• یک مشاور خانواده: ازدواج با فرهنگ متفاوت باید از روی آگاهی صورت گیرد
  • معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور: سن شروع اعتیاد در زنان به کمتر از ۳۰ سال رسید/مصرف تفننی “شیشه” همچنان بالاست
  • بدترین زمان برای حل دعواهای همسران
  • هفت احساس بعد از زایمان
  • ۱۵ درصد دهه شصتی ها ازدواج نمی کنند
  • ۹۸۰ هزار دختر ایرانی در آستانه تجرد قطعی
  • دیوان عالی درخواست طلاق زوجه به علت عدم تعادل روانی زوج را ابرام کرد
  • معاون رییس جمهور بحث زنان سرپرست خانوار نیازمند هماهنگی‌های بیشتر است 
  • شیوع ایدز در زنان بیشتر از مردان است
  • افزایش آمار ازدواج اجباری و زودهنگام کودکان در آمریکا
  • هزار و ۱۱۶ تخت زایمان بدون درد در بیمارستان های دولتی ایجاد شد
  • دعوای والدین، بدتر از ضربه طلاق است
  • اعتراض به خشونت علیه زنان و کودکان در آفریقای جنوبی
  • رشد ۲۳ درصدی مراجعه برای سقط جنین
  • بهترین زمان صحبت کردن درباره مسائل جنسی / سوالات جنسی را چگونه در خواستگاری بپرسید؟
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 268
    • بازدید دیروز : 1685
    • بازدید این هفته : 10299
    • بازدید این ماه : 38607
    • بازدید کل : 208337
    • ورودی موتورهای جستجو : 924
    • تعداد کل مطالب : 1078




    عنوان محصول اول

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول دوم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول سوم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول




    آخرین اخبار وب سایت
    یک مشاور خانواده: ازدواج با فرهنگ متفاوت باید از روی آگاهی صورت گیرد

    یک مشاور خانواده اظهار کرد: عدم آشنایی از خرده فرهنگهای طرف مقابل زمینه ایجاد اختلاف و بروز درگیری های گوناگونی را برای خانواده‌ها فراهم می کند. در عین حال ازدواج افراد با خرده فرهنگ‌های گوناگون بلامانع است، اما باید از روی آگاهی و اطلاعات از آن فرهنگ صورت بگیرد. به گزارش ایسنا، دکتر محسن ایمانی، […]

    معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور: سن شروع اعتیاد در زنان به کمتر از ۳۰ سال رسید/مصرف تفننی “شیشه” همچنان بالاست

      معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور گفت: بر اساس آخرین شیوع شناسی اعتیاد به طور کلی ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر از جمعیت ۱۵ تا ۶۴ سال کشور یک بار تجربه مصرف مواد مخدر را داشته‌اند که از این تعداد ۲ میلیون و ۸۰۸ هزار نفر مصرف کننده مستمر مواد هستند […]

    بدترین زمان برای حل دعواهای همسران

    سلامت نیوز: یکی از مهم تریم مهارت های حل مسأله در رابطه زوج ها با همدیگر در توجه کردن به زمان است. احتمالا دیده اید مسأله ای که در یک زمان کاملا قابل حل است در زمانی دیگر غیر قابل حل به نظر می رسد. این مهارت بین زوج ها یکی از مهارت های کلیدی […]


    یک مشاور خانواده: ازدواج با فرهنگ متفاوت باید از روی آگاهی صورت گیرد
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    6499_724
    یک مشاور خانواده اظهار کرد: عدم آشنایی از خرده فرهنگهای طرف مقابل زمینه ایجاد اختلاف و بروز درگیری های گوناگونی را برای خانواده‌ها فراهم می کند. در عین حال ازدواج افراد با خرده فرهنگ‌های گوناگون بلامانع است، اما باید از روی آگاهی و اطلاعات از آن فرهنگ صورت بگیرد.

    به گزارش ایسنا، دکتر محسن ایمانی، مشاور، روانشناس و عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس با بیان این که فرهنگ مجموعه‌ای از باورها، آداب و رسوم، اخلاقیات، عرف و فنون است، گفت: آموزش و ارتقای فرهنگ افراد همواره آموزش هایی زمان بر و بنیادی هستند.

    وی با اشاره به این که عناصر فرهنگی از بدو زندگی به سرعت در وجود انسان جای می گیرند، اظهار کرد: هنجارها و ارزش های وجودی افراد در طول سال ها در ذهن ماندگار و ثبت می شوند، بر همین اساس تغییر این ارزش‌های وجودی پروسه ای بسیار سخت و طولانی مدتی را می‌طلبد.

    عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس که در برنامه‌ای رادیویی صحبت می‌کرد با بیان این که فرهنگ عموم مردم کشور، فرهنگ ایرانی است، عنوان کرد: ازدواج افراد با خرده فرهنگ های منحصر به فرد و گوناگون بلامانع است، اما ازدواج با فرهنگ متفاوت باید از روی آگاهی و اطلاعات از آن فرهنگ صورت بگیرد.

    وی همچنین در ادامه افزود: عدم آشنایی از خرده فرهنگ های طرف مقابل زمینه ایجاد اختلاف و بروز درگیریهای گوناگونی را برای خانواده‌ها فراهم می کند.

    ایمانی در خصوص تفاوت زبان زوجین در خانواده، توضیح داد: تفاوت زبان طرفین در یک رابطه می تواند در برخی موارد موجب ناهماهنگی در بین افراد شده و ایجاد اختلاف کند.

    وی همچنین در ادامه اضافه کرد: هم صحبتی خانواده زن یا شوهر به زبان اول یا منطقه خود، نشان از ایجاد راحتی در بین افراد دارد و به هیچ عنوان به معنای توطئه بر علیه فرد تازه وارد نیست


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور: سن شروع اعتیاد در زنان به کمتر از ۳۰ سال رسید/مصرف تفننی “شیشه” همچنان بالاست
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

     

    etiyad

    معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور گفت: بر اساس آخرین شیوع شناسی اعتیاد به طور کلی ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر از جمعیت ۱۵ تا ۶۴ سال کشور یک بار تجربه مصرف مواد مخدر را داشته‌اند که از این تعداد ۲ میلیون و ۸۰۸ هزار نفر مصرف کننده مستمر مواد هستند و این اعداد با واقعیت فاصله زیادی ندارد.

    به گزارش ایسنا، محسن روشن‌پژوه در نشست خبری خود در ارتباط با آخرین شیوع شناسی اعتیاد در کشور گفت: پیمایش ملی خانوار توسط سازمان بهزیستی کشور و ستاد مبارزه با مواد مخدر انجام شد که نتایج آن مدتی قبل مشخص شده بود، اما به دلیل ملاحظاتی که وجود داشت، به عنوان مجری طرح منتظر شدیم تا ستاد مبارزه با مواد مخدر به عنوان مرجع انتشار اطلاعات و اخبار حوزه اعتیاد، نتایج این شیوع شناسی را منتشر کند.

    وی ادامه داد: این پیمایش مانند تمام پیمایش‌هایی که در حوزه آسیب‌های ا جتماعی و اعتیاد در دنیا انجام می‌شود با مشکل کم گزارش دهی به علت قبح مسائلی همچون آسیب‌ها و اعتیاد روبه‌روست؛ این در حالی است که از طرف دیگر مواد مخدر در کشور ایران جرم محسوب می‌شود. بنابراین در این پیمایش تلاش کردیم تا از طریق روش “خوداظهاری” نتایجی را به دست آوریم که به واقعیت جامعه نزدیک‌تر باشد.

    معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور در ادامه با بیان اینکه در این پیمایش اگرچه با کم گزارش دهی مواجه بودیم، اما برای برآورد در جمعیت عمومی، روش پیمایش خانه به خانه یکی از بهترین الگوهای پیمایشی است، گفت: در هر بار اجرای پایلوت این طرح پرسش‌های اصلی را اصلاح کردیم تا به شکلی درآیند که مردم پاسخ بهتری به آن‌ها بدهند. این در حالی است که شرایط جنسی، سنی و شغلی افراد نیز در این پیمایش مد نظر قرار گرفت و تمام پاکت‌های پرسشنامه‌ها نیز بی‌نام و نشان توزیع شدند تا پرسشگران راحت‌تر پاسخ دهند.

    روشن‌پژوه در ادامه با بیان اینکه در برخی از شهرهای کشور اجازه ورود به منزل افراد را داشتیم و در برخی از شهرها به هیچ عنوان این اجازه داده نمی‌شد، گفت: این پیمایش به طور کلی در یک جامعه آماری ۶۱ هزار نفری صورت گرفت؛ به طوری که استان‌های کشور را به سه دسته پرشیوع، کم شیوع و متوسط‌الشیوع تقسیم کردیم و حجم نمونه در هر استان بر اساس جمعیت و میزان شیوع اعتیاد در آن استان بود و پیمایش بر اساس ۳۰ هزار نقشه و ۲۰۰ پژوهشگر آغاز شد.

    وی در ادامه با اشاره به اینکه این طرح پژوهشی طی سال‌های ۹۴ تا ۹۵ انجام شد، تاکید کرد: در این پیمایش به سراغ برآورد اعتیاد نرفتیم، زیرا این کار به تشخیص روانپزشک نیاز دارد و هدف ما در این پژوهش، برآورد مصرف در طول سال گذشته، ماه گذشته، هفته گذشته و تجربه یک بار مصرف (طول عمر) بود.

    معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور در ادامه درخصوص نتایج این پژوهش تصریح کرد: از ۵۳ میلیون نفر افراد بین ۱۵ تا ۶۴ سال کشور، ۲۴٫۶ درصد به صورت خودسرانه مصرف داروهای اعتیادآور و مسکن در هفته گذشته داشته‌اند. همچنین بر اساس این پیمایش ۲ میلیون و ۸۰۸ هزار نفر از افراد، دارای مصرف مستمر مواد مخدر در هفته و ماه گذشته بودند.

    وی درخصوص مصرف مواد مخدر در طول عمر تصریح کرد: وقتی مصرف مواد در طول عمر محاسبه می‌شود یعنی فرد حداقل در تمام طول عمر خود یک بار تجربه مصرف مواد مخدر را داشته باشد که البته منظور از آن اعتیاد نیست و این نوع مصرف شامل مصرف تفننی و آزمایشی است که به این ترتیب ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر از جمعیت ۱۵ تا ۶۴ سال کشور تجربه یک بار مصرف مواد مخدر را داشته‌اند که از این تعداد ۲ میلیون و ۸۰۸ هزار نفر مصرف مستمر (هفته گذشته، ماه گذشته) داشته‌اند.

