• مردان تمایل بیشتری به ازدواج مجدد دارند ۲۰۰ هزار نفر از زنان زیر ۴۵ سال زندگی «مجردی» دارند
  • رئیس مرکز اطلاعات سازمان ملل: زنان نقش پررنگی در حفظ صلح و ترویج آن دارند
  • عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در گفت‌و‌گو با ایلنا: بند ناباروری در شرایط استخدامی آموزش و پرورش جایگاه قانونی ندارد
  • معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری: فرصت اشتغال برابر زنان را پیگیری می‌کنیم
  • طلاق عاطفی، زیربنا و پایه طلاق قانونی است
  • روایت یک شغل نفسگیر که عملیات پرواز خلبان‌ها را از زمین هدایت می‌کند
  • ۱۰۴ مورد آزار جنسی کودکان در یکسال
  • مردان در خشونت های جنسی به راحتی تبرئه میشوند
  • یک مشاور خانواده: ازدواج با فرهنگ متفاوت باید از روی آگاهی صورت گیرد
  • معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور: سن شروع اعتیاد در زنان به کمتر از ۳۰ سال رسید/مصرف تفننی “شیشه” همچنان بالاست
  • بدترین زمان برای حل دعواهای همسران
  • هفت احساس بعد از زایمان
  • ۱۵ درصد دهه شصتی ها ازدواج نمی کنند
  • ۹۸۰ هزار دختر ایرانی در آستانه تجرد قطعی
  • دیوان عالی درخواست طلاق زوجه به علت عدم تعادل روانی زوج را ابرام کرد
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 278
    • بازدید دیروز : 43
    • بازدید این هفته : 4148
    • بازدید این ماه : 7470
    • بازدید کل : 225482
    • ورودی موتورهای جستجو : 959
    • تعداد کل مطالب : 1086




    عنوان محصول اول

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول دوم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول سوم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول




    آخرین اخبار وب سایت
    مردان تمایل بیشتری به ازدواج مجدد دارند ۲۰۰ هزار نفر از زنان زیر ۴۵ سال زندگی «مجردی» دارند

    دلایل کمتر بودن آمار مربوط به زندگی تکی مردان را ناشی از این دانست که مردان معمولا تمایل بیشتری به ازدواج مجدد بعد از جدایی دارند و بعد از طلاق یا فوت همسر کمتر زندگی خود را به تنهایی ادامه می دهند. این جمعیت شناس با تفکیک این آمار در دو گروه سنی بالای و […]

    رئیس مرکز اطلاعات سازمان ملل: زنان نقش پررنگی در حفظ صلح و ترویج آن دارند

    رئیس مرکز اطلاعات سازمان ملل گفت: زنان نقش پررنگی در حفظ صلح و ترویج آن دارند و حضور زنان در عملیات حفظ صلح، پاسداری از صلح در جهان است. به گزارش خبرنگار مهر، ماریا دوتسنکو در همایش زنان معماران صلح با اشاره به دلایل تشکیل سازمان ملل متحد افزود: حفاظت از سنتهای صلح طلبانه برابر […]

    عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در گفت‌و‌گو با ایلنا: بند ناباروری در شرایط استخدامی آموزش و پرورش جایگاه قانونی ندارد

    میرحمایت میرزاده (نماینده اردبیل و گرمی در مجلس) در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایلنا؛ درباره بخشنامه شرایط استخدامی آموزش و پرورش گفت: معلمی شرایط خاصی دارد و اینگونه نیست که هر کسی که مدرک تحصیلی دارد، می‌تواند معلم شود. او به عنوان الگوی دانش‌آموزان باید از نظر صورت و صحبت کردن مناسب باشد زیرا در تربیت […]


    درخواست مولاوردی از دادگستری درباره آمار ازدواج کودکان
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده گفت: رایزنی‌هایی در زمینه توسعه تعاملات و همکاری‌ها با وزارت دادگستری انجام داده‌ایم و قرار است ۱۵ اسفند ماه با وزیر دادگستری با این هدف تفاهمنامه‌ای امضاء شود.

    شهیندخت مولاوردی در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس «زنان» خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، با اعلام این خبر اظهارکرد: از وزارت دادگستری درخواست کرده‌ایم گزارشی درباره ازدواج‌های زودهنگام و زیر سن قانونی دختران به معاونت امور زنان و خانواده ارایه دهد که این موضوع به مرجع ملی حقوق کودک برای بررسی و پیگیری ارجاع شده است.

    به گزارش ایسنا مولاوردی پیش از این با نگران‌کننده توصیف کردن ازدواج برخی از دختران پیش از رسیدن به سن قانونی گفته بود: در یکی دو سال اخیر آمار نگران کننده‌ای از ازدواج دختران پیش از رسیدن به سن قانونی و ثبت آنها به دست ما رسیده است و حتی شاهد ازدواج دختران کمتر از ۱۰ سال نیز بوده ایم. در این شرایط از وزارت دادگستری خواسته ایم گزارشی درباره ازدواج دختران در زیر سن قانونی به ما ارائه دهد.


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    روایتی از وضعیت جدایی/ مشکلات جنسی، عامل ۸۰ درصد از طلاق‌ها/ بیشترین طلاق‌ها در بی‌پول‌ترین استان‌ها
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    ماهنامه آینده نگر نوشت: ایستگاه بزرگ آتش‌نشانی و ساختمان شیک شهرداری منطقه ۱۴ تهران، کنار هم قرار گرفته‌اند اما چهره خیابان نبرد جنوبی در تقاطع چهارراه زمزم، شبیه هیچ‌کدام از آنها نیست. از سمت راست چهارراه به فاصله هر چند قدم، مرد جوان یا پیری ایستاده و کارت‌ ویزیت‌هایی را به رهگذران می‌دهد. «وکیل پایه یک دادگستری» و «مشاور خانواده» وجه اشتراک عبارات روی تمام آنهاست.

    ساختمان آتش‌نشانی که تمام می‌شود، صف کسانی که کارت ویزیت پخش می‌کنند به یک تورفتگی فرعی می‌رسد. ماشین‌های زیادی کنار هم پارک شده‌اند و راننده‌ها سوال «دربست؟» را با دیدن هرکسی که از کنار تاکسی‌هایشان رد می‌شود، تکرار می‌کنند. زن ‌و مردی کنار پیاده‌رو ایستاده‌اند و با هم بحث می‌کنند. زن‌ و مرد دیگری نیز با حالتی پر از سوال تنها به هم نگاه می‌کنند. ساعت حدود ۱۰ و نیم صبح شنبه است و در هر طرف از محوطه بزرگ «مجتمع قضایی خانواده»، شعبه محلاتی، عده‌ای جمع شده‌اند.

    بیشتر زن‌ها، میانسال به نظر می‌آیند و چادر مشکی به سر دارند. بعضی‌ها برای هم حرف می‌زنند و بعضی‌ها نیز سکوت مادرانه نگاهشان با هیچ کلامی نمی‌شکند. لباس‌‌های زمستانی بیشتر دخترهای جوان با رنگ‌های تیره به‌خوبی با هم هماهنگ شده‌ و آرایش گرم صورتشان نیز با آنها هماهنگی دارد. در نگاه‌ بعضی‌هایشان به جای غم مادرانه زن‌های چادری، سرکشی و عصیان است. در چشم‌های بعضی دیگر نیز غرور و انتقام‌جویی کنار هم نشسته است.

    لحن صحبت یکی از جوان‌ها با بقیه فرق دارد. ظرافت و ادب زنانه در آن نیست و واژه‌هایش به کلام مردان حاشیه‌نشین شباهت دارد. به زن مسنی که کنار او روی نیمکتی به انتظار نوبت نشسته می‌گوید: «اعتیاد را هم می‌شود یک کاری کرد، اما دستِ بزن درست‌بشو نیست که نیست. پدرم مرده و مادرم مریض است. دیدم ازدواج نکنم با این وضع مادرم به هیچ‌جا نمی‌رسم، دست بزن دارد، غیرت هم ندارد، زنش را با کسی ببیند عین خیالش هم نیست.» چهره بی‌رنگ و رویش به زن‌های ۳۵ساله می‌خورد. یک سال با شوهرش زندگی کرده و ۴ سال است که درگیر طلاق گرفتن است. در سرمای صبح بهمن‌ماه، کفش‌های تابستانی پوشیده و مانتوی چرک‌مرده‌ای که زیر پالتوی رنگ‌و‌رو رفته‌اش به تن دارد، دکمه‌هایش به هم نرسیده و از تنگی بسته نشده‌اند.

    دو دستش را به کمرش زده و با صدای کلفت و لحن مردانه می‌گوید: «۲۸ سالم است اما الان نجنبم همه جوانی‌ام رفته. ورامین زندگی می‌کردم. بعد از یک سال دیگر پول کرایه خانه نداد، چند تکه جهیزیه‌ام را فروخت و رفت دهاتشان در خمین. من هم آژانس گرفتم رفتم دم خانه‌شان و گفتم عروستان هستم، باید من را نگه‌ دارید. پدرشوهرم آن‌قدر فحش‌های بدی داد که راننده آژانس خجالت کشید. خیلی کتک می‌زند. هیچ‌کدامشان من را نمی‌خواهند اما از ترس آبرویشان در خمین طلاقم نمی‌دهند. کجا دیگر زنی به خوشگلی و نجابت من پیدا می‌کنند؟»

    روی نیمکت روبه‌رویی، زن میانسالی چادر مشکی‌اش را تا روی پیشانی‌اش جلو کشیده و لبه‌ آن را به دندانش گرفته است. پوست صورتش جمع شده و خشکی لب‌هایش، حالت سوختگی دارد. «وکیل بگیر. من برای دخترم وکیل گرفتم راحت کارمان پیش رفت. ۸ میلیون شد، البته چون آشنا بود اگرنه کارش خیلی خوب است و ۲۰ میلیون تومان می‌گرفت.» هرکس که از در ورودی دادگاه خانواده عبور می‌‌کند، حسابش از آدم‌های غریبه‌ شهر جدا می‌شود.

    داخل محوطه‌ دادگاه، همه بدون هیچ تعارف و تردیدی، بی‌پرده از قصه‌هایشان حرف می‌زنند. «طلاق ما راحت بود. چون دامادم دائم‌الخمر است و سابقه کیفری داشت. دخترم ۱۹ سالش بود، آمدند خواستگاری و یک‌شبه گفت من همین را می‌خواهم و ما هم سریع قبول کردیم. یک سال عقد بودند و همان دوره به شک افتادیم. اما با کلک دخترم را باردار کرد و مجبور شدیم سریع عروسی بگیریم. می‌گفت سیگار و مشروبش را ترک می‌دهم. اما ده روز بیشتر نتوانست زندگی کند و برگشت. بچه‌اش هم سقط شد.»

