• افراد آنلاین : 0
  • بازدید امروز : 135
  • بازدید دیروز : 227
  • بازدید این هفته : 1511
  • بازدید این ماه : 31226
  • بازدید کل : 209580
  • ورودی موتورهای جستجو : 934
  • تعداد کل مطالب : 1081




عنوان محصول اول

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول دوم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول سوم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول




آخرین اخبار وب سایت
روایت یک شغل نفسگیر که عملیات پرواز خلبان‌ها را از زمین هدایت می‌کند

مریم رجبی یکی از ٨ زنی که برای نخستین‌بار پس از انقلاب، هدایت ترافیک هوایی را برعهده گرفته است، از تجربه‌های کاری‌اش به «شهروند» می‌گوید هر روز جان صدها آدم در مسیرهای آسمان در دست من است مریم شکرانی-شهروند| «پرواز دنا ٢٥هزار پا ارتفاع بگیر… هواپیمای جت استار ٣٠ درجه به راست بچرخ… هواپیمای جت […]

۱۰۴ مورد آزار جنسی کودکان در یکسال

سلامت نیوز: هنوز زمان زیاد‌‌ی از د‌‌استان ستایش نگذشته است که ماجراي د‌‌رد‌‌ناك آتنا کود‌‌ک ٧ساله پارس‌آباد‌‌ی پيش آمد‌‌، ماجرايي که از هفته گذشته بر سر زبان‌ها افتاد‌‌ و بار د‌‌يگر جامعه را عميقا متاثر و د‌‌رگير پد‌‌ید‌‌ه کود‌‌ک‌آزاری کرد‌‌، زمانی‌که فجایع اینچنینی رخ می‌د‌‌هد‌‌، افکار عمومی خواهان اين است که مسبب يا مسببان سریعا محاکمه […]

مردان در خشونت های جنسی به راحتی تبرئه میشوند

سعید معیدفر، جامعه‌شناس با اشاره به اینکه درباره خشونت‌های جنسی در کشور به شدت خلاء قانونی وجود دارد گفته مردان در خشونت‌های جنسی به راحتی تبرئه و زنان متهم می‌شوند. به گفته این جامعه‌شناس خشونت علیه زنان جنبه‌های مختلفی دارد و از موضوعات مربوط به حضانت گرفته تا حق ارث اشکالاتی به قانون در زمینه […]


دختران،فضای مجازی و آسیب های اجتماعی
بازديد : iconدسته: اخبار مجله

بخشی از گفتگوی لیلا توحیدنیا درباره فضای مجازی و آسیب های اجتماعی در شماره ۶۳ مجله خانه بخت:

اينترنت و به دنبال آن فضاي مجازي ترکيب کاملي از قابليت هاي انواع رسانه ها و وسايل ارتباطي جمعي است که به دليل داشتن بازخورد و قابليت تعامل،سبب شخصي کردن ارتباطات مي شود. ويزگي خاص اينترنت مانند در دسترس بودن،۲۴ساعته بودن،جستجوي آسان و سريع انواع موضوعات، سرعت و گمنامي تعداد کاربران آن باعث مي شود که اين پديده در سراسر دنيا رو به افزايش باشد. همچنين مقتضيات زندگي نيز ضرورت استفاده از اينترنت را بيشتر کرده است. ما در کنار دنياي واقعي دنياي مجازي داريم که بهسرعت در حال گسترش است و حتي گاه جدا کردن اين دو دنيا مجازي و واقعي از يکديگر دشوار مي نمايد. بر اساس آمارگيري سال ۱۳۹۲ از مجموع ۱/۷۷ ميليون نفر جمعيت کشور، تعداد ۲/۲۱ ميليون کاربر اينترنت بوده اند که نشان ميدهد ۴/۲۷ درصد جمعيت کشوربه فضاي مجازي دسترسي داشتند. ضريب نفوذ اينترنت در افراد ۶ ساله و بالاتر ۳۰ درصد مي باشد که در مقايسه با سال هاي ۱۳۸۷ (۱۲%) و ۱۳۸۹ (۹/۱۵%) افزايش چشمگيري داشته است. از نظر جنسيت کاربران اينترنت، تعداد ۲/۱۲ميليون نفر (۹/۵۷%) مرد و ۹/۸ ميليون نفر (۴۲%) زن بوده اند و از مجموع کاربران ۶ ساله و بيشتر کشور ۷/۸ درصد کمتر از ۱۵ سال، ۲/۳۶ درصد ۱۵ تا۲۴ سال، ۶/۴۸ درصد ۲۵ تا ۴۹ سال ، ۴/۶ درصد ۵۰ تا۷۴ سال و ۱/۰ درصد ۷۵ سال و بيشتر را تشکيل دادند. از سوي ديگر مقتضيات کشور ما از جمله هرم سني جوان با نيازها و ويژگيهاي خاص خود مانند تفريح، اشتغال، ازدواج و … منجر به اين ميشود که جوانان از اينترنت و فضاي مجازي براي سرگرمي، تفريح و پرکردن اوقات فراغت استفاده کنند و يا در جستجوي پاسخ براي نيازهايي باشند که در دنياي واقعي برآورده نشده است و بنابراين استفاده از اتاقهاي گفتگو و چت رومها و عضويت در گروههاي مختلف مجازي از جمله وايبر، تلگرام و واتس آپ در حال افزايش ميباشد بطوريکه بر اساس جديدترين آمار ۲۰ ميليون ايراني در اپليکيشن تلگرام عضويت دارند. افزايش امکانات تصويري و ارتباط چهرهبهچهره در اتاقهاي گفتگو و برخي اپليکيشنها فضاي ارتباطي را طبيعيتر مينمايند و دو سوم از کساني که از طريق چت با هم آشنا ميشوند رابطه شخصي برقرار ميکنند. نتايج بررسي يک مطالعه کيفي از ۶۰کاربر اتاقهاي گفتگو در ياهو مسنجر در سال ۱۳۹۲ حاکي از آن بود که در ۱۵ اتاق گفتگو مخصوص فارسي زبانان، ۵۵ درصد مردان و ۴۵ درصد زنان عضويت داشتندکه۷/۶درصد اين افراد زير ۲۰ سال، ۵۳/۵۳ درصد بين ۲۰تا ۳۰ سال و ۴۰ درصد کاربران بالاي ۳۰ سال بودند. در ميان کاربران، دختران نوجوان بيش از پسران نوجوان تمايل به چت کردن داشتند و دختران سنين بالاتر بدنبال يافتن دوست و شريک زندگي بودند. به اين معنا که دختراني که در محدوده سني ۲۵ و بالاتر بودند نسبت به کسي که با او چت ميکردند حساسيت بيشتري به خرج ميدادند و معيار تحصيلات و داشتن شغل مناسب و ديدن عکس و يا تصوير فرد مورد نظرشان برايشان مهمتر بود در حاليکه دختران سنين پايين تر بيشتر بهدنبال چتکردن صرف با جنس مخالف جهت برقراري دوستي از طريق وبکم (البته با شرط اخذ کارت شارژ تلفن) بودند. نتايج اين پژوهش حاکي از آن بودکه دختران و پسران مجرد، شاغل، داراي تحصيلات عاليه در مقطع ليسانس و داراي سابقه دوستي با جنس مخالف، بيشتر در چت رومها حضور مييابند. همين دادههاي اندک نشان از جمعيتي دارد که بدنبال ارضاي نيازهايي هستند که در محيط واقعي قادر به برآوردن آن نميباشند. آنچه در مورد زنان و دختران کاربر اتاقهاي گفتگو مشهود بود ضعف مهارتهاي ارتباطي در محيط واقعي جامعه و يا عدم وجود بسترهاي مناسب براي آشنايي سالم با جنس مخالف، شرايط دشوار براي ازدواج به موقع و مناسب و يا ضرورت رعايت چارچوبهاي رفتاري عرف در تعاملات واقعي بود. همچنين در اين پژوهش زنان متاهل عدم رضايت از زندگي زناشويي خود را دليل حضور خود در اتاقهاي گفتگو عنوان کردند. اين افراد نارضايتي از روابط زناشويي خود را دليلي براي تمايل به دوستي با جنس مخالف و دردل کردن با يک دوست نزديک مطرح کردند تا کمبودهاي عاطفي خود را جبران و به گفته خودشان ناکاميهاي جنسي و روحيشان مانع از فروپاشي زندگي خانوادگيشان نگردد. اين موضوع وجود آموزشهاي مهارت زندگي و آموزش صحيح مسائل زناشويي را قبل از ازدواج و بعد از آن ضروري مينمايد ونياز به سياستگذاريها و برنامهريزيهاي مناسب را افزايش ميدهد…..

 


iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

خشونت علیه زنان
بازديد : iconدسته: اخبار مجله

بخشی از گفتگوی نسرین حسین پور درباره خشونت علیه زنان در شماره ۶۳ مجله خانه بخت:

خشونت عليه زنان گسترده است و در همه کشورهاي جهان رخ مي دهد و از سوي ديگرزناني که خشونت را تجربه ميکنند بدليل ابتلا به طيفي از بيماريهاي جسمي و رواني تاثير مستقيمي بر فرآيندهاي ارتباطي در خانواده و جامعه ميگذارند. خشونت عليه زنان فرمهاي مختلفي دارد، خشونت جسمي، جنسي، روانشناختي و اقتصادي که زنان را از آغاز تولد تا زمان سالخوردگي تهديد ميکند. اين شکل از خشونت به فرهنگ، قوميت، مليت و يا کشور خاصي محدود نميشود بلکه ريشه در تبعيض و نابرابريهاي پايدار نسبت به زنان در جوامع مختلف دارد. معمولترين خشونت عليه زنان خشونت فيزيکي است که توسط همسران و يا شريک صميمي آنها بصورت ضرب و شتم، اجبار به رابطه جنسي و ديگر اشکال آزار نمود پيدا ميکند. نتايج مطالعه سازمان جهاني بهداشت در ۱۱ کشور حاکي از آن است که بيش از ۷۰درصد از زنان در طول زندگي خود خشونت را تجربه ميکنند و طيف خشونت جنسي عليه زنان توسط شريک صميمي آنها از ۹ درصد در ژاپن تا ۵۹ درصد در اتيوپي متغير ميباشد. بر اساس همين تحقيق در استراليا، کانادا، آفريقاي جنوبي و آمريکا ۴۰ تا ۷۰ درصد از زنان قرباني قتلها ،توسط شريک زندگيشان کشته ميشوند. از سوي ديگر بر اساس آمار بانک جهاني خشونتهاي خانگي زنان سنين ۱۵-۴۴ ساله را بيش از حوادثي نظير تصادفات رانندگي، بيماريهاي عفوني و جنگها تهديد ميکند. مطالعات در ميان کشورهاي مختلف نشان ميدهد حدود ۱۵ تا ۷۱ درصد از زنان ۱۵ تا ۴۹ ساله خشونت جسمي و جنسي را توسط شرکاي جنسي خود در طول زندگيشان تجربه کردهاند. اين تنوع نشانگر قابل پيشگيري بودن خشونت عليه زنان است.