    به گفته روشن‌پژوه، عدم پاسخگویی در این پژوه کمتر از ۵ درصد بوده است اما راستی‌آزمایی درخصوص صحت اظهارات افراد صورت نگرفته است و به طور کلی نتایج این پیمایش با واقعیت بسیار نزدیک است.

    مصرف مواد محرک در میان مصرف‌کنندگان مستمر مواد مخدر همچنان بالاست

    معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور در ادامه افزود: بر اساس نوع مواد مصرفی در مصرف کنندگان مستمر (۲ میلیون و ۸۰۸ هزار نفر) خانواده تریاک در رتبه اول، حشیش و گل در رتبه دوم و محرک‌ها مانند شیشه در رتبه سوم قرار دارند.

    روشن‌پژوه در ادامه عنوان کرد: بر اساس نوع مواد مصرفی، مصرف کنندگانی که در طول عمر به صورت تفننی و یا آزمایشی تجربه مصرف داشته‌اند، بیشتر ماده مصرفی همچنان تریاک بوده و شیشه و کریستال در رتبه دوم قرار دارد و خانواده حشیش، گل و ماری‌جوآنا نیز در رتبه سوم قرار می‌گیرند.

    به گفته وی ۵۳٫۲ درصد از مصرف کنندگان تفننی و آزمایشی مواد مخدر که حداقل تجربه یک بار مصرف داشته‌اند، ۵۳٫۲ درصد تریاک، ۶٫۵ درصد حشیش و ۷٫۱ درصد هروئین مصرف می‌کنند.

    وی در ادامه تاکید کرد: بنابراین مصرف مواد محرک هنوز هم در میان مصرف کنندگان مواد بالاست و نباید فریب آن را بخوریم که مصرف شیشه در جامعه کم شده است؛ به طوری که مصرف شیشه در میان کسانی که مصرف تفننی دارند، همچنان در صدر است و نباید از این مسئله غافل شویم.

    تغییر الگوی اعتیاد از “شیشه” به “گل”

    پدیده چندمصرفی مواد مخدر

    معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور در ادامه به تغییر الگوی مصرف در کشور اشاره کرد و گفت: در حال حاضر با تغییر الگوی مصرف از شیشه به حشیش (گل) مواجهیم و آنچه باعث شده مصرف خانواده حشیش و ماری‌جوآنا بیشتر گزارش شود، این نیست که شیشه از مصرف افراد حذف شده است، بلکه حشیش نیز به مواد مصرفی قبلی آن‌ها اضافه شده است و در حال حاضر با پدیده چند مصرفی روبه‌رو هستیم.

    روشن‌پژوه در ادامه به تشریح وضعیت مصرف گل در کشور پرداخت و گفت: مصرف کنندگان گل ۸۵ درصد مرد بوده که اغلب مردان مجرد هستند و تحصیلات آن‌ها کمتر از دیپلم و یا دیپلم است و حدودا ۳۰ درصد آن‌ها بیکار هستند.

    وی ادامه داد: ۱۴٫۸ درصد از کسانی که گل مصرف می‌کردند دانشجو هستند و ۳٫۷ درصد از مصرف کنندگان گل نیز دانش‌آموزان در حال تحصیل هستند.

    معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور ادامه داد: ۵۱٫۹ درصد از مصرف کنندگان گل بین سن ۱۵ تا ۲۹ سال قرار دارند.

    به گفته وی متاسفانه مصرف کنندگان گل همزمان مصرف قلیان، سیگار، مواد محرک و مشروبات الکلی را نیز تجربه می‌کنند؛ به طوری که ۸۰ درصد مصرف کنندگان گل مصرف همزمان مشروبات الکلی نیز داشته‌اند.

    معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور افزود: مصرف مواد محرک مانند گل، رفتارهای پرخطر جنسی محافظت نشده را نیز بیشتر می‌کند؛ به طوری که مصرف گل به همراه تزریق یک ماده مخدر دیگر ۳۴٫۹ درصد گزارش شده است.

    روشن‌پژوه درخصوص انگیزه مصرف مواد از سوی افراد ادامه داد: درصد بسیار زیادی از افراد مصرف کننده گل عدم تفریح و تفنن را علت مصرف خود اعلام کرده‌اند که ۳۳٫۸ درصد را تشکیل می‌دهند. این در حالی است که ۱۹ درصد از مصرف کنندگان گل نیز به خاطر جلب توجه و ۱۷ درصد نیز به خاطر مواجهه با مشکلات زندگی اقدام به مصرف این مواد کرده‌اند. ۸۴٫۶ درصد از مصرف کنندگان گل و ۱۵٫۴ درصد از مصرف کنندگان آن زنان هستند.

    روشن‌پژوه در ادامه با هشدار نسبت به آنکه الگوی غالب مصرف مواد مخدر در کشور چند مصرفی شده است، گفت: ۳۰٫۵ درصد از افرادی که برای اولین بار مصرف را تجربه کرده‌اند، دو مصرفی بوده‌اند. ۱۵ درصد سه مصرفی، ۸ درصد  چهار ماده‌ای و ۵ درصد پنج ماده‌ای بوده است. این در حالی است که افرادی که به طور مستمر مواد مصرف می‌کنند نیز (۲ میلیون ۸۰۸ هزار نفر) ۵ درصد سه ماده‌ای بوده که ۱۴۰ هزار نفر را شامل می‌شود.

    وی در خصوص وضعیت تزریق در کشور نیز اظهار کرد: در حال حاضر برنامه‌های گسترده‌ای جهت کاهش آسیب در کشور اجرا کرده‌ایم که باعث کنترل اچی آی وی مثبت در کشور شده است. با این حال در این پیمایش دیدیم که حدود ۴٫۷ درصد افراد مصرف کنندگان تجربه تزریق را داشتند.

    معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور افزود: درصد قابل توجهی از کسانی که تجربه تزریق دارند، تزریق غیر بهداشتی با سرنگ‌های دست دوم را تجربه می‌کنند (تزریق مشترک) به طوری که فقط ۳۷٫۶ درصد سرنگ نو مصرف کردند و ۶۲٫۴ درصد سرنگ غیر استریل و مشترک داشتند.

    روشن‌پژوه ادامه داد: با وجود گسترش بیش از ۸۰۰۰ مرکز درمان اعتیاد در کشور فقط ۱۳٫۸ درصد از مصرف کنندگان مواد مخدر تجربه درمان جایگزین با متادون یا بوپرنورفین را دارند و از درمان‌های رسمی استفاده کردند.

    سن شروع اعتیاد در زنان به کمتر از ۳۰ سال رسید

    معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور گفت: بر اساس پیمایش ملی اعتیاد فقط ۳٫۸ درصد از مصرف کنندگان زن تحت پوشش درمان اعتیاد هستند که این مسئله نشان دهنده ملاحظات فرهنگی و اجتماعی زنان در گزارش اعتیادشان است و نشان می‌دهد که باید درمان اختصاصی زنان را در جامعه افزایش دهیم؛ زیرا اکنون درمان در این گروه بسیار سخت است و به علت ملاحظات اجتماعی برای درمان مراجعه نمی‌کنند و الگوهای درمان آن‌ها نیز محدود است.

    روشن‌پژوه ادامه داد: حدود ۲٫۳ درصد از زنانی که تجربه مصرف مواد داشته‌اند، تزریق را نیز تجربه کرده‌اند؛ این در حالی است که ۷۵ درصد آن‌ها از سرنگ نو و استریل استفاده کردند و ۲۵ درصد تجربه تزریق مشترک داشتند.

    وی درخصوص نوع ماده مصرفی در زنان نیز تصریح کرد: تریاک بیشترین ماده مصرفی در زنان است و پس از آن شیشه بوده و سوخته تریاک در رتبه سوم قرار دارند. به این ترتیب مصرف مواد مخدر در میان زنان در رتبه اول است.

    روشن‌پژوه افزود: میانگین مصرف در جامعه زنان تغییری نکرده و نمی‌توانیم بگوییم اعتیاد جوان‌تر شده، بلکه سن شروع مصرف مواد مخدر در دهه ۱۵ تا ۲۹ سال تغییر کرده و زنان در این گروه سنی بیشتر به مصرف مواد مخدر گرایش پیدا کرده‌اند.

    وی تصریح کرد: در واقع سن شروع مصرف در زنان کمتر از ۳۰ سال، کاهش یافته است و میانگین کلی سن شروع مصرف مواد در کشور ۲۴٫۳ سال است و تجربه افراد مصرف کننده در مردان ۲۴٫۱ سال و در زنان ۲۶٫۲ سال است.

    روند افزایشی میل مصرف مواد در زنان جوان

    به گفته معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور، میانگین سن شروع مصرف در مردان و زنان خیلی متفاوت نیست، اما قبح مصرف در زنان جوان کمتر شده و آمار مصرف آن‌ها به مردان نزدیک‌تر شده است و میل به مصرف در زنان جوان در حال افزایش است.

    وی درخصوص وضعیت پروتکل‌های درمانی برای موادی همچون، گل، گراس و ماری‌جوآنا نیز گفت: در حال حاضر درمان حشیش، گل و… درمان‌های غیر دارویی است و پروتکل‌های روان‌درمانی به صورت جداگانه برای آن‌ها ارائه می‌شود، اما درمان دارویی برای آن‌ها وجود ندارد و داروهای تجویز شده نیز فقط برای عوارض جانبی این مواد تجویز می‌شود و در واقع علامت‌درمانی برای آن‌ها صورت می‌گیرد. اما برای کاهش وابستگی فرد به این مواد، مداخلات به صورت روان‌درمانی است.

     


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    بدترین زمان برای حل دعواهای همسران
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    khoshonat

    سلامت نیوز: یکی از مهم تریم مهارت های حل مسأله در رابطه زوج ها با همدیگر در توجه کردن به زمان است. احتمالا دیده اید مسأله ای که در یک زمان کاملا قابل حل است در زمانی دیگر غیر قابل حل به نظر می رسد. این مهارت بین زوج ها یکی از مهارت های کلیدی است به ویژه وقتی رابطه آدم ها ابری می شود و به نظر می شود دقایق دشواری انتظار آن ها را کشد.