    دامادش ۲۴ سال دارد اما می‌گوید درشت‌اندام است و به مردهای ۵۰ساله می‌خورد. صحبت‌هایش تمام شده و می‌خواهد چادرش را دوباره به گوشه دندانش بگیرد که از جایش بلند می‌شود، غم چشم‌هایش یک لحظه برق می‌زند و می‌گوید دخترم آمد. زن ۲۸ساله‌ای که با لباس‌های محقر پای حرف‌های او نشسته بود، با همان لحن و صدای مردانه می‌گوید: «چقدر هم شیک می‌کنند و دادگاه می‌آیند.»

    پالتوی چرم بلند، قامت کشیده دختر جوان را بلندتر نشان می‌دهد. خزهای دور یقه، آرایش کامل صورت، ابروهای رنگ‌کرده و مدل موهایش که از شال بافت زمستانی بیرون زده، او را ۵ سالی بزرگ‌تر از آغاز ۲۰سالگی نشان می‌دهد. می‌خندد و با ذوق و هیجان به مادرش می‌گوید: «در اتاق قاضی می‌گفت توی دهنت می‌زنم، گفتم فعلا حواست به زنجیر دور پایت باشد. ببین دور پاهاش را!» انگشت اشاره او، سمت مرد درشت‌هیکلی است که با سر نیمه‌تاس و ریش‌های بلند، سیگاری به دهان دارد، با بی‌خیالی دود آن را بیرون می‌دهد. زنی که همسرش او را کتک می‌زد و از پوشش مجلسی دختر جوان جا خورده بود، این‌بار از اندام درشت و چهره ترسناک شوهر او جا می‌خورد و می‌گوید: «اینکه شبیه قاتل‌هاست! تو به این خوشگلی، چطور توانستی با این ازدواج کنی؟»

    دختر جوان، با چشم‌هایی که غرور و پیروزی در آنها خوشحال‌تر از لحن صدایش است، می‌گوید: «اولش که این‌طور نبود. آن‌قدر مشروب خورده که باد کرده. وکیلم هم می‌گفت تو چطور توانستی به این بله بگویی. درسم تمام شده بود و دانشگاه نرفتم، با هم دوست هم نبودیم ولی ازدواج کردم دیگر.» شوهر سابق او، با حالتی بی‌قید و لخ‌لخ‌کنان، کنار یک سرباز برای مهریه ۲۱۴سکه‌ای به سمت زندان می‌رود. زن میانسال و چاقی با سر پایین از در دیگر دادگاه خارج می‌شود و زن ۲۰ساله با همان لحن سرخوش به مادرش می‌گوید: «خانه‌شان جمعاً ۱۲۰ میلیون می‌ارزید. ۴۰ تومانش را برای دعوایی که دم خانه کرده بود وثیقه گذاشته بودند و با ۸۰ تومان مانده، نمی‌توانند دوباره سند بگذارند تا بیرون بیاید. به قاضی می‌گفت زنم است، زندان هم که باشم باید تمکین کند. باز هم فقط گفتم حواست به زنجیر دور پایت باشد!»

    بیشترین طلاق‌ها در بی‌پول‌ترین استان‌ها
    آمارهای سازمان ثبت احوال نشان می‌دهد در سال ۹۴ تا انتهای آذرماه، ۱۲۰ هزار و ۲۴۰ ازدواج ثبت شده که نسبت به سال قبل ۳.۴ درصد کاهش داشته است. ۱۲۲ هزار و ۳۴۰ طلاق نیز به ثبت رسیده که نسبت به سال گذشته، ۴.۲ درصد افزایش داشته است. در این میان، ازدوج در میان کرمانی‌ها از همه‌جا بیشتر شده است.

    ازدواج در این استان با ۱۹ هزار و ۹۲۱ مورد، رشد ۱۷ درصدی داشته و بعد از آن ایلام با ۴ هزار و ۴۳۲ مورد و رشد ۵.۲ درصدی و اصفهان با ۲۹ هزار و ۷۰۹ مورد و رشد ۳.۶ درصدی، بیشترین آمار ازدواج را داشته‌اند. بیشترین کاهش ازدواج نیز در استان‌های سمنان با ۱۴.۵ درصد، آذربایجان شرقی با ۱۲.۳ درصد و خراسان رضوی با ۱۲.۱ درصد اتفاق افتاده است. تا انتهای آذرماه ۹۴ در پایتخت نیز ۶۶ هزار و ۵۴۶ مورد ازدواج به ثبت رسیده که از رشد یک‌درصدی برخوردار بوده است.

    اما بررسی وضعیت طلاق در استان‌های مختلف نشان می‌دهد کرمانی‌ها که در رشد ازدواج در صدر بودند، در افزایش طلاق نیز رتبه اول را دارند. در ۹ماهه اول سال ۹۴، ۳ هزار و ۷۳۱ مورد طلاق در کرمان به ثبت رسیده که نسبت به سال گذشته، ۵۰ درصد بیشتر شده است. بررسی وضعیت هزینه و درآمد خانوار مردم در کرمان نشان می‌دهد آنها با ۳۳ میلیون هزینه در سال ۹۳، حدود یک میلیون بیشتر از میانگین کشوری برای زندگی‌شان خرج کرده‌اند و در مقابل با ۳۰ میلیون درآمد، حدود یک میلیون نیز کمتر از میانگین کشور درآمد داشته‌اند. استان کهگیلویه و بویراحمد یکی از استان‌های محروم کشور به حساب می‌آید که میانگین هزینه خانوارهای آن در سال گذشته با ۴۴ میلیون، حدود ۱۲ میلیون تومان از میانگین کشوری بالاتر بوده است. در مقابل وضعیت درآمدی در این استان نیز نشان می‌دهد سال پیش خانوارهای آن ۳۱ میلیون تومان درآمد داشته‌اند.

    این عدد اگرچه با میانگین کشوری برابری می‌کند، اما نشان از کسری بودجه ۱۳ میلیون تومانی در هزینه خانوارهای کهگیلویه و بویراحمد دارد. سیستان و بلوچستان نیز با ۳۲.۳ درصد افزایش طلاق، بعد از این استان در جایگاه سوم قرار دارد. هزینه زندگی سیستانی‌ها در سال گذشته با ۱۹ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان از میانگین کشوری حدود ۱۱ میلیون کمتر بوده اما درآمد یک سال آنها نیز با رقم ۱۷ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان، حدود ۱۳ میلیون تومان کمتر از میانگین کشوری بوده و کسری ۲ میلیون تومانی را در بودجه خانوار نشان می‌دهد.

    به اعتقاد بسیاری از جامعه‌شناسان و اقتصاددانان و براساس مطالعات پژوهشی، مشکلات معیشتی خانوار یکی از دلایل اصلی طلاق‌هاست. بررسی گزارش نیروی کار مرکز آمار ایران نیز نشان می‌دهد بیکاری در بعضی از این استان‌ها، وضعیت بحرانی دارد.

    در حالی که نرخ عمومی بیکاری در پاییز سال ۹۴، ۱۰.۵ درصد بوده است، استان کهگیلویه و بویراحمد با ۱۷ درصد بعد از کرمانشاه، بی کارترین استان کشور بوده است. نرخ بیکاری این استان نسبت به سال گذشته ۳.۳ درصد افزایش یافته است.
    اما طلاق در استان‌های سمنان با ۷۲۹ مورد طلاق و کاهش ۱۷.۱ درصدی، خراسان رضوی با ۱۲ هزار و ۳۰۶ مورد و کاهش ۱۰.۳ درصدی، و استان‌های تهران و مرکزی نیز با ۲۳ هزار و ۴۱۸، و ۲ هزار و ۵۰۳ مورد نسبت به سال گذشته ۲.۶ درصد کاهش داشته‌ است.

    بررسی آمارهای سازمان ثبت احوال نشان می‌دهد از سال۹۰ رشد منفی ازدواج در کشور اتفاق افتاده است؛ به طوری که نرخ ازدواج در سال ۹۰ منفی ۱.۹ درصد، در سال ۹۱ منفی ۵.۱ درصد و در سال ۹۲ نیز با کاهش منفی ۶.۷ درصدی مواجه شده است. بنابر گزارش سازمان ثبت احوال کشور در سال ۹۲، ‌۷۷۴ هزار و ۵۱۳ ازدواج و همچنین ۱۵۵ هزار و ۳۶۹ طلاق به ثبت رسیده است و بر این اساس، نسبت ازدواج به طلاق ۵ بوده است، به این معنی که در مقابل هر ۵ ازدواج، یک طلاق به ثبت رسیده است. در سال ۹۳ کاهش ۶٫۵ درصدی نرخ ازدواج و افزایش ۵٫۳ درصدی نرخ طلاق اتفاق افتاده و نسبت ازدواج به طلاق از رقم ۵، به ۴٫۴ رسیده، به این ترتیب در این سال ۷۲۴ هزار و ۳۲۴ ازدواج، و ۱۶۳ هزار و ۵۶۹ طلاق ثبت شده است.

    علی‌اکبر محزون، مدیرکل اطلاعات، آمار و مهاجرت سازمان ثبت احوال آماری نیز از پدیده خانوارهای تک‌نفره ارائه کرده است. او می‌گوید: «در چند دهه گذشته آمار خانواده‌های گسترده از ۱۰ درصد به کمتر از ۴ درصد رسیده است. خانواده تک‌نفره نیز در حال افزایش است؛ به طوری که آمار این خانواده‌ها از ۵.۲ درصد در سال ۸۵ به ۷.۱ درصد در آخرین سرشماری رسیده و در مقایسه با آمار دهه‌های قبل افزایش داشته است.»

    علی‌اصغر سعیدی، مدیر گروه برنامه‌ریزی و رفاه اجتماعی دانشگاه تهران برای تبیین وضعیت خانوارهای تک‌نفره می‌گوید: «خانواده‌ها اکنون در ایران چندین دهه است که وارد ساخت خانواده هسته‌ای شده‌اند و اخیراً نیز مسئله کاهش باروری که از ۳-۲ دهه گذشته آغاز شده است، ساختارهای قبلی خانواده در ایران را دگرگون کرده است. تحرک اجتماعی در جامعه ایران از سه دهه گذشته تاکنون، بسیار بیش از حد انتظار بوده است و همین مسئله موجب شده که افراد احساس کنند که برخلاف گذشته که از طریق تقاضای بالای باروری می‌توانستند با خانواده منسجم‌تر و پرتعدادتری رفاه خود را به دست آورند، حالا راه‌های دیگری را برای به دست آوردن رفاه، تجربه کنند.»

