• افراد آنلاین : 0
  • بازدید امروز : 5
  • بازدید دیروز : 22
  • بازدید این هفته : 262
  • بازدید این ماه : 1720
  • بازدید کل : 501941
  • ورودی موتورهای جستجو : 1827
  • تعداد کل مطالب : 1141


عنوان محصول اول

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول دوم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول سوم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول پنجم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول
با کالسکه می‌روم دنبال عروس
بازديد : iconدسته: خانه بخت شماره 40

سعید رضایی؛ بازیگر تکیه بر باد

حوریه سپاسگزار

“متولد ۱۳۵۹ و اهل تهرانم. با اصليت تبريزی، دوازده سيزده سال پيش جايی در شهر ری تست بازيگری میگر فتند من هم مثل خيلیها چون بازيگری را از بچهگی دوست داشتم رفتم تست دادم و بين صد نفری كه تست داده بودند جزو سه نفر اول شدم بعد برای بازی در يك نمايش وارد گروه تاتر حركت شدم، كم كم…

اين خلاصه بيوگرافی سعيد رضايی بازيگر نقش شاهين در سريال تكيه بر باد است از زبان خودش. و تا اين جا را خيلی راحت گفت اما از جايی كه گفت و گو در مورد زندگی و عقايدش شروع شد متوجه شدم كه حسابی خجالتی است اما بالاخره بايد از يك جايی شروع میكرديم و فكر كردم بهترين پرسش اين است كه بگويم:

گفتي متولد ۵۹ هستي اما جوان تر به نظر ميآيي؟

خوشحالم

رنگ موهايت جوگندمي است رنگشان كه نكردهاي؟

اصلاً، موهايم زود شروع به سفيد شدن كرد.

مي دانم كه مجردي، حالا سوال من اين است كه دوست داري ازدواج كني يانه، يا شايد فكر ميكني هنوز به سن ازدواج نرسيده اي؟

يكي دو سالي هست كه مادرم خيلي اصرار ميكند كه من ازدواج كنم من هم سعي ميكنم توپ را بياندازم توي زمين خودش و ميگويم شما سستي ميكني خودت نفر را پيدا كن!

پس دوست داري ازدواج كني؟

بله. مخصوصاً در اين دو سه سال اخير خيلي دوست دارم ازدواج كنم چون احساس تنهايي ميكنم.

خواهر داري؟

چه طور مگه؟

چون پسرهايي كه خواهر دارند در مورد انتخاب همسر خيلي زود با كمك خواهرشان به نتيجه ميرسند.

آها. بله خواهر دارم ولي خواهرم در اين زمينهها زرنگ نيست ما سه تا خواهر و برادريم من كوچك تر از همه هستم آنها ازدواج كردهاند و من ماندهام.

گفتي دوست داري ازدواج كني چون احساس تنهايي ميكني؟ با وجود شغلي كه داري به نظر ميرسد دور و برت بايد خيلي شلوغ باشد و نبايد احساس تنهايي داشته باشي؟

فقط مسئله تنهايي نيست ازدواج خوب است چون زندگي آدم تغيير ميكند و در واقع به نوعي تثبيت ميشود و آدم از بلاتكليفي درميآيد.

ولي بعضي ها مي گويند ازدواج خودش يك حركت تكاملي است

بله ولي در شغل ما يا بايد با كسي ازدواج كني كه هم شغل خودت باشد و يا كار تورا خيلي دوست داشته باشد خود من به شخصه اگر ازدواج كنم درگير مسايلي ميشوم كه نميتوانم تمام و كمال به كارم برسم. اما با اين حال دوست دارم ازدواج كنم و زندگيام تغيير كند به خصوص كه پدرم سالهاست فوت كرده و من و مادرم تنها هستيم.

يعني مي خواهي همسرت را پيش مادرت ببري؟

ميدانم طرف مربوطه اين را قبول نميكند. برادرم هم قبل از ازداوج ميخواست همين كار را بكند اما در نهايت رسيد به آن جا كه گاهي به ما سر بزنند.

همسر ايدهآلت بايد چه ويژهگيهايي داشته باشد؟

احساس ميكنم بايد كسي باشد كه مرا هم پيش ببرد.