    به گزارش سلامت نیوز به نقل از تبیان، روابط صمیمی ترین همسران نیز در لحظه ها و برهه هایی کاملا ابری می شود. استعاره آسمان یکی از بهترین استعاره ها در تبیین دگرگونی روابط میان آدم ها از جمله همسران است. همچنان که کسی انتظار ندارد آسمان همواره در یک حال باشد تصور ثبات دایمی رابطه همسران نیز کاملا تصور غیر واقعی است. اما نکته این جاست که وقتی هوای رابطه بین زن و مرد ابری و تیره و تار می شود احتمال حل و فصل چالش در آن زمان نیز به حداقل ممکن می رسد. درست مثل این می ماند که شما شیئ را در تاریکی گم کرده اید و می خواهید بدون روشن کردن چراغ آن وسیله را پیدا کنید. یافتن راهکار در زمانی که اختلاف بین همسران به اوج خود رسیده حکم یافتن وسیله ای در تاریکی را دارد.

    آدم ها اگرچه نام و نام خانوادگی و مناصب شان به نظر ثبات دارد مثلا وقتی اسم زنی سارا است این سین و الف، ر و الف هیچ پس و پیشی از هم نمی گیرد و صبح و عصر و شب اول ماه و وسط ماه و آخر ماه در یک وضعیت قرار دارد اما وضعیت در اندرون سارا فرق می کند. او ممکن است در طول ماه احوال کاملا گوناگونی را تجربه کند، وضعیت برای مردان هم این گونه است. اگرچه ممکن است منشأ این تغییرات در زنان و مردان با همدیگر متفاوت باشد. به فرض یکی از مهم ترین ریشه های تغییرات خلق و خو در زنان ممکن است به تغییرات هورمونی آن ها مرتبط باشد اما مثلا درباره مردان به مسایل و چالش های کاری آنان اما نهایتا آنچه وضوح دارد این است که چه زنان و چه مردان همواره در یک وضعیت ذهنی و روانی نیستند و نکته جالب توجه این جاست که وقتی کسی در ضعیف ترین وضعیت ذهنی و روانی خود قرار می گیرد در آن صورت بزرگ ترین چالش ها به وجود می آید. مثلا او نمی تواند یک شوخی ساده را تاب بیاورد، بدبینانه به حرف های طرف مقابل توجه می کند و به تاریک ترین گوشه های سخنان او متمرکز می شود و آماده داد و بیداد و نزاع است.

    حالا شما تصور کنید که در یک اتاقی قرار گرفته اید که گازی آن جا نشت کرده و همه فضاها را در بر گرفته است. کافی است شما یک کبریت را بکشید و با اولین جرقه آن اتاق را با محتویات و خودتان به هوا بفرستید. این همان وضعیتی است که ما زوج ها در شرایطی که فضا برای حل مسأله مساعد نیست با آن مواجه می شویم. با اولین جرقه ممکن است کل فضای رابطه ای ما به هوا برود به خاطر این که در آن لحظه فضا به شدت مساعد چنین اتفاقی است اما اگر شما آن کبریت را نکشید و پرده ها را کنار بزنید و پنجره ها را باز کنید و اجازه دهید که هوای تازه ای به درون خانه بیاید، در آن صورت بدون آن که مسأله ای پیش بیاید می توانید کبریت را روشن کنید. در رابطه همسران با همدیگر هم این وضعیت مصداق دارد. اگر در زمان هایی که تنش بالاست صبوری پیشه کنید و نخواهید آن مسأله ای که باعث ایجاد تنش شده در آن لحظه حل کنید در واقع اجازه داده اید که پنجره ها باز شود و هوایی تازه تر وارد فضای رابطه شود. مسلما وقتی این اتفاق با لبخند زدن، گرفتن دست همدیگر، خرید یک کادوی کوچک و تمهیداتی از این دست روی دهد در آن صورت در واقع ما به سمت باز کردن پنجره ها رفته ایم، آن وقت می شود کلماتی از این دست را بیشتر شنید که زن بگوید من هم مقصر بودم و مرد پاسخ دهد نه! بیشتر تقصیر من شد.

     


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    هفت احساس بعد از زایمان
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    image_13960311102559

     

    به عنوان زنی که تازه مادر شده، شناختن چیزهایی که قرار است با آن‌ها رو‌به‌رو شوید، کمکتان می‌کنید بیشتر مراقب خودتان باشید و از کاه، کوه نسازید. در حالی‌‌که اگر همین موارد را ندانید ممکن است وحشت و استرسی بیشتر از آنچه که طبیعی است به خودتان وارد کنید.

    به گزارش سلامت نیوز به نقل از نی نی سایت، بنابراین از همین حالا با هفت احساس طبیعی که احتمال دارد بعد از زایمان تجربه کنید، آشنا شوید.

    احساس اول: غم

    احتمال اینکه چشم‌هایتان به دو چشمه‌ی جوشان اشک تبدیل شود و تا تقی به توقی می‌خورد زیر گریه بزنید، خیلی زیاد است. احتمالا حساسیت‌تان به مسائل جزئی و ساده بیشتر می‌شود و تحملتان کمتر. حالا این‌ها به چه معنی هستند؟ آیا یعنی از مادر شدن خوشحال نیستید؟ قطعا ربطی به احساس مادرانگی‌تان ندارد. این حالت از چند روز تا چند هفته بعد از زایمان کاملا طبیعی است و تا بدنتان با شرایط تازه‌ی بعد از بارداری تطبیق پیدا کند ممکن است کمی تغییر عاطفی احساس کنید. در صورتی که این وضعیت زیاد طول کشید به هیچ وجه مراجعه به دکتر را عقب نیندازید و هر چه زودتر به خودتان کمک کنید.

    احساس دوم: ترس

    بعضی از مادران، از تنها ماندن با فرزندشان وحشت دارند چون نمی‌دانند چطور باید از او مراقبت کنند. بعضی‌ها نگران غذا خوردنش هستند و بعضی‌های دیگر می‌ترسند نتوانند نوزادشان را آرام کنند. بدانید و آگاه باشید که شما اولین مادری نیستید که چنین ترس‌هایی دارد و آخری هم نخواهید بود. سعی کنید عاقل و آرام باشید و در صورت نیاز از پزشک اطفال یا حتی یک مشاور کمک بگیرید.

    احساس سوم: شادی بیش از اندازه

    همانقدر که احساس غم می‌تواند بعد از زایمان پررنگ شود، احساس شادی هم ممکن است همین وضعیت را پیدا کند. به دنیا آمدن یک موجود کوچولوی زنده که با هر خمیازه یا نق می‌تواند موجی از شادی به قلب مادر وارد کند، به همان اندازه قوی است که بقیه‌ی احساسات مادرانه. جالب است بدانید ممکن است متوجه شوید به طرز عجیبی پر انرژی و بی‌قرار شده‌اید. این انرژی حتما برای مراقبت از فرزندتان لازم است اما یادتان باشد از خودتان هم مراقبت کنید و فرصت استراحت بدهید.

    احساس چهارم: خشم

    تغییر ناگهانی وضعیت زندگی، اینکه ندانید چطور باید به فرزندتان شیر بدهید یا پوشکش را عوض کنید و خلاصه خیلی از تغییرات و ندانستن‌های دیگر، ممکن است موجی از خشم را در شما ایجاد کند. این وضعیت طبیعی است و ممکن است مدت زمان کمی طول بکشد اما برای زنانی که ایده‌آل‌گرا هستند این مسئله ممکن است یکی از علائم افسردگی پس از زایمان باشد. مادری که فکر می‌کند فرزندش نباید اینقدر گریه کند و به این مسئله عادت نمی‌کند، برای جلوگیری از بروز افسردگی پس از زایمان باید هر چه سریع‌تر به پزشک مراجعه کند.

    احساس پنجم: اضطراب

    بروز احساساتی مثل دلشوره، نگرانی و اضطراب در هفته‌های اول بعد از زایمان کاملا طبیعی است. هورمون‌های بدن شما در حال تغییر و تحول هستند، ساعت خوابتان عوض شده و مراقبت از بچه به مسئولیت تازه‌ای تبدیل شده است. بنابراین عادی است که دچار اضطراب شوید. بعضی از مادران در این شرایط حتی دچار «حملات اضطرابی» هم می‌شوند که شدت بیشتری دارند. بعد از چند هفته اگر این مشکلات حل نشدند به پزشک مراجعه کنید.

    احساس ششم: حساسیت بیش از اندازه

    برای هر دلیلی گریه کردن و بی هیچ دلیل گریه کردن، مسئله این است! مادران پس از زایمان قادرند برای هر چیز کوچک و بزرگی گریه کنند و این مسئله هم دست خودشان نیست. دلیل این گریه ممکن است این باشد که چرا شوهرشان لیوان آب را دیر به دستشان داده است یا اینکه فرزندشان آنقدر شیرین است که نمی‌توانند از بغل کردنش دست بکشند. با دیدن این وضعیت وحشت نکنید و حدود دو هفته به آن وقت دهید. معمولا بعد از این زمان، کم‌کم احساسات به وضعیت عادی‌اش برمی‌گردد. اما اگر برنگشت لطفا به دکترتان سر بزنید.

    احساس هفتم: شک
    اگر شما هم یکی از مادرانی هستید که گمان می‌کنید مادری در غریزه‌تان است، پس با به دنیا آمدن فرزندتان، دقیقا می‌دانید باید چه کار کنید بهتر است این طرز فکر را عوض کنید. با به دنیا آمدن بچه ممکن است خیلی چیزها آنطور که برنامه‌ریزی شده بودند، پیش نروند؛ مثلا تا مدتی شیر نداشته باشید. این مسئله ممکن است باعث ایجاد شک و نگرانی در شما شود: اصلا می‌توانم مادر خوبی شوم؟ زمان مناسبی برای بچه‌دار شدن انتخاب کردم؟ این احساسات، زود‌گذر هستند و بعد از چند هفته‌ی اول، کم‌کم از بین می‌روند. هفته‌های اول را سخت نگیرید و بهترین تلاشتان را انجام دهید.

     


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    ۱۵ درصد دهه شصتی ها ازدواج نمی کنند
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    1072113_544

    رییس انجمن جمعیت شناسی ایران گفت: پیش‌بینی می‌شود در نسلی که در حدود سال ۱۳۶۰ به دنیا آمده‌اند، آمار کسانی که ازدواج نمی کنند به حدود ۱۵ درصد افزایش یابد.