    مشکلات جنسی، عامل ۸۰ درصد از طلاق‌ها
    حدود ۱۰۰ دختر با چادر سپید و یا مانتو و روسری‌های رنگی، کنار ۱۰۰ پسر در سالن همایش بزرگی کنار هم نشسته‌اند. در مقابل آنها، مردی کنار یک وایت‌برد ایستاده و با لهجه‌ مشهدی، برای دانشجویان دانشگاه تهران که در جریان مراسم ازدواج دانشجویی به مشهد آمده‌اند، سخنرانی می‌کند. دکتر حبشی، روان‌شناس و مشاور خانواده می‌گوید: «در همین شهر مشهد که شهری مذهبی است، پژوهش‌ها نشان می‌دهد عامل ۸۰ درصد طلاق‌ها، مسائل جنسی و عدم رضایت جنسی زوجین است. برخلاف چیزی که به نظر می‌رسد بیشتر مشکلات اقتصادی باشد، مشکلات مربوط به رابطه زناشویی است. این مسائل در جامعه ما تابو شده و افراد نه از آن صحبت مي‌‌کنند و نه می‌دانند باید برایش آموزش ببینند. این کاملا برخلاف آموزه‌هایی است که در اسلام داریم.» او روی تخته، نموداری از وضعیت و تفاوت‌های رسیدن به رضایت جنسی زن و مرد رسم می‌کند و به صحبت‌هایش با صراحت تمام ادامه می‌دهد.

    از اوایل دهه ۹۰، ارقام ۶۰، ۷۰ و ۸۰ برای سهم مسائل جنسی در طلاق‌ توسط کارشناسان مختلف بیان می‌شد و همه بر اینکه بیش از نیمی از طلاق‌ها به دلیل بحران‌های جنسی است، تاکید داشتند اما این بحث، به‌تازگی در برنامه‌های رسمی نهادهای سیاست‌گذار و اجرایی وارد شده است.

    کاظم فروتن، رئیس ششمین کنگره خانواده و سلامت جنسی در مراسمی که چند هفته پیش برگزار شد و در آن مسئولان وزارت بهداشت حضور داشتند، گفت: «ما باید سکسولوژیست مبتنی بر آموزه‌های دینی و فرهنگی خود تربیت کنیم. زیرا اسلام همان‌طور که به اقتصاد، سیاست، آخرت و معاد توجه دارد به اخلاق جنسی و سلامت جنسی هم توجه دارد و با صراحت راهکارهای خود را برای ارضای صحیح نیازهای جنسی بشر مطرح کرده است.

    سیاست‌گذاران و مدیران کشور لازم است برای رفع اختلال‌های جنسی، عاطفی و رفتاری و به منظور کاهش طلاق ناشی از این اختلال‌ها کلینیک‌های سلامت خانواده را در استان‌ها راه‌اندازی کنند؛ موضوعی که تحت عنوان کلینیک‌های سلامت جنسی در برنامه وزارت بهداشت قرار دارد. هرچند این کلینیک‌ها باید بتوانند انحرافات جنسی را نیز درمان کنند ولی ضروری است جایگاه رسمی خانواده به‌عنوان محور اصلی آن مورد توجه قرار گیرد.»

    مریم هوشمند، روان‌پزشک خانواده، اعتقاد دارد نداشتن مهارت ارتباط جنسی، مسئله اصلی این نوع طلاق‌هاست. او می‌گوید: «مشکل بزرگی است که افراد نه‌تنها مهارت ارتباط جنسی را ندارند بلکه نمی‌توانند این مشکل را هم مطرح کنند. مشکل عدم مهارت در ارتباط جنسی بسیار بیشتر از ناتوانی‌های جنسی است چون هیچ آموزش جنسی به افراد وجود ندارد و آنها ناگزیرند به

    آموزش‌های غیرمعتبر مراجعه کنند و همین باعث ایجاد تصورات و توقعات اشتباه در افراد می‌شود و چون با واقعیت مطابق نیست دچار ناامیدی جنسی می‌شوند و احساس می‌کنند که رابطه جنسی خوبی ندارند. همین مسئله باعت احساس خشم و دوری زوجین از هم می شود که تبعات زیادی را در بر خواهد داشت که از آن جمله رابطه‌های موازی است چون افراد تصور می‌کنند لذتی وجود دارد که آنها هرگز تجریه نکرده‌اند و همین امر آمار خیانت را هم بالا می‌برد.»


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    زنگ خطر شیرینی دادن برای مکروه‌ترین حلال
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    یک وکیل دادگستری گفت: پسر و دختر باید بر اساس واقعیت تصمیم بگیرند نه هوس و احساس؛ چرا که نتیجه تصمیم نادرست، طلاق و آسیب‌های بعد از آن است.

    مهدی مهری در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه ایلام، اظهار کرد: متاسفانه بسیاری از زوج‌ها این مجال و اجازه را به خانواده‌های‌شان می‌دهند که از همان روزهای اول ازدواج در زندگی‌شان مداخله کنند. دختر و پسر وقتی در صدد تشکیل زندگی مشترک هستند، باید وابستگی خود را از خانواده کم کنند و هر کدام از آن‌ها برای پایداری زندگی‌شان به مدیریت خانواده خود بپردازند.

    مهری با اشاره به اینکه اختلافات فرهنگی در زندگی زوجین بسیار تاثیرگذار است به‌نحوی‌ که وقتی رفتار این زوج با هم همخوانی ندارد اختلافات شروع می‌شود، خاطرنشان کرد: متاسفانه قبح طلاق شکسته شده و زوجین با کوچک‌ترین مشکلی این واژه را بر زبان می‌آورند.

    این وکیل دادگستری تصریح کرد: شیرینی دادن زوج بعد از طلاق یک زنگ خطر است که باید در مورد آن اطلاع‌رسانی کرد.

    وی با تاکید بر اینکه خوشبختی در تعیین مهریه‌های سنگین و تجملات نیست گفت: ازدواج باید بر اساس واقعیت، عقل و منطق باشد و اگر این مهم رعایت شود قطعاً خوشبختی طرفین محقق می‌شود.

    مهری با تاکید بر اینکه باید مهارت‌های زندگی توسط دستگاه‌های فرهنگی و رسانه‌ای به جامعه آموزش داده شود، گفت: اگر بتوانیم خوب به جامعه آموزش بدهیم قطعاً در تصمیم‌گیری‌ها مشکلات زندگی و اجتماعی کاهش پیدا می‌کند.

    وی با اشاره به اینکه طلاق پیامدهای جبران‌ناپذیری به دنبال خواهد داشت، تصریح کرد: یکی از شیرین‌ترین بخش‌های زندگی، ازدواج است، اما متاسفانه برای بسیاری از جوانان این شیرینی را به تلخی طلاق تبدیل می‌کنند که لازم است پسر و دختر بر اساس واقعیت زندگی تصمیم بگیرند نه هوس و احساس؛ چراکه نتیجه تصمیم نادرست طلاق و آسیب‌های بعد این پدیده می‌شود.


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    وفاداری ارزشی که مانع خیانت میشود
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    همیشه وقتی صحبت از خیانت و بی وفایی می شد ، باورم نمی شد کسی در سلامت کامل روان بخواهد زندگی اش را به حراج بگذارد. هیچ گاه باور نمی کردم روزی قربانی تلخ یک کنجکاوی مسخره شوم و بخواهم با دستان خودم زندگی ۷ ساله ای را که زحمت زیادی برایش کشیده بودم ویران کنم. زندگی خوبی داشتم ، همه غبطه زندگی ام را می خوردند .

    هرگز فکرش را هم نمي کردم با پاسخ دادن به يک پيام ناشناس اين گونه زندگي ام در معرض تاراج قرار بگیرد و آشيانه اي را که چندین سال براي ساختنش زحمت کشيده بودم ويران کنم.

    زن جوان در حالي که فرزندش را سخت در آغوش مي فشرد،در محوطه دادسراي شهرری به خبرنگار سلامت نیوز گفت: می دانم که همسرم ديگر نمي تواند به من اعتماد کند، اما من فقط قرباني يک کنجکاوي احمقانه شدم و الان کارم به اینجا کشیده و زندگي ام در حال متلاشي شدن است.

    با بدنیا آمدن پسرم از شغلم استعفا دادم و بخاطر حفظ کانون خانواده سخت مشغول بچه داری و خانه داری بودم. دو ماه قبل زمانی که مشغول آشپزی بودم پیامکی برایم ارسال شد با عنوان اینکه “خیلی وقته خبری ازت نیست.” غافلگیر شدم .

    شماره تلفن فرستنده پیام کاملاً برایم ناآشنا بود. تردید داشتم که به آن پيام پاسخ بدهم يا نه؟! در همین افکار سیر می کردم که فکر کردم شاید یک دوست قدیمی است و بخاطر کنجکاوی پاسخ پیام را دادم .

    همان جرقه و پاسخ کوتاه تبدیل به آتشی شد که شعله هاي آن تمام زندگي ام را سوزاند. حالا دیگر می دانستم آن ناشناس یکی از آقایان همکار گذشته ام است . این گوشی به دست گرفتن ها و ارتباط ها ، همسرم را مشکوک کرده بود. ظهر یک روز جمعه همسرم وقتی گوشی موبایلم را به بهانه دانلود بازی برداشته بود با پیام هایی در تلگرام مواجه می شود که نتیجه اش از هم پاشیدن زندگی ام است.

    ساعت های زیادی که در خانه بیکار می شدم پاسخ به این پیام ها سرگرمی جالبی بود و اوقاتم را پر میکرد. پیام ها و لطایف خنده دار فرستاده می شد و خیلی مسخره بود که تمام آن روزها فکر می کردم ارتباط من فراتر از این گوشی نیست ، پس چیزی زندگی ام را تهدید نمی کند!!

    همسر م را بشدت دوست دارم و خیلی نگران آینده پسرم هستم. مي دانم اين نتيجه آتشي است که خودم آن را شعله ور کردم، اشتباه جبران ناپذيري را مرتکب شده ام و خودم به اشتباهم اقرار می کنم.

    در آنسوتر دادسرای شهر ری ، زن جوان و شیک پوشی که صورت غمباری داشت وقتی به ماهیت گزارش گیری ام پی برد داوطلبانه علت مراجعه اش را اینگونه تعریف کرد: هفده سالم بود که روزی به همراه مادرم به شرکت پدرم رفتم. همان روز عاشق یکی از کارمندان پدرم شدم.

    مهدی ۶ سال از من بزرگتر بود و تازه به استخدام آن شرکت در آمده بود. بعد از رفت و آمدهای بسیار هر دو سخت عاشق هم شدیم. و با گریه و گذراندن روزهای سخت لج و لجبازی بالاخره توانستم رضایت پدرم و مادرم را جلب کنم تا با هم ازدواج کنیم.

    مهدی بعد از ازدواجمان به عنوان رییس قسمت فروش شرکت مشغول بکار شد و برای امور کار مدام به سفرهای داخلی و خارجی می رفت. زندگی گرم و عاشقانه ایی داشتیم. دو سال بعد از ازدواجمان دخترم به دنیا آمد. دخترم بزرگ شده بود و مسئولیتم کمتر.