خشونت عليه زنان پيامدهاي بهداشتي جدي به همراه دارد از جمله مرگ، آسيبهاي جسمي،سقطهاي جنين ناشي از بارداري ناخواسته،عفونتهاي جنسي منتقل شده مثل HIV ، افسردگي و اختلال استرس بعد از سانحه و استفاده زيانآور از دخانيات، مواد مخدر و الکل و همچنين تاثير خشونت عليه زنان بر کل اعضاء خانواده غير قابل انکار است بطوريکه کودکاني که در معرض خشونت شريک جنسي مادر در منزل هستند به احتمال زياد مورد آزار و سوءاستفاده قرار ميگيرند، بزرگسالاني که با تجربه خشونت در خانه بزرگ ميشوند به احتمال زياد يا خود مرتکب خشونت ميشوند و يا اينکه خشونت را توسط شريک جنسي خود تجربه ميکنند.

در دهههاي اخير، پيشگيري اوليه از بروز موارد خشونت خانگي عليه زنان و همچنين شناسايي زنان خشونت ديده و مديريت اين موارد در بسياري از کشورها به عنوان يک اولويت براي زنان مورد توجه قرار گرفته است و انواع مختلفي از مداخلات با راهکارهاي متنوع از جمله تدوين سياستهاي رسمي و غير رسمي براي ايجاد حساسيت اجتماعي جهت مبارزه با خشونت عليه زنان، جمعآوري داده و اطلاعات درباره شيوع، عوامل و پيامدهاي اجتماعي و حمايتطلبي براي به رسميت شناختن خشونت عليه زنان به عنوان يک مسئله اجتماعي صورت گرفته است…..


iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

علل جامعه‌شناختی ناپایداری روابط عاشقانه /مرگ عشق در جامعه مصرف‌گرا
بازديد : iconدسته: اخبار مجله

بخشی از گفتگوی مصطفی مهرآیین درباره مرگ عشق در جامعه مصرف گرا در شماره ۶۳ مجله خانه بخت:

يکي از مهمترين موضوعات در حيات اجتماعي امروز که مسئله ناپايداري روابط عاشقانه در مقايسه با شکل نسبتا مستحکم پيشين آن است. پرسش «عشق»چيست؟ اکنون به اشکال متفاوت همه زنان و مردان را به خود مشغول ساخته است: تا کي بايد با اين شخص بمانم؟ آيا او همه سرنوشت عاطفي- عاشقانه من است يا آنکه حق دارم باز به جستجوي خود ادامه دهم؟ شور من و پاسخ گفتن به آن مهمتر است يا مصرانه بر يک صميمت و تعهد پايدار ماندن؟ امروزه، اين پرسشها و پرسشهاي مشابه در کانون زندگي بسياري از ما جاي دارد. شايد اکنون بتوان در مقابل آنچه اکتاويو پاز در کتاب «ديالکتيک تنهايي» و اريک فروم در کتاب «هنر عشق ورزيدن» از آن بهعنوان «ديالکتيک تنهايي و عشق» سخن مي گويند، سخن از «ديالکتيک نويني» گفت که بر خلاف ديالکتيک نخستين بيش از آنکه بيانگر يک درد هستي شناختي به نام «تنهايي» و راه حل آن به نام «عشق» يا «وصل» باشد، بيانگر يک موقعيت جامعه شناختي به نام «پرسش رابطه» و راه حل آن به نام «شبکه روابط موقت» است که تصورات پيشين ما … را به چالش کشيده است.

در پاسخ به اين پرسش که چه عواملي همه اين تغييرات را در روابط انساني ممکن ساخته است بايد به دو دسته عوامل توجه نمود:عوامل يا شرايط بيروني و عوامل دروني. بايد دانست که رابطه ميان جامعه با دنياي روابط عاشقانه انساني رابطهاي «تا حدودي» است. به عبارت ديگر، جامعه يا شرايط اجتماعي تا حدودي مي تواند مساله تغيير در روابط عاشقانه انساني را تبيين نمايد. روابط عاشقانه انساني از يک منطق دروني نيز برخوردار است که آن را مستقل از جامعه بهعنوان بستر وقوع و شرايط تحقق بيروني آن مي سازد. در اينجا از عوامل اجتماعي تبيين کننده تغييرات بوجود آمده در روابط عاشقانه انساني بهعنوان «شرايط بيروني عشق» سخن مي‌‌گوييم و مسائل مربوط به منطق دروني عشق را «شرايط دروني عشق» مي ناميم. جامعه شناسي مي تواند با ما سخن از شرايط بيروني عشق بگويد. براي يافتن منطق حاکم بر دنياي دروني عشق و مکانيسمهاي دخيل در آن بايد به علوم ديگر از قبيل فلسفه، روانشناسي، روانکاوي، زبانشناسي، مغزشناسي، هورمون شناسي، و. … رجوع کرد و از آنها کمک خواست.

در خصوص علل جامعه شناختي شکلگيري روابط عاشقانه ناپايدار و سيال در حيات اجتماعي امروز انسان حداقل مي توان به پنج علت (از منظر برخي نظريههاي جامعه شناسي عشق و احساس) اشاره کرد. علت نخست به تأثير شرايط بيروني دنياي عشق و در واقع تاثير نظم موجود نظام سرمايهداري بر عشق باز مي‌‌گردد.

اوا ايلوز، از برجسته ترين جامعه شناسان و محققان عشق، در کتاب خود با عنوان «عشق و تناقضات فرهنگي سرمايهداري» اين بحث را طرح مي‌‌کند که نظم موجود نظام سرمايهداري دو مشخصه اصلي دارد: توليد و مصرف. حوزه توليد، انسان عاقل و خانوادهمدار را تبليغ مي‌‌کند و از انسانها مي‌‌خواهد عاقل باشند، کار کنند، خانواده داشته باشند و به تربيت فرزند بپردازند. اما ميان اين خواستههاي حوزه توليد در نظام سرمايه داري با خواستههاي حوزه مصرف تناقض وجود دارد. زيرا حوزه مصرف برعکس از انسانها مي‌‌خواهد خودابرازگر، خودبيانگر، بدون خويشتنداري و مصرفکننده باشند. به باور ايلوز نتيجه نهايي اين ويژگي قلمرو مصرف حاکم شدن اصل «لذت» بر روابط عاشقانه انساني است. او معتقد است اين خواسته قلمرو مصرف تنها زماني ممکن مي‌‌شود که مصرف در پيوند جدي با روابط رمانتيک قرار بگيرد و نه خانواده. بهعنوان مثال، مي‌‌توان در تبليغ يک نوع برنج زني را به تصوير کشيد که پس از پختن برنج آن را بر سر ميزي سرو مي کند که همسر و فرزندانش در اطراف آن نشستهاند. در اينجا، آنچه که برجسته مي باشد خانواده است و جمع خانوادگي. در واقع کالا در خدمت انسان است. اما اگر در همين تبليغ، زن آشپز زيبايي را به تصوير بکشيد که بوي غذاي او باعث جلب توجه مردان زيادي به او و زيبايي و تن او شود، در اينجا انسان در خدمت کالا قرار مي‌‌گيرد، زيرا آن نگاه خريدارانه که تا ديروز به برنج تعلق مي گرفت اکنون به تن يک زن تعلق مي گيرد. به عبارت دقيق تر، در اينجا منطق خريد و فروش که مختص بازار و کالا مي باشد بر روابط انساني نيز حاکم مي‌‌شود. ايلوز معتقد است تا چنين پديدهاي به وقوع نپيوندد اصولا مصرف در معناي مورد نظر نظام سرمايه داري ممکن نميشود. پس مصرف کالا در معناي دقيق آن زماني ممکن مي‌‌شود که انسانها عميقا مصرف کننده شوند و بتوانند تن و اميال و آرزوها و علائق عاشقانه خود را نيز خريد و فروش نمايند.

دومين عامل اجتماعي تاثير گذار بر روابط عاشقانه را بايد در نظريه گيدنز يافت. گيدنز در کتاب «جامعه شناسي صميميت» يکي از مهمترين تحولات در حيات اجتماعي انسان را تحول از خانواده گسترده به خانواده هستهاي مي داند. اين اتفاق دو پيامد به همراه داشته است. نخستين پيامد اين ماجرا آن است که دو فرد تشکيل دهنده خانواده هستهاي جديد ديگر همچون خانوادههاي پيشين در ميدان مغناطيس حمايت خانواده گسترده جاي ندارند و خود بايد مسائل خود را حل نمايند. در چنين حالتي، با بروز هر مشکل ميان زوجين، افراد به مذاکره با هم مي پردازند و مي توانند خيلي آسان راي به جدايي بدهند.

