• مردان تمایل بیشتری به ازدواج مجدد دارند ۲۰۰ هزار نفر از زنان زیر ۴۵ سال زندگی «مجردی» دارند
  • رئیس مرکز اطلاعات سازمان ملل: زنان نقش پررنگی در حفظ صلح و ترویج آن دارند
  • عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در گفت‌و‌گو با ایلنا: بند ناباروری در شرایط استخدامی آموزش و پرورش جایگاه قانونی ندارد
  • معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری: فرصت اشتغال برابر زنان را پیگیری می‌کنیم
  • طلاق عاطفی، زیربنا و پایه طلاق قانونی است
  • روایت یک شغل نفسگیر که عملیات پرواز خلبان‌ها را از زمین هدایت می‌کند
  • ۱۰۴ مورد آزار جنسی کودکان در یکسال
  • مردان در خشونت های جنسی به راحتی تبرئه میشوند
  • یک مشاور خانواده: ازدواج با فرهنگ متفاوت باید از روی آگاهی صورت گیرد
  • معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور: سن شروع اعتیاد در زنان به کمتر از ۳۰ سال رسید/مصرف تفننی “شیشه” همچنان بالاست
  • بدترین زمان برای حل دعواهای همسران
  • هفت احساس بعد از زایمان
  • ۱۵ درصد دهه شصتی ها ازدواج نمی کنند
  • ۹۸۰ هزار دختر ایرانی در آستانه تجرد قطعی
  • دیوان عالی درخواست طلاق زوجه به علت عدم تعادل روانی زوج را ابرام کرد
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 260
    • بازدید دیروز : 43
    • بازدید این هفته : 4130
    • بازدید این ماه : 7452
    • بازدید کل : 225464
    • ورودی موتورهای جستجو : 959
    • تعداد کل مطالب : 1086




    عنوان محصول اول

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول دوم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول سوم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول




    آخرین اخبار وب سایت
    مردان تمایل بیشتری به ازدواج مجدد دارند ۲۰۰ هزار نفر از زنان زیر ۴۵ سال زندگی «مجردی» دارند

    دلایل کمتر بودن آمار مربوط به زندگی تکی مردان را ناشی از این دانست که مردان معمولا تمایل بیشتری به ازدواج مجدد بعد از جدایی دارند و بعد از طلاق یا فوت همسر کمتر زندگی خود را به تنهایی ادامه می دهند. این جمعیت شناس با تفکیک این آمار در دو گروه سنی بالای و […]

    رئیس مرکز اطلاعات سازمان ملل: زنان نقش پررنگی در حفظ صلح و ترویج آن دارند

    رئیس مرکز اطلاعات سازمان ملل گفت: زنان نقش پررنگی در حفظ صلح و ترویج آن دارند و حضور زنان در عملیات حفظ صلح، پاسداری از صلح در جهان است. به گزارش خبرنگار مهر، ماریا دوتسنکو در همایش زنان معماران صلح با اشاره به دلایل تشکیل سازمان ملل متحد افزود: حفاظت از سنتهای صلح طلبانه برابر […]

    عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در گفت‌و‌گو با ایلنا: بند ناباروری در شرایط استخدامی آموزش و پرورش جایگاه قانونی ندارد

    میرحمایت میرزاده (نماینده اردبیل و گرمی در مجلس) در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایلنا؛ درباره بخشنامه شرایط استخدامی آموزش و پرورش گفت: معلمی شرایط خاصی دارد و اینگونه نیست که هر کسی که مدرک تحصیلی دارد، می‌تواند معلم شود. او به عنوان الگوی دانش‌آموزان باید از نظر صورت و صحبت کردن مناسب باشد زیرا در تربیت […]


    ازدواجهایی که رنگ جوانی نمی‌بینند/تعویق ازدواج؛ تمایل یاعدم امکان
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    آمارها افزایش سن ازدواج را نشان می دهد، برخی معتقدند این لزوما به معنی بحران نیست و برخی با اشاره به آسیبها بر لزوم اقدامات فرهنگی و اقتصادی برای کاهش فاصله بلوغ تا ازدواج تاکید دارند.

    خبرگزاری مهر – گروه جامعه؛ علیرضا نائینی: در مسئله ازدواج و تشکیل خانواده مسائل زیاد و به هم‌تنیده‌ای دخالت دارند. مهم این است که نقش هر یک از این مسائل و چگونگی اثرگذاری آن‌ها بر روی یکدیگر به درستی روشن شود، تا فضا برای تحلیل، برنامه‌ریزی و عمل روشن باشد و از ابهامات کاسته شود. این که کدام عامل نقش کلیدی‌تری نسبت به عوامل دیگر دارد، کدام عامل از فراوانی بیش‌تری برخوردار است، کدام عامل گستره بیشتری دارد، کدام عامل رشد فزاینده‌تری دارد و رفع و حل کدام عامل در کوتاه‌مدت و کدام‌یک در بلند‌مدت ممکن است، سوالاتی است که باید به طور دقیق در یک تحلیل جامع از وضعیت موجود خانواده پاسخ داده شوند.

    ازدواج خوب؛ زندگی خوب و ازدواج بد؛ زندگی بد

    بررسی‌ها نشان می‌دهد؛ بخش عمده‌ای از آسیب‌های خانواده ریشه در «شیوه و سبک ازدواج» دارد. ازدواج بد می‌تواند زمینه‌ساز زندگی بد باشد، همانطوری که ازدواج خوب می‌تواند زمینه‌ساز زندگی خوب باشد. البته باید توجه داشت، گزاره‌ «ازدواج خوب زمینه‌ساز زندگی خوب و ازدواج بد زمینه‌ساز زندگی بد» به معنای محتوم بودن یک زندگی بد در پی یک ازدواج بد نیست، چراکه ایجاد سازگاری‌های بعدی، هرچند سخت و دشوار، اما ممکن است. مقصود ما اشاره به واقعیتی است که می‌تواند مقدمه و زمینه‌ساز رضایت یا نارضایتی‌های بعدی باشد.

    کارشناسان برای یک ازدواج خوب شاخص‌های متعددی را ذکر می‌کنند که از آن جمله «ازدواج بهنگام» یعنی ازدواج در سن مناسب ازدواج است. امیدعلی احمدی، جامعه شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد؛ «سن مناسب ازدواج» را سن یا حدودی از سن می‌داند که جوانان یک جامعه به طور متوسط دارای حداقل شرایط جسمی، روحی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برای ازدواج باشند. با توجه به این تعریف، سن مناسب برای ازدواج، دارای ابعاد مختلفی است که متاثر از عوامل گوناگون قابل تغییر است.

    در آموزه‌های اسلامی نیز که بر ازدواج به عنوان مایه آرامش و مودت و رحمت تاکید شده است (سوره الروم: ۲۱) و به زمان مناسب برای ازدواج تحت عنوان «بلوغ نکاح» توجه شده است (سوره النساء: ۶). علامه طبرسی، صاحب تفسیر مجمع البیان؛ بلوغ نکاح را مرحله‌ای از «رشد و کمال» جسمی و روحی می‌داند که زمینه‌ساز تشکیل خانواده باشد و فرد بالغ از عهده وظایف خانوادگی برآید. شهید مطهری در کتاب «امدادهای غیبی در زندگی بشر» در توضیح معنای «رشد» می‌گوید: «در فقه و سنت اسلامی محرز و مسلم است که برای ازدواج، تنها عقل و بلوغ کافی نیست؛ یعنی یک پسر به صرف آن که عاقل و بالغ است نمی‌تواند با دختری ازدواج کند. هم‌چنان که برای دختر نیز عاقله بودن و رسیدن به سن بلوغ دلیل کافی برای ازدواج نیست. علاوه بر بلوغ و علاوه بر عقل، رشد لازم است. منظور (از رشد در مورد ازدواج) تنها رشد جسمانی نیست، منظور این است که رشد فکری و روحی داشته باشند؛ یعنی بفهمند که ازدواج یعنی چه، تشکیل کانون خانوادگی یعنی چه، عاقبت این بله گفتن چیست، باید بفهمد این بله که می‌گوید، چه تعهدهایی و چه مسئولیت‌هایی به عهده‌ی او می‌گذارد و باید از انجام این مسئولیت‌ها برآید.»

    پیامدهای ازدواج در پساجوانی

    از آن چه گفته شد روشن می‌شود؛ ازدواج یک امر زمان‌مند است و ظرف زمانی مناسب خودش را دارد. بنابراین اگر ازدواج به تأخیر بیفتد یعنی در زمان مناسب خودش واقع نشود، می‌تواند آسیب‌هایی را به همراه داشته باشد. این آسیب‌ها؛ هم ازدواجی را که از سنین جوانی بی‌بهره مانده تحت الشعاع قرار می‌دهد و هم جوانی را که در سنین مناسب ازدواج، مجرد مانده است. علی احمدی در پژوهش «تنگنا و تأخیر ازدواج»؛ آثار و تبعات تأخیر ازدواج را به تفکیک آثار فردی و اجتماعی بررسی نموده است که در جدول زیر قابل مشاهده است:

    نرخ ازدواج در ایام جوانی

    تحقیقات و پژوهش‌های فراوانی وجود دارد که گسترش تأخیر ازدواج در جوانان ایرانی را نشان می‌دهد. شاخص کمّی مورد استناد در این تحقیقات عمدتاً، شاخص «میانگین سن ازدواج»، شاخص «توزیع سنی زوجین در زمان ازدواج» و در برخی از تحقیقات شاخص «نرخ ازدواج» است. شاخص میانگین سن ازدواج که از معدل گروه‌های سنی مختلف با توجه به فراوانی ازدواج صورت گرفته در آن‌ها به دست می‌آید، در فاصله سال‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۹۴ افزایش چشم‌گیری داشته است. توزیع سنی زوجین در زمان ازدواج نیز نشان دهنده افزایش ازدواج در گروه‌های سنی بالاتر و افزایش ازدواج در سنین بالاتر از سن متعارف ازدواج است. نرخ ازدواج نیز اگرچه از سال‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۸۹ همواره رشد مثبت را تجربه کرده است، اما از سال ۱۳۸۹ روند نزولی گرفته و رو به کاهش بوده است.

    آخرین آمار مربوط به وضعیت ازدواج جوانان بر پایه داده‌های منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال کشور در دی‌ماه ۱۳۹۴ در جدول زیر قابل مشاهده است:

    در مقابل این تحقیقات و پژوهش‌های فراوان، برخی از کارشناسان و به ویژه جمعیت شناسان معتقدند؛ آمار و داده‌های خام ازدواج، تصویری روشن و مطابق واقع از وضعیت ازدواج جوانان نشان نمی‌دهد. از نظر این کارشناسان؛ افزایش میانگین سن ازدواج و کاهش نرخ ازدواج در سال‌های اخیر، لزوما به معنای بحران تأخیر یا تعطیل ازدواج نیست. چراکه تغییرات در ساختار جمعیت جوان کشور تاثیرات زیادی بر آمار میانگین سن ازدواج و کاهش نرخ ازدواج داشته است. به بیان دیگر؛ تغییرات ساختار سنی جمعیت را می‌توان علت کاهش نرخ ازدواج در کشور و افزایش میانگین سن ازدواج دانست. داده‌های مربوط به سازمان ثبت احوال کشور در خصوص کاهش ۴ درصدی سهم جمعیت جوان کشور (۱۵ تا ۲۹ سال) در سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ نیز تاییدی بر این مدعا است. بر اساس دو سرشماری انجام شده در سال‌های ۱۳۸۵ و ۱۳۹۰، جمعیت جوان کشور از ۳۵.۴ درصد کل جمعیت به ۳۱.۵ درصد کاهش یافته است. همچنین آمار نسبت جمعیت هرگز ازدواج نکرده به جمعیت جوان کشور (۲۹ تا ۳۴ ساله) نشان دهنده کاهش این نسبت از سال ۱۳۸۰ به این طرف است.

    شهلا کاظمی پور؛ جمعیت‌شناس و عضو هیئت علمی‌ دانشگاه تهران می‌گوید: تعداد ازدواج‌ها در ایران در دهه ۱۳۸۰؛ یعنی با رسیدن متولدین دهه ۱۳۶۰ به سنین ازدواج، سال به سال با افزایش همراه بوده، اما طی سال‌های اخیر تعداد ازدواج‌ها رو به کاهش گذاشته است. بسیاری معتقدند تعداد ازدواج در ایران رو به کاهش است، پس دچار مشکل هستیم و جوانان تمایلی به ازدواج ندارند؛ در حالی که این استنباط، استنباط درستی نیست. به دلیل این‌که اولاً میزان ازدواج بالا رفته است؛ یعنی تعداد ازدواج‌هایی که در مقابل هر ۱۰۰۰ نفر جمعیت کشور اتفاق می‌افتد، در حد بالایی (حدود ۱۶ در هزار) قرار دارد. ثانیا در تحلیل چرایی کاهش تعداد ازدواج‌ها باید گفت تعداد جوانان در معرض ازدواج کاهش یافته‌اند. در حال حاضر متولدین دهه ۷۰ به سن ازدواج رسیده‌اند و باروری در دهه ۷۰ نسبت به دهه ۶۰ کاهش داشته است؛ لذا جمعیت در معرض ازدواج رو به کاهش است و به‌تبع آن تعداد ازدواج‌ها هم کاهش خواهد یافت. بنابراین با مشکلی به نام کاهش میزان ازدواج یا افزایش سن ازدواج مواجه نیستیم.