    اما هر چه می گذشت متوجه بی تفاوتی همسرم به زندگی می شدم. غیبت های طولانی، سردی رفتار و بی محبتی اش سخت آزارم می داد و هر چه تلاش می کردم تا رابطه مان بهتر شود به بن بست می خوردم. تا اینکه از طریق یکی از دوستان متوجه خیانت شوهرم شدم.

    ظاهراً زمان زیادی بوده که به اینکارش می پرداخته اما من همیشه بی حوصلگی او را به پای خستگی کاری اش می گذاشتم. مدت‌ها در شوک فرو رفتم. زيرا باور نمي‌کردم که همسرم را که با درک یک فاصله طبقاتی فاحش و با روزها و شب ها گریه برای رضایت خانواده ام به همسری او در آمدم اين‌قدر پست باشد که بتواند با احساساتم بازي کند. او لیاقت صداقت و محبت های من را نداشت.

    خیلی پشیمان هستم و هیچگاه شوهرم را نخواهم بخشید. او به علاقه ام ،به زندگی آرام ، دخترمان و همه خوشی هایمان بدلیل هوس های زودگذرش پشت کرد. در اجرای حکم طلاق هیچ گونه ادعای مالی نسبت به او ندارم و مهریه ام ۵۰۰ سکه ایی خود را نیز خواهم بخشید. فقط نمی دانم سرنوشت دخترم چه خواهد شد

    به گزارش سلامت نیوز در فرهنگ اخلاقی و اجتماعی ما خیانت در روابط زناشویی یعنی خارج شدن از چارچوب‌ های اخلاقی و موازین ارزشی ، به نحوی که فرد مرتکب، چه زن و چه مرد هم از نظر عقیدتی مرتکب تخلف شده و هم از نظر عاطفی ممکن است دیگر قابل اعتماد نباشد.

    این روزها شاید خیانت بیشتر نشده باشد اما شکل آن تغییر کرده است . به فرض مثال گاهی نبودن شوهر درکنار زن هم خیانت را رقم می زند. وقتی شوهر نباشد، زن رفته رفته، احساس خلأ عاطفی و فکری کرده و برای پر کردن این خلأ به سمت فردی می رود که پاسخ این حس او را بدهد. آمارها نشان می دهند مردان بیش از زنان در زندگی مشترک دچار خیانت می شوند و از سن ۲۸ تا ۵۰ سالگی بیشترین خیانت ها از سوی مردان صورت می گیرد.

    در برسی علل خیانت و راهکارهایی برای جلوگیری از آن گفتگویی با دکتر مرضیه مخبری ، روانشناس و مدرس دانشگاه داشتیم.

    مخبری در پاسخ به این سوال که آیا خیانت بیشتر از طرف مردان انجام می شود یا خیر؟ گفت : « اساساً زنان ایرانی به دلیل حجب و حیایی که ریشه در فرهنگ جامعه شان دارد اگر با همسرشان سازگاری لازم را نداشته باشند یا نیازهای مختلف شان اعم از نیاز مادی، جنسی، عاطفی، روحی و… تأمین نشود تلاش می کنند تا سازگاریشان را بالا ببرند و با شرایط شان کنار بیایند. و زمانی که وضعیت زندگی اشان غیرقابل تحمل شد به طلاق به عنوان آخرین راه حل نگاه می کنند. »

    دکتر مخبری در ادامه افزود: «متأسفانه این فرهنگ غلط در جامعه ما جا افتاده که خیانت مردان قابل قبول تر از خیانت زنان است. اگر مردی خیانت کند، گفته می شود شیطنت کرده است اما در مورد زن می گویند مشکل اخلاقی دارد. و این ناهنجاری چه در دوران پیش از ازدواج و یا بعد از ازدواج وجود دارد. وفاداری ارزشی است که می‌تواند مانع خیانت شود اما این ارزش در جامعه ما کمتر مورد توجه قرار گرفته است

    وی افزود :« امروزه مردان و زنان با توجه به اطلاعاتی که از رسانه های مختلف کسب کرده اند به خصوص برنامه های تلویزیونی ماهواره که بیشترین تمرکز اصلی اشان بر مقوله خیانت است موجب شده اند تا زشتی و قبح خیانت در خانواده ها کمرنگ و یا بطور کل از بین برود. در گذشته با توجه به نقش جامعه و فرهنگ در آموزه ها و تربیت های افراد مقوله خیانت کمتر به چشم می آمد. بالا رفتن سن ازدواج و نیز ترس از آینده ازدواج، زیربار زندگی مشترک نرفتن و… موجب می‌شود تا شخص به ایجاد رابطه با دیگران بپردازد و در این میان افرادی که یک‌بار ازدواج کرده‌اند نیز درصدد برقراری ارتباط شوند. »

    وی با بیان اینکه :« از منظر آسیب شناسی، بررسی تأثیر بازنمایی واقعیات اجتماعی در حوزه رسانه به ویژه در صحنه صدا و سیما و همینطور سینما نیازمند بحث‌های مفصلی است.» خاطر نشان کرد:« وضعیت موجود خانواده ها در ایران بشدت در حال تلاطم است . نهاد خانواده،در کنار تمامی نهادهای موجود در جامعه در حال تغییر ، تحول و بازخوانی است و نمی‌توان ساحتی را پیدا کرد که دستخوش تحول و تغییر نشده باشد. متأسفانه به دلیل تغییر و تحولات عمیق‌تری که در ساحت خانواده صورت گرفته است کوچکترین مسائل هم تاثیرگذار می شوند اعم از برنامه‌های صدا و سیما تا فضا های مجازی و … اما اینکه کدام مسئله تاثیرگذارتر یا آگاهی‌بخش‌تر است نیازمند بررسی‌های تخصصی است و برای حل این تغییر و تحولات نباید تنها حالت تدافعی داشته باشیم بلکه با نگاه نقادانه به موضوع بپردازیم و بدانیم چگونه می‌توان از این دوران تغییر و تحولات همه جانبه ، با کمترین آسیب و معضلات گذر کنیم

    مخبری گفت:«زمانی که همسر با خیانت زن یا شوهرش روبرو شود ، بایستی در ابتدا آرامش خود را حفظ کند و تصمیم گیری های عجولانه نداشته و واکنش سریعی از خود نشان ندهد. فرد مورد بی مهری بایستی چند روزی را به خود فرصت بدهد و دلایل اتفاقات را بررسی کند و با نگاهی به رفتار و عملکردهایش در زندگی ، بفهمد نقطه کور زندگی مشترک شان کجا بوده است

    دکتر مخبری ضمن تاکید بر این نکته :« متأسفانه بیشتر افراد وقتی با این شرایط مواجه می شوند فوراً حرف از طلاق می زنند. بهترین کار این است بعد از ماجرا، به پزشک روانشناس و یا مشاور مراجعه کنند تا با ایجاد یک بازنگری در رابطه شان، سعی در حل مسئله نمایند و بیاندیشند که اگر جدا شوند آیا شرایط بهتر می شود یا بدتر. » افزود : «به فرض مثال اگر دلیل خیانت سردی روابط نسبت به هم باشند می توان با کمک مشاور، رابطه را بهبود بخشید. مشاور به فرد مورد بی مهری این امکان را می دهد تا به این مسئله از نگاه واقع بینانه تر بنگرد. احتمال ترمیم وجود دارد، هر چند که زمانبر است. و اغلب ممکن است این دسته از افراد دچار اختلالات افسردگی و اضطراب شوند که نیاز به دارودرمانی است . و امیدواری به زندگی باید به فرد مورد بی مهری تزریق شود

    دکتر مخبری گفت :« در جامعه ما با توجه نگاه فاقد علمی در سیاست گذاری ها، آسیب شناسی دقیقی انجام نمی شود. تا بر مبنای آن راهکارهایی ارائه شود و تنها در پاره ای موارد روش های ضربتی موقتی اعمال می شود که نمی تواند بازخورد چشمگیر و موفقی در کاهش خیانت ها داشته باشد. و متأسفانه آینده خیانت در جامعه رو به فزونی است و احتمالاً آینده درخشانی را ما در زمینه ازدواج نخواهیم داشت. »

    دکتر مخبری در خصوص حفظ کانون خانواده و در امان ماندن همسران از خطر خیانت و بی وفایی خاطرنشان کرد: «زن و مرد در ابتدا باید خیلی در انتخاب همسر دقت کنند و فقط بر اساس یک بعد مانند زیبایی ، پول ، تحصیلات و… ازدواج نکنند. چرا که با گذشت زمان این ابعاد در نظر زوجین عادی می شود. پس رعایت یکسری اصول در انتخاب شریک زندگی شان حتما باید در نظر گرفته شود. ازدواج مثل خواندن نماز است که وقتی قامت بستی دیگه نباید به اطرافت نگاه کنی و فقط باید مسیر زندگی ات را طی کنی. »

    وی در پیان خاطر نشان کرد :«زندگی مشترک نیاز به توجه و تقویت دارد و آن ارزشی که می‌تواند مانع خیانت شود، وفاداری است. مرد یا زن درست در زمانی که به دنبال محبت می‌گردند، کسی سر راه سبز می‌شود و درست از همان نقطه ضعف، خیانت شکل می گیرد. اولین کسانی که متوجه انحراف و خیانت زوج می‌شوند، زن و شوهر هستند. درجه ایمان و باورهای عقیدتی تربیتی به عنوان اولین واکسن ضدخیانت است . به طوری که اگر این باورها در فرد کمرنگ شود ، میزان تسلطش بر زندگی و کنترل روابطش در بیرون از خانه ضعیف می‌شود. اگر زن حس تعهد به خانواده را در خود تقویت کند و مرد هم به زن و بچه هایش عشق بورزد به واسطه تقویت روابط عاطفی ، احتمال خیانت کاهش میابد. »

    سلامت نیوزوفاداری،ارزشی که مانع خیانت میشود


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    آسیب زنان درمقابل اعتیاد بیش ازمردان است/افزایش۲برابری زنان معتاد
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    در نشست «زنان و روان گردان ها» بر آسیب پذیری بالای زنان در مقابل اعتیاد و لزوم برخورد با تبلیغات نادرست رسانه ها در زمینه مواد محرک و داروهای لاغری اعتیادآور تاکید شد.

    به گزارش خبرگزاری مهر، معاون کاهش تقاضا و توسعه مشارکت های مردمی ستاد مبارزه با مواد مخدر در نشست «زنان، روان گردان ها» که با حضور پرویز افشار معاون کاهش تقاضا و توسعه مشارکت های مردمی ستاد مبارزه با مواد مخدر، مریم مهرابی پژوهشگر اجتماعی و کارشناس ارشد وزارت بهداشت و صوفیه مرادی روانشناس بالینی برگزار شد، گفت: زنان نسبت به مواد مخدر به ویژه مواد محرک، شکنندگی و آسیب پذیری بیشتری نسبت به مردان دارند. ثابت شده است که اگر یک ظرف زمانی ۵ ساله طول بکشد تا مردان معتاد، مهارت هایشان را از دست بدهند و به کف خیابان بیایند، این مدت در زنان بسیار پایین تر است.