يعني تو نميخواهي تكيهگاه همسرت باشي؟

تكيهگاه باشم!! ببين من دوست دارم همه چيز داشته باشم و دختري كه وارد ز ندگي من ميشود احساس هيچ كمبودي نكند، هر چند كه دوست دارم يك سري چيزها را هم دو نفري با هم آماده كنيم اما دلم نميخواهد آن دختر به واسطه كمبودهاي زندگي من دچار مشكل شود.

منظورم از تكيه گاه، تكيهگاه عاطفي است بعضي از مردها دوست دارند در زندگي از طرف همسرشان به عنوان پشت و پناه ديده بشوند، بعضيها هم دوست دارند همسرشان مثل مادرشان حمايت كننده آنها باشد، تو از كدام دستهاي؟

دوست دارم با هم باشيم و همدوش هم باشيم مهم است كه دو طرف همديگر را درك كنند اما الان چون احساس تنهايي ميكنم بيشتر دلم ميخواهد رل حمايتگر و مادرانه برايم داشته باشد، و بعداً شايد اين طور نباشد.

حالا از اين بگذريم، فكر نميكني هر چه سن بالاتر ميرود مشكل پسند تر ميشوي؟

دقيقا، چون سن كه بالاتر ميرود اين حس را پيدا ميكني كه به حدي از آگاهي رسيدهاي كه وقتي يك نفر را ميبيني كاملاً ميتواني تشخيص بدهي چه طور آدمي است، الان هم همين طور شده مادرم موارد مختلفي را معرفي ميكند اما من بعد از يك يا دو جلسه ديدار و آشنايي با ديدن كوچكترين موردي ميگويم نه چون اين مورد ممكن است فردا مشكل ساز بشود، در صورتي كه اگر از ده ويژگي مورد نظر من اگر پنج ويژگي را هم داشته باشد خوب است بقيهاش در طول زندگي حل ميشود.

خب تو كه اينها را ميداني پس چرا عمل نميكني؟

نميدانم. انگار ميترسم. من الان خانه، ماشين و امكانات يك زندگي خوب را دارم و مشكلم اين چيزها نيست.

حالا كه همهي اينها مهياست اگر قرار باشد اختيار تام داشته باشي كه به سليقه خودت مراسم عروسي ات را برگزار كني مراسم چه شكلي خواهد بود؟

من هميشه آرزو داشتم يك كالسكه گل زده به جاي ماشين عروس داشته باشم.

ميخواهي عروس را از آرايشگاه با كالسكه ببري به محل جشن؟

گفتي آرايشگاه. اتفاقاً دوست دارم عروسم اگر حرف گوش كن باشد، اصلاً آرايش غليط نكند و همان شكل خودش را حفظ كند و صورتش را نقاشي نكند و با كالسكه به مجلس عروسيمان برويم خب دوست دارم. ديگه بعد هم دوست دارم عروسيام در يك جنگل يا باغ بزرگ برگزار شود.

انشاءالله.

ولي واقعيت اين است كه دلم ميخواهد آن چيزي را كه همسرم دوست دارد و آرزو دارد برايش انجام بدهم چون معتقدم عروسي يك روز به يادماندني است. به نظر من براي عكاسي و فيلمبرداري عروسي هر چه قدر هزينه كنيم ارزش دارد چون خاطره است و ميماند.

يك آدمي با موقعيت تو، جوان، خوش تيپ و نسبتاً معروف، چرا منتظري مامانت كسي را برايت پيدا كند؟

نه منتظر نيستم، البته پيدا هم كرده ولي خودم احساس ميكنم كارم را بيشتر دوست دارم و بيشتر ايرادهايي كه ميگيرم كاملاً به صورت ناخودآگاه مربوط به همين الويت داشتن كارم است. چون مطمئنم اين كار كاري است كه همسر آدم قطعاً معترض ميشود كه مثلاً در دوران بيكاريهاي بين دو كار چرا خانهاي؟ چرا دنبال يك كار ديگر نميروي اما اگر كسي باشد كه من را واقعاً درك كند يا اصولاً كارش از جنس كار من باشد خب اين مشكل كمتر پيش ميآيد. ضمناً ما هم عروس داشتهايم هم داماد همين تجربهها باعث ميشود آدم بيشتر دقت كند. خيليها هم كار ما را نميشناسند و در مورد محيط اين كار تصورات غلطي دارند در صورتي كه جامعه هر طوري باشد محيط كارت هم همان طور است.