    به هر روی اگرچه ممکن است برخی از کارشناسان در عمومیت و فراگیری مسئله تاخیر ازدواج تردید کنند و آن را به عنوان یک بحران اجتماعی نپذیرند؛ اما وجود آن را در بخش زیادی از جوانان انکار نمی‌کنند. کاظمی پور معتقد است؛ میانگین سن ازدواج در ایران افزایش یافته است و این البته منحصر به ایران نیست و در اکثر جوامع به همراه توسعه شهرنشینی، افزایش سواد و تحصیلات، افزایش اشتغال زنان و توسعه اقتصادی و وسایل ارتباط جمعی، سن ازدواج بالا رفته است.

    فاصله بلوغ جنسی تا ازدواج به بیش از ۱۴ سال رسیده است

    به نظر می‌رسد آن چه مسئله تاخیر ازدواج را به یک دغدغه جدی در میان بسیاری از کارشناسان و به ویژه روان‌شناسان تبدیل کرده است، پایین آمدن سن بلوغ جنسی و افزایش آگاهی‌های به نظر می‌رسد آن چه مسئله تاخیر ازدواج را به یک دغدغه جدی در میان بسیاری از کارشناسان و به ویژه روان‌شناسان تبدیل کرده است، پایین آمدن سن بلوغ جنسی و افزایش آگاهی‌های جنسی نوجوانان و جوانان در سنین پایین استجنسی نوجوانان و جوانان در سنین پایین است. پیش از این غلامعلی افروز؛ روان‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، از کاهش سن بلوغ جنسی در ایران از ۱۶ به ۱۲ سال برای پسران و از ۱۴ به ۱۰ سال برای دختران خبر داده بود. سیدحسن موسوی چلک؛ رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران، نیز دلیل کاهش سن بلوغ جنسی در ایران را تغییرات در حوزه بهداشت و تغذیه و گسترش رسانه‌ها عنوان کرده است.

    پایین آمدن سن بلوغ جنسی در کنار افزایش میانگین سن ازدواج جوانان بیان‌گر افزایش فاصله بلوغ جنسی تا ازدواج به بیش از ۱۴ سال است. از منظر روان‌شناسی، تجرد طولانی مدت ریشه بسیاری از آسیب‌های فردی و اجتماعی است که پیش‌تر به بخشی از آن اشاره کردیم.

    هاشم مهدوی؛ روان‌شناس بالینی و آسیب‌شناس اجتماعی، نیاز جنسی را دارای ماهیتی زیستی،‌ روانی و اجتماعی می داند كه در صورت ازدواج از طریق درست ارضا می شود و در خدمت فرد و جامعه انسانی قرار می گیرد و در غیر این‌صورت به افزایش بی‌بند و باری، بزهكاری و عصبیت اجتماعی میانجامد. وی در این باره توضیح می دهد: هنگامی كه انگیزه‌های قوی نظیر شهوت،‌ تولیدمثل، استقلال زیستی و تشكیل خانواده به وسیله موانع غیرقابل قبول یا موانعی كه فرد برای رفع آن‌ها ناتوان است، سركوب شوند یا معطل بمانند احساس ناكامی رخ می دهد. احساس ناكامی یكی از الگوهای قدرتمند رفتاری هنجاری، ارزشی و نگرشی است كه شخصیت و هویت فرد را زیر سلطه می گیرد و با گذشت زمان قویتر می شود. این احساس به تدریج در تمامی ابعاد وجودی فرد ناكام تسری می یابد و به اندیشه بزهكاری و ایجاد بسترهای جرم‌زای وی میانجامد. به علاوه نیروی مهارگسیخته شهوانی، فرد را به اعمال غیراخلاقی سوق می دهد که ریشه در افزایش فاصله بلوغ تا تاهل دارد. از سوی دیگر افزایش سن ازدواج و عدم ارضای جنسی به موقع، شكل‌گیری عقده‌های روانی و انباشت آن‌ها در شخصیت فرد را به دنبال دارد. ارضای جنسی امنیت و آرامش روانی را موجب می شود و بدون آن عصبیت‌های روحی، طغیان‌گری، احساس پوچی و حتی میل به خودكشی مجال بروز می یابند. روابط نامشروع پیش از ازدواج نیز نه ‌تنها به ارضای كامل و جامع منجر نمی شوند بلكه چون همواره با احساس گناه و غیراخلاقی بودن همراه است بر میزان عصبیت‌ها می افزاید.

    تعویق ازدواج؛ تمایل یا عدم امکان

    این سوال که «چرا ازدواج جوانان به تأخیر می‌افتد» را می‌توان از دو منظر مورد بررسی و کنکاش قرار داد. منظر اول مسئله تمایل و منظر دوم مسئله امکان است. در واقع باید میان تمایل یا مطلوبیت ازدواج و امکان ازدواج تفکیک قائل شویم. جوانانی که در سنین مناسب ازدواج تمایلی به ازدواج ندارند و جوانانی که اگرچه متمایل به ازدواج هستند، اما امکان ازدواج را پیدا نمی‌کنند.باید میان تمایل یا مطلوبیت ازدواج و امکان ازدواج تفکیک قائل شویم. جوانانی که در سنین مناسب ازدواج تمایلی به ازدواج ندارند و جوانانی که اگرچه متمایل به ازدواج هستند، اما امکان ازدواج را پیدا نمی‌کنند

    علی احمدی در پژوهش «تنگنا و تأخیر ازدواج» با جمع بندی ۶ پژوهش انجام شده در این زمینه نشان می‌دهد که میزان تمایل به ازدواج در جوانان بالا بوده و آنها ازدواج را ضروری می‌دانسته‌اند، به طور جدی برای آن اقدام کرده‌اند و یا در این راه شکست خورده‌اند. بر اساس این پژوهش، درصد کسانی که تمایلی به ازدواج ندارند، در جمعیت‌های بررسی شده کمتر از ۲۰ درصد بوده است. وی معتقد است؛ وجود میزان بالای تمایل به ازدواج، در نظر داشتن فردی برای ازدواج و یا بالاتر از آن اقدام کردن برای ازدواج، نشان‌دهنده وجود فاصله قابل ملاحظه بین هدف (ازدواج) و امکان عملی رسیدن به آن است.

    علی احمدی می‌گوید: عدم تمایل به معنای عدم مطلوبیت ازدواج برای یک جوان را باید متأثر از مجموعه‌ای از علل و عوامل دانست که موجب تغییر در ارزش‌ها و نگرش‌ها و در نهایت تغییر در سبک زندگی جوانان شده است. گسترش سبک زندگی غربی تحت تاثیر فرایند نوین‌سازی (مدرنیزاسیون) موجب شده جوانان عقلانی‌تر و رفاه‌طلب‌تر شده‌، فردگرایی و گریز از پذیرش مسئولیت‌های اجتماعی به بخشی از ویژگی‌های جوان امروز تبدیل شوند.

     

    واقعیت این است که انگیزه جوانان در جهت ارضای نیاز جنسی، نقش مهمی در تمایل آنها به ازدواج دارد.

    شیرین احمدنیا؛ جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی معتقد است: ارضای نیاز جنسی، اولین هدف جوانان از ازدواج است. بنابراین می‌توان گفت؛ فراهم بودن زمینه ارضای نامشروع نیازهای جنسی و آلوده شدن جامعه به لذت جویی‌های جنسی نقش مهمی در کاهش تمایل جوانان به ازدواج دارد.

    در سیستم آزادی کامیابی، همسر قانونی از لحاظ روانی یک نفر رقیب و مزاحم و زندان‌بان به شمار می‌رود و در نتیجه کانون خانوادگی بر اساس دشمنی و نفرت پایه‌گذاری می‌شود. علت این که جوانان امروز از ازدواج گریزانند، همین است استاد مطهری در کتاب «مسئله حجاب»، در این خصوص می‌نویسد: «اسلام می‌خواهد انواع التذاذهای جنسی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد. فلسفه پوشش و منع کامیابی جنسی از غیرِ همسرِ مشروع، از نظر اجتماع خانوادگی این است که همسر قانونی شخص از لحاظ روانی عامل خوشبخت کردن او به شمار برود؛ در حالی که در سیستم آزادی کامیابی، همسر قانونی از لحاظ روانی یک نفر رقیب و مزاحم و زندان‌بان به شمار می‌رود و در نتیجه کانون خانوادگی بر اساس دشمنی و نفرت پایه‌گذاری می‌شود. علت این که جوانان امروز از ازدواج گریزانند، همین است. معاشرت‌های آزاد و بی‌بند و بار پسران و دختران، ازدواج را به صورت یک وظیفه و تکلیف و محدودیت درآورده است که باید آن را با توصیه‌های اخلاقی بر جوانان تحمیل کرد. سیستم روابط آزاد اولا موجب می‌شود که پسران تا جایی که ممکن است از ازدواج و تشکیل خانواده سرباز زنند و فقط هنگامی که نیروهای جوانی و شور و نشاط آن‌ها رو به ضعف و سستی می‌نهد اقدام به ازدواج کنند و در این موقع زن را فقط برای فرزند زادن بخواهند و ثانیاً پیوند ازدواج‌های موجود را سست می‌کند و سبب می‌شود به جای این‌که خانواده بر پایه یک عشق خالص و محبت عمیق استوار باشد و هر یک از زن و شوهر، همسر خود را عامل سعادت خود بداند، برعکس به چشم رقیب و عامل سلب آزادی و محدودیت ببیند».

    در بیان علل تاخیر ازدواج جوانان از منظر امکان آن، دلایل متعددی از جانب کارشناسان مطرح شده است که در ادامه به برخی از مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌کنیم:

    الف) تغییر نگرش‌ها نسبت به ازدواج و خانواده

    مقصود از نگرش، مجموعه‌ای از باورهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است که در کنار یکدیگر، تصویری از امکان یا عدم امکان ازدواج را برای جوان می‌سازد. در واقع آن چیزی که به صورت روشن و مستقیم در امکان یا عدم امکان ازدواج برای جوانان دخالت دارد؛ مجموعه‌ای از شرایط اجتماعی و اقتصادی است نه باورها و نگرش‌ها. اما باورها نقش مهمی در ضریب دادن به این شرایط را ایفا می‌کنند. اختلاف باورها در طبقات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مختلف موجب می‌شود، ازدواجی که برای یک جوان در یک طبقه خاص غیرممکن فرض می‌شود، در طبقه دیگر ممکن و دست‌یافتنی باشد. این واقعیت را نمی‌توان منکر شد که در جامعه ما بخش قابل توجهی از جوانان با تکیه و اعتماد بر آموزه‌های فرهنگی و دینی اسلام، علیرغم این‌که بسیاری از شرایط اجتماعی و اقتصادی برایشان فراهم نیست، اقدام به ازدواج می‌کنند و ازدواج‌شان را به تاخیر نمی‌اندازند و البته در زندگی مشترک موفق هم هستند. در واقع این بخش از جوانان، به تأسی از قرآن کریم که می‌فرماید: «اِن یَکونوا فُقَرآءَ یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه» (النور: ۳۲)؛ فقر و نداری را مانع ازدواج نمی‌بینند. و در مقابل این واقعیت را نمی‌توان منکر شد که بخش دیگری از جوانان با وجود فراهم بودن شرایط نسبی اجتماعی و اقتصادی برای ازدواج، به دلیل باورهایی که ازدواج را سخت و پیچیده می‌کند، حاضر به ازدواج نیستند و آن را به تأخیر می‌اندازند.

    از توضیحات بالا روشن می‌شود که امکان‌پذیری ازدواج یک امر نسبی است که با توجه به نگره فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی قابل تعریف خواهد بود. در واقع اختلاف بر سر تعریف ما از «آمادگی» برای ازدواج است. در حالی که اکثر آموزه‌های دینی به ازدواج به عنوان شاخص انتقال از دوره ناپختگی و خامی به دوره تکامل فردی می‌نگرد، باورهای عمومی که گاهی توسط مشاوران ازدواج نیز تقویت می‌شود، بر بلوغ حداکثری و تکامل اقتصادی و اجتماعی پیش از ازدواج تاکید دارند. پژوهش‌های متفاوت نیز این مطلب را تایید می‌کند. نتایج «بررسی وضعیت جمعیتی و اقتصادی- اجتماعی جوانان در ایران» که توسط گروه جمعیت‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران انجام گرفته است، نشان می‌دهد: حدود ۹۰ درصد جوانان معتقدند موقعیت ایده‌آل ازدواج برای پسران، بعد از اشتغال به کار و دارا بودن شرایط مالی مناسب می‌باشد. همچنین حدود نیمی از جوانان پاسخ‌گو مناسب‌ترین موقعیت ازدواج برای دختران را بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی و کسب استقلال اقتصادی بیان کرده اند که در واقع بیان‌گر نوعی تغییر ارزش و نگرش در جامعه است.