    پرویز افشار با اشاره به سیر رو به افزایش استفاده خانم ها از مواد روان گردان، گفت: حقیقت امر این است که طرح های ارزیابی که در کشور ما انجام شده است، حکایت از این دارد که شیوع سوء مصرف مواد در زنان رو به افزایش است.

    آمار اعتیاد زنان ۲ برابر شده است

    وی خاطرنشان کرد: در سال ۱۳۸۰ نزدیک به ۵ درصد از کل رقم معتادین کشور جمعیت خانم ها بودند، در سال ۱۳۹۰ این رقم به ۹ درصد رسیده است، یعنی نزدیک به دو برابر شده است.

    سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری گرایش دانسته یا نادانسته زنان به سوی مواد محرک جدید را یک نگرانی مهم قلمداد کرد و اظهار داشت: نادانسته به این دلیل است که خانم ها در پاره ای از محیط های زنانه تحت تاثیر قرار می گیرند. متاسفانه در محیط های زنانه مانند آرایشگاه ها و مهمانی ها و باشگاه ها، پاره ای از افراد برخی خانم ها را به مصرف این گونه از مواد ترغیب می کنند.

    افشار با بیان اینکه در این ترغیب کردن ها برای مصرف مواد، نامی از آن برده نمی شود، گفت: به عنوان مثال می گویند اگر این قرص را مصرف کنید، باعث لاغری و تمرکز می شود. آنها با این نام وارد گود می شوند و افراد را به سمت یکسری از مواد شیمیایی می برند که عمدتا مواد محرک هستند که باعث کاهش اشتها و لاغری می شوند ولی عوارض جدی آنها تخریب های روانیِ واقعا مشکل ساز است.

    معاون کاهش تقاضا و توسعه مشارکت های مردمی و سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر، از طرح ارزیابی سوء مصرف مواد گفت و بیان داشت: این طرح برای آخرین بار در ۵ سال پیش انجام شد که آمار زنان معتاد را ۹ درصد بیان کرده است. طرح جدید در کشورمان در حال انجام است و امیدواریم نتایج آن حداکثر در سه ماهه اول سال آتی منتشر خواهد شد.

    وی درباره سن اعتیاد خاطرنشان کرد: در این یک دهه سن اعتیاد تغییر زیادی نکرده است، اما معتقد هستیم با افزایش مواد محرک حتما سن اعتیاد پایین خواهد آمد زیرا تمرکز مواد محرک در گروه زنان، نوجوانان و جوانان است.

    زنان کمتر به کمپ های ترک اعتیاد مراجعه می کنند

    مریم مهرابی نیز با بیان اینکه آمارهایی که در این زمینه در همه دنیا منتشر می شوند، قطعی نیستند، گفت: البته این آمار می تواند راهبردی برای طرح استراتژی ها باشد. واقعیت این است که ماهیت اعتیاد به شکلی است که برآورد دقیق از آن خیلی مشکل است و در همه جوامع به این شکل است.

    وی ادامه داد: برخی از آمارها به مراجعینی که در حوزه درمان هستند، بر می گردد، زیرا مراجعه زنان معتاد برای درمان به کمپ های اعتیاد بسیار کمتر است، چون امکانات برای درمان در حوزه زنان به صورت تخصصی کمتر بوده است. ضمن اینکه زنان در صورت رفتن به این کمپ ها دچار مشکلات می شوند و انگ اعتیاد برای یک زن به عنوان سقوط اخلاقی شناخته می شود ولی برای یک مرد پذیرفته شده که یک بیماری است.

    کارشناس ارشد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نگاه به زنان در جامعه ایران را اینگونه توصیف کرد و گفت: نگاه ما به زنان یک موجود مقدس، پاک و مراقب از خانواده است و همیشه جایگاه زن را به گونه ای می دانیم که حتی فکر تخطی که توسط زن انجام شود را در ذهنمان نمی گنجیم. ولی واقعیت این است که بیماری اعتیاد ترکیبی از عوامل ژنتیکی، روانشناختی و اجتماعی است که متاسفانه بعضی از زنان در بعضی از این حوزه ها آسیب پذیرتر هستند.

    زنان شاد عامل توسعه اجتماعی

    صوفیه مرادی در ادامه این نشست گفت: چینی ها می گویند، در جامعه که زنان شاد باشند، آن جامعه پیشرفت می کند. مواد صنعتی به دلیل سهل الوصول بودن، همچنین ارزان تر بودن و البته تبلیغاتی که انجام می شود، بیشتر قربانی می گیرد.

    وی به مسئله تبلیغات اشاره کرد و بیان داشت: تبلیغات در برخی رسانه ها که بیشتر در رسانه های غربی است، به شدت زیاد است و تبدیل به معضل اساسی شده است.

    این روانشناس بالینی در خصوص مصرف مواد در زنان به صورت آگاهانه و یا ناآگاهانه اظهار داشت: نخست باید بدانیم کجا مصرف مواد آگاهانه اتفاق می افتد و کجا ناآگاهانه است. آن قسمتی که ناآگاهانه رخ می دهد، ماحصل تقویت های پنهانی است که در رسانه ها و رفتارهای افرادی که شاخص هستند، می باشد. همچنین در برخوردهای ریزی که والدین در خانواده و یا اقوام نسبت به یکدیگر انجام می دهند نیز در گرایش به این مواد موثر است.


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    زندگی مشترک بین فرهنگ‌ها/ مهاجرت مهمترین عامل ازدواج چندملیتی
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    تغییرات و تحولاتی که جوامع کنونی را تحت تأثیر قرار داده باعث پدیده های نوینی شده است، «ازدواج های چند ملیتی» از این دست پدیده ها هستند. آمریکا در صدر لیست ازدواج های چندملیتی قرار دارد.

    خبرگزاری مهر، گروه جامعه – ندافراهانی*: به همان میزان که مهاجرت ها افزایش یابد، تعداد ازدواج های چندملیتی نیز رو به فزونی خواهد گذاشت. هر یک از جوامع بشری هویت منحصر به فردی را دارند که نه تنها معرف فرهنگ و اصالت آن جامعه است بلکه سبک زندگی مردمی را که در آن زندگی می کنند نیز تعیین می کند. زمانی که فردی، مرد یا زنی را از یک جامعه با ارزش های کمابیش مشابه انتخاب می کند، در واقع سبک زندگی مشابهی را برگزیده و ازدواج آن دو با نگرانی کمتر مسیر تکامل را در پیش می گیرد.

    بالعکس زمانی که ازدواج بین افرادی صورت می گیرد که از لحاظ ملیت، فرهنگ، مذهب، محیط اجتماعی و ارزش ها بسیار متفاوت از یکدیگر هستند، زندگی مشترک آنها نیازمند برقراری اصول ارزشی جدید برای هر یک از زوجین و در بسیاری از موارد تمام اعضای خانواده است.

    تغییر شرایط زندگی و مهاجرت مهم ترین دلایل ازدواج های چندملیتی است

    همان طور که اشاره شد، تغییر شرایط زندگی و مهاجرت به برخی کشورها از مهم ترین دلایل ازدواج های چند ملیتی است. در نتیجه، تعداد قابل توجهی از ازدواج های چند ملیتی مربوط به  افرادی است که خودشان به کشور دیگری مهاجرت کرده اند و فردی از اهالی کشور مقصد را برای زندگی مشترک انتخاب می کنند. عده ای دیگر نیز ترجیح می دهند با یک خارجی مانند خودشان ازدواج کنند. این گروه می توانند کسانی را که نزدیکی بیشتری به فرهنگ شان دارند، در اولویت قرار دهند. «پینکو ناکاسونه»، دانشجویی ژاپنی است که پس از آشنایی با یک جوان ویتنامی با او ازدواج کرده است. وی در رابطه با این تصمیم و ازدواج خود می گوید: «برای تحصیل به ایالات متحده آمدم. پس از مدتی با یک جوان ویتنامی آشنا شدم. در ابتدا تصمیم گیری برایم مشکل بود، اما پس از بررسی های کلی، پیشنهاد ازدواج «های» را پذیرفتم. ازدواج با یک خارجی تا حدی ریسک است، قطعاً تفاوت های فرهنگی برای هر دو طرف دردسرساز خواهد شد».

    گروه دیگر، جوانانی هستند که خانواده های شان پیشتر مهاجرت کرده و آنها در کشور مقصد متولد شده یا در آن رشد یافته اند، آنها بیشتر از گروه قبلی تمایل دارند با فردی خارجی ازدواج کنند. این دسته از جوانان که به میزان بالاتری با فرهنگ کشور مقصد آشنا هستند، ترجیح می دهند با فردی از اهالی وطن جدیدشان پیمان زناشویی ببندند.

    آمریکا رکورددار ازدواج چندملیتی

    از آنجایی که آمریکا به عنوان یکی از مهاجرپذیرترین کشورهای جهان شناخته می شود، بی شک آمار ازدواج های چندملیتی در آن قابل توجه خواهد بود. بنابر آخرین آمارها، تعداد ازدواج های چندملیتی از سال ۲۰۰۰ میلادی تا به حال افزایش چشمگیری داشته است. جمعیت بالای اسپانیایی زبان ها و چینی هایی که در این کشور زندگی می کنند، مهم ترین عامل افزایش تعداد ازدواج های چندملیتی است. از سوی دیگر آمریکایی ها بیشتر از گذشته تمایل دارند با قومیت های دیگر ازدواج کنند. علی رغم اینکه موضوع تبعیض نژادی هنوز برای مردم آمریکا حل نشده، اما آمارها نشان می دهد، تعداد کسانی که می پذیرند با فردی از نژاد یا قومیت دیگری ازدواج کنند، کم نیست. ازدواج سفیدپوست ها با رنگین پوست ها نیز نسبت به چند سال اخیر، افزایش چشمگیری داشته است.

    دکتر «دانیل لیچر»، استاد جامعه شناسی و سیاست عمومی دانشگاه «کورنل» معتقد است: «واکنش های سفید پوستان نسبت به مهاجران و ازدواج با آنها، نویددهنده بهبود روابط میان این دو قشر از جامعه آمریکا است».

    بنابر اعلام مرکز آمار آمریکا، حدود ۴۰ درصد از آسیایی هایی که در ایالات متحده متولد شده اند، با سفیدپوست ها ازدواج می کنند. علاوه بر این، از میان آسیایی هایی که در سال های اخیر به ایالات متحده مهاجرت کرده اند، تعداد مردانی که با خارجی ها ازدواج می کنند سه برابر و تعداد زنان پنج برابر شده است. اما تعداد ازدواج اسپانیایی زبان هایی که در آمریکا متولد شده اند با سفیدپوست های این کشور به میزان بسیار جزئی افزایش یافته است.

