نهاد وجود دارد بايد بيرون بريزد و همه از همه چيز اطلاع داشته باشند تا اسم آن را روشنگري – شفاف سازي يا مديريت شيشهاي بگذاريم. در صورتي كه ما وقتي يك خانوادهاي را هم در نظر بگيريم ميبينيم كه در آن خانواده پدر و مادر همه چيز را براي بچهها نميگويند، نه اين كه خداي نكرده ما مردم را صغير و بچهي حكومت بدانيم، خير اما به هر حال مردم «عيال» حكومت هستند گاهي اوقات مكدر كردن ذهن جامعه لطف كردن در حق جامعه نيست بلكه جفا است خبري كنيم.

در سازمان ملي جوانان تا به حال چه برنامههايي براي بهبود شرايط زندگي فردي و اجتماعي جوانان حداقل در سطح آماده سازي زمينههاي اصلي انجام شده؟ و آيا اين برنامهها در طول سالهايي كه از عمر سازمان ميگذرد به نتيجه مورد نظر رسيده؟

در اين سالها ۱۴ سند مختلف نوشته و آماده شده، بايد توجه كرد كه سازمان ملي جوانان يك سازمان قشري است و نه عمقي و نه حتي بين بخشي است.

منظورتان از قشري بودن يعني نگاه سازماني به قشر جوان داشتن؟

دقيقاً وظيفه ما اين است كه طيف جوان يعني گروه سني ۱۵ تا ۲۹ سال را پوشش ميدهيم. اينها بدنه فعال جامعه ما و اكثريت جامعه هستند و توليد كننده علم و فناوري در جامعه هستند و هر فعاليتي كه قرار است شروع بشود با اتكاي به اين مجموعه آغاز ميشود مسايل و مشكلات هر قشري با قشر ديگر متفاوت است و نيازهاي هر قشري با ديگري متفاوت است. ۱۴ سندي كه در سازمان مقدمات آنها نوشته و آماده شده است و تقسيم كار ملي براي آنها بر اساس برنامه چهارم توسعه صورت گرفته و اين طور نيست كه كار فقط در يك برنامه چهار ساله يا پنج ساله تمام شود در واقع اين نيازي است كه همواره وجود دارد و در هر دورهاي كه ما جوان داشته باشيم، جوان نيازهاي خودش را دارد و در هر دوره و زمانه و دههاي نيازهاي جوانان و تعاريف آنها فرق ميكند.

نتیجه این نگاه چه بود؟

برنامهريزي براي جوانان بايد بر اساس اين سه اصل يعني ميل جوان – نياز جوان و مصلحت جوان باشد و آن ۱۴ سند نيز بر همين اساس تنظيم شده است.

حالا چند درصد آن‌‌ها به نتيجه رسيده مسئله اصلي نيست مهم اين است كه ما يك سازمان برنامهريز هستيم برنامهريزي و سياستگزاري بايد يك عقبه ديگري هم داشته باشد ما بايد فراتر از اين را هم نگاه كنيم كه قبل از اين كه ما برنامهريزي كنيم بايد اسناد مثبته‌‌اي در ارتباط با اين برنامهريزي داشته باشيم. يعني پژوهشها، پايشها و مطالعات و نياز سنجيهايي كه گاه از مجموعه خود جوانان گرفته ميشود. من بايد يك اعتراف تلخ بكنم و اين كه متأسفانه توليدات ما آن طور كه بايد بر اساس ذائقه روز نيست و ما وقتي ميبينيم جوانانمان به توليدات وارداتي گرايش پيدا ميكند اين نشان دهنده خلاء توليدات مناسب داخلي است.

سازمان شما براي پاسخگويي به نيازهای نسل جوان و به خصوص يكي از اصليترين آنها كه مسئله ازدواج است چه كرده است و يا چه كاري قرار است انجام بدهد.

ما بايد اول نگاهها را اصلاح كنيم يعني ما نگرشمان را نسبت به شرايطي كه در آن قرار داريم و مسئلهاي كه برايمان مهم ميشود تعديل كنيم مثلاً يكباره ما مواجه ميشويم يا جامعه جواني كه نياز اصلي آنها ازدواج است. نياز به ازدواج يك نياز عيني و ضروري است و در يك حوزهاي بايد به آن قطعاً پاسخ داده شود و نميتوان آن را ناديده گرفت يا به تأخير انداخت يا شكل آن را تغيير دارد. در جامعه ما تحريكات مختلف وجود دارد كه هدف همه آنها جامعه جوان ماست. ما از بچهگي آموزههاي ديني را به كودكانمان ميآموزيم اما واقعاً چه قدر موفق شدهايم كه جوانانمان را در برابر اين تحريكات حفظ كنيم.