    یکی از عواملی که در تغییر نگرش جوانان نسبت به ازدواج و خانواده اثرگذار است، تصویری است که جامعه رسانه‌ای و اخبار مربوط به فروپاشی خانواده‌ها و زندگی‌های ناموفق پیش روی جوان می‌گذاردعامل دیگری که در تغییر نگرش جوانان نسبت به ازدواج و خانواده اثرگذار است، تصویری است که جامعه رسانه‌ای و اخبار مربوط به فروپاشی خانواده‌ها و زندگی‌های ناموفق پیش روی جوان می‌گذارد. البته این تصویر با مشاهده ازدواج ناموفق اطرافیان و عدم رضایت‌شان از زندگی مشترک تقویت می‌شود که در نهایت «فوبیا یا هراس بیمارگونه از ازدواج» را موجب می‌شود. ترس از ازدواج سبب می‌شود فردی که می‌خواهد در خصوص ازدواج تصمیم بگیرد دچار نگرانی و تشویش شده و با احتیاط و نگرانی و در بسیاری موارد با تأخیر، اقدام به ازدواج بنماید. به همان میزان تصویر روشن و امیدوارکننده، افراد را تشویق به ازدواج و تشکیل خانواده می‌کند.

    ب) تحصیلات دختران

    در سال‌های اخیر، ادامه تحصیل به ویژه برای دختران، به عاملی مهم، در کنار ازدواج، برای ارتقای اجتماعی یا تحرک اجتماعی بدل شده است. روند افزایش دانشجویان دختر نسبت به پسر در طی سال‌های اخیر چشم‌گیر بوده است. مطابق اطلاعات منتشر شده از سوی سازمان سنجش کشور در کنکور سال ۱۳۹۴؛ از مجموع ثبت نام کنندگان در آزمون کنکور؛ ۵۹ درصد زنان و ۴۱ درصد مردان بوده‌اند.

    نتایج بررسی‌ها در ایران نشان می‌دهد؛ صرفا گرایش به تحصیلات، ۲ تا ۳ سال منجر به افزایش میانگین سن ازدواج می‌شود. پیش از این، محمدتقی حسن زاده؛ رئیس سابق مرکز مطالعات و پژوهش‌های راهبردی وزارت ورزش و جوانان، از نتایج پژوهشی (۱۳۹۲) گفته بود که در آن ۳۷.۴ درصد دختران مجرد؛ ادامه تحصیل را مهم‌ترین دلیل خود برای ازدواج نکردن عنوان کرده بودند. این پژوهش بر روی ۸۰۰ نفر از جوانان تهرانی در رده سنی ۱۸ تا ۴۰ سال انجام شده بود. در پژوهش دیگری که توسط دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران (۱۳۹۱) صورت گرفته بود؛ ۲۱ درصد از دختران مهم‌ترین دلیل تجرد خود را ادامه تحصیل عنوان کرده بودند. این پژوهش بر روی ۱۲۰۰ نفر از دختران مجرد ۵ شهر تهران، ساری، خرم آباد، مشهد و سنندج در رده سنی ۲۵ تا ۴۴ ساله انجام شده بود.

     

    دلایل تأخیر ازدواج در جوانان تحصیل‌کرده را مى‌توان این‌گونه بیان كرد:

    – افزایش سطح سواد نیاز به زمان بیشترى دارد كه خود موجب تأخیر سن ازدواج مى‌شود.

    – وجود این باور که: «دختران و پسران در حال تحصیل از آمادگی‌های اقتصادی و اجتماعی لازم برای ازدواج برخوردار نیستند».

    – افراد تحصیل‌کرده عموما به جهت مشکل‌پسندی و تاکید بر همسانی از جهت تحصیلات، در مسأله انتخاب همسر با مشکل روبرو می‌شوند.

    – دانشجویان در حال تحصیل و علاقه‌مند به تحصیلات عالی، عمدتاً نسبت به وضعیت آینده تحصیلی خود و امکان ادامه آن در صورت ازدواج، با ترس و ابهام مواجه هستند.

    – الگوی رایج آموزش زنان که معطوف به اشتغال است، با ناسازگاری انتظارات زنان تحصیل‌کرده با مسئولیت‌ها و نقش‌هایی مواجه می‌شود که آن‌ها به طور سنتی در خانواده برعهده داشته‌اند.

    ج) فقدان دسترسی به فرد مورد علاقه

    علی احمدی در پژوهش «تنگنا و تأخیر ازدواج» با مطالعه پژوهش‌های مختلف چنین نتیجه‌گیری می‌کند که یکی از مهم‌ترین علت‌های تأخیر ازدواج -به ویژه از منظر دختران- فقدان دسترسی به فرد مورد علاقه است. این پژوهش‌ها نشان می‌دهد؛ اگرچه دختران و پسران، سن ۲۰ تا ۲۵ سالگی را سن مناسب ازدواج می‌دانند، اما مهم‌ترین علت به تعویق انداختن آن را نیافتن فرد مورد علاقه دانسته‌اند.

    دقت لازم در گزینش همسر مناسب و توجه به ویژگی‌های اخلاقی، رفتاری، معنوی و ظاهری او امری ضروری و سرنوشت ساز است. البته این کار نباید از حد متعادل و سودمند آن، خارج شود و به وسواس در انتخاب همسر مناسب بینجامد. داشتن معیارهای دست نیافتنی و ناممکن، به دنبال فرد ایده آل یا همسری رؤیایی بودن، سخت گیری‌های بی مورد و نابجا، تردیدها و حساسیت‌ها، احساس ناامنی کردن و آمادگی نداشتن برای گزینش شریک زندگی، همگی عواملی هستند که ازدواج را به تأخیر می اندازد.

    د)‌ مشکلات اقتصادی

    مشکلات اقتصادی نقش مهمی در تأخیر ازدواج جوانان دارند و به عنوان یک مانع مهم بر سر راه ازدواج جوانان عمل می‌کند. بخشی از مشکلات اقتصادی مربوط به تأمین هزینه‌های ازدواج و شروع زندگی مشترک است. بررسی‌های گروه پژوهشی آسیب‌های اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی نشان می‌دهد؛ هزینه‌های ازدواج تاثیر مستقیمی بر افزایش سن ازدواج دارد. کارشناسان اجتماعی معتقدند مردان مجرد بیش از دختران جوان نگران تامین هزینه‌های ازدواج هستند و ترس آنان از هزینه‌های سنگین شکل‌گیری یک زندگی مشترک مانع اصلی تمایل آن‌ها به داشتن یک زندگی مشترک است. هزینه‌های ازدواج در شهرهای بزرگ هم‌چون تهران بیش از سایر نقاط است. در پژوهش میدانی ما از هزینه‌های ازدواج در شهر تهران مشخص شد که هزینه حداقلی ازدواج در شهر تهران بیش از ۴۰ میلیون تومان خواهد بود. جزئیات این هزینه در جدول زیر قابل مشاهده است:

    بخش دیگر از مشکلات اقتصادی ازدواج به تامین هزینه‌های جاری زندگی مشترک بر می‌گردد. در پژوهش «همه‌گیرشناسی و گونه‌شناسی طلاق و عوامل آن در شهر تهران» که توسط شهرداری تهران بر روی ۱۲۰۰ نفر از زنان متاهل شهر تهران انجام شده بود؛ نزدیک به ۳۸ درصد از پاسخگویان مهم‌ترین مشکلات خانواده امروزین را در سه مقوله: مسئله اقتصادی و مالی، توقعات زیاد و چشم و هم‌چشمی و بیکاری دانسته‌اند. تحقیقات گروه پژوهشی آسیب‌های اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی نیز نشان می‌دهد که افزایش بی‌رویه هزینه‌های زندگی یکی از اصلی‌ترین عوامل کاهش تمایل جوانان در آستانه ازدواج محسوب می‌شود.

    به نظر می‌رسد؛ آن‌چه در کنار عوامل اقتصادی، از جایگاه مهمی برخوردار است باورها و نگرش‌های فرهنگی و اجتماعی جوانان است. در واقع اختلاف، به باور جوانان از حداقل های لازم و کافی برای زندگی مشترک بر می‌گردد. در واقع بخش عمده‌ای از این مشکلات نسبی بوده و با توجه به سطح انتظار فرد از زندگی می‌تواند تعیین کننده تشخیص فرد از این مشکلات باشد.

    چه باید کرد؟

    پاسخ به دو سوال اساسی، راهبرد ما در مواجهه با مسأله تأخیر ازدواج را روشن می‌ کند: یکی ضرورت و اولویت‌دار بودن هریک از اجزای مسأله تأخیر ازدواج نسبت به اجزای دیگر است. و دیگری امکان عمل و تغییر مثبت در صورت دخالت دولت و نهادهای مردمی در کوتاه مدت و میان مدت.

    اولویت‌سنجی

    از منظر فراوانی؛ جوانان در سنین ازدواج که تمایل به ازدواج دارند ولی از امکان ازدواج برخوردار نیستند و یا نیازمند خدمات مشاوره و آموزش هستند، طیف اکثریت را تشکیل می‌دهند. در واقع می‌توان گفت طیف وسیعی از جوانان کماکان مشتری بالفعل ازدواج هستند. لذا اولویت ایجاب می‌کند: اولا با در نظر گرفتن جوانان متمایل به ازدواج و فراهم کردن امکان ازدواج برای آنها نرخ کمّی ازدواج را گسترش دهیم، ثانیا با در نظر گرفتن جوانان در شرف ازدواج و فراهم کردن خدمات مشاوره و آموزش برای آنها نرخ کیفی ازدواج را گسترش دهیم.

    امکان‌سنجی

    از جهت امکان‌سنجی به اعتقاد برخی کارشناسان، در پاره‌ای از علت‌های افزایش سن ازدواج که ناشی از سیاست‌ها و اولویت‌های برنامه‌ریزی یا ناکارآمدی سیاست‌های دولت است، دخالت دولت در اصلاح شرایط می‌تواند در میان‌مدت نتیجه‌بخش باشد. از جمله این عوامل می‌توان به بالارفتن قیمت مسکن، کمبود مسکن، میزان اشتغال و بیکاری اشاره کرد. ولی در مورد عواملی که دولت در ایجاد آن‌ها نقش مستقیم نداشته است، دخالت دولت نیز تغییری ایجاد نخواهد کرد مگر به صورت کلان و در بلندمدت و تنها با شیوه‌های فرهنگی. از جمله این عوامل می‌توان به اهداف زندگی و نگاه فلسفی به آن اشاره کرد. بنابراین دولت قادر نیست به صورت مستقیم و فرمایشی، نسبت ازدواج‌ها را در کشور بالا ببرد یا افراد را مجبور به ازدواج کند، ولی با درک مشکلات عملی و مسائل واقعیِ گروه‌هایی از جوانان که مایل به ازدواج‌اند، اما قادر به آن نیستند، می‌تواند آنها را در اقدام به ازدواج یاری کند.


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    عضو هیئت علمی دفتر مطالعات زنان: خانواده ها استحاله فرهنگی را جدی بگیرند
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    عضو هیئت علمی دفتر مطالعات زنان گفت: دشمن شناسی و زمان شناسی مانع از تهاجم فرهنگی می شود اگر این دو عنصر را مورد توجه قرار دهیم دشمن شکست خواهد خورد.

     

    به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)منطقه قم، مریم معین الاسلام چهارشنبه شب در همایش عصر امام خمینی(ره)؛تحولات جهانی که در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم برگزار شد، با تاکید بر ضرورت دشمن شناسی گفت:اگر دشمن را نشناسیم در راه شکست آن موفق نخواهیم بود.

     

    استاد حوزه و دانشگاه عنوان کرد:زمان شناسی نیز مورد تاکید اسلام است ما می توانیم به وسیله دشمن شناسی و زمان شناسی بر جنگ نرم فائق شویم.

     

    وی تصریح کرد:اگر این دو عنصر را نشناسیم در تحیر و سرگردانی خواهیم رفت ما باید عالم زمان باشیم شناخت تاکتیک ها و موقعیت شناسی رمز موفقیت در این جنگ می باشد.

     

    معین الاسلام خاطرنشان کرد: دشمنان، اسلام هراسی را در پیش گرفته اند که به اسلام ستیزی منجر شود.

     

    وی گفت: دشمن به آرامی استحاله فرهنگی را پیش می برد که یکی از این سیاست های غرب در استحاله های فرهنگی و از میان بردن فرهنگ اسلامی از بین بردن حجاب و عفاف است.

     

    استاد جامعة الزهراء عنوان کرد: هانتینگتون رئیس مطالعات دانشگاه هاروارد بر اساس درخواست کاخ در تحقیقات خود متوجه شد که تنها تمدنی که جایگزین تمدن غرب می شود اسلام است از این رو به نتیجه از بین بردن فرهنگ تشیع و عاشورا رسید.

     

    وی گفت: متاسفانه در جامعه ما یکی از استحاله های فرهنگی بی ارزش کردن امر به معروف است تا همچون مردگان از کنار هم بی تفاوت رد شویم.

     

    معین الاسلام اظهار کرد: مستر هنسر که یک برانداز بود عنوان کرد میلیاردها تومان هزینه کردیم تا حجاب را از کشور ایران بگیریم و اگر حجاب از زن ایرانی گرفته شود چیزی از اسلام باقی نخواهد ماند.