    «خوان تورمان» ۳۷ ساله که اصالتاً آرژانتینی است و در «هیوستون» آمریکا به فروشندگی مشغول است، فشار خانواده و تأثیر قومیتی را به شدت احساس کرده است، وی درباره علت ازدواج با یک آمریکایی می گوید: «من هیچ موقعیتی برای آشنا شدن با یک دختر اسپانیایی زبان نداشتم، حتی در دبیرستان نیز با چنین فردی برخورد نکردم بنابراین تصمیم گرفتم با یک خانم آمریکایی ازدواج کنم. گاهی اوقات تصور می کنم فضایی به وسعت یک دنیا میان ما وجود دارد، ما به هم علاقه داریم اما علی رغم این که هفت سال است با هم ازدواج کرده ایم، نقاط تیره و تار زیادی در زندگی مان وجود دارد، من اطمینان دارم این نقاط تاریک به علت فرهنگ و ملیت متفاوت ایجاد شده اند.».

    «سامانتا» زنی ۴۲ ساله و اصالتاً هندی است، بیش از ۲۰ سال است که او با یک مزرعه دار آمریکایی ازدواج کرده است، او نسبت به خوان رضایت بیشتری از زندگی اش دارد، وی اظهار می دارد: «ازدواج با یک خارجی را نه می توان کاملاً عالی یا کاملاً نامطلوب ارزیابی کرد، همه چیز بستگی به خودتان دارد. بی شک من و بیل نیز در ابتدا مشکلات زیادی با هم داشتیم، اما در مقابل آنها تسلیم نشدیم، مدام در تلاش بودیم تا عدم یا سو تفاهم ها را به تفاهم تبدیل کنیم، به هیچ وجه نباید تصور کنید این کار ساده بود اما با صبر و تحمل حاصل شد. پس از اینکه بتوانید بر مشکلات فائق بیایید، زندگی روی خوش خود را به شما نشان خواهد داد، نباید از محاسن زندگی با یک خارجی غافل شوید. حضور در کنار یک فرد خارجی امکان آشنا شدن بیشتر با فرهنگ و آداب آن کشور را فراهم می آورد. شما می توانید تنوع موجود میان فرهنگ ها و ملیت ها را به خوبی حس کنید. بنابراین من اعتقاد دارم، زندگی با یک خارجی اگر با فکر، صبر و آرامش همراه باشد، می تواند خوشبختی را برای هر دو طرف به ارمغان بیاورد».

    فرانسه، رتبه اول ازدواج چندملیتی در اروپا

    فرانسه، با ثبت میزان بالایی از مهاجرت، بیشترین تعداد ازدواج های چندملیتی را در اروپا به خود اختصاص داده است. علی رغم اینکه این آمار می تواند شاهد موثقی برای ادعای احترام به نژادها و داشتن جامعه ای باز برای فرانسوی ها باشد، اما بی شک مشکلاتی را نیز با خود به همراه خواهد داشت. بنابر داده های مرکز آمار فرانسه، یک هفتم ازدواج هایی که در این کشور به ثبت می رسند، چندملیتی هستند و در بیشتر موارد میان یک غیرفرانسوی و یک فرانسوی صورت می گیرند. بیشتر خارجی هایی که با فرانسوی ها ازدواج می کنند، از کشورهای آفریقای شمالی مانند مراکش و تونس و برخی دیگر نیز از اهالی آسیا و افریقای مرکزی هستند. تعداد قابل توجهی از خارجی هایی که با یک فرانسوی پیمان زناشویی می بندند، فرانسه زبان هستند، اما از آنجایی که تفاوت های فرهنگی میان آنها نسبتاً زیاد است، نمی توان به ثبات زندگی مشترک شان اطمینان داشت، البته به استناد آمار و ارقام، زندگی زوج هایی که طرف خارجی آن در فرانسه متولد شده، پایدارتر از زندگی زناشویی غیرفرانسوی هایی است که به تازگی به این کشور مهاجرت کرده اند و یک فرانسوی را برای زندگی مشترک انتخاب کرده اند. تعداد بالای ازدواج های چند ملیتی، چه برای فرانسوی ها خوشایند باشد و چه ناخوشایند، نتیجه دوران استعمار، خصوصاً در قاره آفریقا است.

    ازدواج دوملیت در ایران

    آنگونه که از شواهد بر می‌آید، گویا دختران ایرانی میل زیادی به ازدواج با اتباع غیر ایرانی پیدا کرده‌اند.  همزمان با اینکه ازدواج زنان ایرانی با مردانی از ملیتی دیگر افزایش داشته، مردان ایرانی نیز تقریباً پا به پای زنان ایرانی پیش رفته‌اند و آمار ازدواج‌شان با زنان خارجی افزایش پیدا کرده است. اینکه چرا گروهی از زنان و دختران ایرانی، مرد خارجی را برای ساختن آینده‌شان به مرد ایرانی ترجیح می‌دهند، تابع عوامل مختلفی است که به نظر، شرایط بهتر اقتصادی، حضور در کشورهای دیگر به خصوص زندگی در اروپا، استفاده ابزاری از مرد خارجی برای اقامت در کشورهای دیگر، دست یافتن به آرزوهای جوانی در زندگی با مرد خارجی و… از جمله آنهاست. البته بخش زیادی از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی به حوزه مردان افغان بر می‌گردد و چون بیشترین آمار ازدواج زنان ایرانی با مردان افغان و عراق است اکنون با تداوم بازگشت اتباع کشورهای افغانستان و عراق به کشورشان، شاهد تشدید وضعیت مبهم زنان هستیم به طوری که آنها با رفتن به آن کشورها وضعیت حقوقی روشنی نخواهند داشت و ماندن در ایران و ترک از طرف شوهران‌شان از طرف دیگر مشکلات عدیده‌ای برای آنان به‌وجود می‌آورد.

    ثبت رسمی روزانه ۵ ازدواج میان افغان ها و ایرانی ها

    محمدی فر مدیرکل اتباع خارجه وزارت کشور در این خصوص می گوید: براساس قانون، فرزندان حاصل از ازدواج غیرقانونی اتباع خارجی با ایرانی تا سن ۱۸ سالگی از دریافت تابعیت ایرانی محروم هستند. وی گفته است: سال گذشته ۱۱۶۰ مورد ازدواج رسمی اتباع در ایران به ثبت رسیده و آمارها می گوید در خارج از کشور هم ۷۷۳ مورد داشته ایم.


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    مجله خانه بخت شماره ۵۵
    بازديد : iconدسته: آرشیو

    مردن بدون مرد ممنوع

    يکي از رهبران مذهبي عربستان سعودي فرمايش فرمودهاند که مراجعه به پزشک مرد براي زنان اين کشور بدون اين که مردي همراهشان باشد ممنوع است.

    حضرت «شيخ قيس آل مبارک» همچنين فرمودهاند: زنان فقط در مواردي که به پزشک زن دسترسي ندارند ميتوانند به پزشک مرد مراجعه کنند البته به شرط اين که تنها نروند و يکي از محارم خود را همراه داشته باشند.

    البته ما قصد نداريم روي حرف شيخ حرف بزنيم و در امور داخلي ديگران دخالت کنيم اما اگر دستمان به دامن شيخ ميرسيد از ايشان تقاضا ميکرديم که به دو سوال ما پاسخ بدهند.

    اول اين که آيا پزشک زن در مملکتي که زنان بدون حضور مرد حق ندارند نفس عميق بکشند حق دارد به تنهايي طبابت کند يا در هنگام معاينه مريض بايد يک مرد محرم هم در کنارش باشد!

    سؤال دوم اين است که اگر خداي نکرده خانمي که به همراه يکي از مردان محرم خانواده به پزشک مراجعه ميکند در صورت نياز به عمل جراحي از زير عمل در نيامد و معالجات در مورد ايشان موثر واقع نشد و عمرش را داد به حضرت شيخ، آيا حق دارد تنهايي بميرد يا آن جا هم بايد يکي از محارم همراهش باشد!

    والیبال دلیل طلاق، مهریه توپ فوتبال

    مرد جوان که چشم به کاشيهاي کف اتاق دوخته بود به قاضي دادگاه خانواده گفت: من ۱۰ سال است که فروشنده لوازم ورزشي هستم. درست ۴ سال قبل دختر جواني وارد فروشگاه شد و به دنبال توپ واليبال خاصي ميگشت، پس از کمي گپوگفت، به وي قول دادم تا توپ مورد نيازش را  از بهترين نمايندگي تهيه کنم بنابراين تلفن مغازه را به او دادم تا چند روز بعد نتيجه را پيگيري کند. سه روز بعد با فروشگاه تماس گرفت و من که توپ مورد نظر او را تهيه کرده بودم به او اطلاع دادم و قرار شد براي گرفتن توپ به مغازه مراجعه کند.

    ۳ روز از اين تماس گذشته بود که او براي گرفتن توپ واليبال به فروشگاه مراجعه کرد، من که احساس خاصي نسبت به او پيدا کرده بودم از ديدن او بسيار خوشحال شدم و به هر شکل ممکن سر صحبت را با او باز کردم و خواستم تا بيشتر با هم آشنا شويم. چند روز بعد با من تماس گرفت. آنجا بود که متوجه شدم اسمش فريباست و ۲۰ سال سن دارد و واليبال را به صورت حرفهاي بازي ميکند.

    يک سال پس از آشنايي، من به وي پيشنهاد ازدواج دادم. و خيلي زود و با موافقت خانوادههايمان به خواستگاري فريبا رفتم. همسرم که علاقه شديدي به ورزش واليبال داشت مهريهاش را برابر سال ميلادي تولدش توپ واليبال انتخاب کرد. هر دو خانواده به شدت از شنيدن پيشنهاد وي شوکه شدند اما من که ميزان علاقه همسرم به اين ورزش را ميدانستم، و خريد همين توپ ورزشي دليل آشناييمان بود با پيشنهاد وي موافقت کردم بنابراين با برگزاري مراسم ازدواج، زندگي مشترکمان را آغاز کرديم. روزهاي اول، زندگي گرم و خوبي داشتيم تا اينکه کم کم همه چيز تغيير کرد و همسرم ديگر علاقهاي به زندگي نشان نميداد و مدام در حال تمرين در باشگاه و مسابقه بود. هر بار هم به او اعتراض ميکردم با برخورد تندي به من ميگفت که به هيچ شکلي حاضر به ترک ورزشش نيست و من مجبور به تحمل کردن اوضاع بودم.

    مرد جوان ادامه داد: ۳ سال از ازدواجمان ميگذرد و من جاي خالي يک بچه را در زندگيمان کاملا احساس ميکنم به همين دليل همسرم را براي بچه دار شدن تحت فشار گذاشتم، به او گفتم در صورت مخالفت با اين موضوع از وي جدا خواهم شد. اما فريبا که به دليل به هم خوردن ظاهر بدنياش و به تعويق افتادن ورزشش به شدت با  اين موضوع مخالف است براي ساکت کردن من به دادگاه رفته و مهريهاش را که معادل ۳۷۶ ميليون تومان است به اجرا گذاشته است. من که از اين شرايط و بيتوجهي همسرم به ستوه آمدهام تصميم گرفتم تا با پرداخت مهريه همسرم از وي جدا شوم.