    به گزارش خبرنگار مهر، محمدجلال عباسی شوازی، استاد جمعیت‌شناسی دانشگاه تهران و رئیس انجمن جمعیت‌شناسی ایران افزود: ۲ نوع نگرش نسبت به وضعیت باروری داریم: یکی “نگرش مقطعی” و دیگری “نگرش نسلی”. در شرایط فعلی و با توجه به ساختار سنی جمعیت کشور، باروری مقطعی تحت تأثیر وضعیت اقتصادی-اجتماعی حال حاضر کشور قرار دارد. محاسبات انجام شده با روش‌های مختلف نشان داده که میزان باروری کشور در سال ۱۳۹۰ بین ۱.۸ تا ۲.۱ در نوسان بوده است. اما باید توجه داشت که ملاک برنامه‌ریزی‌ها باید باروری نسلی باشد؛ چرا که باروری مقطعی می‌تواند متأثر از شرایط خاص اقتصادی و اجتماعی حاضر باشد.

    باروری نسلی باید ملاک برنامه های جمعیتی قرار گیرد نه باروری مقطعی

    وی در این زمینه با ذکر مثالی گفت: ممکن است در جامعه به محلی مانند کوی دانشگاه تهران مراجعه کنیم و از دختران دانشجو سئوال کنیم که آیا ازدواج کرده‌اند؟ یا اینکه آیا بچه دارند یا خیر؟، طبیعی است که این افراد ازدواج نکرده باشند و یا اینکه ازدواج کرده و به خاطر تحصیل و اشتغال یا شرایط دیگر، فرزندآوری‌شان را به تأخیر انداخته باشند؛ اما اگر ۱۵ یا ۲۰ سال بعد به دنبال همین افراد برویم و از آنها سئوال کنیم، پاسخ‌شان متفاوت خواهد بود و اکثریت این افراد ازدواج کرده و با توجه به روند کنونی باروری، ممکن است اکثر آنها حداقل ۱.۸ فرزند را داشته باشند. پس آن چیزی که در برنامه‌ریزی ها باید ملاک قرار گیرد، باروری نسلی است.

    وی کشور ایتالیا را نمونه‌ای از کشورهای با سطح باروری بسیار پایین دانست که میزان باروری مقطعی آن در حدود ۱.۳ است، اما میزان باروری نسلی آن بالاتر از ۱.۵ محاسبه شده است. عضو هیأت علمی دانشگاه تهران و رئیس موسسه مطالعات جمعیتی گفت: ما اخیرا میزان باروری نسلی در ایران را برای نسل‌های ۱۳۰۵ تا ۱۳۵۰ (نسل‌هایی که باروری آنها کامل شده است) محاسبه کردیم، این محاسبه نشان داد که رقم میزان باروری نسلی بالاتر از رقم باروری مقطعی‌ آن است. نتایج این تحقیق نشان داد که در زمان انقلاب اسلامی که میزان باروری مقطعی در حدود ۱۵ درصد افزایش پیدا کرده بود، اما باروری نسلی روند خیلی آرام داشته و حتی پایین‌تر از باروری مقطعی بوده است. بنابراین پیام این است که ما در برنامه‌ریزی‌های جمعیتی می‌بایست باروری نسلی را که یک باروری کامل‌شده است مدنظر قرار دهیم و نباید نگران نوسانات مقطعی باروری باشیم.  در کشورهایی که باروری پایین و بسیار پایین را تجربه کرده‌اند، ملاک برنامه‌ریزی‌شان باروری نسلی بوده است. در کشور ما نیز میزان باروری نسلی بالاتر از میزان مقطعی آن است و ممکن است افراد باروری‌شان را به تأخیر بیاندازند ولی وقتی به سن بالاتری برسند، بخش زیادی از این باروری تاخیری تکمیل خواهد شد.

    عباسی شوازی گفت: وقتی باروری در سطح بالایی قرار دارد، تأثیر ازدواج و سن آن بر سطح باروری خیلی کم است؛ اما وقتی میزان باروری به سمت جانشینی سوق پیدا می‌کند، اثر ازدواج روی پایین باروری خیلی تأثیرگذار است. هم‌اکنون در کشورهایی مثل ژاپن و هنگ‌کنگ در آسیای جنوب شرقی، در تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر باروری، حدود دو سوم علل باروری پایین را افزایش سن ازدواج و تأخیر در ازدواج شکل می‌دهد. علت آن هم این است که بر خلاف کشورهای اروپایی که در آنها هم‌خانگی(cohabitation) به‌عنوان یک عرف به شمار می‌رود و قانونی شده است و بخشی از فرزندآوری در این قالب شکل می‌گیرد، در  کشورهای آسیای جنوب شرقی و کشورهای اسلامی این شیوه زندگی جایز نیست و در این کشورها چنانچه موضوع ازدواج جدی گرفته نشود، سطح باروری کاهش پیدا خواهد کرد.

    وی افزود: بر اساس مطالعه‌ای که اخیراً انجام داده‌ایم، افراد بدون فرزند، در گذشته در حدود ۴ درصد بوده‌اند که از این رقم، ۳ درصد به نازایی طبیعی و یک درصد نیز به افراد ازدواج نکرده مربوط بوده است؛ اما در سال‌های اخیر، سهم مربوط به افراد هرگز ازدواج نکرده به حدود ۶ درصد و سهم مربوط به نازایی طبیعی نیز به ۴ درصد رسیده است. از این‌رو، در حال حاضر حدود ۱۰ درصد زنان نسل ۱۳۵۰ که فرزندآوری آنها تکمیل شده است بدون فرزند هستند که در بین آنها، روند افزایشی سهم ازدواج نکرده‌ها مهم است. همچنین پیش‌بینی می‌شود در نسلی که در حدود سال ۱۳۶۰ به دنیا آمده‌اند، آمار کسانی که ازدواج نمی کنند به حدود ۱۵ درصد افزایش یابد. البته  در ارتباط با شیوع ناباروری در کشور کمی اغراق‌گویی می‌شود که نادرست و غیرکارشناسی است، اما باید روند افزایشی افراد ازدواج نکرده را جدی گرفت که لازم است در سیاست‌های جمعیتی و خصوصاً به لحاظ اشتغال پایدار مورد توجه قرار گیرند.

    نرخ باروری هرگز صفر نخواهد شد

    علیرضا زاهدیان، معاون مرکز آمار ایران نیز با اشاره کرد به این  که اخیراً در تیتر برخی از رسانه‌ها این موضوع عنوان می‌شود که “نرخ باروری” در سال‌های آتی صفر خواهد شد. اما لازم است توجه داشت که نرخ باروری هیچ‌گاه صفر نخواهد شد مگر اینکه همه مادران یک کشور عقیم شوند، و این اتفاقی است که هیچگاه نخواهد افتاد. اما احتمال صفر شدن “نرخ رشد جمعیت” وجود دارد و این اتفاق در برخی کشورها رخ داده است. از این رو، این دو از یکدیگر متفاوتند و لازم است رسانه‌ها به آن توجه داشته باشند تا اشتباه صورت نگیرد.

    وی سپس به تشریح وضع نرخ باروری در کشور پرداخت و گفت: مرکز آمار ایران طی چند سناریو، پیش‌بینی‌هایی را در این زمینه انجام داده است. بر اساس سناریوی اول، نرخ باروری در سال ۱۳۹۰ در حدود ۱.۸ بوده و در صورت ادامه یافتن همین نرخ، به احتمال بسیار زیاد، نرخ رشد جمعیت کشور بین سال‌های ۱۴۲۵ تا ۱۴۳۰ صفر می‌شود. بر اساس سناریوی دوم، اگر نرخ باروری به ۵/۲ فرزند برسد، تا افق سال‌های مذکور، نرخ رشد جمعیت در حدود ۰.۶ خواهد بود. اما نتایج سرشماری سال ۱۳۹۵ نشان داد که به‌طور متوسط، سالیانه در حدود ۹۵۵۰۰۰  نفر به جمعیت کشور اضافه شده و این تعداد، تا حدودی از نگرانی‌ها کاست. بر این اساس می‌توانیم بگوییم که پیش‌بینی سطح پایین نرخ باروری اتفاق نیافتاده است.

    معاون مرکز آمار ایران به نگرانی‌های مطرح شده در حوزه جمعیت کشور اشاره کرد و اظهار داشت: در حال حاضر و به‌طور کلی، جمعیت کشور از وضعیت مطلوبی برخوردار بوده از نظر کمیت، نگرانی خاصی وجود ندارد و اگر نگرانی‌هایی هم احساس شود مربوط به آینده است. ایشان به افزایش تعداد موالید در کشور طی سال‌های اخیر اشاره کردند و گفتند. ما توانستیم در سال ۱۳۹۴ به یک میلیون و پانصد و هفتاد هزار تولد برسیم که این رقم بالایی است. البته در سال ۱۳۹۵ شاهد اندکی کاهش بودیم و این رقم به یک میلیون و پانصد و سی هزار نفر رسید. بخشی از این تعداد موالید بالا به متولدین دهه سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵ مربوط می‌شود که در حال عبور از سن باروری هستند. دلیل دیگر نیز برای تعداد بالای موالید در این سال‌ها، تغییر سیاست‌های جمعیتی کشور است که در این زمینه تأثیرگذار بوده است. ایشان تعیین سهم تأثیرگذاری هر یک موارد برشمرده را  نیازمند تحقیقات تخصصی دانستند و نتایج سرشماری جدید را نیز در این زمینه کمک‌کننده برشمردند.

    زاهدیان افزود: متولدین سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵ که از تعداد زیادی برخوردار بودند، وقتی به سنین ۲۴-۲۰ سال رسیدند، باروری کشور تغییر چندانی نکرد؛ پنج سال بعد نیز وقتی این نسل به سنین ۲۹-۲۵ سال رسیدند، باز هم تغییر قابل توجهی در باروری کشور رخ نداد. اما وقتی به سنین ۳۴-۳۰ سال رسیدند، میزان باروری بیشتر شد و این روند ادامه دارد بنابراین باید توجه داشت که در این مقطع زمانی، ما به سیاست‌های شتابزده جمعیتی نیاز نداریم و ابتدا لازم است از پتانسیل عظیم جوانان که به حد کافی هستند استفاده کنیم و توجه داشته باشیم که میل به فرزندآوری در بین جوانان وجود دارد..