     

    وی بیان داشت:خانواده ها باید استحاله فرهنگی را جدی بگیرند تهاجم فرهنگی این است که ارزش های ما را به تاراج ببرند و ما در برابر آن سکوت کنیم.


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    لزوم آموزش زندگی خانوادگی به فرزندان از دوره نوجوانی
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت گفت: به منظور کاهش آمار طلاق، خانواده‌ها باید از دوران نوجوانی به فرزندان­شان راه و رسم زندگی زناشویی را بیاموزند.

    به گزارش خبرگزاری مهر، مهدی تلوری با بیان اینکه یکی از دلایل بروز طلاق در کشور تغییر سبک زندگی است، گفت: فرهنگ حجب و حیا، سازگاری، انعطاف‌پذیری و درک مشترک زوجین از همدیگر از بین رفته است. در ازدواج‌ها نیز احساس به جای عقلانیت قرار گرفت و مسئله شناخت کافی از طرف مقابل رنگ باخته است.

    وی افزود: جهالت جنسی جوانان و نداشتن دانش و اطلاعات کافی نسبت به جنس مخالف از مهم­ترین علت‌های افزایش طلاق در جامعه ماست. زن و مرد با روحیات و عواطف طرف مقابل کوچکترین آشنایی ندارند، برخوردها کاملاً سطحی است. چه زن و چه مرد به سختی بتوانند، تنها در حد چند مورد، خصیصه‌ها و ویژگی‌های زن یا مرد بودن را بیان کنند.

    معاون سازمان ملی جوانان سابق ادامه داد: این روزها با تغییر سبک زندگی شاهد بروز و ظهور فرهنگ‌های جدیدی هستیم که نه مربوط به فرهنگ ملی و دینی ماست و نه مربوط به فرهنگ حاکم بر غرب است. جامعه امروز ما یک جامعه در حال گذار است و به عبارت دیگر ما از مرحله سنتی و دینی خود در حال عبور هستیم و وقتی نقش سنت‌ها، آداب و رسوم، فرهنگ دینی و اعتقادات و باورهای ما کاهش می‌یابد دیگر باید شاهد بروز و ظهور بسیاری از ناهنجاری‌ها باشیم. یکی از همین ناهنجاری‌ها مسئله افزایش طلاق‌هاست.

    تلوری تاکید کرد: هر یک از زن و مرد باید در امر ازدواج فرد هم‌کفو و هم‌شأن خود را بیابند. بی‌تردید اگر این اقدام صورت بگیرد تا حدود زیادی می‌توان به استحکام زندگی زناشویی امیدوار بود. همچنین اگر شاهد چنین ازدواج‌هایی باشیم آنگاه آرامش و سکون در نهاد خانواده برقرار شده و مسئله احترام متقابل میان زن و مرد رعایت می‌شود. بدیهی است که خانواده‌ها نباید در مورد انتخاب همسر، فرزندان خود را مجبور کنند و از سوی دیگر آنان باید در امر ازدواج، دقت لازم را به خرج داده و فردی را برای دختر و پسر خود انتخاب کنند که با مدل زندگی آنها سازگاری دارد.

    پایه اصلی زندگی خانوادگی تفاهم و همدلی است

    عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت گفت: همچنین خانواده‌های آنان باید از دوران نوجوانی به فرزندان­شان راه و رسم زندگی زناشویی را بیاموزند و واقعیت‌ها و تلخ و شیرین‌های زندگی مشترک را برای فرزندان خود بازگو کنند تا آنان در آینده با همسر خود کمتر به مشکل برخورده و با زندگی و همسرشان سازگاری داشته باشند.

    وی اضافه کرد: یکی دیگر از راهکارهایی که می‌تواند در کاهش آمار طلاق نقش داشته باشد، این است که پس از تشکیل زندگی زناشویی، زوجین به محض برخورد با مشکل به مشاوره مراجعه کرده و از تجربه پدران و مادران خود بهره بگیرند؛ اما به شرط اینکه پدران و مادران آنها به فکر خط دادن به فرزندشان نباشند، بلکه به معنای واقعی کلمه مشکل دختر و پسر خود را حل کنند.

    تلوری افزود: پایه اصلی زندگی زوجین باید تفاهم و همدلی باشد و فکر و روح و روان آنان با هم دارای اشتراکات فراوانی باشد زیرا نه شغل، نه موقعیت خانوادگی و نه زیبایی هیچ کدام نمی‌تواند به اندازه این عاملی که به آن اشاره کردم در دوام زندگی زناشویی نقش داشته باشد.

    وی تاکید کرد: متأسفانه بسیاری از خانواده‌های ما در امر ازدواج اصل ثروت را در نظر گرفتند و نتیجه این شده که میزان طلاق در خانواده‌ها افزایش یافته است. بنابراین علیرغم تمامی راهکارهایی که برای کاهش طلاق به آن اشاره کردم باید مسئله شناخت عمیق نسبت به یکدیگر و اشتراکات روحی و روانی را هم اضافه کرد.


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    مهریه را هم داده اند و هم گرفته‌اند/روش بخشش مهریه توسط عروس
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    هر کسی گفته مهریه را کی داده و کی گرفته دستش را بگیرید و به ستاد دیه مراجعه کنید تا کاملا توجیه شود که مهریه را هم خوب داده اند و هم خیلی خوب گرفته اند.

    خبرگزاری مهر، گروه جامعه – سید هادی کسایی زاده: مهریه را کی داده؟ کی گرفته؟ … با اینکه این ضرب المثل و یا جمله غلط و کلیشه ای هنوز در فرهنگ ما شنیده می شود اما در واقع باید گفت که اتفاقا خیلی اوقات مهریه را هم خوب گرفته اند به نحوی که هم اکنون حدود ۲ هزار زندانی مهریه و نفقه در زندانهای کشور محبوسند!

    اما حقیقت آن است که مهریه مالی است که مرد هنگام وقوع عقد نکاح یا به عبارتی ازدواج، به همسر خود تقدیم می کند و مکلف است آن را بپردازد. اگر فکر می کنید که مهر زن فقط سکه یا پول است اشتباه می کنید، زیرا شما می توانید هر آنچه ارزش مالی یا اجتماعی داشته باشد، مهر خود قرار دهید، مثل طلا، نقره، املاک، پول رایج، لوازم زندگی و حتی آموزش قرآن یا مهارتی ویژه… یا به تعریف حقوقی باید گفت که هر چیزی را که مالیت داشته و قابل تملک باشد می توان مهر قرار داد (ماده ۱۰۷۸ قانون مدنی)؛

    امروزه بیشتر سکه طلا را مهر زن می کنند. به قول جهانشاهی وکیل دادگستری که در گفتگو با مهر می گوید: این روش ثبت مهریه در کشور غلط است و نباید اجازه داد مردی که توانایی پرداخت مهریه بالا را ندارد هر رقمی دلش خواست ثبت کند به امید اینکه همسرش را از دست ندهد یا اینکه اگر مهریه کم باشد به همسرش جسارت شده است! اما سوال این است چطور مردان به دلیل عدم پرداخت مهریه راهی زندان می شوند؟

    اعسار مرد تائید شود مهریه را باید دولت به زن پرداخت کند

    بگذارید با قانون حمایت از خانواده صحبت کنیم. در فصل ازدواج، ماده ۲۲ قانون حمایت خانواده آمده است که اگر مهریه تا ۱۱۰ سکه تمام بهار آزادی یا معادل آن باشد وصل آن بر اساس ماده قانون محکومیتهای مالی الزامی است و اگر مهریه بیش از ۱۱۰ سکه باشد پرداخت آن مشروط به توانایی مالی زوج است. جهانشاهی می گوید: اگر مرد توانایی پرداخت مهریه کمتر از ۱۱۰ سکه را هم نداشته باشد در هرحال باید زندانی شود مگر اینکه بعد از زندانی شدن درخواست اعسار داده و دادگاه پس از بررسی به این نتیجه برسد که واقعا این آقا داماد هیچ آهی در بساط ندارد آن وقت این وظیفه دولت است که این هزینه را از بیت المال تامین کند. اما آیا دولت اینقدر بودجه دارد این هزینه ها را پرداخت کند؟ تعیین اعسار هم البته به همین آسانی ها نیست و باید دو شاهد به اعسار مرد گواهی دهند و قاضی در این خصوص بسیار حساس و موشکافانه وارد می شود.

    اعسار مرد پذیرفته شود اصلا پایش به زندان نمی رسد

    علی اصغر حیدری وکیل دادگستری در گفتگو با مهر می گوید: بر اساس قانون جدید محکومیتهای مالی که از مرداد ۹۴ اجرایی شده نیاز نیست مرد حتما زندان برود تا دادخواست اعسارش پذیرفته شود بلکه می تواند ظرف یک ماه از تاریخ ابلاغ اجراییه دادخواست اعسار بدهد و اگر این کار را کرد و اعسارش پذیرفته شد دیگر زندان نمی رود.

    با این حال اگر اعسار پذیرفته نشود باید زندانی مهریه در زندان بماند تا اینکه انجمن ها و نهادهای مردمی مانند ستاد دیه با کمک خیرین زندانیان مهریه را آزاد کنند در حالی که باز هم اولویت آزادی با زندانیان دیه در جرایم غیر عمد است چون آنها غیرعمد مرتکب جرم شده و در حبس هستند اما زندانی مهریه با علم و دانسته مهریه را تعیین و ثبت قانونی کرده است.

    مردی که ۲۰۰۰ سکه مهر زنش می کند اگر داشته باشد باید پرداخت کند

    حالا اگر مهریه بالای ۱۱۰ سکه باشد اول باید داماد ۱۱۰ سکه را پرداخت کند و اگر دادگاه تائید کرد مرد تمکن مالی دارد با حکم دادگاه الباقی مهریه هم به نحوی باید پرداخت شود. اگر بخواهیم راحت تر بیان کنیم این است که مثلا مردی مهریه همسرش را ۲۰۰۰ سکه تعیین کرده و حالا زن مهریه را به اجرا می گذارد و اگر دادگاه به این نتیجه برسد مرد تمکن مالی دارد یا زوجه اموال مرد را به دادگاه معرفی کند تمام مهریه باید پرداخت شود و ۱۱۰ سکه ملاک نیست.

    البته بعد از بازداشت زوج می تواند درخواست اعسار کند یعنی اینکه به قاضی بگوید من واقعا اموال و درآمدی برای این پرداخت مهریه ندارم. قاضی وقتی به این نتیجه رسید متهم آزاد شده و مهریه تقسیط می شود.

     

    مراحل بخشیدن مهریه همسر

    اما یک موضوع دیگر هم اینجا مطرح است و آن اینکه زوجه در طول زندگی دلش بخواهد مهریه اش را به هر دلیلی ببخشد. اما این اقدام هم برای خودش راه و رسمی دارد.

    مثلا تا قبل از ثبت عقد امکان بخشش مهریه وجود ندارد. نکته دوم اینکه اصلا نیاز نیست به دادگاه مراجعه کنید مثلا همسر شما روی یک کاغذ می نویسد من مهریه خودم را به همسرم بخشیدم و بعد امضا و اثر انگشت می زند و این خودش مدرک است. با این حال داماد برای محکم کاری بهتر است راهی دفترخانه اسناد رسمی شود و این کار را ثبت کند. این اقدام همان اقرارنامه ثبتی است و بعد از ثبت٬ نامه ای به دفتر ثبت ازدواج که قبلا آنجا ازدواجشان ثبت شده نوشته شده تا آنها هم در دفتر خود ثبت کنند و در عقدنامه نوشته شود.

    اما این راه کمی درد سر دارد و اگر واقعا عروس خانم قصد دارد که مهریه اش را ببخشد، بهتر است با آقای داماد راهی دفتر اسناد رسمی شود و این کار را قانونی کند. محضردار اعتراف همسر برای بخشش مهریه را در قالب «اقرارنامه ثبتی» تنظیم می کند؛ البته کار به همین جا ختم نمی شود، زیرا برای محکم کاری باید نامه ای از آنجا برای دفترخانه رسمی ازدواج- که عقد در آن مکان ثبت شده – برده شود تا در آنجا مفاد نامه در «صفحه ملاحظات» عقدنامه ثبت شود.

    بخشش مهریه با اجازه پدر لطفا!

    البته توصیه می شود خانمی که قصد دارد مهریه اش را به شوهرش ببخشد، بدون اجازه پدر این کار را انجام ندهد. در این راستا دفاتر اسناد رسمی در صورت اجازه پدر عروس خانم مهریه را به شوهر می بخشند و آن را ثبت می کنند. می دانیم که طبق ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی شما از زمانی که عقد کردید و هنوز مُهر ازدواجتان خشک نشده است، مالک مهرتان می شوید و می توانید هر دخل و تصرفی که خواستید در آن داشته باشید، اما اذن پدر در این مورد خاص لازم است هر چند این موضوع نه جنبه قانونی دارد و نه جنبه شرعی، اما دفاتر اسناد رسمی به دلیل اینکه گاهی این بخشش مهریه از روی اجبار یا از روی احساسات آنی رخ می دهد، این شرط را برای این موضوع می گذارند که یک شرط لازم نیست، اما از بروز مشکلات بعدی پیشگیری می کند.