پيامد دوم به تغيير در برداشت از سکس باز مي گردد. به باور گيدنز، در خانوادههاي هستهاي جديد سکس ديگر صرفا ابزار و مکانيسمي براي توليد مثل نيست. سکس في نفسه داراي ارزش است و لذت جنسي قلمرويي مستقل از توليد مثل به نام «اروتيسم» را بنيان مي نهد که در آن مناسک لذت و تخيل اروتيک از جايگاهي برجسته برخوردار مي شوند. اين به معناي آن است که دامنه تخيل جنسي و لذت اروتيک نهفته در يک رابطه عاشقانه مي تواند حيات يا مرگ آن را تعيين کند. روابط احساسي که از تخيل و لذت اروتيک تهي مي شوند به آساني رو به سوي فروپاشي و پايان مي نهند. چهارمين عامل اجتماعي تاثير گذار بر روابط عاشقانه را بايد در تحليل الريش بک از اين موضوع جستجو کردکه به افزايش دامنه فعاليتهاي اجتماعي و اقتصادي زنان باز مي گردد. به باور الريش بک، زنان از زماني که پول درآوردند و وارد دنياي فرهنگ شدند، تازه زنبودگي خود را پيدا کرده و صاحب استقلال فکري و شغلي شدند. بنابراين بجاي آنکه خودشان را در خدمت خانواده قرار دهند، خانواده را جايي براي رشد استعدادهاي خود در نظر مي‌‌گيرند که اگر زندگي خانواده جايي براي آن نگذارد، از آن خارج مي‌‌شوند. به اعتقاد بک، امروزه زنان احساس مي‌‌کنند به شکل فردي هم مي‌‌توانند به زندگي خود ادامه داده و روابط کوتاهمدت و عشق رمانتيک را تجربه کنند. گيدنز معتقد بود اين موضوع يکي از راديکالترين راهها براي روبهرو شدن با مردانگي نظام سرمايهداري از طرف زنان است، زيرا اگرچه براي آنها خطراتي دارد، اما باعث مي‌‌شود زنان ويژگيهاي عاطفي و زنانه خود را به نظام سرمايهداري تحميل کنند. پنجمين عامل باز به مساله از بين رفتن حمايتهاي سنتي والدين از فرزندان باز مي گردد. امروزه، جواناني که ديگر همچون گذشته از حمايتهاي خانوادگي و حتي نهادهاي اجتماعي و مدني برخوردار نيستند به اين نتيجه رسيدهاند که بايد روابط عاشقانه خود را تبديل به «روابط مذاکرهاي» نمايند و با نشستن بر سر ميز مذاکره با افراد متعدد، فرد حامي مناسب خود را بيابند. ازاينرو، افراد با اين ايده که «من بايد تشخيص بدهم اين فرد در زندگي مي‌‌تواند حامي من باشد يا خير؟»وارد روابط متعددي مي‌‌شوند تا شخص حامي مورد نظر خود را پيدا کنند. طبعا با خارج شدن از هر مذاکره فرد خود را با اين پرسش روبرو مي بند که چرا مذاکرات ما کوتاه بود و يا چرا مذاکرات ما شکست خورد. اين مساله باعث مي‌‌شود افراد دائما با «پرسش رابطه» درگير باشند. گيدنز، البته، به اين مساله نگاهي مثبت دارد و معتقد است اينکه عشق مبادلهاي و مذاکرهاي شده است، امري منفي نيست. به باور او، مبادلهاي و مذاکرهاي شدن عشق مي‌‌تواند عرصهاي باشد براي آغاز روابط انساني دموکراتيکتر.

او معتقد است اين ويژگي حتي مي‌‌تواند بالابرنده سطح دموکراسي در جهان باشد. به اعتقاد گيدنز، نگاه کلينيکي به عشق و شيوع آن، ريشه در اجتماع و تغييرات اجتماعي شکلگرفته در جوامع مدرن دارد. اين صرفا به اين دليل نيست که انسانها به لحاظ احساسي تبديل به انسانهاي يخزدهاي شدهاند و يا اينکه افراد نگاهشان به عشق نگاه کالايي شده است؛ بلکه به اين دليل است که در حوزه احساسات و عشق حمايتهاي اجتماعي براي افراد در گذشته وجود داشت اما اين نهادهاي حمايتي الان حمايت خود را از اين حوزه برداشتهاند و فعاليتشان کاهش پيدا کرده است. پس افراد نيازمند اين هستند که در اين حوزه خودشان بيشتر حامي خودشان باشند. به همين دليل افراد به سمت مبادله و مذاکره در حوزه عشق و احساس مي‌‌روند و براي هم شرايط تعيين مي‌‌کنند. اين بدان معناست که افراد در حال حمايت و دفاع از خود هستند…..


iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

مخالف سرپوش گذاشتن بر آسیب‌های اجتماعی زنان هستم /بررسی مقوله زنانه شدن آسیب‌های اجتماعی در گفت‌وگو با شهیندخت مولاوردی معاون زنان و خانواده ریاست جمهوری
بازديد : iconدسته: اخبار مجله

 

بخشی از گفتگوی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری درباره آسیب های اجتماعی در شماره ۶۳ خانه بخت:

معاونت امور زنان و خانواده رياستجمهوري در سال ۹۲ توانست با يک جهش از سطح مرکز به معاونت برسد که اگر اين نکته به فال نيک گرفته شود نشان از توجه رئيسجمهور به حوزهي زنان دارد. شهيندخت مولاوردي که طي دو سال گذشته معاونت زنان و خانواده رياست جمهوري را بر عهده دارد. در اين مدت تلاش کرده تا با ايجاد تغيير در نگاه دستگاههاي مختلف نسبت به مساله زنان و خانواده تلاش کارشناسان اين حوزه را بر پژوهش هاي علمي متمرکز کند. او معتقد است که ميبايست در برنامه ششم از نگاه آرمانگرايانه و کلي نگري که برنامههاي قبلي وجود داشته اجتناب شود و با تاکيد بر اين اجتناب توضيح ميدهد که :« ميخواهيم چند پروژه را تعريف، شاخصگذاري و هدفگذاري بکنيم و برنامه هايي را براي رسيدن به آن سياست ها در نظر بگيريم.» گفتگوي ما با او را بخوانيد:

راجع به آسيب هاي اجتماعي زنان صحبتهاي زيادي مطرح است. هر کس چيزي مي گويد اما اين مساله هيچ وقت خوب ريشه يابي نشده يا خيلي آکادميک به آن نگاه نشده. شما در جايگاهي که هستيد احيانا تعريف مشخص و روشني از آسيبهاي اجتماعي زنان در کشور داريد؟

در بحث آسيبهاي اجتماعي نکتهي مهم اين است که هيچ کشوري هرگز قادر به از بين بردن و يا ريشهکني آن نبوده است و تلاش همهي گروهها و دولتها بر اين است که در کنترل و برنامهريزي براي کاهش آسيبها تلاش کنند. در مورد آسيبهاي اجتماعي به طور کلي و آسيب هايي که حوزه زنان و خانواده را تهديد مي کند. دو رويکرد به موازات هم در اين دهه ها در کشور داشتهايم. يک رويکرد معقتد است که ما نبايد مسائل و مشکلات مربوط به زنان را برجسته کنيم و به اين آسيب ها بپردازيم. طرفداران اين رويکرد معتقدند که مطرح کردن آسيبهاي زنان به نوعي سياه نمايي محسوب ميشود و آب در آسياب دشمن ريختن است. اگر هم قرار است کاري انجام شود بدون سر و صدا و بدون ايجاد حساسيت کارها پيش برود. طرفداران اين رويکرد روش پيشنهادي شان را بهترين روش براي مقابله با آسيبها مي دانند.

رويکرد ديگر هم اين است که با مطرح و برجسته کردن و حتي بزرگنمايي آسيبهاي اجتماعي ميتوانيم توجهها را جلب کنيم و حساسيت لازم را در برنامهريزان ايجاد بکنيم تا بتوانند با توجه به آسيبها، برنامهريزي درستي انجام دهند و در نهايت قدمهايي به سمت کاهش آسيب در جامعه و نهايتا توانمندسازي زنان و خانواده در برابر اين آسيبها برداشته شود. خب در دورههاي مختلف هر کدام از اين رويکردها زمينه بروز و ظهور پيدا کرده و توانسته است خود شرا نشان بدهد . من خودم معتقد به نگاه دوم هستم که نبايد ما با سرپوش گذاشتن بر آسيبها اين انتظار را داشته باشيم که نهايتاً به پيش گيري و يا کاهش اين آسيب ها کمک بکنيم.

اين دو نگاه ميزان يا اندازه ي آسيب ها را يکسان مي بيند؟ چون ما در ميزان مشکل داريم فکر ميکنيد شما با توجه به اينکه حقوقدان هستيدو من فکر مي کنم پرونده تمام اين ساليان را مرور کرديد- ميزان از دو طرف يکسان ارزيابي ميشود يا نه؟

نظر من اين است که آن رويکرد اول که معقتد به سرپوش گذاشتن است هنوز عمق فاجعه را درک نکرده است چرا که اگر ميزان واقعي آسيب ها را مي دانستند و به اين واقعيت رسيده بودند که ميزان آسيب ها به اندازه اي است که سرپوش گذاشتن بر آن ممکن است به شيوع و افزايش و رشد اين آسيب ها منجر شود قطعاً رويکردشان عوض ميشود . هر چند که در رويکرد دوم ممکن است بعضاً با اغراض سياسي و بزرگ نمايي هاي غلوآميز در اين مباحث روبرو شده باشيم ولي به هر شکل اگر از بعد و زاويه منطقي و عقلاني به موضوع نگاه کنيم به نظر من اين رويکرد بيشتر به ميزان شيوع، گستردگي آسيب هاي اجتماعي و تاثيرگذاري آن بر ساحتهاي مختلف اجتماعي جامعه اعتقاد و باور داشته و آن را نگرانکننده مي بيند.

آن گروهي که اعتقاد دارند که نبايد بزرگ نمايي کرد -البته آنها اسمش را بزرگ نمايي مي گذارند من به آن مي گويم واقع گرايي- از اين پيش فرض پيروي مي کنند کهآسيب هاي اجتماعي يک زخم در جامعه است و بهتر است به آن دست نزنيم.ديدگاه شما نسبت به اين زخم چيست؟

اگر به اين زخم دست نزنيم به تدريج آماس مي کند و ممکن است عفونت آن کل پيکره ي جامعه را در بر بگيرد. شايد تعبير ما از اين وضعيت استخوان لاي زخم باشد اما تا اين استخوان را در نياوريم اين زخم بهبود پيدا نمي کند بنابراين بايد توجه لازم را به اين موضوع داشته باشيم.

آسيب ها عموما -تا آنجا که من ديدم- بهطور معمول مجموعهاي آسيبهاي ريز و درشت هستند که گريبان زنان را گرفته اند.نگاه شما به آسيبهاي زنان مجموعهاي است يا آنها را جدا از هم مي بينيد؟

قطعا من همين نگاه مجموعهاي را دارم. البته ما مجموعه معاونت زنان رياست جمهوري سعي مان بر اين است که اين اجماع را داشته باشيم و با هم اين نگاه را پي بگيريم.معتقم که اصلاً نمي توانيم اين نگاه را نداشته باشيم چون مجموعه تحقيقات و بررسيهايي که در اين ۲ سال انجام داديم ما را بيشتر به اين نگاه نزديک کرده و واقع بينانه است که ما به اين شکل مجموعه اي به موضوع نگاه بکنيم .

