• الگوهای فرزندآوری در ایران چه تغییری کرده است؟
  • معرفی برندگان مسابقه سفره هفت سین
  • نرخ بیکاری زنان جوان همواره بالاتر از مردان جوان است
  • مردان تمایل بیشتری به ازدواج مجدد دارند ۲۰۰ هزار نفر از زنان زیر ۴۵ سال زندگی «مجردی» دارند
  • رئیس مرکز اطلاعات سازمان ملل: زنان نقش پررنگی در حفظ صلح و ترویج آن دارند
  • عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در گفت‌و‌گو با ایلنا: بند ناباروری در شرایط استخدامی آموزش و پرورش جایگاه قانونی ندارد
  • معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری: فرصت اشتغال برابر زنان را پیگیری می‌کنیم
  • طلاق عاطفی، زیربنا و پایه طلاق قانونی است
  • روایت یک شغل نفسگیر که عملیات پرواز خلبان‌ها را از زمین هدایت می‌کند
  • ۱۰۴ مورد آزار جنسی کودکان در یکسال
  • مردان در خشونت های جنسی به راحتی تبرئه میشوند
  • یک مشاور خانواده: ازدواج با فرهنگ متفاوت باید از روی آگاهی صورت گیرد
  • معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور: سن شروع اعتیاد در زنان به کمتر از ۳۰ سال رسید/مصرف تفننی “شیشه” همچنان بالاست
  • بدترین زمان برای حل دعواهای همسران
  • هفت احساس بعد از زایمان
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 2495
    • بازدید دیروز : 1426
    • بازدید این هفته : 7779
    • بازدید این ماه : 41808
    • بازدید کل : 407121
    • ورودی موتورهای جستجو : 1371
    • تعداد کل مطالب : 1089


    عنوان محصول اول

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول دوم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول سوم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول پنجم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول
    پدربزرگ و مادربزرگتان در لاله‌زار قدم می‌زدند
    بازديد : iconدسته: خانه بخت شماره 44

    شما کجا قدم می‌زنید؟

    مردم تهران دست كم تا اواخر سالهاي دهه ۱۳۲۰ و تا چند سال بعد از آن كه طهران، تبديل به تهران شد و ريخت و قيافه يك شهر امروزي را پيدا كرد عادت به قدم زدن درخيابانها آن هم براي تفريح و تفرج نداشتند و تفريح و تفرجي اگر بود در خارج از شهر بود و كوچه باغهاي حاشيه شهر، چون در شهر چيزي كه قابل ديدن باشد و انگيزهاي براي قدم زدن وجود نداشت، مخصوصاً براي خانمها كه اصولاً تا قبل ازكشف حجاب، علاقهاي به بيرون آمدن از خانه آنهم براي قدم زدن نداشتند و اصولاً چنين كاري معناي خوبي نداشت و هيچ زني هم حاضر نبود براي چنين كاري سرزنش بشود، مخصوصاً دخترها كه از خانه بيرون آمدنشان مگر در موارد خاص اصولاً جايز نبود و خانمها را تنها زماني ميشد در حال قدم زدن ديد كه براي خريد رفته باشند و اكثراً هم در بازار كه محل فروش انواع و اقسام كالاها بود و تفريح ديگر خانمها هم رفتن به زيارتگاهها و حضرت عبدالعظيم بود، آن هم بيشتر شبهاي جمعه. اما سابقه قدم زدن در خيابانهاي شهر تقريباً به زماني بر ميگردد كه خيابان لالهزار تهران به مركز فعاليتهاي هنري تبديل شد و تعدادي سالن تئاتر و سينما و چند كافه رستوران در آن جا به وجود آمد و گراند هتل هم به پاتوق آدمهايي از طبقه متوسط و اعيان و اشراف تبديل شد و در كنار آن تعداد زيادي مغازه و فروشگاه هم به وجود آمد كه بيشتر اجناس خارجي ميفروختند و چيزهايي مثل لوازم آرايش و عطر و ادكلن و از آن زمان بود كه عصرها ميشد خانمهاي جواني را ديد كه همراه مردانشان در لالهزار قدم ميزنند و از اين فروشگاه به آن فروشگاه ميروند يا براي تماشاي تئاتر و فيلم آمدهاند.

    با گسترش تهران، محلهاي قدم زدن هم بيشتر و دامنه آن از خيابان لالهزار به خيابان اسلامبول و نادري تا خيابان شاهباد كشيده شد؛ خياباني كه امروز با نام جمهوري اسلامي آن را ميشناسيم. اين دو خيابان هم مركز فروش كالاهاي لوكس و مواد غذايي و كافههايي به سبك اروپايي بود و مواد غذايي مثل مرغ پركنده و ماهي و ميوههاي نوبرانه را در خيابان اسلامبول ميشد خريد؛ حد فاصل ميدان مخبرالدوله و تقاطع جمهوري و فردوسي امروز.