    مراقب باشید که  ثواب می کنید٬ کباب نشوید!

    اما گاهی زنی که با عشق رفته و مهرش را بخشیده کباب می شود. فرض کنید دختری در دوره عقد مهریه اش را می بخشد و بعد از عروسی به هر دلیلی تمایلی به ادامه زندگی با همسرش ندارد و تقاضای طلاق می کند! در این میان چون زن خواهان طلاق است که در قانون به آن «طلاق خلع» می گویند، زن باید معادل مهریه یا مبلغی کمتر یا بیشتر از آن را به داماد پرداخت کند. به این ترتیب زن برای رهایی از زندگی ای که تمایلی به آن ندارد نه تنها مهریه ای نمی گیرد، بلکه باید رقمی را نیز برای جدایی به مرد بپردازد. پس قبل از بذل و بخشش، کمی بیشتر تامل کنید.

    گاهی زن و مرد در زندگی آنقدر دچار اختلاف می شوند که زن می گوید «مهرم حلال جونم آزاد!» اما یک سوال اگر عروس خانم مهرش را ببخشد آیا واقعا طلاق به سرعت انجام شده و کار تمام است؟ اتفاقا کاملا در اشتباه هستید. اصلا معلوم نیست بعد از بخشش مهریه مرد حاضر به طلاق همسر شود، یا زمان عده دوباره رجوع نکند! برای این که در این حوزه مشکلی ایجاد نشود، شرع و قانون راه آن را پیش بینی کرده است. بد نیست بدانید که طلاق «خلع» و «مبارات» دقیقا همین هدف شما را به طور کامل و بدون ضرر و خطر تامین می کند. در این نوع طلاق، زن و شوهر توافق می کنند در عوض مهریه یا کمتر یا بیشتر از آن از یکدیگر جدا شوند. در این روش دیگر شوهر حق رجوع ندارد و به این ترتیب زن با بخشیدن مالی معادل مهریه، یا بیشتر و کمتر از آن به شوهر، او را راضی به طلاق می کند. البته اگر این بیزاری از ادامه زندگی دو طرفه باشد، اما زن تقاضای طلاق بدهد باز هم باید مهریه اش را ببخشد تا این طلاق که مبارات نام دارد، جاری شود.

    می خوام دوباره مهریه ام برگردد…چیکار کنم؟

    شاید شما هم از آن دسته از افرادی باشید که مهریه خود را بخشیده و اکنون پشیمان شده اید و برایتان این سوال پیش آمده است که راه بازگشت دارید یا خیر؟ باید بگویم چند فرض را باید در نظر بگیرید:

    ۱. اگر زن به مرد بگوید که وی تکلیفی برای پرداخت مهریه ندارد، مرد دیگر این تکلیف را نخواهد داشت.

    ۲. تصور کنید زن مهریه را به مرد ببخشد (هبه کند)، باید این لفظ را بگوید که «من مهر خود را به تو بخشیدم».

    در این حالت، تکلیف مرد در پرداخت مهریه به طور کامل از بین نمی رود، زیرا زن می تواند تحت شرایطی از این هبه برگردد و مهریه خود را مطالبه کند. البته این مسئله مشروط بر این است که زن، طی قرارداد دیگری، این حق را از خود نگرفته باشد، وگرنه راه دیگری وجود ندارد.

    یک وکیل دادگستری: بیمه مهریه را اجباری کنید

    حسن عرب وکیل پایه یک دادگستری در گفتگو با مهر می گوید: یک پیشنهاد دارم و آن هم این است که موضوع بیمه مهریه کمی متفاوت تر و بهتر اجرایی شود. امروزه شرکتهای بیمه ای در کشور اقدام به ارائه خدمات بیمه ای می کنند و چند سالی است که بیمه مهریه را در برنامه  های خود قرار داده اند اما این مسئله به دلایل نامعلوم متوقف شد که بهتر است قوه قضائیه برای پیشگیری از وقوع جرم و زندان زدایی روی اجباری کردن این مهم پیش قدم شود.

    وی افزود: مهریه با حداقل ۱۱۰سکه بسیاری از مشکلات زوجین را حل کرد و امروز مهریه چه قبل ازدواج و چه بعد ازدواج به عنوان یک ابزار تهدید تبدیل شده است و دختر به دنبال مستحکم کردن جایگاه خود در زندگی مشترک هست. حالا از سویی مرد در ترس مهریه در کل جریان زندگی گیر کرده که منشا برخی اختلافات خانوادگی از همین مهریه شروع می شود. راهکار چیست؟ چگونه زن و مرد را از کابوس مهریه نجات دهیم؟ معتقدم باید موضوع مهریه را با ساز و کارهای قانونی حل کنیم و زوجین بدون دغدغه و نگرانی سر سفره عقد بشینند و بدون ترس و واهمه به زندگی ادامه دهند.


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    سن ازدواج درقلب پایتخت به ۴۰ سال رسید
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    میانگین سن ازدواج در قلب پایتخت چند درصد بالاتر از مناطق دیگر است، این درحالی است که طبق یافته های پژوهشگران معاونت اجتماعی و فرهنگی منطقه ۶ میانگین سنی ۳۵ تا ۴۰ سال را نشان می دهد.

     

    به گزارش سرویس اجتماعی ایسنا، پژوهشگران معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری منطقه ۶ پس از ماه ها تحقیق و مطالعه از گروه های مختلف عنوان می کنند با توجه به شرایط فرهنگی، اجتماعی، شهری منطقه، میانگین سن ازدواج در منطقه ۶ نسبت به مناطق دیگر چند پله بالاتر است و شاید هم نادر.

     

    مهدی عابدی، پژوهشگر معاونت امور اجتماعی و فرهنگی منطقه ۶ در جلسه شورای اجتماعی و فرهنگی منطقه ۶ با بیان این خبر گفت: در زمینه میانگین سن ازدواج در مناطق مختلف شهر تهران الگو و یافته‌های متفاوتی وجود دارد. هر چند گفته می‌شود میانگین سن ازدواج در پایتخت بین ۳۰ تا ۳۵ سال است، اما یافته‌های پژوهشگران معاونت امور اجتماعی و فرهنگی منطقه ۶ نشان می‌دهد، میانگین سن ازدواج در منطقه ما چند سال بالاتر است یعنی بین ۳۵ تا ۴۰ سال، حتی استثناهایی در این زمینه وجود دارد که در مناطق دیگر شهر تهران کمتر دیده می‌شود.

     

    وی تاکید کرد: پژوهش و مطالعات اجتماعی برای افزایش نگرانی خانواده ها نیست، بلکه زنگ هشداری است تا برای رفع این گونه مسائل چاره ای اندیشیده شود.

     

    به گفته عابدی، معاونت اجتماعی و فرهنگی منطقه ۶ پس از جمع آوری اطلاعات و یافته های مربوط به مسائل اجتماعی توسط پژوهشگران و کارشناسان مربوطه دست به کار شده اند و با اجرای برنامه های گوناگون برای حل و فصل این گونه چالش ها تلاش می کنند.

     

    بر اساس گزارش روابط عمومی شهرداری منطقه ۶، یکی از برنامه های ابتکاری و جدید، طرح توزیع دفترچه خاطرات زوجین، در دفترخانه ها و بین جوان هاست. برپایی کلاس ها و کارگاه های مشاوره ای گروهی و انفرادی در سراها از دیگر برنامه هاست که با موضوعاتی چون ازدواج جوان ها، خواسته های جوان دیروز و امروز در امر ازدواج، نقش خانواده در تشکیل خانواده جوانان با حضور کارشناسان و صاحبنظران به اجرا درآمده است.


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    تاثیر تاهل و تجرد بر زوال عقل!
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    کارشناسان سلامت معتقدند که وضعیت تاهل افراد می‌تواند عامل تاثیرگذار در بروز بیماری زوال عقل یا پیشگیری از آن باشد.

    به گزارش سرویس سلامت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)،‌ بررسی انجام شده روی تعدادی از سوئدی‌ها نشان داده که تنهایی می‌تواند خطر ابتلا به زوال عقل و کاهش شدید قدرت شناختی را که معمولا افراد مسن به آن دچار می‌شوند، افزایش دهد. همچنین از میان مجردها افرادی که طلاق گرفته‌اند، دو برابر بیشتر در معرض شروع زودهنگام زوال عقل هستند.

    نویسندگان این مطالعه اظهار داشتند: نتایج به دست آمده نشان می‌دهد افرادی که تنها زندگی می‌کنند و متاهل نیستند ممکن است در معرض زوال عقل پیش‌رس یا دیررس باشند.

    کارشناسان همچنین با بیان اینکه لازم است تحقیقات بیشتری به منظور درک مکانیزم‌های نهفته در ارتباط بین وضعیت تاهل و زوال عقل انجام شود، ‌اظهار داشتند. نتایج به دست آمده حاکیست نوع روابط اجتماعی باید به عنوان فاکتور خطرزای زوال عقل جدی گرفته شود و تعاملات «اجتماعی‌محور»، فرصتی را جهت کاهش خطر زوال عقل فراهم می‌سازد.

    به گزارش مدیکال دیلی، در این بررسی حدود دو میلیون و ۲۰۰ هزار نفر در بازه زمانی ۱۰ ساله مورد مطالعه قرار گرفتند که ابتلای ۳۲ هزار نفر از آنان به زوال عقل تشخیص داده شد. به گفته کارشناسان با در نظر گرفتن فاکتورهایی همچون سن و وضعیت اقتصادی – اجتماعی مشخص شد افرادی که ازدواج نکرده بودند بیشتر در معرض ابتلا به زوال عقل بودند.


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    مداخله در بحث خشونت خانواده را تضعیف نکند/ لزوم رفع نواقص قانونی
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    براساس یک تقسیم بندی عمومی، خشونت علیه زنان به چهار دسته خشونت جسمی، روانی، اقتصادی و جنسی تقسیم می شود. با این حال دریافت از ماهیت و شدت هر نوع خشونت، بستگی به فرهنگ حاکم بر هر جامعه دارد.

    خبرگزاری مهر، گروه جامعه – ​خشونت خانگی علیه زنان علاوه بر اینکه خود یک معضل خانوادگی است، ریشه بسیاری از اختلافات و چالش های خانوادگی نیز به شمار می رود. از آنجا که این نوع بدرفتاری با زنان غالبا در فضای خصوصی رخ می دهد و بازنمایی عمومی کمی دارد، بسیاری افراد در جامعه و حتی بخش زیادی از آنان از ماهیت و نحوه مواجهه با این نوع بدرفتاری خانوادگی بی اطلاعند. در گفتگو با فاطمه قاسمپور عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده، مهمترین مسائل و چالش ها پیرامون خشونت خانگی علیه زنان مورد بررسی قرار گرفته است.

    *تعریف شما از خشونت علیه زنان چیست و آیا آماری در خصوص فراگیری این آسیب اجتماعی در کشور وجود دارد؟

    در خصوص خشونت یک تقسیم بندی کلی و عمومی وجود دارد که خشونت را به چهار دسته خشونت جسمی، روانی، اقتصادی و جنسی تقسیم می کنند و البته محیط اعمال خشونت می تواند هم عرصه خصوصی باشد و هم عرصه عمومی که خشونت هایی که در عرصه خصوصی اعمال می شود شامل هر چهار نوع خشونت است و به خشونت خانگی تعبیر می شود. این تقسیم بندی، تعریف جهانی از مسئله خشونت علیه زنان است البته این دسته بندی را می توان به زیر مجموعه های دیگر نیز تقسیم کرد که از حوصله این بحث خارج است. در خصوص بحث خشونت علیه زنان در ایران تحقیق و پژوهشی صورت نگرفته است و عموم پژوهش ها تحقیقات خرد با جوامع آماری محدود است که به دلایلی مثل محدودیت جامعه آماری، عدم امکان تعمیم تحقیقات کیفی و بعضا سوگیری نمی تواند قابل اعتنا باشد. و در این زمینه تنها یک پژوهش ۱۰ سال پیش انجام شده که بسیاری کارشناسان معتقدند سوگیری دارد. اگر آمارهای جهانی ۳۰ درصد خشونت را در خانواده نشان دهد، پژوهش مورد نظر آمار ۶۰ درصدی را برای خشونت علیه زنان در خانواده ثبت کرده است. لذا خیلی دقیق نمی توان در خصوص فراگیری این آسیب اجتماعی سخن گفت اما به هرجهت بخشی از زنان ما با این آسیب مواجه هستند.

    *فارغ از تعاریف جهانی، معیارهای فرهنگی و بومی در تعریف خشونت علیه زنان تا چه اندازه مورد توجه است؟

    خشونت امری فرهنگی است و ممکن است تعریف افراد نسبت به خشونت متفاوت باشد. به هر جهت ممکن است در جامعه ای برخی رفتارها خشونت تلقی شود و برخی رفتارها خشونت تلقی نشود اما این نباید مانع شود که ما مصادیق واقعی خشونت را که دریافت عمومی و عقل متعارف جامعه روی آن توافق دارند، نبینیم و حداقل های مورد تایید خشونت را به رسمیت نشناسیم.