با اين نگاه مجموعه اي برنامه ريزي براي کنترل آسيبهاي اجتماعي دشوارتر نمي شود؟ به هر حال برنامه ريزي براي يک مجموعه مشکل خيلي سختتر و پيچيده تر از برنامه ريزي کردن براي يک معضل است.

قطعاً دشوارتر است ولي آن نتيجه اي که بدست ميآيد رضايت بيشتري را براي ما به همراه دارد و به همين دليل هم هست که ما بر اين روش تکيه مي کنيم. برنامه ريزي براي غير از اين وضعيتتک موضوعي بسيار راحتتر است و به نوعي ساده انديشي و ساده کردن صورت مسئله است ولي در نهايت مارا به آن راه حل اساسي نمي رساند.

ما در سال هاي گذشته مانورهايي داشتيم در مورد بحث زنان داشتيم که ناشي از همين نگاه تک بعدي و تبليغاتي بوده موضوع اين مانورها از فقر واعتياد تا بيمه و طلاق و … در برميگرفت به هر حال آنهمه اقداماتي که مدعي بودند انجام داده اند بايد نتيجهاي ميداشت. وقتي شما وارد اين معاونت شديد نتيجهي ملموسي از مانورها ديديد؟

ما يک دوره اي را داشتيم که مسايل زنان را به يکي دو تا مسئله تقليل داده بودند و عموما مسائل گروه هاي خاصي مد نظر بود که به نظر مي رسد اصلاً منطبق با واقعيت هاي موجود جامعه ما نبوده و نيست. استفاده ز اين روش ها به نوعي ساده کردن صورت مسئله است…..

گفتگو مهین شهنی

 


iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

بنیان جامعه سالم ازدواج سالم است / دکتر گلایل اردلان رئیس اداره سلامت جوانان وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی
بازديد : iconدسته: اخبار مجله

بخشی از گفتگوی دکتر گلایل اردلان درباره بنیان جامعه سالم در شماره ۶۳ مجله خانه بخت:

يکي از مهمترين مسايلي که در برنامههاي اداره سلامت جوانان در وزارت بهداشت و درمان مورد توجه قرار دارد و پيوسته به عنوان يک اولويت به آن نگاه ميشود. برنامهريزي براي تحقق بخشيدن به اجراي طرحي است که از آن به عنوان ترويج ازدواج سالم نام برده ميشود چراکه اين مسئله از جهات بسيار حايز اهميت است. چه از نظر فردي و چه از نظر اجتماعي و روشن است که ازدواج سالم يعني تشکيل خانواده سالم و خانواده سالم در معناي وسيعتر آن يعني جامعه سالم و به همين دليل، برنامهريزي براي ازدواج سالم ازاهميت و اولويت برخوردار است به ويژه با توجه به اين که حدود نيمي از جمعيت کشور ما را جوانان تشکيل ميدهند و درحال حاضر ۲۰ميليون نفر ازجمعيت کشور در گروه سني ۱۸ تا ۲۹ سال در کشور زندگي مي کنند که لازم است با دقت بيشتري به شرايط امروز و آينده آنها نگاه شود. متاسفانه درحال حاضر چيزي حدود ۵/۲ درصدر از اين جوانان دچار عارضه سوءمصرف مواد هستند. از حدود بيست ميليون جمعيت جوان کشور در گروه سني ۱۸ تا ۲۹ سال تقريبا نيمي از اين جمعيت يعني ۸/۴۹ درصد از دختران تشکيل ميدهند و بقيه اين جمعيت پسران و مردان جوان هستند.

از سوي ديگر نزديک به ۵/۷۱ درصد ازا اين جمعيت در شهرها زندگي ميکنند که به دليل شرايط حاکم بر زندگي شهري ۴۹درصد ازمردان جوان ساکن شهرها و ۵۱درصد از زنان ودختران جوان فعاليت فيزيکي کافي ندارند که همين امر ميتواند سبب بروز مشکلاتي در سلامت آنها باشد. و اگر در گسترده وسيعتري به مسايل و مشکلاتي که سلامت جوانان راتهديد ميکند نگاه گنيم متوجه ميشويم که ۲۰درصد از جمعيت مردان در گروه سني جوان سيگار ميکشند و معتادان به سيگار در جمعيت زنان هم چيزي حدود ۲درصد اعلام شده که البته اين آمار چندان واقعي به نظر نميرسد چرا که بسياري از خانمهاي جوان مايل نيستند درمورد سيگار کشيدن خود حرف بزنند.

در چنين شرايطي با توجه به گرايش بيشتر خانمها به تحصيلات آکادميک و تغييرات فرهنگي اجتماعي به وجود آمده و دلايل مختلف ديگر ميانگين سن ازدواج در طي دو دهه اخير تغيير کرده و در يک روند افزايشي در مردان به ۲۷ تا ۳۰ سال و در دختران به طور متوسط به ۲۴ سال رسيده است که اين افزايش سن ازدواج حتي در مناطق روستايي نيز وجود دارد و طبيعي است که اين مسئله در کنار مسايل ديگري که به برخي ازآنها اشاره شد ميتواند در آينده مشکلاتي را براي جامعه به وجود بياورد. به همين دليل است که يکي از برنامههايي که از سال ۹۲ در اداره سلامت جوانان وزارت بهداشت با توجه به سياستهاي جمعيتي کشور و برخي از مشکلات اجتماعي از جمله رفتارهاي جنسي مخاطرهآميز که خود باعث بروز برخي بيماريها ميشود مورد توجه ويژه قرار گرفت و به اين نتيجه رسيديم که نخستين گام، تهيهي طرحي جامع در اين مورداست و روشن است که در يک طرح جامع و کلاننگر بايد به همهي زمينهها و ابعاد آموزشي، تربيتي، بهداشتي و رواني که زيرساختهاي لازم براي ازدواج سالم است بايد توجه کرد. متاسفانه در حال حاضر در نظام آموزشي و تربيتي ما نوجوانان و جوانان از سن ۶سالگي که با رفتن به مدرسه به طور جديتري وارد جامعه ميشوند در محيطهايي قرار ميگيرند و آموزش ميبينند که ارتباطي با جنس مخالف ندارند و اصولا ارتباط درست با جنس مخالف براي آنان تعريف نميشود و در خانواده‌‌ها هم به دليل تابو بودن مسايل جنسي در مورد يان مسايل اطلاعات لازم ومتناسب با سن کودک و نوجوان به آنها داده نميشودو به همين دليل زماني که جوانان وارد دانشگاه يا محيط کار ميشوند به دليل نا آگاهي نسبت به ظرايف چگونگي رابطه با جنس مخالف دچار عشقهاي هيجاني و کوتاه مدتي ميشوند که حتي ممکن است به ازدواج منتهي شود و متاسفانه اين ازدواجها که اکثرا بر اساس معيارهاي درست همسرگزيني نيست و زيربناي عقلاني لازم را ندارد ازدواج سالم به حساب نميآيد و اکثرا به طلاق و جدايي کشيده ميشود. به همين دليل در برنامه ازدواج سالم هدف اصلي آشناسازي مسئولان با اهميت آموزش جوانان و مهمتر از آن آشناسازي آنها با معيارهاي درست همسرگزيني است که در نخسيتن مرحله برنامه آموزشي گروه هدف ما ۲۰۰ هزار نفر از دانشجويان رشتههاي پزشکي و پيراپزشکي هستند که در برنامه آموزشي آنها از روانشناسان، مشاوران و استادان حوزه و دانشگاه کمک گرفتهايم و سمينارهايي نيز درارتباط با همين مسئله در دانشگاههاي مختلف برگزار کرديم و چيزي حدود ۳۰ هزار بسته آموزشي درمورد ازدواج در دانشگاههاي علوم پزشکي کشور توزيع شده است و در حال حاضر بخشي از تلاش ما در وزارت بهداشت و اداره سلامت جوانان معطوف به تدوين سند سلامت جوانان است که چشمانداز ما را در مورد سلامت باروري و ازدواج، سلامت اجتماعي، پيشگيري از حوادث، چگونگي ارائه خدمت به جوانان، پيشگيري از رفتارهاي مخاطرهآميز، اعتياد و شناخت شيوههاي زندگي سالم. و نيز چگونگي رسيدن به افق مورد نظر را مشخص ميکند….


iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

بررسی روانشناختی یک واقعه عشق یا خودخواهی؟!
بازديد : iconدسته: اخبار مجله

 

بخش از گفتگوی عباس امین در شماره ۶۳ مجله خانه بخت:

حوالي ساعت ۱۰ شب سيزدهم مهرماه، ساکنان خيابان گلستان هفدهم و گلستان پانزدهم در يکي از مناطق لاهيجان با شنيدن صداي شليک چند گلوله سراسيمه از خانههايشان بيرون آمدند و با صحنه دلخراش يک جنايت هولناک روبرو شدند. آنها يک خودرو پرايد را که با چراغهاي روشن در کنار خيابان پارک شده بود ديدند و در داخل خودرو با جسد دختر جواني که پشت فرمان اتومبيل با شليک گلوله به قتل رسيده بود روبرو شدندو در کنار او جسد پسر جواني افتاده بود که با تنفگ شکاري خودکشي کرده بود. صبح روز بعد خبر اين جنايت هولانگيز در برخي از خبرگزاريها و روزنامهها با عنوان خودکشي عاشقانه منعکس شد.

با آمدن ماموران پليس به محل حادثه مشخص شد در اين ماجراي خونين پسرجواني که از دختر مورد علاقهاش جواب رد شنيده بود با اسلحه شکاري، دختر مورد علاقهاش را کشته و سپس با شليک يک گلوله خودکشي کرده است.