    نکته‌ای که باید توجه داشته باشیم این است که وقتی میزان موالید یک جمعیت به یک‌باره زیاد می‌شود (مثل سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵که افزایش شدید موالید را تجربه کردیم و حدود دو میلیون و دویست هزار الی دو میلیون و چهارصد هزار نوزاد در سال متولد شدند)، آن نسل پرشمار در هر دوره سنی ، از ابتدایی تا مرحله سالمندی، با مسایل و چالش‌های متعددی روبرو خواهند شد. از طرفی، این نسل وقتی به سنین سالمندی می‌رسند، فرزند کافی ندارند تا از طرف آنها مورد حمایت قرار گیرند. در کشور ما، اعداد و ارقام موجود نشان می‌دهند که بحران سالمندی شروع نشده اما از هم‌اکنون لازم است این موضوع مورد توجه قرار گیرد. بنابراین در کنار کمیت جمعیت، می‌بایست برای کیفیت آن هم برنامه‌ریزی شود.

    معاون مرکز آمار ایران در پاسخ به سئوال دیگری در ارتباط با علت کاهش نرخ رشد جمعیت کشور گفت: متغیرهای مختلفی در کاهش نرخ رشد جمعیت مؤثر بوده‌اند. شرایط اقتصادی موجب شد تا جوانان دیرتر ازدواج کنند؛ و اگر ازدواج می‌کنند، فرزند اول را با تأخیر بیاورند و بین فرزندان نیز فاصله بیشتری بگذارند. آموزش عالی و اشتغال پایدار جزء اولویت‌های اول قرار گرفت؛ همچنین تحولات فرهنگ و سیاست‌های جمعیتی گذشته مواردی هستند که باعث شدند میزان باروری در کشور کاهش پیدا کند. اما در این برهه که به دنبال افزایش باروری هستیم، فقط تغییر سیاست‌ها را داریم و فرهنگمان همان فرهنگ تغییر نیافته سال‌های اخیر است. وی گفت: با توجه به تحقیقاتی که انجام داده‌ایم، جوانان به‌طور میانگین، حداکثر به ۲.۳ فرزند فکر می‌کنند؛ ولی در عمل در حدود ۱.۹ فرزند تحقق یافته و این نشان می‌دهد که آن تعدادی هم که جوانان مطلوب می‌دانند، تحقق پیدا نمی‌کند.

    وی در پاسخ به این سئوال که چه نگرانی‎هایی در مورد کیفیت جمعیت وجود دارد، اظهار داشت: زمانی که ما میزان باروری در سال ۱۳۹۰ را ۱.۸ اعلام کردیم، این میزان در گیلان و مازندران ۱.۳، در استان‌های تهران و البرز ۱.۴ و در استان اصفهان ۱.۵ بود و در مقابل، در استان‌های سیستان و بلوچستان و هرمزگان بالاتر از ۳ بود و این نشان می‌دهد که در استان‌هایی که امکانات بیشتری وجود دارد، میزان باروری کمتر است. از طرف دیگر، میزان باروری مادران باسواد، کمتر از ۱.۵ و در مادران بی‌سواد در حدود ۳ است. همچنین میزان باروری خانوارهایی که از توانایی مالی بالاتری برخوردارند در حدود ۱.۴ است. این ارقام حاکی از آن است که مسأله اقتصادی، تنها مسأله موجود نیست و لازم است در زمینه فرهنگ‌سازی اقدامات بیشتری صورت پذیرد.

     


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    ۹۸۰ هزار دختر ایرانی در آستانه تجرد قطعی
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    17oubv57a2wizjpg

    سلامت نیوز:تجرد و زندگی مستقل اختیار کردن به خصوص برای زنان و دختران ایرانی، هنوز این‌قدر در جامعه سنتی ایران تابو هست که طرحی مانند «عیب زدایی از دختران مجرد» تبدیل به طرحی بی سر انجام شده و دیگر حتی اسمی از آن نيز شنیده نمي‌شود. این در حالی است که طبق آخرین آمارها، ۹۸۰ هزار دختر ایرانی در آستانه تجرد قطعی قرار دارند و علاوه بر این، بسیاری از زنان نیز به واسطه زندگی مشترک ناموفق و طلاق، مجرد محسوب می شوند.

    به گزارش سلامت نیوز، روزنامه قانون نوشت: ایران با چالش تاخیر ازدواج، افزایش سن ازدواج، افزایش طلاق و تجردهای خواسته یا ناخواسته مواجه است و در این بین، هنوز نيزنگاه جامعه این را برنمی تابد که پسر یا به خصوص دختری حتی در سن بالا زندگی خانوادگی را ترک کرده باشد، یا زنی پس از طلاق به هر دلیل به صورت مستقل زندگی کرده باشد، این در حالی است که در بسیاری موارد این افراد، افرادی بالغ محسوب شده که توان و شرایط زندگی مستقل را دارند و به سنی رسیده اند که می توانند روی پای خود بایستند. بااین حال در جامعه سنتی ایران نخستين سوالی که در مواجهه با این موضوع پرسیده می شود، این است: «چه کار می خواهد بکند که در کنار خانواده نمی‌تواند؟». این سوال البته از دل جامعه ای می آید که از طرفی احترام به حقوق فردی معنای درست خود را در آن پیدا نکرده، از طرف دیگر کوچک ترین فرهنگ سازی در این جامعه اغلب جز از راه اجبار ممکن نبوده و افراد تا حضور دست مراقب و به اصطلاح کنترل جدی را احساس نکرده‌اند، تن به قانون نسپرده اند. از اين روست که خانواده ها اغلب نگران فرزندان خود، حتی فرزندان بزرگسال ۳۰ یا ۴۰ ساله مستقل خود هستند. با این حال در دو دهه اخیر با توجه به تغییر ساختار جمعیتی کشور و کاهش قدرت انتخاب برای ازدواج به واسطه مشکلات اقتصادی، تعداد دختران و پسران مجرد و شیوع تفرد در کنار تجرد افزایش یافته و می توان گفت شاید جامعه نيز، برای پذیرش این موضوع اندکي تکان خورده است.حداقل برای گروهی از خانواده ها، این موضوع پذیرفته شده که فرزندان‌شان می‌توانند زندگی مستقل را خارج از چارچوب ازدواج، تجربه کنند و موفق باشند.

    پدیده تجرد، مربوط به شرایط جامعه است

    تغییر نگاه گروهی از خانواده های ایرانی به مقوله تجرد، به ویژه تجرد دختران را هر چند که بتوان به عنوان کورسوی امید دانست اما هنوز نيز زنان و دختران مجرد در جامعه با انواع و اقسام مشکلات مواجه هستند. این زنان با وجود اینکه از حدی از توان، دانش و شرایط مالی برای اینکه روی پای خود بایستند، برخوردارند و گاهي به لحاظ شأن اجتماعی از جایگاه مناسبی برخوردار هستند، اما از دید بسیاری از مردم مورد احترام نیستند. مردم می خواهند به هر نحوي كه شده به خانه آن ها سرک بکشند و ببینند چه خبر است. به تجرد به عنوان آسیب اجتماعی نگاه می‌کنند. دوست ندارند فرزندان یا همسران‌شان دوستی داشته باشند که مستقل زندگی می کند. خانه ای که تنها یک نفر در آن زندگی می کند، برای آن ها تنها یک معنا دارد. زنان مجرد هنوز نيز برای اجاره منزل با مشکل مواجه هستند. صاحبخانه ها، مستاجر مجرد نمی خواهند و همسایه ها نيز تاکید می کنند که پای مجرد را به ساختمان باز نکنید. این است که وقتی «شهیندخت مولاوردی» معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده از طرحی با عنوان «عیب زدایی از دختران مجرد» در راستای اعتلای موقعیت زنان و دختران مجرد در جامعه صحبت می کند، به او می تازند. بر اساس این طرح، پدیده تجرد مربوط به شرایط خاص جامعه است و نباید آن را فی نفسه زشت بدانیم و جامعه باید برای زنانی که تنها زندگی می کنند، احترام قائل باشد.

    طرحي كه سال گذشته از سوی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری مطرح شد تا به گفته شهیندخت مولاوردی، معاون رییس جمهور در امور زنان با تاسی از زندگی حضرت معصومه (س) و با هدف فرهنگ سازی، زمینه اعتلای موقعیت زنان مجرد در جامعه را فراهم کند. اما بسیج جامعه زنان در واكنشي به این طرح، آن را حرکتی فمینیستی دانست که مخالف با ذات بشری و فطرت انسانی است چون ازدواج را زیر سوال برده! آن ها زندگی مجردی و تبدیل این وضعیت به شرایط قانونی و رسمی را یک آسیب جدی می دانند. به نظر می‌رسد همان‌گونه که از گفته های مولاوردی بر می آید، بالا رفتن سن ازدواج و افزایش تجرد قطعی در کشور به ویژه برای دختران، ایده اولیه برای برنامه ریزی طرح «قبح زدایی از تجرد دختران» است. موضوعی که معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده پیش از این نيز، آن را یکی از معضلات اصلی خانواده های ایرانی دانسته و گفته بود: طبق بررسی‌های صورت گرفته، خانواده در کشور با چالش تاخیر ازدواج و در نتیجه افزایش سن ازدواج و تجرد‌زیستی مواجه است.

    در این خصوص «سعید معیدفر» جامعه شناس و آسیب شناس اجتماعی در گفت و گو با «قانون» می گوید که هر کس با نوعی از چارچوب نظری و فکری، موضوعی را برای خود به عنوان مساله مطرح می کند و متاسفانه افرادی نيز که تجرد دختران را به عنوان آسیب می بینند، نوع نگاه متفاوتی دارند. البته این طبیعی است که مساله ای برای عده ای آسیب باشد و برای عده ای خیر. به گفته این جامعه‌شناس، زمانی که اجماعی به وجود می آید و اغلب صاحب نظران روی یک آسیب با توجه به چارچوب ارزش جامعه و ابعاد مختلف زمانی و مکانی توافق می کنند، می توان گفت که آن موضوع قطعا یک آسیب است. اما در مورد موضوع تجرد زنان و دختران، هیچ توافق و قطعیتی وجود ندارد.