خب پس فعلاً مجبوري به خاطر اولويتهاي كاريات تنهايي ات را با دوستانت پر كني، حالا معاشرتي هستي يا نه؟

تقريبا، دوستان خوبي هم دارم اما واقعيت اين است كه ازدواج يك چيز ديگر است، كسي كه شريك زندگيات ميشود طور ديگري تنهاييات را پر ميكند. وقتي به دوستانم نگاه ميكنم كه بيشترشان ازدواج كردهاند و حتي پدر شدهاند بيشتر دلم ميخواهد كه كسي را در زندگيام داشته باشم، همين چند وقت پيش با دوستانم رفتيم شمال آخر شبي بود آتشي روشن كرديم و دورش نشستيم بعد آن هر كدامشتان دو تا، دو تا با همسرانشان رفتند قدم بزنند و من تنها كنار آتش ماندم. آن موقع اين ضرورت را خيلي بيشتر حس كردم.

ظاهر كسي كه قرار است انتخاب كني برايت چه قدر مهم است؟

خيلي، بايد شيك پوش باشد. راستش دو نفررا مادرم معرفي كرد و تصميم گرفتم منطقي فكر كنم ، از ديد منطق يكيشان بهتر است اما از ديد احساسي آن يكي كه شيكتر و خوشتيپتر است بيشتر نظرم را جلب كرد. در شغل ما مهم است كه ماشين به روز و شيك داشته باشي اگر ده تا ساعت داري يازدهمي را هم بخري، مردم انتظار دارند وقتي يك بازيگر را بيرون از محيطكارش ميبينند آراسته باشد، و بلافاصله بر ميگردند به كسي كه كنار دستت نشسته نگاه ميكنند. الان مادرم را كنارم ميبينند فردا همسرم را و اين همسر به هر حال بايد ويژهگيهايي را داشته باشد كه نشانه انتخاب من باشد. كسي كه براي خودش احترام قايل است مرتب لباس ميپوشد. ظاهر افراد نمايانگر نحوه تفكرشان است كسي كه امروز مرتب لباس ميپوشد، فردا در زندگي هم آدم كمالگرا و مرتبي است و زيبا هم فكر ميكند. از لباس پوشيدن جلف خوشم نميآيد اما از تميز پوشيدن و شيك بودن خوشم ميآيد. اين ذاتي است وقتي كه چيزي يا كسي را ميبيني اول چشمت را ميگيرد و بعد دل درگير ميشود و بعد كه با او آشنا ميشوي منطق هم به كمك ميآيد.

البته اما به نظرم اين بيشتر يك تفكر شخصي است تا يك اصل منطقي كه چون تو يك هنرپيشهاي پس زني كه كنار تو ميايستد بايد خيلي متفاوت باشد؟

بله. اما از آدم جلف متنفرم. دوست ندارم نه خودم نه همسرم توي چشم باشيم.

براي خودت برنامه اي گذاشتهاي كه مثلاً دو سال يا سه سال ديگر كه به آن چه در حرفهات خواستي رسيدي ازدواج كني يا گذاشتهاي تقدير كار خودش را بكند؟

اول فكر ميكردم تايم دارم روزي كه در ۱۸ سالگي كار بازيگري را شروع كردم براي خودم تا ۳۰ سالگي فرصت گذاشتم كه همه كارهايم را كرده باشم و ازدواج كنم ولي حالا ميبينم سي سالگي چيزي نيست و حالا وقت دارم، هنوز همان آدم هستم فقط موهايم سفيد شده. ولي الان فكر ميكنم تقدير بايد كار خودش را بكند شايد همين فردا كسي پيدا شد. من آمادهام براي ازدواج ولي بايد ايدهالم را پيدا كنم. كسي كه مرا درك كند.

انشاءاله كه هر چه زودتر پيدا كني.

انشاءاله


iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد


icon ثبت نظر

Copyright © 2015 _ Design by : MrJEY