اين اولين جنايت و خودکشي عاشقانه ۱۳۹۴ نبود و البته آخرين آنها هم نيست. نگاهي به آمار جنايتهاي عاشقانه در نيمه اول امسال نشان ميدهد که از اول فرودين تا پايان تيرماه يعني در مدت چهار ماه ۸نفر به اين دليل که از دختر مورد علاقه خود جواب رد شنيدهاند مرتکب جنايت شدهاند يعني هر ماه به طور متوسط دو دختر جوان فقط به اين دليل که مايل نبودهاند به عاشق سمج خود جواب مثبت بدهند جان خود را از دست دادهاند. حتي در يکي از اين جنايتهاي به اصطلاح عاشقانه قاتل نهتنها دختر مورد علاقهاش بلکه خواهر او را هم با شليک گلوگه به قتل رسانده بود و درمورد ديگري پدر يکي از دخترها به تاوان جواب منفي دخترش به جوان عاشق قرباني جنايت شد.

عشق يا خودخواهي

واقعيت اين است که آن چه به نام جنايت عاشقانه از آن نام برده ميشود از منظر روانشناختيجنايت خود خواهانه است و قاتلاني که دختر مورد علاقه خود را به اين دليل که حاضر نميشود به عشق آنها جواب مثبت بدهد به قتل ميرسانند نه به دليل نااميدي از رسيدن به معشوق بلکه به اين دليل است که نتوانستهاند آنچه را ميخواستهاند به دست آورند و احساس ميکنند غرور و خودخواهيشان جريحهدار شده. درواقع انگيزه آنها در ارتکاب قتل با انگيزه فردي که به دليل مورد توهين قرار گرفتن از سوي فرد ديگري او را به قتل ميرساند تفاوتي ندارد.در هر دو مورد قاتل به دليل احساس شکست و ضربهاي که به غرور و خودخواهي او وارد شده دچار خشمي جنونآميز شده و دست به جنايت ميزنداما از سوي ديگر درپي هر يک از اين جنايتهاي عاشقانه يک پرسش کليدي در ذهن بسياري از کساني که خبر را ميخوانند مطرح ميشود چگونه يک انسان ميتواند فرد مورد علاقه خود را که ادعا ميکندعاشق اوست به قتل برساند.

چگونه ممکن است يک احساس عاشقانه به خشمي جنايتکارانه تبديل شود؟ و آيا ميتوان چنين نفرتي را با تعريفي که ازعشق ميشناسيم توجيه کرد؟

چرا؟

در نخستين خبرهايي که درمورد اين جنايت هولناک منتشر شد بنابر گفتههاي شاهدان عيني که هر دو قرباني را شناسايي کرده بودند اعلام شد که پسر جوان فرزند يک کارخانهدار ساکن لاهيجان است و دختر جوان هم فرزند يک خانواده مرفه است. البته اين اظهارات بعداً از سوي يکي از مسئولان انتظامي منطقه رد شد. به گفته اين مسئول خانواده هر دو قرباني از يک رفاه نسبي و معمولي برخورداراند و کارخانهدار و ثروتمند نيستند! البته شايد اين اظهارنظر به نوعي نشان دهنده تلاش براي جلوگيري از واکنشهاي اجتماعي نسبت به برخي رفتارهاي فرزندان طبقات نوکيسه بود که بعد از ماجراي تصادف پورشه معروف و جنجالهاي بعد از آن ذهن برخي از مسئولان را متوجه حساس بودن جامعه نسبت به اين طبقه کرد هرچند که ماجراي اين جنايت با تصادف پورشهي ماجراآفرين تفاوت بسيار داشت و شايد هم بيان واقعيت بود يا مصلحتانديشي از نوع ديگر مثلاً حفظ آبروي خانوادهاي ثروتمند و صاحب نفوذ اما هرچه بود حقيقت ماجرا وقوع يک جنايت بود!

اما آن چه که ميتواند در بررسي اين ماجرا و ارتباط آن باوضع اقتصادي خانواده پسر جوان مورد توجه باشد. نقش شرايط اقتصادي خانوادهها در تربيت فرزندان است. زيرا معمولاً در خانوادههاي ثروتمند آنچه معمولاً به چشم ميخورد فرزندسالاري مطلق است و فرزندان خانواده هر خواستهاي داشته باشند فوراً پاسخ مثبت ميگيرند. از انواع اسباببازيها تا وسايل تفريحي در دوران کودکي و تا موتورسيکلت واتومبيل در دوره نوجواني وجواني و طبيعي است که در چنين شرايطي آنها باور ميکنند که ميتوانند و بايد هرچه را ميخواهند به دست آوردند وهيچ دليلي وجود ندارد که آنها نتوانستند به خواستههايشان برسند.

در قالب چنين احساسي آنها فکر ميکنند هر چه را مايلند و ميخواهند بايد به دست بياورند و تحمل اين که کسي دربرابر خواست آنها مقاومت کند برايشان دشوار است حتي اگر پاي احساسات يک انسان درميان باشد.

البته چنين فرزندانيلزوماً در خانوادههاي ثروتمند پرورش نمييابند و شماري از کساني که پيش از اين مرتکب جنايت عاشقانه شدهاند از خانوادههاي معمولي بودهاند با اين حال يک واقعيت را ميتوان به صورت يک وجه مشترک در زندگي خانوادگي و نظام تربيتي همهي آنها جستجو کرد، نقص در شيوه رفتار والدين. به معناي ديگر پدر و مادر مرتکبين اين جنايات معمولاً اين فرصت را نداشتهاند و يا نتوانستهاند فرزندان خود را با مسايل مربوط به تعاملات اجتماعي و عاطفي و چگونگي ارتباط با ديگران و مسايلي مانند عشق و ازدواج آشنا کنند و مفهوم واقعي عشق را که يک جلوه آن ايثار و از خود گذشتن به خاطر معشوق است به آنها ياد بدهند و به آنها ياد بدهند که عشق واحساس مالکيت دو موضوع کاملاً متفاوت است و متاسفانه عدم توانايي در تفاوت قايل شدن بين اين دو مسئله. يکي از مهمترين دلايل بروز اختلاف حتي در بين زوجهاي جواني است که ظاهراً ازدواجي عاشقانه داشتهاند اما در فاصلهاي کوتاه پس از ازدواج کارشان به طلاق کشيده است.

در بررسي پروندههاي طلاق اين زوجهاي جوانبه راحتي ميتوانيم نقش تعيين کننده تمايل به مالکيت و اشتباه گرفتن آن را با عشق و علاقه ببينيم و يا در بررسي برخي رفترهاي نادرست مردان نسبت به همسران خود ميتوان غلبه حس مالکيت و اشتباه گرفتن آن را با عشق به روشني ديد. مردي که به خود اجازه ميدهد همسرش را در خانه حبس کند يا زني که به خاطر هر رفتار ظاهرا مشکوک شوهرش و فقط به اين دليل که فکر ميکند عاشقانه او را دوست دارد زندگي مشترک را به جهنم تبديل ميکند همه از يک عارضه رنج ميبرند اشتباه گرفتن عشق با مالکيت.

واقعيت اين است که جوانهاي ما درک درستي از مفهوم عشق ندارند و به همين دليل در موارد بسياري غليان هيجانات جنسي را بادوست داشتن و عشق اشتباه ميکنند. نگاهي به پروندههاي طلاق بين زوجهاي جواني که در کمتر از يکسال اول ازدواجشان براي جدايي به دادگاه خانواده ميروند ميتواند گواهي باشد بر اين که بسياري از آنها پس از ازدواج و فروکش کردن هيجانات غريزي به اين نتيجه ميرسند که نهتنها علاقهاي براي با هم بودن ندارند بلکه نميتوانند به آن اندازه از تفاهم و همدلي که کمترين نشانه عشق است برسند که دستکم زندگي مشترکشان را قرباني نکنند.


iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

با کدام زبان عشق صحبت میکنید؟
بازديد : iconدسته: اخبار مجله

هستند زوج هایی که به یاد می آورند در کنار دریا با هم گردش کرده اند، در بهار در باغچه گل کاشته اند، زمانی که پای یکی از آن ها پیچ خورد و … این ها خاطرت عشقند.

هر کسی یک زبانِ اصلی عشق دارد که صحبت با این زبان برای او تأثیری بسیار عمیق دارد. برای آن که بدانید زبان عشقِ هر کسی کدام است باید با او صحبت کنید و نظرات او را بررسی کنید، تا زبان عشق اصلی او را بفهمید و اگر نتوانید با زبان عشقش با او صحبت کنید، او فکر می کند که دوستش ندارید.

پنج زبان برای ابراز عشق وجود دارد:
۱٫ واژه های تأییدی : شامل: قدردانی ، تشویق آمیز ، تحسین کننده و محبت آمیز
۲٫ هدیه: هدیه دادن نشان دهنده عشق است.
۳٫ سرویس دهی و خدمات: ما می توانیم از توانایی ها و مهارت هایمان و فرصت هایی که پیش می آید برای اظهار عشق به دیگران استفاده کنیم .
۴٫ صرف وقت مفید
۵٫ تماس بدنی

 

صرف وقت مفید
ویژگی اصلی صرف وقت با هم بودن است. منظور در کنار هم بودن نیست. دو نفر که در اتاقی نشسته اند ، خیلی به هم نزدیک هستند، ولی الزاماً با هم نیستند. لازمه با هم بودن تمرکز و توجه نسبت به هم است. در صرف وقت مفید، تمام تمرکز شما به کسی است که با او هستید.

وقتی برای ابراز عشقی صمیمانه وقت مفید صرف می کنید ، یک احساس ارتباطی قوی ایجاد می شود. وقتی که یک مادر روی زمین نشسته و در همان حال توپ کوچکی را به طرف کودک دو ساله اش پرتاب می کند ، او دارد وقت خود را صرف کودک خود می کند. یعنی دو نفر با هم کاری انجام می دهند که از آن لذت می برند. می توانند گفتگو کنند یا فعالیت مشترک انجام دهند.

گفتگوی مفید
منظور از گفتگوی مفید گفتگویی همدلانه است که در طی آن دو نفر تجربیات ، افکار ، احساسات و آرزوهایشان را به صورتی دوستانه و نزدیک با هم در میان می گذارند. در گفتگوی مفید تاکید کاملاً بر آن چیزی است که می شنویم. یعنی گوش دادن همدلانه. البته گفتگو نیازمند حرف زدن است.

فعالیت های مفید
فعالیت های مشترک شامل هر چیزی می تواند باشد ، که برای یک یا هر دو طرف جالب باشد. آن چه انجام می دهید اهمیتی ندارد، بلکه اهمیت آن به انجام فعالیت مشترک است. هدف تجربه چیزی مشترک است که در مسیر مشترک احساس می کنید.