    با ازدواج اینترنتی مخالفم

    دکتر محمود گلزاری روانشناس

    معاون ساماندهي امور جوانان در وزارت ورزش و جوانان گفته است: با همسريابي از طريق سايتهاي همسريابي مخالفم چون رفتار آدمها در اين سايتها با دنياي واقعي تفاوت دارد. دکتر محمود گلزاري که روانشناس است اين را هم گفته که در دنياي واقعي افراد ميتوانند با ارزيابي رفتارهاي غيرکلامي و نحوه برخورد طرف مقابل درباره شخصيت او قضاوت کنند و اين کار از طريق شبکههاي اينترنتي ممکن نيست. البته فرمايشات معاون ساماندهي امور جوانان درست است و اين هم که گفتهاند: «مشاورههاي حضوري با روانشناسان آموزش ديده و با تجربه در مراکز رسمي و علمي براي انتخاب همسر مناسب لازم است» بسيار مقبول است. َ

    اما اي کاش ايشان که معاون سامان دهي امور جوانان هستند اين را هم ميفرمودند که براي سر و سامان دادن به زندگي جوانان قبل از  انتخاب شريک زندگي چه بايد کرد. مثلاً در مورد ايجاد اشتغال چون تا آن جايي که ما خبر داريم هيچ خانوادهاي حاضر نيست به آدم بيکار زن بدهد حالا چه از طريق اينترنت همديگر را پيدا کرده باشند چه در ملاقات حضوري. َ

    هر ایرانی یک وزارتخانه

    در خبري آمده بود که يکي از ايدههاي برخي از مسئولين براي افزايش آمار ازدواج و کاهش آمار طلاق تشکيل وزارتخانه ازدواج و طلاق است. البته اين پيشنهاد نبوغ آميز! فعلاً در حد پيشنهاد است و ظاهراً خيلي جدي گرفته نشده اما ظاهراً ارائه دهندگان اين پيشنهاد فکر ميکنند براي حل هر مشکلي بايد يک وزارتخانه درست کرد. چون هيچ کاري بدون وزارتخانه پيش نميرود! بنابراين اصلاً بعيد نيست تا چند سال ديگر تعداد وزارتخانهها از تعداد پيتزافروشيها هم بيشتر شود و کار به جايي برسد که هر خانواده ايراني براي حل مشکلاتش يک وزارتخانه داشته باشد. اما تا زماني که اعتبارات لازم و کافي براي تأسيس اين وزارتخانهها تأمين بشود عجالتاً ميتوانيم براي حل و فصل بعضي از مشکلات روي زمين مانده با در نظر گرفتن اولويتها نقداً دو تا وزارتخانه درست کنيم تا انشاءا… سرفرصت به مشکلات بعدي برسيم. از جمله وزارتخانههايي که فعلا براي افزايش آمار ازدواج خيلي به وجودشان احتياج داريم يکي وزارت دريافت تسهيلات ازدواج است که جوانها براي دخل و خرج زندگي اعياني! در زير خط فقر! بتوانند وام سه ميليوني ازدواج را قبل از مدرسه رفتن بچه دومشان بگيرند و يک جشن عروسي مفصل برگزار کنند!

    دومي هم وزارت زندگي در هواي آزاد است. تا تسهيلات لازم را براي زندگي زوجهاي جوان بدون نياز به خانه و سقف بالاي سر در پارکهاي سرسبز فراهم کند.

    صدای بلند زنگ خشونت

    نتيجه سالها تحقيق و تحليل جرمشناسان و دانشمندان مشخص کرده است که هر عمل آدمي ثمره فطرت و يا نهاد فردي و استعدادهاي ارثي او و مجموع تأثيرات عوامل محيطهاي داخلي و خارجي است که او را در بر گرفته است. هر يک از عواملي که بعد به آنها اشاره ميکنيم به نحوي مي تواند در بروز جرم موثر باشد طبعاً اين عوامل، عواملي است شناخته شده و در اين دنياي بزرگ نميتوان همه تعداد عوام موثر در وقوع جرم را برشمرد.

    يکي از جرم شناسان معروف به نام لمبروز، ظاهر انسانها از جمله سر و صورت، وضعيت پيشاني و فرورفتگي و برجستگي آن را يکي از نشانههاي افراد تبهکار و شرور ميدانست البته در اين رابطه جاي بحث زيادي هست ولي به طور خلاصه بايد گفت همانطوري که گفته شد عوامل فردي هم ميتواند در بروز جرائم تأثيرگذار باشد کما اين که با برخي نشانههاي ظاهري در چهره افراد ميتوان به ناهنجاريهاي روحي و رواني آنان پي برد. البته اين نظريه مطلق و غيرقابل انکار نيست.

    در يک جمعبندي کلي ميتوان گفت که باپيشرفت زمان و تکنولوژي و بسط ارتباطات گسترده در جوامع بشري طبعاً جرايم به شکل جديد بروز کرده و بزهکاران و تبهکاران با اشکال و قيافههاي ظاهر الصلاح و مقبول در جامعه حضور پيدا ميکنند. اغلب کلاهبرداريها و تدليسهاي ازدواج توسط افراد ظاهرالصلاح صورت ميگيرد زيرا آنان سعي ميکنند  با سروسامان دادن به وضعيت ظاهري خود اعتماد قربانيان خود را به آساني جلب نمايند.

    همان طوري که در بالا اشاره شد فقر اقتصادي و فقر فرهنگي ريشه و علت بسياري از جرايم و خلافکاريها هستند. عدم آگاهي مردم نسبت به قوانين و حقوق خودشان باعث ميشود هم حقوق ديگران را تضيع کنند و هم بعضاً قرباني بسيار از جرايم شوند.

    نکته ديگري که لازم است در اين مختصر بدان اشاره شود مشکل عدم آشنايي کامل همسران و نامزدان جوان در هنگام ازدواج با يک ديگر است بسياري از دختران و زنان جوان بدون آن که در خصوص حالات روحي و رواني همسر آينده خود تحقيق و بررسي کنند به صرف قيافه آراسته و برازنده طرف مقابل خود، به آساني فريب خورده و به عقد ازدواج وي در ميآيند و پس از وقوع ازدواج دچار انواع پريشانيها و اختلافات فکري و تضادهاي فرهنگي ميشوند. متأسفانه اين مسئله مهم در جامعه ما هرگز جدي گرفته نشده و آموزشهاي لازم و راهنماييهاي بايسته از سوي مسئولين مربوطه و نهادهاي ذيربط به دختران و زنان جوان داده نشده و امر مشاوره قبل از ازدواج کاملاً ناديده گرفته ميشود.

    متأسفانه آمارها نشانگر افزايش جرم و جنايت در جامعه است جرائم خشني مانند قتل آدم ربايي زورگيري اسيدپاشي ضرب و جرح روند صعودي دارند سوال اينجاست که به چه دليل مدارا در جامعه ما رخت بر بسته و به جاي آن روح خشونت وقانون ستيزي مردم رواج پيدا کرده است. پاسخ سوال اين است که اين پديده معلول علل و عوامل شناخته شدهاي در جامعه است. رواج فقر اعم از مالي و فرهنگي، اعتياد، وجود انواع و اقسام استرسهاي زيانبار، نبودن امنيت شغلي کامل، نداشتن مراکز فرهنگي و تفريحي و سرگرمي به اندازه کافي و برخي مسايل ديگر باعث گرديده ميزان صبر و تحمل و مداراي افراد به شدت کاهش پيدا کند. امروزه در صفحه حوادث بسياري از روزنامهها شاهد آن هستيم که به دنبال مشاجرههاي لفظي کوچک، فجايع بزرگي اتفاق افتاده است. پخش انواع و اقسام CD هاي نمايشي که در آنها به راحتي خشنترين اعمال و حرکات غيرعادي و جنونآميز قهرمانان فيلم نشان داده ميشود و انتشار بيرويه اخبار جنايي و حوادث هولناک در جامعه و دهها علت و عامل ديگر، جامعه را به سمت خشونت گرايش داده است. حتي نمايش اعدام در ملاء عام نه تنها قدرت بازدارندگي و ارعاب نداشته بلکه خود وسيلهاي است تا خشونت در جامعه ترويج داده شود. انسانها براي بهتر زيستن نياز به جامعهي آرام و قانون گرا و با اخلاق دارند و اين مهم ميسر نميشود مگر اين که تمامي اين علل و عوامل در جامعه از بين برود و گرنه ما همچنان شاهد ناهنجاريهاي بسياري در همه زمينهها در جامعه خواهيم بود. طبعاً زندگي در اين شرايط براي همگان دشوار و ناراحت کننده است.

    موضوعي که به عنوان تکميل مطالبم ميخواهم اضافه نمايم اين است که اينجانب سالهاست در زمينه حقوق جنايي و دفاع از متهمين به قتل عمدي فعاليت دارم. ظاهر هيچ يک از موکلين من تفاوت فاحش و بارزي با ساير افراد نداشته است و کاملاً عادي و طبيعي بودهاند اما از لحاظ روحي و رواني و ضريب هوشي تعدادي از آنان دچار مشکلات حادي بوده و از قدرت تصميمگيري کافي و استنباط صحيح از مسايل جاري بهرهاي نداشتهاند. به عبارت ديگر مشکلات روحي و رواني اين افراد يکي از عوامل وقوع جرم بوده اما از لحاظ قيافه ظاهري نشانه خاصي نداشتهاند.

    آقا پسر عصر اینترنت ابرو نخی دماغ عملی

    اين روزها ديدن پسرهاي جوان و مرداني با ابروهاي اصلاح شده، موهاي مش کرده که گاه با چسب و ژل چنان به هم چسبيدهاند که انگار از ماده اي پلاستيکي ساخته شدهاند، نه تنها در خيابانهاي تهران، که در خيابانهاي ساير شهرهاي کشور نيز چندان عجيب نيست و اگر به چنين ظاهري تيشرت هاي رنگارنگ، کمربندهايي با قلابهاي بزرگ پرنگين و دستبندها و گردنبندهاي درشت را اضافه کنيم ميتوانيم تصويري از شمار زيادي از جوانان جامعه امروز به دست بدهيم.