    اگر می پذیریم که خشونت امری فرهنگی است این نباید باعث شود وقتی به عنوان مثال زنی مورد آزار جسمی قرار می گیرد، حتی اگر خودش تلقی خشونت نداشته باشد از منظر ما نیز مصداق خشونت قرار نگیرد. البته در این مورد باید دقت کرد که ما نباید مفهوم خشونت را توسعه دهیم و مصادیقی را ذیل این واژه قرار دهیم که در باور عمومی جامعه خشونت تلقی نمی شود و واقعا هم خشونت نیست. از سوی دیگر در بسیاری موارد نباید تلقی نشدن یک رفتار به عنوان خشونت از سوی شخصی که مورد خشونت قرار گرفته است، باعث شود که سیاستگذاران و کارشناسان هم آن را نادیده بگیرند. از این جهت دقت نظر و پیدا کردن نقطه عطف اینکه کدام کنش خشونت است و کدام نیست و نحوه برخورد با هر یک از این دسته بندی ها مهم است. در برخی موارد رفتار ما در قبال فردی که مورد خشونت خانگی قرار گرفته است به گونه ای است که نه تنها خشونت را رفع نمی کند بلکه موجب بروز نارضایتی هایی در فرد می شود.

    *همانطور که اشاره کردید در مواردی آگاهی بخشی و مداخله در خانواده ها وقتی شکایتی وجود ندارد، ممکن است موجب چالش هایی در خانواده شود. مسئولیت اجتماعی و آگاهی رسانی در این موارد چه جایگاهی دارد؟

    در موضوع آگاهی بخشی، ما زنان را مورد هدف قرار می دهیم در صورتی که اگر برعکس عمل کنیم و مردان را جامعه هدف قرار دهیم و شاخص های رفتار معروف و توصیه شده دینی و عرفی را به آنان آموزش دهیم، تاثیرگذاری بیشتری دارد.در باورهای دینی ما نباید در مقابل ظلم منفعل بود اما براساس همین آموزه های دینی، تحکیم خانواده هم بسیار توصیه شده است. بنابراین سبک و سیاق مداخله در موضوع خشونت نباید منجر به تضعیف موقعیت خانواده شود و این دغدغه ای است که ملاحظات جدی دارد. در موضوع آگاهی بخشی، ما زنان را مورد هدف قرار می دهیم در صورتی که اگر برعکس عمل کنیم و مردان را جامعه هدف قرار دهیم و شاخص های رفتار معروف و توصیه شده دینی و عرفی را به آنان آموزش دهیم این سبب می شود که هم تاثیرگذاری در جهت اصلاح خشونت انجام شود و هم بنیان خانواده دچار نقصان نشود.

    *در مواجهه با خشونت خانگی علیه زنان برخی آموزش به فرزندان و نسل آینده را در اولویت می دانند. آموزش به زوجین در این زمینه چقدر موثر است؟

    به طور قطع روشهای بلندمدت تاثیرگذاری خاص خود را دارد ولی این به آن معنا نیست که ما آموزش های کوتاه مدت را فراموش کنیم. گاهی برخی افراد بعضی مهارت ها را ندارند. به عنوان مثال ممکن است مردی مهارت های کنترل خشم را نداشته باشد یا لازم باشد زنی آموزش ببیند که چه رفتارهایی سبب فوران خشم همسرش می شود. اینها از لحاظ تربیتی و مهارتی می تواند بخشی از خشونت را حل کند. نباید فقط بلندمدت نگاه کنیم چون در این صورت یک یا چند نسل را از دست می دهیم که ممکن بود با آموزشهایی ساده بخش زیادی از خشونت ها در آنها اصلاح شود.

    *جایگاه قانون در مبارزه با خشونت علیه زنان کجاست؟ آیا نیاز به قانون جدید در برخورد با خشونت خانگی داریم یا قانون فعلی باید درست اجرا شود؟

    قانون در جایگاه خود بازدارنده است و تاثیرگذاری خاص خود را دارد اما اینکه تصور کنیم به صرف وجود قانون، خشونت از زنان و خانواده ها رخت بر می بندد، این تصوری نادرست استاز آنجا که خانواده یک حوزه خصوصی است، هر چقدر هم قوانین کارآمد و متعدد در موضوع خشونت داشته باشیم باز هم نظارت بر آن به سختی ممکن است. قانون در جایگاه خود بازدارنده است و تاثیرگذاری خاص خود را دارد اما اینکه تصور کنیم به صرف وجود قانون، خشونت از زنان و خانواده ها رخت بر می بندد، این تصوری نادرست است. نمی توانیم از وجه بازدارندگی قانون چشم پوشی کنیم. اما باید بسترهای اجتماعی که تولیدکننده خشونت است را بشناسیم. در جامعه ای که مسائل اقتصادی جدی و فراگیر است، موضوع خانواده تحت الشعاع اقتصاد قرار می گیرد. در شهری مثل تهران با وضعیت ترافیکی و استرسها و اضطراب های خاص خودش، افراد را در موقعیت هایی قرار می دهد که ممکن است به سمت رفتارهای خشونت آمیز سوق پیدا کنند. نمی شود از این موارد غافل بود اما نباید نسبت به قانون بی تفاوت باشیم. در زمینه قانون هم به طور قطع ضعف و نقصهایی وجود دارد، ولی همه مسئله خشونت با بسندگی قانون حل نمی شود

    *در برخی محافل فعالان حوزه زنان، در تشویق اشتغال زنان گفته می شود که استقلال مالی زنان موجب وابستگی خانواده به درآمد زن و کاهش خشونت به وی از سوی مرد می شود. این استدلال تا چه اندازه درست است؟

    این ادعا شاید حرف دقیقی نباشد. شاید استقلال اقتصادی زنان موجب شود که زنان تحت خشونت اقتصادی قرار نگیرند ولی عواملی که نوعا به خشونت منجر می شود لزوما نسبت مستقیم با سطح تحصیلات زوجین و پایگاه اجتماعی آنان ندارد. به طوری که ممکن است خانواده ای سطح تحصیلات و یا موقعیت اجتماعی خوبی داشته باشند ولی زوجین مهارتهای لازم را نداشته باشند و یا برخی خصوصیات تربیتی مثل سلطه گری و یا عصبانیت در مرد یا سلطه پذیری بسیار بالا در زن باعث بروز خشونت علیه زن شود.

    *معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری سامانه ای تحت عنوان سامانه ۱۰۱ به منظور آگاهی رسانی به زنان راه اندازی کرده است. این سامانه چقدر می تواند در کاهش خشونت خانگی موثر باشد؟

    البته این سامانه فقط برای مسئله خشونت طراحی نشده است ولی به طور کلی وقتی مسئله ای زیاد مورد بحث و ارزیابی قرار می گیرد، ممکن است «برساخت اجتماعی» پیرامون آن موضوع ایجاد شود. مثلا در موضوع آگاهی رسانی در زمینه خشونت، وقتی تک بعدی و نامتوازن برخورد می شود و فقط زنان هدف آگاهی رسانی قرار می گیرند و مردان هیچ آموزشی نمی بینند، و زیاد در خصوص خشونت صحبت شود و به عنوان مسئله درجه یک زنان پیگیری شود ممکن است برداشت زن از قرار گرفتن تحت شرایط خشونت تقویت شود و نظام خانوادگی وی دچار تزلزل شود. در مورد سامانه آگاهی رسانی پیامکی ۱۰۱ هم باید این ملاحظات دیده شود و در این صورت است که می تواند در زمینه اطلاع رسانی به زنان موثر واقع شود.


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    نتایج یک پژوهش در دانشگاه‌های علوم پزشکی: تعامل دانشجویان دختر و پسر موجب ازدواج‌های پایدار می شود
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    نتایج تحقیقی که توسط اساتید دانشگاه‌های علوم پزشکی در این دانشگاه‌ها انجام شده است، نشان می‌دهد «در رشته‌های پزشکی‌ای که تعامل و کار گروهی میان دانشجویان دختر و پسر بیشتر است، ازدواج‌های بیشتری صورت می‌گیرد و بررسی‌های مجدد هم نشان داده که این ازدواج‌ها از پایداری بیشتری نسبت به دیگر ازدواج‌ها برخوردار هستند».

    نتایج این پژوهش را که دبیر کارگروه بهداشت، سلامت و محیط‌زیست معاونت امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری دراختیار شرق قرار داده است، حکایت از آن دارد که «دست‌کم ٣٩ درصد از این تعاملات به ازدواج منجر می‌شود و تقریبا ٩٠ درصد این ازدواج‌ها پایداری دارند». این نتایج درحالی مشخص شده است که در این سال‌ها تلاش برای اعمال تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها که مانع از تعامل دانشجویان با یکدیگر می‌شود، افزایش یافته است.

    ماجرای تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها موضوعی جدید نیست. تأسیس دانشگاه‌های دخترانه و همچنین جداکردن کلاس‌های دختران و پسران در دانشگاه‌های آزاد واحد شهرستان‌ها که چندین سال است انجام می‌شود تأییدی بر این ماجراست. هر‌از‌گاهی نیز خبری درباره جدا‌کردن دانشجویان دختر و پسر در دانشگاه از یکدیگر شنیده می‌شود. جدایی‌ای که از سلف و کتابخانه و محل استراحت دانشجویان در حیاط شروع می‌شود و به کلاس‌های فوق‌برنامه و در پاره‌ای مواقع به کلاس‌های درسی هم رسیده است. اتفاقی که می‌تواند چراغ قرمز دیگری را روشن کند؛ چراغی که نشان‌دهنده عدم تعامل دانشجویان و دختران و پسران با یکدیگر است. چراغی که هشدار می‌دهد دانشجویان حتی در محیطی مثل دانشگاه مهارت برقراری ارتباط را نمی‌آموزند؛ بااین‌حال نتایج این پژوهش انجام شده در دانشگاه‌های علوم پزشکی چیزی به‌جز این را نشان می‌دهد.

    دراین‌باره دکتر ناهید خدا‌کرمی، دبیر کارگروه بهداشت، سلامت و محیط‌زیست معاونت امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری، در گفت‌وگو با «شرق»، به بررسی تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها پرداخته و می‌گوید: «یکی از مسائل مهم در روابط زناشویی این است که زنان و مردان شناخت خوبی از هم داشته باشند؛ به‌خصوص در قرنی که ما از آن به‌عنوان قرن و عصر ارتباطات یاد می‌کنیم. در عصری که تبادل اطلاعات در آن حرف اول را می‌زند، چه بهتر که زوجین از هر نظر درباره همه مسائل با یکدیگر آشنا باشند. این عامل می‌تواند در تداوم خانواده و پایداری خانواده تأثیر خوبی داشته باشد. جالب اینجاست که ما اگر به نسل اول انقلاب بازگردیم و به آنهایی نگاه کنیم که امروز اکثرشان جزء سیاست‌گذاران و تأثیرگذاران و یا نمایندگان مجلس هستند و یا به پست‌های مدیریتی کلان کشور تکیه زده‌اند، به نتیجه جالب‌توجهی دست پیدا می‌کنیم.

    اگر ما روی همین گروه یک تحقیق پژوهشی انجام دهیم، می‌بینیم که اغلب آنها در دانشگاه‌های آن دوره که تحصیل می‌کردند، همسر خود را هم همان‌جا شناختند و این شناخت به ازدواج منجر شد و بسیار موفق بودند؛ چون از نظر دیدگاه فکری و سیاسی به‌هم نزدیک بودند و تعداد مواردی که اختلاف‌نظر داشتند، کمتر بوده. آنها این تفاهم را هم وقتی که در کلاس درس بودند و در مباحث علمی با هم صحبت می‌کردند پیدا کرده‌اند و یا در فعالیت‌های اجتماعی و مبارزاتی به این نتیجه رسیدند که می‌توانند زوج‌های خوبی باشند. این را از این منظر گفتم که همین الان هم این گروه، تصمیماتشان برای کشور حیاتی و مؤثر است».

    دبیر کارگروه بهداشت، سلامت و محیط‌زیست معاونت زنان و خانواده ریاست‌جمهوری در ادامه افزود: «بعد از انقلاب هم خوشبختانه ما ازدواج‌های ارزشی زیادی در دانشگاه‌ها داشتیم و در این ازدواج‌ها می‌بینیم آن‌ها موفق‌تر بودند و خانواده‌های سالم‌تر و پایدارتری داشتند و حمایت آنها از یکدیگر در بعد اقتصادی و اجتماعی نیز بیشتر بود. جلوتر که می‌آییم می‌بینیم نسلی که در این شرایط رشد کرد، وقتی که ارتباط مجازی و یا دسترسی به اطلاعات و ماهواره و شناخت دنیای خارج از کشور ایجاد شد و خودش را نشان داد و یک فرهنگ جدید در کشور شکل گرفت، ما‌بین سنت و مدرنیته ‌گیر افتادیم.