خاطراتی برای سال های آتی
یکی از چیزهایی که به وسیله فعالیت های مفید فراهم خواهد شد ، یک بانک خاطره از فعالیت ها برای سال هایی که پیش رو داریم است. خوشبختانه هستند زوج هایی که به یاد می آورند چگونه در کنار دریا با هم گردش کرده اند، در بهار در باغچه گل کاشته اند، زمانی که با هم پیاده روی می کردند و پای یکی از آن ها پیچ خورد و …این ها خاطرات عشقند ، خصوصا برای کسانی که زبان عشق اول آن ها صرف وقت مفید است.

 

عمدتاً در زمان بحران و سختی ها ما یکدیگر را در آغوش می کشیم. چرا؟ به خاطر این که تماس بدنی یکی از ارتباط های قوی است. در زمان بحران و سختی ها بیشتر از هر چیز ما به عشق نیاز داریم. ما همیشه نمی توانیم آن طور که دلمان می خواهد حوادث را تغییر دهیم، اما می توانیم با احساس عشق به زندگی خود ادامه دهیم

تماس بدنی
تماس بدنی صرفاً به معنی رابطه جنسی نیست. مهربانی و تماس تأیید آمیز، یکی از اساسی ترین زبان های عشق است. بوسیدن ، در آغوش گرفتن ، ماساژ دادن، لمس مهربانانه بازو، دست روی شانه کسی گذاشتن و به پشت کسی دست زدن، همه راه های مناسبی برای بیان محبت هستند ، هر چند ممکن است در نظر بعضی ها مهم نباشد.

نوزادانی که با مهربانی در آغوش گرفته شده یا بغل می شوند، زندگی عاطفی طبیعی تری از کودکانی دارند که در یک دوره طولانی از تماس بدنی محروم بوده اند. این اصل در مورد بزرگسالان نیز صادق است. کسانی که تماس بدنی با دیگران برقرار می کنند یا لمس می شوند روحیه مثبت تری دارند.

بدن برای لمس کردن ساخته شده است. از پنج حسی که داریم، حس لامسه شبیه چهار حس دیگر نیست و به یک منطقه خاص از بدن محدود نمی شود. حس لامسه با کلیه نقاط بدن در ارتباط است. حس لامسه می تواند روابط را به وجود بیاورد و یا از بین ببرد و می تواند عشق یا نفرت ایجاد کند.اگر کسی زبان نخستین عشقش تماس بدنی باشد، تماس و لمس کردن او می تواند بسیار موثر تر از آن باشد که بگوییم دوستت دارم یا از تو متنفرم.

عمدتاً در زمان بحران و سختی ها ما یکدیگر را در آغوش می کشیم. چرا؟ به خاطر این که تماس بدنی یکی از ارتباط های قوی است. در زمان بحران و سختی ها بیشتر از هر چیز ما به عشق نیاز داریم. ما همیشه نمی توانیم آن طور که دلمان می خواهد حوادث را تغییر دهیم، اما می توانیم با احساس عشق به زندگی خود ادامه دهیم.

یاد گرفتن چگونگی ایجاد رابطه جسمی با دیگران
بعضی از افراد در خانواده هایی بزرگ شده اند که تماس بدنی در آن ها رایج نبوده است( همدیگر را نوازش یا لمس نمی کردند.) به همین جهت هر نوع ارتباطی که جنبه بدنی داشته باشد ، احساسی ناراحت کننده و ناخوشایند در آن ها به وجود خواهد آورد. این افراد باید یک زبان جدید ( تماس بدنی) یاد بگیرند.

بهتر است برای یادگیری این زبان ، ابتدا از نوازش کردن و بغل کردن پدر و مادرتان شروع کنید.
هر وقت پدر و مادرتان را دیدید آن ها را بغل کنید ، و وقتی هم از آن ها خداحافظی می کنید آن ها را به آغوش بکشید. این کار به شما کمک خواهد کرد که به تدریج زبان عشق تماس بدنی را یاد بگیرید.

فرصت مناسب
مشخص کردن زمان برای بیان خواسته ها به افراد دیگر امر بسیار مهمی است. گاهی اوقات تماس بدنی ممکن است به صورتی غلط و نامناسب برقرار شود. زمانی که یک نفر به شدت عصبانی است بهتر است به او نزدیک نشویم ، زیرا ممکن است در آن حالت به ما آسیب وارد کند.

تماس بدنی می تواند زمانی صورت می گیرد که فرد دیگر کاری را به خوبی به اتمام رسانده باشد ، مثل این که ورزشکاری حرکت خود را به خوبی انجام داده است یا کارمندی در اداره کارش را خوب انجام داده است. در اوقات درماندگی هم ممکن است تماس بدنی برای بیان عشق به کار برود ، مثل زمانی که فرد شکست خورده است.

مکانی که برای تماس بدنی در نظر گرفته می شود بسیار مهم است. پسرِ ده ساله ای زمانی که در مسابقه فوتبال برنده شد ، با هجان خودش را در آغوش مادرش می اندازد تا مادرش نیز او را نوازش کند و در آغوش بگیرد ، اما وقتی همان پسر شانزده ساله شد دیگر پس از برنده شدن در مسابقه فوتبال به آغوش مادرش پناه نمی برد. پدر و مادر آن پسر منتظر مکان مناسب دیگری هستند تا پسر نوجوانشان را در آغوش بگیرند و نوازش کنند.

ما نباید فکر کنیم آن چه برای ما سبب خوشحالی می شود حتما برای دیگران نیز چنین است. مثلا اگر دوست شما از مالیدن شانه هایش خوشحال نمی شود این کار را نکنید. درک شرایط احساسی دیگران امر بسیار مهمی است. ممکن است در شرایطی نوعی از تماس بدنی مناسب و در شرایط دیگر نامناسب باشد.


iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

مشکل ازدواج با ارائه آمار حل نمیشود
بازديد : iconدسته: اخبار مجله

به گزارش خبرنگار خانه بخت:کاهش آمار ازدواج و افزایش آمار طلاق به عنوان دو مؤلفه تأثیرگذار در ساختار اجتماعی و بهاین دلیل که این دو عامل می‌تواند سبب بروز مشکلات مختلف از جمله کاهش جمعیت جوان کشور، افزایش شمار فرزندان طلاق و بروز و گسترش برخی دیگر از آسیب‌های اجتماعی باشند. نگرانی هایی را در برخی از مسئولین به وجود آورده است که این نگرانی‌ها متأسفانه و آن‌گونه که از شواهد امر برمی‌آید نتوانسته به تلاش برای شناخت دلایل زیربنایی و تحلیل کارشناسانه عوامل این کاهش و افزایش منجر شود و تنها چیزی که در یکی، دو سال اخیر شاهد آن هستیم انتشار و اعلام آمارهای گهگاهی در مورد کاهش ازدواج و افزایش کاهش و ا فزایش عددی نوزادان بهدنیا آمده و است و جالب این‌جاست که در موارد زیادی آمارهایی که از سوی مراجع مختلف و ذیربط در این مقوله منتشر می‌شود با یکدیگر هم خوانی ندارند و به همین دلیل هیچ‌کدام از آمارهای ارائه شده هم نمی تواند از قطعیت لازم تا حدی که کارشناسان مستقل بتوانند با اطمینان آن‌ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند نتیجه‌گیری کنند، برخوردار باشد و به این ترتیب نمی توان انتظار داشت به صرف اعلام پیاپی چنین آمارهایی مشکلات حل شود و این در حالی است که به دلیل پابرجایی دلایل و عوامل اصلی آمارها نگران‌کننده‌تر می‌شوند.

بر اساس آمارهای سازمان ثبت احوال در ۹ ماهه سال جاری ۱۲۰ هزار و ۲۴۰ واقعه ازدواج رخ داده که نسبت به سال قبل ۳٫۴ درصد کاهش داشته است و ۱۲۲ هزار و ۳۴۰ طلاق نیز به ثبت رسیده که ۴٫۲ درصد افزایش داشته است.

علی اکبر محزون مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال گفته است: آمارهای پایگاه اطلاع جمعیتی ثبت احوال نشان میدهد که استان های یزد با ثبت ۱۹ هزار و ۶۷۳ مورد ولادت استان اول، قم با ۲۰ هزار و ۱۳۱ مورد ولادت استان دوم و هرمزگان نیز با ۳۱ هزار و ۳۱۳ مورد استان سوم را به خود اختصاص داده که به ترتیب از افزایش ۹.۱، ۸.۶ و ۷.۸ درصدی نسبت به سال قبل برخوردار بوده اند.

وی در مورد سه استان دارای کمترین نرخ ولادت نیز اظهار داشت: از سوی دیگر استان های لرستان با ۲۹ هزار و ۴۳۲ مورد ولادت، گیلان با ۲۴ هزار و ۴۹ مورد و آذربایجان شرقی با ۵۴ هزار و ۷۵۱ مورد ولادت به ترتیب نسبت به سال قبل با کاهش منفی یک درصد، ۰.۹ درصد و ۱.۱ درصد مواجه بوده اند.

محزون افزود: همچنین استان تهران نیز با ثبت ۱۵۵ هزار و ۲۸۸ واقعه ولادت در ۹ ماهه امسال از رشد ۶.۲ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل برخوردار بوده است.

دیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال به آمار وفات در استان ها نیز اشاره کرد و گفت: در زمینه فوت نیز سه استان چهارمحال بختیاری با ۵ هزار و ۷۹۶ مورد، البرز با ۶ هزار و ۶۴۸ مورد و قم با ۴ هزار و ۱۹۰ مورد سه استانی بودند که بیشترین آمار وفات را به خود اختصاص دادند که این استان ها نسبت به سال قبل به ترتیب از رشد ۱۲.۹ درصدی، ۶.۱ درصدی و ۳.۷ درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل برخوردار بوده است.

به گفته محزون، همچنین براساس آمارهای جمع آوری شده، استان های لرستان با ۶ هزار و ۳۶۸ مورد، خراسان شمالی با ۳ هزار و ۴۱۳ مورد و استان مرکزی با ۵ هزار و ۹۵۸ مورد دارای کمترین آمار وفات بودند که به ترتیب از کاهش ۵۴.۹ درصدی، ۵۴.۲ درصد و ۴۶.۵ درصد برخوردار بوده اند.