    شرایط ازدواج فراهم نیست

    آنچه را كه این روزها مخالفان تجرد زنان و دختران بسیار مطرح می کنند، کمرنگ شدن نقش همسری و مادری زنان ایرانی است. به عقیده مخالفان، تجرد زنان از تکریم خانواده کاسته و پایین آمدن آمار خانوارها و تولدها برای آن ها نگران کننده است. در این خصوص معیدفر با اشاره به اینکه این یک حقیقت است که در جامعه سنتی ایران، زن با دید همسری و مادری نگریسته می شود، گفت:«در چنین جامعه ای اگر زنی نخواهد همسر یا مادر باشد، ارزش خود را از دست خواهد داد. امتناع از وظیفه همسری و مادری، یک آسیب جدی است؛ به خصوص از دید سیاست مدارانی که معتقد به ازدیاد جمعیت هستند.درحالي‌كه اين حق افراد است که بخواهند همسر و مادر باشند یا از آن امتناع کنند. هرچند که در جامعه این روزهای ایران ، بسیاری از دختران از ازدواج امتناع نمی کنند و اتفاقا در پی ازدواج هستند، اما شرایط آن را پیدا نمی کنند و پسران نيز تمایلی به ازدواج ندارند و آمار طلاق نيز آن‌قدر گفته شده که دیگر گفتن ندارد».

    معیدفر با تاکید بر اینکه خوب یا بد تجرد زنان را در جامعه ایرانی داوری نمی کنم، ادامه داد:« به هر حال در کشوری زندگی می کنیم که هنوز نه مقداری غبار، که قشر عظیمی از لایه‌های فکری و بینشی جامعه پیشین در ما باقی است. اگر چه تغییراتی صورت گرفته است و سبک زندگی تغییر کرده اما هنوز لایه هایی از ذهنیت های قبلی و باورها و عادت‌هاي پیشین باقی مانده است و تغییر شرایط در جهت مثبت، زمان لازم دارد». از سويي به نظر مي رسد كه در شرایط فعلی جامعه، نمی توان دختران را اجبار کرد که در هر شرایطی تن به ازدواج بدهند و باید سازمان‌های متولی، اقداماتي عملی و حمایتی را در راستای ترغیب و تشویق جوانان به ازدواج فراهم کنند؛ چراكه هیچ دختر یا پسری نیست که تمایل به ازدواج و آرامش در کنار همسر نداشته باشد اما آینده مبهم در زندگی مشترک است که سبب می شود گروهی از جوانان، ترس از ازدواج داشته باشند. بالا رفتن تجرد، علل طبیعی و اقتصادی و اجتماعی دارد و نباید به تجرد به عنوان یک آسیب اجتماعی نگاه کنیم.

    زنان مجرد، ناامن نیستند

    «اگر بخواهیم راحت صحبت کنیم، باید بگویم که بخشی از مردم ما هنوز معتقدند که اگر زنی مستقل زندگی کند، ممکن است با خود ناامنی به همراه بیاورد. در حالی که مطالعات نشان داده خودکنترلی زنان در زندگی های مستقل، بسیار بیشتر از خودکنترلی مردان است». این ها را «علیرضا شریفی یزدی» روان‌شناس اجتماعی در حالی به «قانون» می گوید که معتقد است در ایران ، خانواده ها این قدرت را دارند تا به فرزندان دختر مجرد خود، این فشار را وارد کنند که زندگی مستقل نداشته باشند. د

    ر مواردی این دختران موفق به تجربه استقلال می شوند ودر مواردی دیگر بعد از طلاق دیگر حاضر به بازگشت کنار خانواده نیستند. به گفته این روان‌شناس اجتماعی، وقتی به زنی تحصیل کرده و توانمند به دید عامل ناامنی نگاه می کنیم، انتظار داریم جامعه ما در چه مسیری حرکت کند؟ به‌هر حال خواسته و ناخواسته آنچه در جامعه امروز ایران وجود دارد، وفور زنان و دختران مجرد است و نمی توان حق زندگی مستقل را از این افراد گرفت. آنچه مسلم است عیب‌زدایی از دختران و زنان مجرد در جامعه ایران، راه ناهمواری است که هموار کردنش به سال ها زمان نیاز دارد. اینکه هر زن مجردی را که قرار است مستقل زندگی کند، به یک چشم نگاه نکنیم و با هر کسی مقایسه نکنیم، یک کار عظیم فرهنگی می طلبد. بحث، بحث تغییر ذهنیت هاست که این روزها در بخش های مدرن‌تر جامعه کمرنگ تر شده اما آنچه مسلم است جامعه ایرانی با پدیده ای به نام تجرد روبه‌رو است. پدیده ای که خواه ناخواه ذهنیت افراد را در آینده دگرگون کرده و از حساسیت ها خواهد کاست. اما کاش قبل از آنكه مجبور به همراهی با سیر تحولات جامعه شویم، اندکی کلاه خود را قاضی کرده و به حقوق زنان و دختران مجرد به عنوان عضوی از جامعه احترام بگذاریم.

     


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    دیوان عالی درخواست طلاق زوجه به علت عدم تعادل روانی زوج را ابرام کرد
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    139206121216391011093054

    هیات عمومی دیوان عالی کشور با بررسی پرونده اصراری، رای شعبه پانزدهم دیوان عالی را مبنی بر متارکه زوجین ابرام کرد.

    به گزارش ایسنا به نقل از دیوان عالی کشور، جلسه هیات عمومی دیوان عالی سه شنبه – ۲۶ اردیبهشت ماه – به ریاست حجت‌الاسلام والمسلمین مختاری معاون قضایی دیوان عالی و با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین مصدق نماینده دادستان کل کشور و قضات عالی رتبه شعب حقوقی دیوان عالی کشور در تالار آیت‌الله محمدی گیلانی (ره) هیات عمومی جهت رسیدگی به یک پرونده برگزار شد.

    ابتدای جلسه به بحث و تبادل نظر در مورد پرونده مورد اختلاف بین دیوان عالی کشور و دادگاه تالی برای صدور رأی اصراری اختصاص داده شد و موضوع پرونده از دعاوی طلاق به درخواست زوجه بود که در شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور مورد رسیدگی قرار گرفته بود. در این پرونده دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی تقاضای طلاق را رد کرده و شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور نیز در مقام رسیدگی به فرجام خواهی، این تقاضا را قابل اجابت دانسته و نظر بر جدایی زوجین داده است.

    به این شرح که در این پرونده نخست از طرف زوجه (ط.اپ) دعوایی به خواسته طلاق به لحاظ تخلف زوج (ع.م) از بند دوم شروط ضمن عقد در شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان سبزوار مورد رسیدگی قرار گرفته و دادگاه مذکور با صدور رأی در تاریخ ۱۳۹۴/۰۴/۳۱ با اتکا بر نظریات پزشکی قانونی دایر بر شخصیت ضداجتماعی و پارانوئید زوج که می‌تواند عرفاً برای زوجه غیرقابل تحمل باشد و با استناد به ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی و مواد ۲۶ و ۲۹ قانون حمایت خانواده شرایط اعمال وکالت در طلاق را برای زوجه احراز و تقاضای طلاق را مورد پذیرش قرار داده است.

    اما شعبه ۲۸ دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی با این استدلال که نظریات پزشکی قانونی حکایت از قابل درمان بودن بیماری زوج دارد در حالی که زوجه نه تنها در جهت رفع عدم اطمینان زوج اقدامی نکرده بلکه نحوه عملکرد وی باعث تشدید عکس‌العمل زوج گردیده است، با صدور رأی دیگری در تاریخ ۱۳۹۴/۰۸/۲۸ در مقام رسیدگی به تجدیدنظرخواهی از رأی بدوی، رأی مذکور را نقض و دعوای زوجه را رد کرده است.

    با فرجام خواهی از رأی اخیر، پرونده در شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور مطرح و این شعبه با تحلیلی از مفهوم عسر و حرج و اشاره به بیماری زوج و اینکه مقصر دانستن زوجه در این بیماری محلی نداشته، حکم فرجام خواسته را نقض و رسیدگی به تجدیدنظرخواهی از رأی بدوی صادره به نفع زوجه را به شعبه دیگری از دادگاه‌های تجدیدنظر استان یاد شده ارجاع داده است.

    این بار پرونده در شعبه بیست و هفتم دادگاه تجدیدنظر استان مذکور مطرح شده و در این مرحله رییس دادگاه یاد شده نظر بر استحقاق خواهان و تایید رای بدوی داده لیکن مستشاران شعبه مذکور رأی بدوی را قابل تأیید ندانسته و پس از برگزاری جلسه‌ای با شرکت طرفین و آوردن استدلال‌هایی از جمله استدلال به اینکه وجود حالات روحی و روانی در شخص که می‌تواند موجب بروز اعمال و رفتار غیرقابل تحمل برای دیگران گردد و در نظریات پزشکی قانونی آمده به معنی سر زدن آن اعمال و رفتار از شخص نیست؛ مانند شعبه قبلی رسیدگی کننده به تجدیدنظرخواهی، رأی بدوی را نقض و دعوای زوجه را رد کرده است.

    با انجام فرجام خواهی مجدد از رأی اخیر بار دیگر پرونده در شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور مطرح و پرونده از ناحیه شعبه مذکور برای طرح در هیأت عمومی دیوان عالی کشور تقدیم ریاست محترم دیوان عالی کشور شده است.

    در جلسه رسیدگی به این موضوع در هیات عمومی دیوان عالی کشور، ابتدا یکی از اعضاء معاون شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور گزارش پرونده را قرائت نموده، برخی از قضات دیوان عالی کشور در تایید رأی شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور سخن گفته و سرانجام پس از اعلام نظر نماینده محترم دادستان کل کشور در تایید نظر شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور، طی انجام رای گیری، اکثریت حاضرین در جلسه  نظر بر تایید رأی شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور در متارکه زوجین را اعلام کردند.

     


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    معاون رییس جمهور بحث زنان سرپرست خانوار نیازمند هماهنگی‌های بیشتر است 
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    مولاوردی

    شهیندخت مولاوردی معاون رییس جمهوری در امور زنان در کمیسیون تخصصی شورای عالی رفاه که در محل وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با حضور دکتر ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی ، دکتر میدری معاون رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و مهندس فتاح رییس کمیته امداد امام خمینی (ره) و جمعی از کارشناسان و مدیران حوزه مربوطه برگزار شد، گفت:  امیدوارم که برگزاری این جلسه با توجه به موضوع و اهداف جلسه دستاوردهای قابل اعتنایی داشته باشد

    وی ادامه داد: ما در حوزه فقر به یک آسیب شناسی وضعیت موجود نیاز داریم و باید این سیاستگذاری از یک ناحیه صورت بگیرد

    مولاوردی خاطرنشان کرد: ضمن این که تعامل و هماهنگی  باید ایجاد کنیم  و نیازمند آسیب شناسی نیز هستیم  و باید یک سیاستگذاری واحد و هماهنگ در سیاستهای اجتماعی داشته باشیم.