    حالا می‌بینیم که ازدواج‌هایمان دیرتر انجام می‌شود و وقتی هم اتفاق می‌افتد زودتر از هم می‌پاشد. طلاق خیلی راحت و قابل‌دسترس شده و جوانان ما دوست ندارند به‌هر‌قیمتی زندگی‌شان را نگه دارند. آنها می‌گویند چرا باید خودم را نابود کنم…» وی در ادامه تصریح کرد: «این نسلی را که در دنیای اطلاعات زندگی می‌کند، نمی‌توانیم در یک چارچوب قرار دهیم و بگوییم در این چارچوب عمل کن. حال سؤال این است که آیا تفکیک‌های جنسیتی و جدا‌کردن دختران و پسران از دانشگاه و یا هر محیط دیگری توانسته است به تداوم خانواده کمک کند؟ توانسته است به خود خانواده‌ها کمک کند تا بتوانند برای فرزندانشان همسر انتخاب کنند؟ در عمل می‌بینیم که این‌طور نیست؛ حتی اگر پژوهش جامعی هم انجام نشده؛ اما آمار و ارقامی که اداره ثبت احوال و سازمان‌های مختلف منتشر می‌کنند نشان‌دهنده همین مطلب است که نتوانسته‌ایم کمک‌کننده باشیم».

    رئیس انجمن علمی مامایی ایران در ادامه تأکید کرد: «آنچه می‌بینیم این است که دختر و پسری که شناختی از هم ندارند و فرصت اینکه در جامعه با هم باشند را نداشته‌اند و به‌خاطر اینکه خودشان را بیشتر بشناسند به زیرزمین‌ها و مکان‌های دور از چشم خانواده و اجتماع می‌روند تا هم را بشناسند و این مسئله آنها را دچار دو معضل می‌کند. یا یک ارتباط خارج از عرف آسیب‌زا را شروع می‌کنند و یا اگر رابطه‌شان منجر به ازدواج شده؛ چون شناختشان بر مبنای جنسیت بوده نه شناخت ارزشی، دچار مشکل شده».

    خدا‌کرمی با اشاره به اینکه بررسی‌ها نشان داده که تعامل در دانشگاه‌ها باعث افزایش ازدواج‌های پایدار در کشور می‌شود، خاطرنشان کرد: «راه‌حلی که به‌نظر می‌رسد این است که ما این تفکیک جنسیت را تحلیل کرده و مستند‌سازی کنیم و ببینیم این کار آیا به ما کمک کرده یا نه.

    یکی از کارهایی که مرکز پژوهش‌های مجلس انجام می‌داد همین بود که تحقیق می‌کرد تا ببیند کدام زندگی‌ها بیشتر به جدایی منجر شده و به از‌هم‌پاشیدگی رسیده. متأسفانه خیلی از وقت‌ها می‌بینیم که دانشگاه‌های تفکیک جنسیتی زیاده و الان هم در دانشگاه‌ها تریاها و کتابخانه‌ها جداست و این کار قطعا آسیب‌زننده است، آسیبش همین طلاق است. چه‌بهتر که دختران و پسران ما در جلوی چشم اساتید و در کتابخانه بتوانند با جنس مخالف خود به‌دور از جذابیت‌های جنسی صحبت کنند تا اینکه بیرون از دانشگاه به مکان‌هایی بروند که این‌گونه دوستی‌های مجازی و ارتباطات مجازی می‌تواند آسیب‌زا باشد».

    وی در پایان با اشاره به اینکه ما باید به جوان‌هایمان احترام بگذاریم افزود: «آنها این قدرت را دارند که رفتارهایشان منطبق با آمیزه‌های ارزشی باشد. ما می‌بینیم در انجمن‌های اسلامی، در بسیج دانشجویی ازدواج‌های موفقی شکل می‌گیرد. باید شرایطی ایجاد کنیم که جوان‌ها در شرایطی طبیعی‌ تصمیم بگیرند. مدیریت و کنترل اجتماعی که سال‌هاست در کشور انجام می‌شود چیزی جز تأثیر منفی نخواهد داشت. وقت آن نیست که با اعمال سلیقه دانشگاه‌ها را تفکیک کنیم و اگر به همین شیوه پیش برویم مشکلات بیشتر می‌شود. الان اگر ازدواجی هم شکل می‌گیرد، به‌خاطر شیوه مدیریت ما و ترساندن دو جنس از یکدیگر، این ازدواج‌ها نمی‌تواند نتیجه‌بخش باشد. وقتی بررسی می‌کنیم ریشه در نوع مدیریت اجتماعی ما دارد».

    اما مسئولان شورای‌عالی انقلاب فرهنگی نظر دیگری دارند. آنها می‌گویند در بسیاری از شهرهای کوچک خانواده‌ها درصورتی به دختران جوانشان اجازه ادامه‌تحصیل می‌دهند که در کلاس درس و دانشگاه‌ها آنها با جنس مخالفشان هم‌کلام نشوند و باید برای آنها نیز فکری کرد. دکتر محمدعلی کی‌نژاد، عضو شورای‌عالی انقلاب فرهنگی و رئیس دانشگاه هنر اسلامی تبریز که یکی از دانشگاه‌های تفکیک جنسیتی در کشور است، با رد این ادعا که شورای‌عالی انقلاب فرهنگی قائل به تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌هاست به «شرق» می‌گوید: «شورای‌عالی انقلاب فرهنگی در بحث تأسیس دانشگاه دخالت نمی‌کند؛ چراکه کار اجرائی برعهده وزارتین است. شورا ظرف این ١٠-١٢ سال گذشته مجوز هیچ دانشگاهی را صادر نکرده و تمامی مجوزها از طریق شورای گسترش و وزارتین صادر می‌شود. زمانی بحث تأسیس دانشگاه دختران مطرح بود که آنجا هم به شورای گسترش وزارت بهداشت رفت. شورا اصلا در مسائل اجرائی وارد نمی‌شود. شاید سیاست‌هایی به وزارتین از طرف شورای‌عالی انقلاب فرهنگی ابلاغ شده باشد؛ ولی در چارچوب این سیاست‌ها وزارتین مجوز صادر می‌کنند».

    وی با اشاره به اینکه هدف دانشگاه ازدواج نیست؛ بلکه تولید علم است، افزود: «باید دید بعد از تفکیک دانشجویان معدل آنها چگونه می‌شود. تولید علم در آن دانشگاه چگونه است. نکته دوم اینکه در اوایل انقلاب، امتیازاتی به دانشجویان دختر داده شد و منجر شد که آنها بتوانند درس بخوانند؛ درحالی‌که دانشگاه‌های ما پسرانه هستند؛ اما با این امتیازات اعطا‌شده الان بیشتر دانشجویان کشور را دختران تشکیل می‌دهند. وقتی دانشگاهی تفکیک جسیتی می‌شود، دانشجویان پسر بین خودشان ارزیابی می‌شوند و دانشجویان دختر هم بین خودشان مورد ارزیابی قرار می‌گیرند؛ درحالی‌که اگر این ارزیابی در محیط بازی صورت بگیرد، فرق می‌کند.

    در دانشگاه هنر اسلامی تبریز ٥٠ درصد دانشجویان پسر هستند و ٥٠ درصد هم دختران تحصیل می‌کنند؛ ولی اگر ارزیابی مختلط انجام می‌شد، احتمال می‌دادم بالای ٦٤ درصد دختران بودند و بقیه پسران نمی‌توانستند وارد دانشگاه شوند. حالا سؤال این است: آیا نیاز بازار کار ما این را می‌گوید؟ باید دید چند درصد از دانشجویان دختر خانه‌دار می‌شوند و چند درصد وارد بازار کار می‌شوند و چقدر این کار باب‌میل‌شان است. آیا با شرایط یک زن که وظیفه مادری دارد همه شغل‌های زنان ما همخوانی می‌کند؟ این‌ها چیزهایی است که نمی‌شود با دو، سه سؤال و پرسشنامه به جمع‌بندی رسید».

    این عضو شورای‌عالی انقلاب فرهنگی در ادامه خاطرنشان کرد: «ولی معمولا قضاوت اینچنین نتیجه نخواهد داد. باید نمرات و معدل‌ها و ماندگاری دانشجویان را درنظر گرفت. دانشجویانی که هفت‌ترمه فارغ‌التحصیل می‌شوند، دختران هستند. معمولا آنچه من در این ٣٧ سال تدریسم دیده‌ام، این بوده که معمولا متوسط نمرات دانشجویان دختر بیشتر از دانشجویان پسر است. پسران عموما وقتی وارد دانشگاه می‌شوند معدلشان از دخترها کمتر است و شما نمی‌توانید همان انتظاری را که از دختران دارید از آنها داشته باشید. کلاس جداگانه باعث یک‌سطح‌بودن دانشجویان و یک‌سطح‌بودن یادگیری آنها می‌شود. باید به این مسائل به‌صورت همه‌جانبه نگاه کرد».


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    چگونه از بین تیپ های شخصیتی همسر مناسب انتخاب کنیم
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    به گزارش خبرنگارخانه بخت در گفتگو با یک کارشناس روانشناس به بررسی شناخت همسر مناسب در بین تیپ های شخصیتی مختلف پرداخته شد

    همسر مناسب وظیفه شناس ها

    شخصیت وظیفه شناس: وظیفه شناس‌ها به اصول اخلاقی پایبند هستند و تا كارشان را درست و تمام انجام ندهند، آرام نمی‌گیرند. آنها به ‌خانواده خود وفادارند و از مقامات مافوق اطاعت می‌كنند. كار زیاد، ویژگی بارز این گونه شخصیتی است. ‌وظیفه شناس ها موفقیت طلب هستند، هیچ پزشك، وكیل، دانشمند یا مقام اداری موفق بدون برخورداری از این ‌ویژگی شخصیتی نمی‌تواند در كارش موفقیتی كسب كند .

    اشخاص وظیفه شناس، اغلب افرادی که احساسات خود را بروز دهند مانند شخصیت های نمایشی را می پسندند. از سوی دیگر وظیفه شناس ها، ماجراجوها و کسانی را که ریسک می‌کنند، دوست دارند. اشخاص به نسبت جدی و حساس نیز احتمالا با استقبالل وظیفه شناس، با افراد پرشور و یا مراقب همخوانی ندارد و شخصیت فارغ البال آنهارا ناراحت می کند.

    همسر مناسب شخصیت با اعتماد به نفس، کسی است که خوشبختی را در رفع نیازهای دیگران جستجو می‌کند، از جمله این گونه های شخصیتی می‌توانیم به مهر طلب ها اشاره کنیم. مشروط بر آنکه اینگونه افراد راه افراط نروند و فردیت و حد و حدود همسر خود را مخدوش نسازند. شخصیت های حساس به همسران قدرتمند و معاشرتی نیاز دارند و شخصیت های با اعتماد به نفس می‌خواهند مورد نیاز مورد نیاز باشند.

    بنابراین، این دو تیپ شخصیتی اغلب مکمل یکدیگر هستند. شخصیت نمایشی نیز اگر تضمین بیش از اندازه نخواهد، میتواند همسر مناسبی برای شخصیت با اعتماد به نفس باشد. اگر دو نفر با اعتماد به نفس یکدیگر را به همسری انتخاب کنند، امکان بروز مبارزه میان آنها زیاد است.

    از جمله گونه‌های شخصیتی که با اعتماد به نفس ها همخوانی ندارند میثتوالن به مراقب‌ها، فارغ البال‌ها، ماجراجوها و پرشورها اشاره کرد.

    همسر مناسب برای شخصیت مهر طلب

    شخصیت مِهر طلب ‌: ‌”مهرطلب” موجودی علاقه مند، مراقب و متوجه است، شما كسی را پر محبت تر، مشتاق تر و دلواپس تر از او ‌نسبت به خود پیدا نمی‌كنید. تیپ مهر طلب برای جلب محبت دیگران تلاش فراوان می‌كند. مثلاً تمام وقت، پول و ‌انرژی خود را مصرف می‌كند ولی آن را به حساب سخاوتمندی و فداكاری می‌گذارد، در یك مسابقه جرات جلو ‌افتادن از حریف را ندارد و انگار یك دست نامرئی مانع حركت، جلو افتادن و موفقیت او می‌شود. گاهی وقت ها ‌شخصیت های مهر طلب اگر یك مقدار عصبی باشند و تحت اضطراب قرار بگیرند آن وقت مشكل پیدا می‌كنند. محبت همه كس ، خواه یك ‌رهگذر ناشناس، برای او اهمیت حیاتی دارد و یك بی اعتنایی مختصر یا یك لبخند مهرآمیز و صمیمانه می‌تواند ‌حالت روحی او را از این رو به آن رو گرداند یا اصولاً دیدش را نسبت به زندگی تغییر دهد. در ازای جلب محبت، ‌حاضر است هر بهایی بپردازد و مهمترین بهایی كه می‌پردازد گذشتن از استقلال رای و آزادی است. او با هم ‌بودن را خیلی ترجیح می‌دهد و تنهایی را دوست ندارد. ” مهر طلب ها” به دیگران متكی هستند و از آنها به خوبی خط می‌گیرند. هنگام تصمیم گیری نظرات دیگران را می‌پرسند و به توصیه آنها عمل می‌كنند.‌

    زنان و مردان مهر طلب می توانند با سایر گونه های شخصیتی کنار بیایند. آنها به خوبی می توانند نیازهای همسرشان را تشخیص دهند و به رفع آنها اقدام نمایند اما اشکالاتی نیز دارند. مهر طلب گوش شنوا دارد و سر به زیر است و در این شرایط ترجیح می‌دهد همسرش عهده دار امور باشد. شخصیت مهر طلب باید مواظب باشد که با گونه اختلال شخصیتی سادیستی یا ضد اجتماعی طرف نشود، این اشخاص به راحتی می توانند موجب رنجش و آزار شخصیت مهر طلب را فراهم سازند. احتمالا برای شخصیت مهر طلب، شخصیت وظیفه شناس، همسر خوبی می‌شود. شخصیت های مهر طلب و پرشور هم به خوبی باهم کنار می‌آیند.