وقتي جوان در جامعه در برابر اين تحريكات قرار ميگيرد چه قدر ميتواند خودش را حفظ كند. ما فقط برنامهريزي ميكنيم و در اين حوزهها برخي از آسيبها را اعلام ميكنيم.

چرا اين همه ابهام در مورد وظايف سازمان وجود دارد؟

چون براي سازمان تعريف اجرايي در سطح وسيع نشده اگر سازمان بتواند خوب تدبير كند و با سر حلقههايي كه با جوانان ارتباط دارند ايجاد ارتباط كند بخش عمده كارش انجام شده سازمان ما هر چند كه نامش سازمان ملي جوانان است اما به صورت خيلي مستقيم با جوانها ارتباط ندارد طوري كه خودش بتواند كلاسهاي آموزشي برگزار كند يا تسهيلات در اختيار جوانها بگذارد. ولي سازمان اگر بتواند با دستگاههايي كه با جوانان به صورت مستقيم برخورد دارند ارتباط خوبي برقرار كند در آن جا نقش خود را ايفا كند و خوب سياستگذاري و برنامهريزي كند آن خروجي كه به دست جوانان ميرسد خروجي مناسبي خواهد بود.

در حوزهي ازدواج چند سالي است كه سازمان حساسيت سازي در بين مسئولين و دستگاههاي مختلف انجام ميدهد و به دنبال اين است كه اين نياز مسئله را در الويت اول دستگاههاي ذيربط و كل جامعه و خانوادهها قرار بدهد. نگاه خانوادهها را به نوعي معطوف به اين بحث كند. امروز اكثر خانوادهها بچههايشان را فقط براي اين كه دكتر و مهندس خوبي بشود تربيت ميكنند و نه پدر و مادر خوب شدن اصلاح اين مسير بايد در يك فرآيند اتفاق بيافتد. اين فرآيند با آموزش خانوادهها اتفاق ميافتد.

يعني مخاطب شما خانواده است؟

بخشي از مخاطب ما در بخش ايجاد تغيير در نگرشها و آموزش بله. چهار تا كاركرد در نهاد خانواده وجود دارد كه خانواده عصر مدرنيته در حال از دست دادن اين كار كردهاست متأسفانه بعضي از خانوادهها پذيرفتهاند كه مقهور ادبيات وارداتي بشوند و اين است كه هويت خانواده در حال از بين رفتن است. وقتي ما كاركرد تربيت، كاركرد تبادلات بين فردي و عاطفي، كاركرد توليد مثل، كاركرد ايجاد شغل و شغل يابي را از خانواده بگيريم معضلاتي پيش ميآيد كه در حال حاضر با آن دست به گريبان هستيم. شغل يابي قبلاً دغدغه پدر براي فرزند بوده و الان اصلاً به فكر آن نيست او اصلاً به اين مشكل فكر نميكند و بنابراين چشم اندازي هم براي آن طراحي نميكند. تنها كاري كه ميكند فراهم كردن بهترين امكانات براي تحصيل اوست.

بسياري از گسستهايي كه در جامعه ايجاد شده به واسطه ي گسستهايي است كه در خانواده وجود دارد. امروز خانواده هستهاي شده اگر به تعريف خانواده هستهاي دقت كنيم يعني خانوادهاي كه ارتباطات آن فقط در حوزه خانواده است و ارتباطات اين خانواده در كلان شهرها با اقوامش به شدت در حال كمتر شدن است. در مجموعههاي مسكوني ما از همسايه بغلي خودمان خبر نداريم امروزه به واسطه نوع ارتباط پدر و مادرها با هم خانواده تبديل شده به سلول اين را كه ديگر كسي نميتواند ديكته كند.

يعني خانواده هستهاي خانواده سلولي شده و هر كس در اتاقش براي خودش زندگي ميكند. آيا اين تحت تأثير كنشهاي اجتماعي نيست؟

چرا هست. اما آيا ميتوانيم طوري عمل كنيم كه تحت تأثير اين كنشهاي اجتماعي قرار نگيريم يا نه؟ و يا اين كه بايد آن قدر منفعل باشيم كه هر هجمهاي به سمت ما آمد تسليم بشويم؟ هيچ جاي دنيا اين طور نيست. در ساير كشورها هم تعصبات خاصي به برخي از آموزههايشان دارند. اين جا دختر خانواده پاي رايانه خودش است، پسر خانواده در اتاق خودش و …

در شهري مثل تهران ۲۷ درصد جوانان ما خانه مجردي دارند. شما اين را در چهار ضرب كنيد چون هر جوان حداقل سه يا چهار دوست دارد كه همراه او هستند و ما نبايد خوشبين باشيم و فكر كنيم فرزندان ما از هر آسيبي در امان هستند اين فكر يعني خوش بيني مطلق و فريب دادن خودمان اما گاهي ما دوست داريم خودمان را فريب بدهيم.