    وی اظهار امیدواری کرد که از فعالیت های جزیره ای پرهیز شود.

    معاون رییس جمهور در ادامه به موضوع زنان اشاره کرد و گفت: در تمام دنیا زنان به دلیل این که بی سوادتر و  بیکار تر هستند بنابراین جز فقیرترین فقرا نامیده می شوند.

    وی به موضوع زنان در کشور اشاره و تصریح کرد: بحث زنان سرپرست خانوار،  متولیان متعدد دارد بنابراین نیازمند  هماهنگی های لازم در این زمینه هستیم

    مولاوردی تصریح کرد: در سال ۷۴ قانون تامین زنان بی سرپرست و بدسرپرست را داشتیم که در این جلسه به دو ماده آن اشاره شد که این قانون نیاز به  روز رسانی دارد و مدتی است که در دستور کار معاونت قرار گرفته و همه باید کمک کنند تا این قانون به روز رسانی شود.

    وی افزود: در ماده ۲۷ قانون برنامه پنجم توسعه  که آیین نامه اجرایی آن در کمیسیون اجتماعی دولت مطرح است ،  بیمه‌های چند لایه و فراگیر اجتماعی است که بخشی از آن را سعی کردیم در لایه دوم به بیمه زنان خانه دار اختصاص دهیم که امیدواریم آیین نامه برای تصویب به دولت برود

    وی تاکید کرد: در خود همین اهداف و وظایف شورای عالی رفاه دیدم که حمایت از ایجاد بیمه‌های خاص زنان سالخوره، بیوه  و خود سرپرست مطرح هست که سالیان سال است در دستور کار دولت های مختلف بوده که لازم است این موضوع عملیاتی شود.

    لازم به ذکر است در این جلسه سیاستها و برنامه های قابل اجرا در سال ۹۶ و دولت دوازدهم ، بررسی جوانب کف مساعدت های اجتماعی، چگونگی ساز و کار شناسایی و تعمیم حمایت به سطح نیازمندان در عموم جامعه و برنامه تفکیک نیازمندان به حمایت دائم ، حمایت موقت و ارائه برنامه توانمندسازی خروج از حمایت مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

    منبع:ایسنا

    لزوم عملیاتی شدن بیمه‌های خاص زنان سالخوره، بیوه و خودسرپرست

    معاون رییس جمهور در امور زنان گفت: بحث زنان سرپرست خانوار نیازمند هماهنگی‌های بیشتر است.

    شهیندخت مولاوردی معاون رییس جمهوری در امور زنان در کمیسیون تخصصی شورای عالی رفاه که در محل وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با حضور دکتر ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی ، دکتر میدری معاون رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و مهندس فتاح رییس کمیته امداد امام خمینی (ره) و جمعی از کارشناسان و مدیران حوزه مربوطه برگزار شد، گفت:  امیدوارم که برگزاری این جلسه با توجه به موضوع و اهداف جلسه دستاوردهای قابل اعتنایی داشته باشد

    وی ادامه داد: ما در حوزه فقر به یک آسیب شناسی وضعیت موجود نیاز داریم و باید این سیاستگذاری از یک ناحیه صورت بگیرد

    مولاوردی خاطرنشان کرد: ضمن این که تعامل و هماهنگی  باید ایجاد کنیم  و نیازمند آسیب شناسی نیز هستیم  و باید یک سیاستگذاری واحد و هماهنگ در سیاستهای اجتماعی داشته باشیم.

    وی اظهار امیدواری کرد که از فعالیت های جزیره ای پرهیز شود.

    معاون رییس جمهور در ادامه به موضوع زنان اشاره کرد و گفت: در تمام دنیا زنان به دلیل این که بی سوادتر و  بیکار تر هستند بنابراین جز فقیرترین فقرا نامیده می شوند.

    وی به موضوع زنان در کشور اشاره و تصریح کرد: بحث زنان سرپرست خانوار،  متولیان متعدد دارد بنابراین نیازمند  هماهنگی های لازم در این زمینه هستیم

    مولاوردی تصریح کرد: در سال ۷۴ قانون تامین زنان بی سرپرست و بدسرپرست را داشتیم که در این جلسه به دو ماده آن اشاره شد که این قانون نیاز به  روز رسانی دارد و مدتی است که در دستور کار معاونت قرار گرفته و همه باید کمک کنند تا این قانون به روز رسانی شود.

    وی افزود: در ماده ۲۷ قانون برنامه پنجم توسعه  که آیین نامه اجرایی آن در کمیسیون اجتماعی دولت مطرح است ،  بیمه‌های چند لایه و فراگیر اجتماعی است که بخشی از آن را سعی کردیم در لایه دوم به بیمه زنان خانه دار اختصاص دهیم که امیدواریم آیین نامه برای تصویب به دولت برود

    وی تاکید کرد: در خود همین اهداف و وظایف شورای عالی رفاه دیدم که حمایت از ایجاد بیمه‌های خاص زنان سالخوره، بیوه  و خود سرپرست مطرح هست که سالیان سال است در دستور کار دولت های مختلف بوده که لازم است این موضوع عملیاتی شود.

    لازم به ذکر است در این جلسه سیاستها و برنامه های قابل اجرا در سال ۹۶ و دولت دوازدهم ، بررسی جوانب کف مساعدت های اجتماعی، چگونگی ساز و کار شناسایی و تعمیم حمایت به سطح نیازمندان در عموم جامعه و برنامه تفکیک نیازمندان به حمایت دائم ، حمایت موقت و ارائه برنامه توانمندسازی خروج از حمایت مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

     


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    شیوع ایدز در زنان بیشتر از مردان است
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    IMG12380898

    عضو هیات مدیره انجمن جامعه شناسی ایران با بیان آنکه نرخ عفونت اچ آی وی با سرعت بیشتری نزد زنان در مقایسه با مردان در حال افزایش است و درمیان زنان هم زنان جوان، بیشتر در معرض خطر قرار دارند گفت: آنچه نگرانی ها را در مورد ایدز در کشور ایران افزایش می دهد نسبت به سرعت رو به رشد تعداد موارد ابتلا از طریق ارتباطات جنسی محافظت نشده در مقایسه با سایر روش‌های انتقال ویروس است که با آغاز “موج سوم ایدز” در ایران شناخته شده است.

    به گزارش ایسنا، شیرین احمدنیا در نشست «ایدز،  مادری و آسیب پذیری مضاعف زنان» که به همت انجمن جامعه شناسی ایران برگزار شد افزود: بیماری ایدز سالهاست که در سراسر جهان در حال گسترش است و در میان مردمی که نسبت به خطر آن به اندازه کافی آگاهی نداشته‌اند، به صورت روزافزونی قربانی می گیرد.

    وی در ادامه با بیان آنکه این بیماری به سرعت به چهارمین علت مرگ و میر در جهان امروز تبدیل شده است اظهار کرد: علی رغم این که مردان در ابتدا بیشترین قربانیان این بیماری بوده اند، اما نرخ عفونت اچ آی وی(ایدز) با سرعت بیشتری نزد زنان در مقایسه با مردان (به عنوان مثال در نتیجه تماس با شرکای جنسی مبتلا به ویروس) در حال افزایش است؛ این درحالیست که درمیان زنان هم، زنانِ جوان، بیشتر در معرض خطر قرار دارند.

    این عضو هیات مدیره انجمن جامعه شناسی ایران ادامه داد: آنچه نگرانی ها را در مورد ایدز در کشور ایران افزایش می دهد نسبت به سرعت رو به رشد تعداد موارد ابتلا از طریق ارتباطات جنسی محافظت نشده در مقایسه با سایر روش های انتقال ویروس است که با آغاز “موج سوم ایدز” در ایران شناخته شده است.

    احمدنیا تصریح کرد: تفاوتی در نحوه ابتلای به این ویروس در ایران دیده می شود و آن نسبت بالاتر انتقال از طریق سرنگ آلوده (در میان معتادان و افراد زندانی) بوده؛ این درحالیست که انتقال از طریق تماس جنسی در نتیجه رفتارهای پرخطر نیز به سرعت رو به افزایش است.

    نسبت متفاوت ابتلای به ایدز بین زنان و مردان

    وی افزود: در میان زنان، نسبت قابل توجهی را مبتلایانی تشکیل می دهند که در چارچوب روابط زناشویی و در کانون خانواده مبتلا شده اند یعنی از طریق همسرشان و در چارچوب ایفای نقش همسری و مادری بیمار شده‌اند.

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی  در ادامه افزود: در سالهای اخیر در مجموعه تلاش هایی که برای مقابله با گسترش اچ آی وی(ایدز) صورت می‌گیرد بیش از پیش به مسئله  تفاوت های جنسیتی توجه شده است، زیرا این شناخت به تدریج حاصل شده است که زنان و مردان به نسبت های متفاوتی در معرض ابتلای ایدز قرار دارند و مبتلا می شوند.

    احمدنیا در ادامه عنوان کرد: علی رغم این که در بسیاری از نقاط جهان، به ویژه در جوامع پیشرفته تر امیدواری در باب تثبیت و کنترل  روند گسترش ایدز به وجود آمده است، با این حال همچنان در برخی مناطق جهان نظیر آفریقا، نسبت های گسترش این بیماری در میان زنان و مردان بسیار نابرابر رشد کرده است.

    وی در ادامه افزود:د ر جنوب افریقا زنان رقمی در حدود ۵۸ تا ۶۲ درصد ابتلا به اچ ای وی مثبت را به خود اختصاص داده اند؛ این درحالیست که نگاهی به آمارهای جدید نشان می دهد که در برخی مناطق جنوب آفریقا  بیش از یک نفر از  هر سه زن، در محدوده ی سنین ۲۵ تا ۳۴ سالگی،  اکنون با ویروس اچ آی وی به حیات خود ادامه می دهند.

    زنان سریعتر از مردان به ایدز مبتلا می‌شوند

    این عضو عضو هیات مدیره انجمن جامعه شناسی ایران افزود: در روند رو به گسترش ایدز در جهان، همه در معرض ابتلا قرار دارند، اما تهدید ایدز برای زنان در مقایسه با مردان بالاتر است.