    همسر مناسب شخصیت حساس

    ویژگی های شخصیت حساس :

    حساس ها آشناها را به ناآشناها ترجیح می دهند. آنها با عادت، تکرار و یکنواختی، سازگاری دارند. آنها به نظر دیگران درباره خودشان عمیقاً توجه دارند و برایشان بسیار مهم است که دیگران راجع به آنها چگونه می اندیشند.در ارتباط با دیگران بسیار محتاطانه عمل می کنند و از قصاوت عجولانه خودداری می ورزند. شخصیت حساس، به معنای واقعی کلمه راعی ادب است. حساس ها اگر بدانند از آنها چه انتظاری می رود، چه باید بکنند و چگونه با دیگران تماس برقرار نمایند. در حد عالی خود ظاهر می شوند. آنها به سادگی افکار خود را با دیگران ، حتی با کسانی که به خوبی آنها را می شناسند، در میان نمی گذارند.

    وظیفه شناس‌ها، با اعتماد به نفس‌ها و نمایشی‌ها می توانند همسر مناسبی برای حساس ها به حساب آیند. شخصیت پرماجراجو بدترین گونه شخصیتی برای همسر حساس است، زیرا از خطر و ماجراجویی استقبال می‌کند.

    همسر مناسب شخصیت های فارغ البال

    شخصیت فارغ البال:

    مردان و زنان فارغ البال بیشتر با ویژگی های زیر شناخته می شوند؛ آنها حق مسلم خود می دانند که هر طورمی خواهند از زندگی لذت ببرند. آنها به آسایش و راحتی خود بها می دهند. برای وقت آزادشان ارزش فراوان قائلند و می خواهند خوشبختی را جستجو کنند. فارغ البال ها ، طبق مقررات رفتارمی کنند. آنچه لازم است را ارائه می دهند و حاضر نیستند از این حد فراتر روند. آنها در برابر هر فشاری که آن را غیر منطقی بدانند، مقاومت می کنند و حاضر نیستند بیش از حد وظیفه و مسئولیت خود، کاری صورت دهند. زنان و مردان ” فارغ البال” با زمان برخورد راحت دارند. آنها زیر فشار زمان قرار نمی گیرند. برای آنها عجله کار بی موردی است. این اشخاص آسان گیر و خوش بین هستند و معتقدند کاری که باید بشود، می شود.فارغ البال ها، تحت تأثیر مقام بالا دست قرار نمی گیرند و معتقدند که به اندازه هر شخص دیگری خوب هستند و حق دارند از بهترین زندگی ها برخوردار باشند.

    فارغ البال ها به همسری فهیم، و از خود مایه گذار احتیاج دارد. او قبل از خود به نیازهای دیگران نمی‌اندیشد و برای راضی کردن دیگران راه درازی نمی‌رود، ولی می‌خواهد مورد توجه همسرش باشد. همسر فارغ البال باید از خود گذشته و مهر طلب باشد. فارغ البال اغلب با مراقب سازگار است. ولی با نمایشی و متلون همخوانی ندارد. اگر می‌خواهید در کنار یک شخصیت فارغ البال زندگی راحتی داشته باشید سعی کنید در شادی های فارغ البال شریک شوید، در فعالیت ها و تفریحات او مشارکت کنید، از وی به خوبی مراقبت کنید، زندگی را سخت نگیرید و واقع بین باشید. زندگی با فارغ البال به از خودگذشتگی بیشتری احتیاج دارد. به جای اینکه بخواهید جنبه های منفی اش را تغییر دهید، سعی کنید به جنبه های مثبت وی توجه نمایید.

    همسر مناسب شخصیت ماجراجو

    زنان و مردان ماجراجو، تن به خطراتی می دهند که سایرین از انجامش ابا دارند، آنها برخلاف اغلب ما ، نگران و وحشت زده نمی شوند، آنها در لبه ها زندگی می کنند، با محدودیت ها می ستیزند و جان خود را به مخاطره می اندازند. برای آنها تن به خطر دادن ، معادل پاداش است. آنها می گویند اگر خطری نباشد سودی هم در کار نیست. اکثر این افراد تحت تأثیر عقاید دیگران و هنجارهای اجـتـمــاعــی قــرار نـمی گـیــرنــد و بــه ارزش هـای خــود مــعــتـــــقــــدنــــد. آنـــــهــــا بـــه راحــتــی بــه فعالیت های پرخطر تن می دهند و می گویند زندگی باید مـخـاطـره آمـیز باشد. این افراد در زندگی استقلال دارنــد وآن قــدرهــا نـگــران دیـگـران نیستند و معتقدند هر کس در قبال خود مسئول است. همچنین آنها از هنر متقاعد کردن برخوردارند و به راحتی دیگران را تحت تأثیر قرار داده و دوستی آنها را برای خود می خرند. به سیاحت و سیر و سفر علاقه بسیار دارند. پرجنب و جوش و شرورند.

    پرشورها، باید پادشاه و ملکه زندگی خود باشند. زنان و مردان پرشور خواهان همسرانی قابل اطمینان،پذیرنده، قدرتمند، مستقل و یا عزت نفس هستند. مناسب ترین همسران پرشورها، مهرطلب ها، از خودگذشته ها، و حساس ها هستند، مشروط بر آنکه شدت این ویژگی در آنها در حد اعتدال باشد.

    اگر شما شخصیتی پرشور دارید از ازدواج با اشخاصی که ویژگی های شخصیتی مراقب یا متلون دارند، اجتناب کنید ضمنا نمایشی ها که اسباب حسادت شما را فراهم می‌کنند و یا با اعتماد به نفس ها که دستور کاری از آن خود دارند مناسب شما نیستند. زنان پرشور نیز به دلیل میل به سلطه جویی و استیلا طلبی بهتر است با مردان مهر طلب ازدواج کنند.

    همسر مناسب شخصیت متلون

    شخصیت های متلون به راحتی با تغییرات احساسی کنار می آیند. متلون ها در روابط خود گرم و صمیمی هستند. هیچ ارتباطی میان آنها و دیگران جزئی و بی اهمیت نیست. هـیـچ ارتـبـاطـی دسـت کـم گـرفـتـه نـمی شـود. ایـن افراد بسیار پر انرژی هستند. متلون ها مبتکر هستند و می توانند دیگران را نیز به فعالیت تشویق کنند. آنها کنجکاو و خیال پردازند و ذهنی باز دارند. آنها دوست دارند فرهنگ ها، نقش ها و نظام های ارزشی دیگران را تجربه کنند و در مسیری جدید به راه بیفتند. متلون ها احساس خود را نشان می دهند. آنها به لحاظ احساسی، فعال و واکنشی هستند و درهــــــر رابـــطــــــه ای بــــــا تـــمــــــام وجـــــود ظـــــاهـــــر مـــــی شـــــونـــــد ودر دور کردن نظر خود از واقعیت های دردناک مهارت دارند. متلون ها می خواهند خوش و تجربه های جدید داشته باشند. آنها هر چیزی را امتحان می کنند. از ریسک کردن نمی ترسند. این افراد بسیار متوقع هستند، آنها می خواهند دنیای خود را از شما پر کنند. آنها به ندرت حاضرمی شوند خود را به خاطر شما تعدیل کنند. هر چه شخصیت ” متلون” بارزتر باشد، روابط ادامه دار در زندگی زناشویی دشوارتر می شود

    متلون ها به همسرانی جالب،قوی،با علاقه و رمانتیک احتیاج دارند که در ضمن به خواسته های آنها به سرعت گردن نهند. شخصیت ماجراجو اغلب نظر متلون ها را جلب میکنند. اگر شما تا اندازه ای از ویژگی های شخصیت متلون برخوردار هستید باید کسی را به همسری برگزینید که در زمینه های اجتماعی قوی تر باشند. ماجراجوها متلون ها و نمایشی ها شخصیت های مناسبی برای همسری جدی ها هستند.

    تنظیم کننده : مهسا کریمی

     


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    ۳ باور اشتباه و خطرناک در مورد رابطه زن و مرد
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    بسیاری از زنان جوامع مختلف، در مورد رابطه خود با مردان باورهای اشتباهی دارند که در انتها به تنهایی، غمگینی و جدا شدن از مرد دلخواهشان منجر می شوند. برخی از این باورها بسیار خطرناک هستند و باید هر چه سریع تر آنها را از ذهن و روش زندگی خود حذف کرد.

    این تصورات اشتباه همیشه درد و ناراحتی به دنبال دارند و اجازه نمی دهند تا زنان واقعیت های زندگی و رابطه عاشقانه خود را ببینند و درک کنند.

    نخستین باور اشتباه: بده تا بگیری
    نخستین باور اشتباهی که در میان بیشتر زنان رواج دارد این است که: «برای گرفتن عشق و عاطفه بیشتر از مرد خود، باید عشق و توجه خودت نسبت به او را زیاد کنی». بنابراین، زنان شروع می کنند به خریدن هدایای ویژه برای مردان خود و دایم در گوش آنها تکرار می کنند تا چه اندازه به آنها علاقه مند هستند و دوری برایشان غیر قابل تصور است. برای مردهای خود غذاهای عالی تهیه می کنند و مدام در امور مختلف به او پیشنهادهای سازنده می دهند.

    خانم ها، با این کار شما فقط یک دهنده هستید و مرد فقط نقش مصرف کننده و گیرنده را دارد. بله، درست است. در هر رابطه ای قانون دادن و گرفتن مصداق دارد اما باید باور کنید هر چه بیشتر به مرد توجه کنید و همه نیازهای او را فورا برآورده کنید، باعث نمی شود تا مردتان بیشتر شما را دوست داشته باشد. حتی شما هم دیگر عاشق نیستید. شما همه چیز و حتی وجود خود را فدا می کنید تا او را داشته باشید؟ تا او خوشحال باشد؟ تا او نیز همه اینها را به شما بدهد؟

    مردها همیشه عاشق زنانی می شوند که بتوانند برای او کاری کنند. مرد دوست دارد جایگاه خود را داشته باشد. او خود را تامین کننده خانه می داند و تقویت این حس در او باعث می شود تا زن خود را بیشتر دوست داشته باشد. اگر شما هیچ نیازی نداشته باشید، از خود مراقبت نکنید یا احساسات خود را نادیده بگیرید، مرد نمی تواند آن طور که شایسته هستید شما را دوست داشته باشد.

    هرگز به مردها بیشتر از آن چیزی که به شما می دهند عشق یا توجه ندهید. در ضمن، تا زمانی که او به شما نگفته دوستتان دارد، این جمله جادویی را با او نگویید.

    دومین باور اشتباه: همه روابط به تعهد و ازدواج منتهی می شوند
    یکی از بزرگ ترین و خطرناک ترین باورهای زنان جامعه امروز این است که مرد دلخواه خود را پیدا کنند، دوست فابریک او بشوند و در انتها نیز با او ازدواج کنند. نه خیر خانم ها. از این تصورات اشتباه بیرون بیایید. واقعیت تلخ این است که مردها زمانی از مجردی و آزادی های خود دست می کشند که بتوانند در زندگی شما نقش مردانه خود را حفظ کنند.

    به زبان ساده باید بگوییم، مردها – هر چه قدر هم امروزی – عاشق زنانی می شوند که به آنها احتیاج داشته باشند. مردها دوست دارند نیازهای زن را برآورده کنند و این به آنها حس قدرت و عشق می بخشد. زنانی که همه وقت و انرژی و توان خود را در رابطه می گذارند و از مرد چیزی غیر از عشق نمی خواهند در خطر نادیده گرفته شدن قرار دارند. به قول مادربزرگ ها، مردان همچون سایه هستند؛ هرچه بیشتر به آنها نزدیک شوید بیشتر از تو دور می شوند.

    اگر مردی احساس کند زن باید و نباید در زندگی‌اش راه انداخته است و بوی استیصال می آید، احساساتش کمرنگ خواهد شد. 

    سومین باور اشتباه: نشان دادن احساس واقعی خود باعث فرار مردها می شود
    اگر همیشه از ترس این که مبادا مرد خود را از دست بدهید، حرف های دل خود را با او در میان نمی گذارید باید بدانید بزرگ ترین اشتباه زندگی خود را انجام می دهید. شما در واقع در حال تخریب رابطه خود هستید. با ریختن حرف های خود در دلتان و نگه داشتن آنها نمی توانید تا زمان زیادی دوام بیاورید و سرانجام جایی منفجر می شوید.

    به جای مخفی کردن نیازها، آنها را با مرد خود مطرح کنید. اجازه دهید او نیز همه خواسته ها و نیازهای شما را درک و برای خوشحالی شما تلاش کند.

    اگر بتوانید این فکرهای مخرب را از زندگی خود دور کنید، مطمئن باشید رابطه عاشقانه زیباتری با همسرتان خواهید داشت.


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    سایر صفحات سایت
    
    Copyright © 2015 _ Design by : MrJEY