فکر نمی کنید کار از بالا ایراد دارد، یعنی جایی که باید برنامه ریزی شود برای جلوگیری از کجروی ها؟

شما به دنبال اين هستيد كه برسيد به اين نكته كه برنامهريزيها ما را به اين جا رسانده!

شايد بخشي از مشكلات به دليل سياستگزاري غلط باشد اما وقتي ما از تربيت حرف ميزنيم مفهوم الان اين است كه انتظار داريم تربيت صرفاً در مدرسه اتفاق بيافتد و خانواده هيچ نقشي بر عهده نگيرد اما ۵۰% تربيت و شايد بيشتر به عهده خانواده است وقتي خانوادهاي ميپذيرد شبكه اينترنت و ماهواره را مثل يك ميهمان ناخوانده به خانهاش راه بدهد يعني سم قتالهاي را به خورد جوانش ميدهد و بعد تصميم ميگيرند كه جلوگيري كنند كه نميشود. و همين سم مهلك است كه فرهنگ ما و مدل زندگي و خواستههاي ما را تغيير ميدهد. بخشي از مشكلاتي كه حرفش را ميزنيم اتفاقات خود ساختهاي است و ما خودمان خواستهايم اين اتفاق بيافتد اگر شما يك فضاي آرماني، ايدهآل و رفاه زده را جلوي چشم خانوادهتان نگذاريد قطعاً جوان شما خواستههاي معقولتري خواهد داشت ضمن اين كه اين خواستهها را به شكل درستتري هم مطرح خواهد كرد فكر نكنيد كه اگر يك دستگاه توليد پول براي فرزندتان باشيد كافي است. وقتي نوع نگاه ما تغيير ميكند بايد منتظر از دست دادن بچههايمان باشيم.

اين اتفاق در طبقات فرا متوسط بيشتر رخ ميدهد چون جوانها در طبقات متوسط به دلايل مختلف هنوز به معيارهاي خانوادهگي وابسته هستند.

احسنت خروجي آمار و ارقامي كه در اين موارد به دست ما ميرسد شاهد درستي صحبت شماست و نشان ميدهد كه در چه طبقاتي بيشتر اين اتفاق رخ ميدهد ۸۵% طلاقها در جوامع شهري اتفاق ميافتد بيشترين بزهكاريها در كلان شهرها اتفاق ميافتد، اينها با زبان صريحي به ما ميگويد چه اتفاقي در حال رخ دادن است.

بيشترين آسيبها آن جاست كه جوانها به رفاه و به نوعي فرهنگ مصرفگرايي و مدرنيته غربي بيشتر نزديك هستند. يعني هر چه مدرنيته جلوتر ميرود فرهنگ اصيل و برخوردهاي صحيح خانوادهگي عقبتر ميرود.

اسم اين را مدرنيته نگذاريم اين همان مصرفزدهگي و تقليد از مدرنيسم است.

احسنت اين كه ما از مدرنيته صحبت ميكنيم مدرنيته ابزار و نمادهاي خودش را دارد و وقتي وارد جامعه ميشود اگر آن جامعه نتوانسته باشد تربيت درستي را در خودش دروني بكند، در مقابل آن فرهنگ عقبنشيني ميكند. اين هجوم است اين ادبيات جديدي كه چند سال است ايجاد شده به نام جنگ نرم بايد مورد دقت قرار بگيرد. اين جنگ نرم در حوزههاي اخلاقي و تربيتي و اجتماعي بيشتر است

آن چه شما به عنوان جنگ نرم از آن حرف ميزنيد چيزي نيست كه تازه آغاز شده باشد. در دهه ۶۰ غرب با يك نوار VHS عكس رمبو را روي سينه همه جوان های ما نصب كرد، ما آن موقع چه كرديم که حالا بعد از بيست و چند سال فكر ميكنيم اين جنگ نرم است؟

گاهي زياده خواهيهاي اقتصادي بعضيها مردم را بدبين ميكند. اما بايد منصف بود بايد ببينيم چه قدر بر عليه ما هجمه است و ما چه قدر ميتوانيم در برابر اين هجمه مقاومت كنيم هميشه مسايل خيلي روبنايي و آن چه زرق و برق داشته و با برخي از غرايز ما سازگار بوده بيشتر ما را تحت تأثير قرار داده وقتي ما وارد فضاي مجازي ميشويم يك دنيا در برابر ما نيست دنياها در برابر ماست و به طور لحظهاي مد و مدل برايمان طراحي ميكنند. البته اين را هم قبول دارم كه ما در خيلي از حوزهها كم كاري كردهايم.