    احمدنیا در خصوص چرایی این مسئله تصریح کرد: از لحاظ شرایط بیولوژیک تفاوت های دستگاه تناسلی زنان و مردان، زنان را در وضعیت ابتلاپذیری و آسیب پذیریِ بالاتری قرار داده است به طوریکه سطوح مخاطی بیشتری در معرض آلودگی به ویروس قرار دارد.

    وی افزود: این درحالیست که پایگاه اقتصادی اجتماعی نازل‌تر زنان در مقایسه با مردان، و وابستگی هایی که به  مردان زندگی‌شان پیدا می کنند نیز، منجر به فرودستی بیشتر آنان و  فرصت های محدودترشان برای  کنترل شرایطی می شود که آنها را معرض خطر ابتلا  قرار می دهد.

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه افزود: همچنین آنکه  وابستگی اقتصادی زنان به شرکای زندگی شان، باعث آسیب پذیری بیشتر آنها می‌شود زیرا از قدرت تصمیم گیری برای محافظت از خود در مقابل مخاطره ابتلا به ویروس اچ آی وی برخوردار نیستند.

    احمدنیا ادامه داد: این نابرابری  در روابط جنسیتی منجر به برقراری هنجارهای رفتاری متفاوتی در میان مردان و زنان می شود، به این ترتیب که در جایی که از زنان انتظار می رود پایبند به شرایط تک همسری باشند و وفادار به همسران خود باشند، شوهران شان از سوی جامعه با چندان ممانعتی ( در خصوص وارد شدن شان  به روابطی خارج از چارچوب زناشویی – که  حتی در مواقعی در چارچوب کاملاً شرعی نیز  صورت می گیرد،  مثلا در قالب ازدواج موقت) روبرو نیستند.

    وی افزود: این درحالیست که در بسیاری از فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها،  اقشار اجتماعی،  مقاومت و عدم تمایل برای استفاده از کاندوم وجود دارد و زنان از قدرت لازم  برای وادار یا تشویق کردن همسران شان به کاربرد آن در جهت مقابله با  ویروس اچ آی وی  به منظور محافظت از خودشان، برخوردار نیستند.

    احمدنیا ادامه داد: ملاحظات و محدودیتهای فرهنگی باعث می شود که زنان و مردان اطلاعات و آگاهی های لازم را در زمینه ارتباط زناشویی سالم دریافت نکنند و در بسیاری از موارد پورنوگرافی تبدیل به منبع کسب اطلاعات غلطی که حیات جنسی سالم در کانون خانواده را نیز خدشه دار می کند، می‌شود و به این ترتیب الگوهای ناسالم زمینه را برای اعمال خشونت و بی تدبیری برای پیشگیری از ایدز و سایر بیماری های مقاربتی گسترش می دهد.

    وی افزود: در حال حاضرخشونت و پرخاشگری در خانواده، بروز رفتارهای پرخطر، عدم رعایت حقوق بهداشت باروری، انتظارات  و حریم خصوصی متقابل همسران، و … از جمله  مسائل و مشکلات رایج در زمینه ارتباطات سالم و سلامت اجتماعی همسران است که زنان را آسیب پذیرتر می کند؛ به ویژه زنانی که از پایگاه اقتصادی اجتماعی پایینی برخوردار باشند و نتوانند در یک چانه زنی معقول و منطقی در مقابل تحمیل شرایط نامطلوب ایستادگی کنند.

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: افراد اچ آی وی مثبت همواره به قربانیان تبعیض و انگ منفی ایدز تبدیل می شوند و علاوه بر این که ناچارند با مشکلات و چالش های مبارزه با خود بیماری دست و پنجه نرم کنند، بار اضافی  طرد از سوی افراد خانواده یا دوستان  را نیز متحمل می شوند و گاه از خانه ، از محل  تحصیل یا کار، حلقه های دوستی شان و… رانده می شوند و قربانی انواع خشونت و طرد و تبعیض هستند.

    احمدنیا تاکید کرد: این طرد اجتماعی، افراد مبتلا را تا حد زیادی حتی از کسب حمایت های اجتماعی که برای بهبود هر نوع بیماری ضرورت می باید  محروم می کند.

    وی در ادامه افزود: در برخی از موارد این بیماران از ساده ترین حقوق اجتماعی، امکان ازدواج، ورود به اشتغال، حفظ موقعیت های شغلی یا تحصیلی، سکونت در برخی محله ها و حوزه های همسایگی و برخورداری از امکانات رفاهی یا حتی پزشکی و درمانی به دلیل وجود واکنش های نادرست سایرافراد جامعه و حتی پرسنل پزشکی و بهداشتی نهادهای ارائه دهنده خدمات درمانی و بهداشتی محروم می شوند.

    انگ و برچسب منفی مرتبط با شیوه‌های ابتلا به ایدز در زنان بیشتر از مردان است

    این عضو هیات مدیره انجمن جامعه شناسی ایران در ادامه خاطرنشان کرد:زنان نیز مانند مردان در معرض مشکل استیگما یا برچسب  و انگ منفی به دلیل ابتلای شان به این بیماری قرار دارند، هر چند مشاهدات نشان می دهد که حتی در این زمینه نیز، زنان به نسبت های بالاتری در مقایسه با مردان، از انگ و برچسب منفی مرتبط با شیوه های ابتلا به این ویروس رنج می برند.

    احمدنیا تصریح کرد: جامعه همواره مدارای بیشتری نسبت به مردان مبتلا روا داشته، زیرا تصور بر این است که زنان مبتلا از دایره نجابت خارج شده یا زنانی بی مسئولیت و بی بند  و بار بوده‌اند و بنابر این  فشار و عذاب ناشی از باورهای غلط و برچسب زنی علیه مبتلایان به این ویروس، برای زنان به شکلی مضاعف تجربه می شود؛این درحالیست که به واسطه موقعیت نابرابر زنان در سطح جامعه و مسائلی همچون فقر و هویت وابسته آنان شاهد رفتارهای تلافی جویانه و انتقام گیرانه هم بوده‌ایم.

    وی در ادامه با تاکید برآنکه مبارزه با انگ و برچسب های ناخوشایند مرتبط با  ایدز که ادامه حیات را برای مبتلایان  بسیار دشوار می سازد، کمابیش به همان اندازه تامین و تدارک مراقبت های درمانی موثر برای مقابله با بیماری اهمیت و ضرورت دارد گفت: با توجه به این که مبارزه با نگرش‌های منفی و تغییر نگرش  نسبت به مبتلایان به  ایدز و ریشه کن کردن این گونه برچسب زنی‌ها در میان مردم کار آسانی نیست،  لازم است که به دنبال اقداماتی برای بهبود شرایط و کیفیت زندگی مبتلایان به این ویروس باشیم.

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی افزود: یافته‌های  پژوهشی حکایت از این داشته که برخی از   اقدامات مداخلاتی همچون اطلاع رسانی گسترده، ارائه خدمات مشاوره‌ای، آموزش مهارت های مقابله و  تماس و معاشرت مستقیم مردم با افرادی که با این ویروس زندگی می کنند (مقابله با پنهان کاری ناگزیر) در این زمینه موثر واقع شده‌اند.

    احمدنیا ادامه داد: از سوی دیگر می توان به مداخلات مفید  دیگری نیز همچون آنکه افراد مبتلا به ویروس اچ آی وی را  در خصوص حقوق انسانی بنیادین شان آموزش و  آنها را با شیوه پیگیری و احقاق این حقوق، از طریق فرایندهای قانونی و حقوقی آشنا کنیم نیز در دستور کار قرار گیرند.

    وی در پایان با بیان آنکه در صورت ابتلا به این بیماری فرد طرد ، تبعیض و محرومیت تحمیلی را تجربه می کند گفت: در چنین شرایطی ضرورت آگاه سازی و حساس سازی از طریق بسیج نیروهای اجتماعی و راه اندازی انجمن های حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی در جهت گسترش حمایت های اجتماعی نسبت به مبتلایان به این بیماری بیش از پیش ضرورت دارد.

     


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    افزایش آمار ازدواج اجباری و زودهنگام کودکان در آمریکا
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    57496163

    روزنامه نیویورک تایمز با انتشار گزارشی از آمار بالای ازدواج زودهنگام دختران در برخی ایالت‌های آمریکا خبر داد.
    به گزارش ایسنا به نقل از ستاد حقوق بشر قوه قضاییه، در ایالت فلوریدای آمریکا به طور متوسط هر روز یک دختر ۱۶ ساله و پایین تر ازدواج می کند که بسیاری از آنها نیز اجباری است.

    روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در بخش از این گزارش، به تحقیقات انجام شده از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ در مورد ازدواج دختران زیر ۱۷ سال و پایین تر در ۳۸ ایالت آمریکا پرداخته است. در ایالت تگزاس و در بازه زمانی مذکور، ۳۴۷۹۳ ازدواج زیر ۱۷ سال به ثبت رسیده است که از لحاظ تعداد، بیشترین رقم آماری است.

    پس از این ایالت، ایالت فلوریدا با ۱۴۲۷۸ مورد و ایالت کنتاکی با ۱۱۶۵۷ مورد در رده های بعدی قرار دارند.

    در مجموع، از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰، بیش از ۱۶۷ هزار دختر زیر ۱۷ سال در ۳۸ ایالت آمریکا تن به ازواج داده اند که در بین آنها دخترانی با سنین ۱۰ و ۱۱ سال نیز دیده می شوند.

    این گزارش آمار کل این ازدواج ها در ۵۱ ایالت آمریکا را حدود ۲۵۰ هزار مورد پیش بینی کرده است.

    در این بازه زمانی، ایالت ایاهو آمریکا به نسبت جمعیتی که دارد، بیشترین آمار ازدواج های زودهنگام و اجباری را به خود اختصاص داده است.

    همچنین دو سوم از این ازدواج ها دوامی نداشته و ظرف مدت چند ماه از هم پاشیده شده‌اند.

    در بخش دیگری از این گزارش آمده است: بیش از نیمی از ایالت های آمریکا هیچ قانونی درخصوص سن ازدواج ندارند.

    نیویورک تایمز در گزارش خود به عنوان نمونه به مورد یک دختر ۱۱ ساله در ایالت فلوریدا اشاره کرده که پس از مورد تجاوز واقع شدن از سوی یک مرد ۲۰ ساله، مجبور به ازدواج با وی شده است.


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    سایر صفحات سایت
    
    Copyright © 2015 _ Design by : MrJEY