وی به وضعیت وفات در استان تهران اشاره کرد و افزود: استان تهران نیز با ۳۹ هزار و ۹۱۷ مورد واقعه وفات نسبت به سال قبل از رشد ۳.۸ درصدی برخوردار بوده است.

محزون در مورد استان هایی که بیشترین آمار ازدواج را طی ۹ ماهه امسال داشته اند، تاکید کرد: آمارهای سازمان ثبت احوال نشان می دهد که استان های کرمان با ۱۹ هزار و ۹۲۱ مورد ازدواج، ایلام ۴ هزار و ۴۳۲ مورد و اصفهان با ۲۹ هزار و ۷۰۹ مورد ازدواج به ترتیب با رشد ۱۷.۱ درصد، ۵.۲ درصد و ۳.۶ درصد مواجه بوده و بیشترین افزایش ازدواج را در میان استان های مختلف کشور داشته اند.

وی با اشاره به اینکه استان های سمنان با ۳ هزار و ۳۷۳ مورد، آذربایجان شرقی با ۲۶ هزار و ۹۴۴ مورد و خراسان رضوی با ثبت ۴۴ هزار و ۶۵ مورد ازدواج به ترتیب از کاهش ۱۴.۵ درصدی، ۱۲.۳ درصدی و ۱۲.۱ درصدی برخوردار بوده اند ، اظهار داشت: این استان ها کمترین آمار ازدواج را به خود اختصاص داده اند.

به گفته محزون، در استان تهران نیز ۶۶ هزار و ۵۴۶ مورد ازدواج به ثبت رسیده که از رشد یک درصدی برخوردار بوده است.

مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال در مورد وضعیت طلاق در استان های مختلف گفته است: سه استانی که از رشد بیشتری در ثبت طلاق روبرو بودند به ترتیب استان کرمان با ۳ هزار و ۷۳۱ مورد، کهگیلویه و بویراحمد با هزار و ۹۴ مورد و سیستان و بلوچستان با هزار و ۳۸۱ مورد بوده که به ترتیب از رشد ۴۹.۸ درصدی، ۴۰.۱ درصدی و ۳۲.۳ درصدی روبرو بوده اند .

به گفته وی، استان های سمنان با ۷۲۹ مورد طلاق و کاهش ۱۷.۱ درصدی نسبت به سال قبل، خراسان رضوی با ۱۲ هزار و ۳۰۶ مورد و کاهش ۱۰.۳ درصدی و استان های تهران و مرکزی نیز با ثبت ۲۳ هزار و ۴۱۸ و ۲ هزار و ۵۰۳ مورد از کاهش ۲.۶ درصدی نسبت به سال گذشته برخوردار بوده اند.

گفته‌های مدیر کل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی، بدون در نظر گرفتن تغییرات عددی تقریباً همان مطلابی است که پیش از این نیز بارها از سوی دفتر آمار اطلاعات سازمان ثبت احوال یا سازمان‌های دیگر اعلام شده بدون این در فاصله اعلام این آمارها یا هم زمان با ارائه آمارهای اخیر تلاشی برای شناخت زمینه وجود چنین آمارهایی انجام شده باشد و دست دلایل کاهش یا افزایش آمارهای مربوط به ازدواج، طلاق، فوت یا ولادت چرایی این تغییرات مشخص باشد چرا که جمع‌آوری و ارائه آمار و ارقام زمانی ارزشمند خواهد بود که بتوان از آن‌ها به عنوان اسناد پایه برای مطالعات عمیق‌تر استفاده کرد. مثلاً اگر در استانی آمار ازدواج بالاست یا آمار طلاق کاهش دارد دلایل این امر شناخته شود و به عنوان الگویی برای برنامه‌ریزی برای کاستنی از دامنه بحران افزایش طلاق یا کاهش ازدواج مورد استفاده قرار گیرد.

تنظیم کننده: مهسا کریمی


iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

آقایان این رفتارهایتان روی اعصاب خانم هاست!
بازديد : iconدسته: اخبار مجله

بیشتر زنان درباره مرد ایده آل خود خیال بافی می کنند اما باید بدانند که حتی یک مرد ایده آل هم کم و کاستی هایی دارد. من با رجوع به خانم ها و پرس و جو از آنها به این نتیجه رسیدم که تقریبا تمام مردها عاداتی مشابه و آزاردهنده دارند. اگر فکر می کنید که به سادگی می توانید رفتار مرد مورد علاقه خود را تغییر دهید، سخت در اشتباه اید. شاید بارها در اینترنت به دنبال روشی برای خلاصی از عادات بد شریک زندگی تان گشته اید، اما من به شما پیشنهاد می کنم این واقعیت را بپذیرید زیرا بی تفاوتی و بی توجهی جزو طبیعت رفتار مردها است.

زنان زیرک می دانند که گاهی باید چشم های خود را روی عادت بد همسرشان ببندند و اگر رفتاری که از او می بینند واقعا آزار دهنده است، با گفتگو آن را حل کنند. اما اگر واقعا شریک زندگی تان را دوست دارید، از نقد و سرزنش کردن او بپرهیزید. این راه به شما در برقراری رابطه ای مستحکم کمک خواهد کرد. اگر به دنبال رابطه خوب و با دوام هستید، بر صبر و دانایی خود بیافزایید.

ما در اینجا تعدادی از عادات مشابه در بیشتر آقایان را برایتان آورده ایم، تا با خواندن آنها بدانید که این رفتار مختص همسر شما نیست و در رفتار اکثر آقایان دیده می شود. یادتان باشد، هیچ انسانی کامل نیست.

اعتیاد به بازی های رایانه ای
نمی دانم چرا ولی امروزه بسیاری از مردان رفتاری شبیه نوجوانان دارند. آنها ساعت ها روبه روی مانیتور می نشینند و خودشان را با بازی های رایانه ای سرگرم می کنند طوری که رفتار آنها موجب آزار تمام اعضای خانوده می شود. به نظر من این افراد در دنیای مجازی خود زندگی می کنند.

آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا افراد پس از یک روز سخت کاری، به بازی های رایانه ای پناه می برند؟ یکی از دوستانم در این باره به من گفت: «بازی استرس را دور می کند». اما متاسفانه آنها هنوز درک نکرده اند که برای این کار پیر شده اند. اگر می خواهید از این عادت همسرتان رها شوید، سعی کنید با بهترین روش حواس او را پرت کنید تا از دنیای مجازی خود بیرون بیاید. به عنوان مثال ورزشی گروهی انجام دهید یا روی فعالیت های مورد علاقه او تمرکز کنید.

پنهان کردن احساسات درونی
برخلاف زنان، بیان احساسات درونی برای مردان دشوار است. آنها به دنبال شانه ای برای گریه کردن نمی گردند و هیچ گاه راز دل شان را پیش دیگران فاش نمی کنند. متاسفانه از نظر آنها بیان احساسات نشانه ضعف است و از طرف دیگر اعتقاد دارند که پنهان نمودن آنها بهترین راه برای محافظت از خود و اجتناب از مشکلات است در صورتی که این رفتار برای زنان بسیار آزار دهنده است زیرا هیچ درکی از آن ندارند.

ثابت شده زنان نسبت به مردان طول عمر بیشتری دارند زیرا احساسات مثبت و منفی خود را بروز می دهند. به همسر خود بگویید که پنهان کردن احساسات می تواند برای سلامت ذهن و بدن مضر باشد در حالی که بیان شان بسیار لذت بخش است.

پوشیدن هر روز یک دست لباس مشابه
مردها پیچیده و عجیب هستند و باید اعتراف کنم که خرید کردن در عادات مورد علاقه آنها نمی گنجد. آنها تمایلی به تغییر لباس های کمد خود ندارند زیرا معتقدند که یک جفت کفش، دو جفت شلوار و چند عدد تیشرت برای این که زیبا به نظر برسند، کافی است. اما زنان بر خلاف آنها عمل می کنند. آنها دوست دارند به همسرشان بقبولانند که خرید کردن بسیار لذت بخش است. تنها راه این است که شما خود برای خرید لباس همسرتان اقدام کنید. تنها در این صورت او از پوشیدن یک دست لباس مشابه دست بر می دارد.

بی توجهی
بی توجهی یکی از آزاردهنده ترین رفتار مردان است. تحقیقات نشان داده که مردان زیادی به بیماری فراموشی مبتلا هستند. این طور به نظر می رسد که آنها در جهان دیگری سیر می کنند طوری که نمی توانند چیزهایی که برای زنان اهمیت دارد مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و غیره را به خاطر بسپارند. البته زنان باید بدانند که عوامل مختلفی از جمله افسردگی، استرس، فشار کار و عصبانیت بر حافظه آنها تاثیر منفی می گذارد. زنان عاقل در این مواقع، از قبل همسر خود را آگاه می کنند. آنها باید بدانند که این رفتار نشانه بی تفاوتی نیست بلکه جزوی از طبیعت مردان است.

آنها معتقدند زنان بدترین رانندگان هستند
متاسفانه تمام مردان فکر می کنند که رانندگی زنان خطرناک است. یک بار من از همسرم دلیل این طرز فکر را پرسیدم و او در جواب گفت: «حتی پیش از زمانی که مردها به این نتیجه برسند، دانشمندان کشف کردند که باید مراقب رانندگی زنانی که پشت فرمان نشسته اند، باشیم.» اما من واقعا با این جمله مخالفم. به نظر من یک زن به اندازه یک مرد می توانند راننده خوبی باشد اما مردها مدام سعی دارند ثابت کنند که علت تمام تصادفات، زنان هستند. در واقع این زنان هستند که می توانند حتی در بدترین شرایط از تصادف جلوگیری کنند.


iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

چرا شعله عشق بعد از ازدواج فروکش میکند؟
بازديد : iconدسته: اخبار مجله

زوجهای بیشماری شکایت میکنند که شعله عشقی که در آغاز رابطه شان بوده، فروکش کرده و خاموش شده است. خیلی ها آن را به گردن تفاوتهای بین دو طرف میاندازند که به مرور زمان و با شناخت بیشتر آنها را از هم دور میکند.