ما امروز مربي تربيتي كه وظايف خودش را بشناسد واقعاً نداريم الان خانوادهها اعتماد ميكنند و فرزندشان را تحويل مدرسه ميدهند ولي معلوم نيست چه چيزي تحويل ميگيرند. در آموزش و پرورش درست كه معلمهاي ما شريف هستند ضمن اين كه خود من هم آموزش و پروررشي بوده و هستم اما همه معتقدند كه نهاد آموزشي ما ضعف دارد و همه هم به آن اذعان دارند آيا اين پالس جدي نيست براي خانواده كه بيشتر مراقبت كند و كل تربيت را به آموزش و پرورش واگذار نكند.

مربي آموزش و پرورش خودش مقهور شرايط ديگري است وقتي يك نوجوان ايراني ميبيند جوان هم سالش با ماشين ۱۵۰ ميليون از جلوي او رد ميشود و او اين امكان را ندارد، از دست مربي آموزش و پرورش هم كاري بر نميآيد كه به اين جوان بگويد عينيتي كه ميبيني غلط است اين جوان می خواهد به آن موقعيت برسد و وقتي نميرسد دنبال وسيلهاي براي آرام كردن خودش ميگردد و اين يعني يكي از دلايل كاهش سن اعتياد و يك سري جرايم ديگر و …

شما همه مسايل را به اقتصاد وصل ميكنيد اين نياز به ميزگردي دارد كه متخصصان درباره آن صحبت كنند. قطعاً آسيبهاي جامعه ما كم نيست و گاهي با نگاه تهرانيسم و فقط در حوزه تهران سنجيدن مانع حل خيلي از مسايل است. ما يك كشوري هستيم كه همه كشور را بايد با هم ببينيم.

اين كه الان در نوع رفتار ما چه اتفاقي ميافتد اين را بايد از زواياي مختلف ديد بعد هم اگر بخواهيم اين مسئله را به گردن حاكميت بياندازيم كه يقيناً در حال انجام شدن است يك جاهايي هم ابزارها موجود نيست ما نميتوانيم بگوييم كامليم و براي همه خلاها راه حل داريم. بايد باور كنيم كه ما يك دوراني را از دست دادهايم شرايط كشور ما شرايطي بوده كه ما را وادار كرده الوليت بندي كنيم و چشممان را موقتاً بر روي برخي از اولويتها به اجبار بستهايم براي آن كه بتوانيم آن قسمت مهمتر را هر چه زودتر به سرانجام برسانيم.

پس شما هم قبول دارید که ما امروز در پاسخگویی به نیازهای نسل جوان با مشکل روبرو هستیم، اين يك اتفاق يكباره نيست بايد برايش برنامهریزي ميشد.

وقتي شما چشم انداز بيست سال ديگر را ميبيني اما نه برايش زير ساخت داري و نه برايش پول داري – چون پول كشور آن زمان جاي ديگري هزينه ميشد – چه ميكني؟

آيا بد خرج كردنها بدتر از بی برنامه بودن نيست؟

چرا ولي حتي اين هم نبوده چون ما هنوز بابت دوران جنگ بدهي داريم آن زمان يك RPJ آر پي جي را ميخريديم ۷ هزار تومان آن زمان قيمت يك يخچال ده هزار تومان پس همه مسايل را بايد با هم ديد. هر چند كه يك دورهاي اشتباهاتي هم كردهايم تا امروز كه رسيدهايم به انفجار جمعيت جواني كه براي حل كردن مسايل اين جوانها دولت و ساير بخشهاي كشور دست در دست هم گذاشتهاند كه خيلي از مسايل حل شود.

اما هنوز هم خيلي ها با چسبيدن به يك سري مسايل ظاهري چشم بر روي واقعيتهاي جامعه بستهاند، ازصدا و سيما كه در سريالهايش گاه هيچ نشاني از واقعيتهاي جامعه نميبينيم بگیر تا خيلي از كتابهايي كه شما چاپ ميكنيد و اگر به دست جوانها برسد نمی خوانند.

به هر حال خیلی مسایل هست که باید حل شود، باید رویشان کار کرد.

ماجراي منشور ازدواج چه شد؟

يكي از خبرنگاران اين خبر را دخل و تصرف كرد و امانتداري نكرد و فقط بر اساس برداشت شخصي خودش مطرح كرد. ما قصد داشتيم در فضاي مجازي امكاني فراهم كنيم كه از اين راه هم استفاده كنيم كه حداقلهاي آموزشي را از اين راه به او بدهيم و ما مطمئن باشيم كه يك حداقلهايي را از ازدواج ميداند. كتاب – مجلات و … همه رسانهها را قصد داريم به كار بگيريم.


iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد


icon ثبت نظر

Copyright © 2015 _ Design by : MrJEY