    به هر حال مهمترين انگيزه براي قدم زدن در خيابانها، مغازهها و مراكز فروش كالاهاي لوكس و بيشتر خارجي بود، انگيزهاي كه هنوز و همچنان دليل اصلي قدم زدن است و جوانها را به قدم زدن در مراكز خريد و پاساژگردي ترغيب می کند. آن قديمترها نامزدهاي جوان اگر ميخواستند با هم قدم بزنند به خيابان لالهزار و اسلامبول ميرفتند و سري هم به كافههاي آن جا ميزدند؛ كافه قنادي نوشين، كافه فردوسي كه پاتوق جماعت فرهنگي و هنرمند بود و گراند هتل كه پاتوق پولدارترها بود. البته محلهاي ديگري هم براي قدم زدن وجود داشت كه ظاهراً جنبه رمانتيك آن بيشتر بود؛ جاهايي مثل خيابان وليعصر كه آن زمان پهلوي نام داشت و در حد فاصل چهارراه جمهوري و وليعصر فعلي كه آن وقتها به چهارراه يوسفآباد معروف بود، قرارداشت. چون براي رفتن به منطقه يوسفآباد كه آن وقتها يك ده و خارج از شهر بود بايد از آن جا عبور ميكردند. بعد از ساختهشدن دانشگاه خيابانهاي شرقي و غربي، دانشگاه هم پاتوقي بود براي نامزدهاي عاشق پيشهتر كه غروبها در پيادهروهاي آن و زير چتر درختان قدم بزنند.

    پل تجريش

    يكي از زيباترين و شايد مناسبترين مكانها براي قدم زدن مخصوصاً در بهار وتابستان پل تجريش بود كه جوانهاي تهران و زوجهاي جوان و تازه نامزدها به آن جا ميرفتند و مخصوصاً شبهاي جمعه كه ديگر جاي سوزن انداختن نبود و گله به گله آن مخصوصاً در حاشيه خيابانهاي دربند و جعفرآباد و پشت بازار بساط جگركيها و بلال فروشها و گردوفروشها پهن بود، يك فال گردو دو ريال و يك شير بلال يك ريال و همه اينها باعث شده بود كه پل تجريش به پاتوقي براي جوانها تبديل شود.

    البته پل تجريش نمايشگاه مد و لباس هم بود و به قول امروزيها جوانهايي كه به پل تجريش ميرفتند تيپ ميزدند تا خودشان را به رخ ديگران بكشند و بعضاً اتومبيلهايي هم در رفت و آمد بودند كه متعلق به جوانهاي پولدار بود، اما عامه مردم بيشتر با اتوبوس و سواري كرايه به پل تجريش ميرفتند.

    با درشكه تا دربند

    از پل تجريش تا دزاشيب و دربند درشكهها بودند كه مردم را ميبردند و بر ميگرداندند. درشكههاي دو اسبه با تودوزيهاي مخمل قرمز كه روي آن ملافه سفيد ميكشيدند و شبهاي خاطره انگيزي را براي نامزدهاي جوان ميساختند.

    حالا سالها از زمان درشكههاي دو اسبه و قدم زدن در پل تجريش و خيابانهاي خلوت و خاطرهانگيز گذشته است اما تقريباً زوجهاي جوان براي وقت گذراني و با هم بودن همان كاري را ميكنند كه پدر و مادرها و پدربزرگها و مادربزرگشان ميكردند؛ آنها در پل تجريش و خيابان لاله زار و نادري قدم ميزدند و اينها در مراكز مختلف خريد كه در هر نقطه شهر می شود پيدا كرد. امروز مطرحترين مراكز خريد براي قدم زدن نامزدهاي جوان و جوانهاي تنها و بدون جفت مركز خريد ميلاد نور و گلستان است در شهرك قدس و چند مركز خريد ديگر در مناطق شماليتر شهر مثل بوستان يا تيراژه در پونك و سام سنتر فرشته و مركز مدرن الهيه و تنديس تجريش و جاهاي ديگر و در محلات جنوبيتر شهر هم مراكز خريد شيك و پيك كم نيست، به اضافه پاركها و بوستان هايي كه نامزدهاي جوان را براي قدم زدن وسوسه می کند.


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    
    icon ثبت نظر
    
    Copyright © 2015 _ Design by : MrJEY