موج “مردگی” که بعد از ماه های پرهیجان اول، رابطه را در خود غرق میکند، باعث میشود خیلی از زوجها امید خود را از دست داده و جای دیگری جز رابطه شان به دنبال آن هیجان بگردند. باوجود یافته های محققان که نشان میدهد ۶۰-۳۰ درصد از زوجها در نقطهای از زندگی مشترک خود اقدام به خیانت میکنند، دیگر زمان آن رسیده که علل فروکش کردن هیجان روابط را بررسی کنیم. واقعاً چه چیز باعث میشود آن شور و اشتیاق اولیه به بی علاقگی و بی تفاوتی تبدیل شود؟ چه چیزی تپش قلب شما از روی هیجان را به بی حوصلگی و نارضایتی تغییر میدهد؟

برای تشخیص علت جدا کردن زوجها از هم، خیلی خوب است که با مفهوم “پیوند خیالی” آشنا شوید. پیوند خیالی به نوعی ارتباط اطلاق میشود که بعنوان جایگزینی برای یک رابطه عاشقانه واقعی عمل میکند. این توهم ارتباط و نزدیکی به زوج این امکان را میدهد که با وجود فاصله احساسی، خیالی از عشق و دوست داشتن برای خود داشته باشند.

همانطور که زنی که پس از شش سال زندگی مشترک در حال جدایی بود، می گفت، “من از کودکی از تنها ماندن میترسیدم اما این را هم میدانستم که از نزدیک بودن به یک نفر دیگر هم میترسیدم. ازدواج مشکل من را حل کرد: شوهرم از نظر فیزیکی آنجا بود، پس لازم نبود که از تنها ماندن بترسم و من هم طوری رفتار میکردم که او را در فاصله ای از من نگه میداشت که از نظر احساسی برایم قابل تحمل باشد.”

نزدیکی جسمی و فاصله احساسی از مشخصه های پیوند خیالی است. این پیوند زمانی شکل میگیرد که حس واقعی و جدی عشق، احترام و جاذبه با خیالات امنیت، ارتباط و محافظت جایگزین میشود. بااینکه همه اینها به نظر خصوصیاتی مثبت را یک ارتباط صمیمی میرساند اما جایگزین کردن یک اولویت فیزیکی میتواند هر رابطه صمیمی را خراب کند.

افرادیکه پیوند خیالی دارند، برنامه را به اتفاقات خودبخودی و امنیت را به عشق ترجیح میدهند. آنها سعی میکنند که با هم باشند اما بدون انرژی، استقلال و محبتی که روزی به زندگیشان رنگ میداد. خطر تلفیق زندگیمان با کسی دیگر این است که معمولاً احترام و علاقه ای که در ابتدا داشتیم را از دست میدهیم. حتی اینقدر صبر میکنیم که خودمان را هم در رابطه از دست میدهیم، به جای اینکه ویژگیهای خاصی که به ما اعتمادبه نفس میداد و باعث جذب شدن همسرمان به ما شده بود را حفظ کنیم. وقتی زوجها این حسهای واقعی را به هم از دست میدهند، به جای اینکه با این روند مخرب مبارزه کنند، یا رابطه را دور می اندازند یا عمیقتر در خیال ترس از دست دادن همدیگر و تنها ماندن فرو میروند. خوشبختانه این احساسات و هیجانات قابل برگشت هستند.

پیوندهای خیالی به صورت دائم وجود دارند. بعضی زوجها در این خیالات عمیقتر میشوند. بیشتر افراد بین لحظاتی که واقعاً صمیمی و نزدیک هستند و لحظاتی که خیال را جایگزین عشق واقعی میکنند، در نوسانند. با تشخیص میزان درگیر کردن خودتان در پیوند خیالی میتوانید با عادات و رفتارهای منفی مبارزه کرده و مراحلی جدید و هیجان انگیز از رابطه تان را تجربه کنید. در زیر به چند راه اصلی به شما معرفی میکنیم که کمکتان میکند بفهمید تا چه اندازه درگیر پیوند خیالی شده اید و چطور با آن مبارزه کنید.

از دست دادن جاذبه جنسی ــ وقتی در پیوند خیالی باشیم، به مرور زمان مقداری جاذبه جنسیمان به او را از دست میدهیم. تکیه کردن به کسی برای اینکه از ما مراقبت کند یا ما از او مراقبت کنیم، فشار سنگینی بر رابطه مان وارد میکند. کمکم آن فرد را جزئی از خودمان میبینیم و در آن چارچوب، شعله آن عشق که ما را به سمت هم کشیده بود، کمتر میشود. وقتی به طرفمان بعنوان فردی مستقل با شخصیتی جذاب نگاه کنیم، هیجان همیشه در رابطه مان خواهد ماند.

تلفیق هویتها ــ آیا وقتی به رابطه تان نگاه میکنید، میتوانید راههایی که شما و همسرتان پا روی مرزهای همدیگر میگذارید را تشخیص دهید؟ آیا به جای اینکه بگویید، «او» یا «من»، میگویید «ما»؟ حفظ استقلال شخصیتهایمان در رابطه، بهترین راه برای حفظ جذابیت طرف مقابلمان است، این جدا کردن شخصیتها از هم نه تنها شما را از هم دورتر نکرده بلکه باعث میشود همسرتان جذابیت بیشتری برایتان داشته باشد. موقعیتی که برای بار اول عاشق میشوید را در نظر بگیرید. براساس همان خصوصیات و ویژگیهای خاص و منحصر به فرد است که جذب طرف مقابلتان میشوید. استقلال شخصیت اوست که علاقه و احترام در شما ایجاد کرده و شما را به سمت او میکشاند.

فراموش کردن خود و رسیدگی کمتر به خودتان ــ وقتی به درجه ای از آسایش و راحتی در رابطه میرسیم، کمتر به ظاهر خودمان توجه میکنیم. دیگر بدون توجه و ملاحظه رفتار کرده و خیلی اوقات ممکن است موجب آزرده خاطر شدن همسرمان شویم. ممکن است وزنمان بالا رود، عادتهایی ناسالم پیدا کینم، کمتر ورزش کنیم و بیشتر تنقلات بخوریم. این عادتها فقط از روی راحتی و آسایش نیست. اینها روشهایی برای محافظت از خودمان از نزدیکی مداوم است. این عادتها معمولاً اعتمادبه نفس ما را از بین برده طرفمان را از ما دور میکند.

نداشتن فعالیتهای اشتراکی ــ معمولاً در ابتدای رابطه همه ما هیجان داریم که چیزهای جدید را با هم امتحان کنیم و ماجراهای جدید را تجربه کنیم. وقتی رابطه به شکل عادت درمی آید، درمقابل تجربیات جدید مقاومت میکنیم. بدگمان تر و انتقادی تر میشویم و تمایل کمتری برای انجام فعالیتهای مشترک با همسرمان نشان میدهیم. خیلی مهم است که علایق همسرتان را در نظر داشته و فعالیتهایی که هر دو از آن لذت میبرید را در کنار هم انجام دهید. عشق در خلاء نمیتواند وجود داشته باشد. کمی سرعت زندگیتان را پایینتر بیاورید و برای حرفزدن و ارتباط برقرار کردن با هم وقت بگذارید تا بتوانید صمیمیتتان را حفظ کنید. انجام کارهایی که به همسرتان نشان دهد دوستش دارید، به روشن نگه داشتن شعله عشقتان کمک میکند.

ارتباط شخصی کمتر ــ وقتی برای حرف زدن با همسرتان وقت میگذارید، آیا درمورد چیزهایی معنادار حرف میزنید؟ آیا گفتگوهایتان بیشتر حالت عملی و کاری گرفته و رنگ دوستی ندارد؟ خیلی مهم است که زندگیهایمان را با کسانی که دوست داریم تقسیم کنیم. بااینکار میتوانیم خیلی بیشتر آنها را بشناسیم. با این روش آنها را به صورت افرادی مستقل از خودمان میبینیم. این کمکمان میکند آنها را نه به اجبار بلکه به اندازهای واقعی دوست داشته باشیم. کمک میکند دوستی بین خودمان ایجاد کنیم که وقتی میخواهیم حرفی به همسرمان بزنیم، کمتر انتقادی رفتار کرده و وقتی طرفمان نظر خودش را به ما میگوید، حالت دفاعی به خودمان نگیریم. همه این تلاشها، عشق را در رابطه مان تقویت کرده و جاذبه میانمان را بالا میبرد.

فرو خوردن خشم ــ وقتی برای مدتی طولانی با کسی باشیم، خصوصیات منفی آنها را لیست کرده و طوری ضد او میشویم که ما را نسبت به او بدگمان میکند. اگر کینه یا خشمی را در خودتان احساس میکنید، سعی کنید بفهمید. آیا به طریقی ملایم آن را بیرون می ریزید؟ کنار آمدن با مشکلات از جایگاهی عاقلانه باعث میشود حس محبت و دوست داشتنتان را از بین نبرید. شاید ارتباط و گفتگوی صادقانه سخت باشد اما کمکتان میکند همسرتان را بهتر بشناسید تااینکه بخواهید با عینک بدبینی به او نگاه کنید. وقتی عادت کنیم احساساتمان را در خودمان بریزیم و به جای مطرح کردن آنها با همسرمان، بر علیه او جبهه بگیریم، روی یخ اسکیت کرده ایم. حتی وقتی کمکم احساس نزدیکی کنیم، به محض اینکه همسرمان کاری کند که دوست نداریم، دوباره حالت انتقادی میگیریم. وقتی بتوانیم آزادانه چیزهایی که اذیتمان میکند را به همسرمان بگوییم، خیلی راحت تر میتوانیم آن مسائل را فراموش کرده و از دلمان بیرون بریزیم. هرچه توانایی خودمان برای چنین رفتاری را تقویت کنیم، احساس نزدیکی احساسی بیشتری به همسرمان خواهیم کرد. مزیت انعکاس دادن افکار و احساساتمان این است که دیگر به بدگمانی به همسرمان نگاه نمیکنیم.

وقتی نتوانیم این کار را بکنیم، ارتباط احساسی ما با او کمکم از بین رفته و تنها چیزی که برایمان باقی میماند همان پیوند خیالی است. برای برگرداندن شور و عشق به رابطه مان فقط کافی است کارهای کوچکی انجام دهیم که به همسرمان نشان دهیم برای کسی که هست دوستش داریم. اگر هر روز برای مقابله با این رفتارهای عادتی قدم برداریم، به سمت ارتباطی رضایت بخش تر و توام با دوست داشتن خواهیم رفت.


iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

سایر صفحات سایت

Copyright © 2015 _ Design by : MrJEY