    تصويري که با شکل و شمايل «مردانه» حتي مردهاي دهسال پيش خيلي تفاوت دارد. زماني بود که کفشهاي پاشنهدار و شلوارهاي پاچه گشاد و موهاي بلند مد غالب و مورد توجه مردان جوان بود و امروز ديدن تصاوير آن جوانان ديروز گاهي مايهي خنده و گاهي هم تعجب ميشود. اما مثل هر مد ديگري اين مدها تغيير کرد و گشادي پاچههاي شلوار مردانه، به قسمت بالاي شلوار منتقل شد و شلوارها پر از پيليهاي ريز و درشت شدند و بلوزهاي گشاد جاي مدلهاي چسبان را گرفتند موها هم کاکل دار شدند و پشت بلند، آرام آرام اما رسيديم به کفشهاي معمولي و به اصطلاح کلاسيک، شلوارهاي راسته و پيراهنهاي با يقهي متوسط، ظاهراً اين مد به نسبت آن چه در دو دهه ي گذشته براي لباس و آرايش موي آقايان مد بود معقولتر و متعادلتر است. اما آن چه که طي چند سال اخير موجب تغيير اساسي در ظاهر مردان جوان و گاه ميانسال شده از حد اندازهي پاچه شلوار و مدل مو گذشته و به خط چشمهاي دودي رنگ و اصلاح ابرو و از بين بردن موهاي دست و عمل بيني و ساير عملهاي زيبايي رسيده که شايد تا پيش از پنج، شش سال پيش اگر کسي به ما ميگفت قرار است اين قدر رواج پيدا کند حاضر به باور کردنش نبوديم و اگر تا پيش از اين به کار بردن بسياري از اين وسايل آرايشي فقط حق خانمها بود، اما امروز وجود همين لوازم آرايش در سالنهاي مردانه يک امر کاملاً طبيعي است.

    يادمان نرود که ايران در بين کشورهاي جهان در استفاده از لوازم آرايش رتبه دوم را دارد و باز هم فراموش نکنيم که سن استفاده از لوازم آرايش در بين خانمها هم ۱۰ سال پايين آمده اگر اين دو نگاه آماري را به آن چه گفته شد اضافه کنيم، ميتوانيم نگران باشيم که اضافه شدن آقايان به صف استفاده کنندگان ازلوازم آرايش، رتبهي ايران را در اين مورد هم به يک برساند؟!

    عدم اعتماد به خود

    روانشناسان معتقدند که گرايش افراطي به ديده شدن و زيبا جلوه کردن از تبعات طبيعي سنين نوجواني است، و نبايد نگران چنين تنوع طلبيهايي بود. اما عدهاي ديگر فقدان اعتماد به نفس در بين نسل فعلي را علت اصلي اين گرايشها ميدانند. عدم اعتماد به نفس که باعث ميشود به جاي تکيه روحي به قيافه طبيعي مردانه يا قدرت فکر و ذهن و استعدادهاي ديگر با استفاده از ابزارهاي خود آرايي جلب توجه کنند الويت يافتن پول و وسوسه ثروت يک شبه باعث شده که تخصصهاي آکادميک يا حرفهاي بيارزش جلوه کند و طبيعتاً مردان جواني که فاقد تواناييهاي ارزشي و علمي هستند به طور طبيعي به خودآرايي روي ميآورند.

    نظر جنسي مخالف

    اما مسئله اصلي اين است که اگر پسران جوان فکر ميکردند چنين آرايشهايي در ديد و نگاه دختران و خانمهاي جوان هيچ جذابيتي ندارد و حتي گاهي مذموم جلوه ميکندآيا باز هم اين قدر در مش کردن موها و ژل زدن به آنها و عمل بيني و اصلاح ابروهايشان اصرار به خرج ميدادند؟ جواب اين پرسش ظاهراً بايد منفي باشد، بنابراين ميشود نتيجه گرفت که تغيير سليقه دختران يا بعضي از آنها نسبت به تيپ و شخصيت مردانه و نشان دادن توجه به پسرهاي بزککرده يکي از عوامل گرايش پسران به آزاديهاي زنانه است و حالا سئوال اين است که چه عاملي باعث شده که سليقهي عمومي جامعه و به خصوص خانمها تا اين حد تغيير کرده؟ و کار به جايي برسد که خانم خانه براي همسرش از همان مغازهاي که براي خودش لوازم آرايشي ميخرد خريد کند!

    در حال حاضر مغازههاي لوازم آرايشي، لوازم آرايشي مردانه را در يک قسمت و لوازم آرايشي زنانه را نيز در قسمتي ديگر از ويترين خود عرضه ميکنند تا مشتريها در انتخاب خود راحتتر باشند. رايج شدن تعابير و اصطلاحاتي مثل: کار ابرو، برنزه کردن پوست، مش، رنگ و … بر تابلوي آرايشگاه هاي مردانه حالا ديگر اصلا عجيب نيست. قيمت اصلاح ابرو ۳۰ تا ۳۵ هزار تومان / مش در رنگهاي مختلف از جمله مش يخي که امسال مد شده۱۵۰هزار تومان و برنزه کردن صورت از هفتاد هزار تومان به بالا قيمت دارد.

    اين تغييرات به باور برخي از مردان جوان جامعهي ما ،از آنها فردي با ظاهري «شيک» تر ميسازد و ميتوانند در کسب موقعيتهاي اجتماعي موفقتر باشند اما آيا واقعا همين طور است؟ قطعا اگر جواناني که به کمک اين عوامل، خطاهاي روحي و عدم اعتماد به نفس خود را ميپوشانند فکر ميکردند که چنين کارهايي باعث بازخورد منفي در جنس مخالف و پذيرش جامعه خواهد شد، آيا باز هم اين قدر به چنين آرايشهايي اصرار ميکردند؟ پس شايد سئوال اساسيتر اين است که چه برسر معيارهاي ارزشي جوامع جوان آمده که حتي معيارهاي زيباييشناسانه جامعه را به اين شکل تحت تأثير قرار داده است؟!

    بفرمایید عروسی به صرف چشم و هم چشمی

    سال ها  از زماني که جشن هاي عروسي در حياط خانه ها با چيدن ميز و صندلي برپا مي شد گذشته و امروزه اين مراسم در تالارها، هتل ها و باغ تالارها برگزار مي شود. در واقع آنچه امروز دغدغه بسياري از زوج هاي جوان و برخي خانواده ها شده است؛ برگزاري عروسي هايي ست که گاهي روايت يک شب هزار شب نمي شودِ افرادي ست که حتي به رغم فقدان مالي از چشم و هم چشمي ها، چشم پوشي نمي کنند و برگزاري مراسمي مجلل و به اصطلاح با شکوه را به هر قيمتي واجب مي دانند! اما به راستي چرا زوج هاي جوان با توجه به شرايط سخت اقتصادي امروز اصرار به برگزاري چنين مراسمي دارند؟

    گاهي اين افراد چنان غرق در برگزاري مراسم عروسي به بهترين و به روز ترين نحو مي شوند که فلسفه زندگي مشترک را به حاشيه مي برند. البته متولدين دهه ۶۰  به قبل در خاطراتشان حداقل يک يا چند بار تجربه رفتن به يک عروسي بيرنگ و لعاب را دارند؛ عروسي هايي که درحياط خانه ها برگزار مي شد با کمترين هزينه و ريخت و پاش. همين که قرار بود دوستان و اقوام دور هم جمع شوند کافي بود تا آن شب به يکي از خاطره انگيزترين شب ها براي همه تبديل شود. نه از ماشين عروس باگل هاي چند صدهزارتوماني خبري بود و نه از سرويس هاي طلايي که بيشتر براي نمايش خريده مي شد و عکس ها و فيلم هاي عروسي که هنوز هم ديدني است برخلاف امروز که فيلم هاي عروسي اکثر زوج ها با وجود هزينه هاي گزافي که بابت آن ها پرداخت مي کنند گوشه خانه خاک مي خورند. در هر حال اگر قدري عميق تر به اطرافمان نگاه کنيم مي بينيم که اين روزها جشن هاي عروسي با تمام بريز و بپاش هايش حال و روز خوشي ندارند و اين مسئله را مي توان از تلخي روزهاي بعد از جشن که با استرس پرداخت بدهي ها و يا فرو نشستن هيجانات عروس و داماد همراه است مشاهده کرد.

    رضا که دو سال است ازدواج کرده و به قول خودش اولين کسي بوده است که در بين اقوامش در باغ تالار جشن عروسي اش را برگزار کرده است از دلايلش مي گويد: تا آن روز کسي در فاميل ما مراسم ازدواجش را در باغ نگرفته بود، راستش از اين که مي ديدم چطور فاميل انگشت به دهان محو پذيرايي جشن ازدواج من مي شوند احساس غرور مي کردم، حسادت را در چشمان بعضي هايشان مي ديدم و راستش از اين بابت کيف مي کردم، احساسي کردم اين مراسم به خصوص مقابل فاميل همسرم مرا بيش از پيش سربلند کرده است و احترام و عزت بيشتري به من و خانواده ام بخشيده است.

    آقاي قاسمي هم يکي از ديگر از افرادي است که مراسم عروسي خود را در هتل برگزار کرده و مي گويد: من عروسي خود را به شکل مجلل برگزار کردم چرا که به نظر من عروسي کم خرج بي احترامي به عروس و ميهمانان است. از طرفي هم مسلماً زماني که سرمايه و درآمد خوبي دارم  همسرم و خانواده اش از من توقع يک عروسي مجلل را دارند بنابراين من عروسي خود را در هتل و در حد امکان باشکوه برگزار کردم.

    مينا هم که به همراه مادرش در تدارک جهيزيه است و دو ماهي بيش تر به برگزاري مراسم عروسيش باقي نمانده مي گويد: عروسي بايد همراه با بريز و بپاش باشد چرا که اگر کم خرج شود مردم و ميهمانان از فردا حرف در مي آورند.  هرچه که عروسي مجلل تر باشد زبان مردم کوتاه تر مي شود و از طرفي همسرت هم مي فهمد که زن گرفتن به اين راحتي ها هم نيست و آن وقت فردا روزي به فکر تجديد فراش نمي افتد و حساب کار دستش مي آيد و اگر اين طور نباشد همسرش مدام از او انتظار دارد که کوتاه بيايد و از خواسته هايش چشم پوشي کند و اگر هم اين کار را انجام بدهد به نظر همسرش نمي ياد، يعني قدردان نخواهد بود اما اگر از همان ابتدا نشان بدهد که آدم کم توقعي نيست، اگر در زندگي مشترک در خصوص بعضي از خواسته هايش کوتاه بيايد همسرش مطمئناً قدرشناس او خواهد بود. از طرفي زماني که خانواده داماد و يا خود داماد انتظار دارد که عروس جهيزيه کامل و مجللي تهيه کند و گاهي خانواده عروس را تحت فشار قرار مي دهند، بايد عروسي مجللي هم بگيرند.

    اما سارا و مهدي جوان هاي ۲۳ساله و ۲۷ ساله اي هستند که با وجود شرايط مالي بسيار خوب ،به برگزاري عروسي ساده اي اکتفا کرده و هنوز هم بعد از گذشت يک سال از خاطرات و شيريني آن شب سخن مي گويند و سارا معتقد است: زماني که از پدر شوهرم سر سفره عقد يک ماشين ۲۰۶ کادو گرفتم اکثر اقوامم فکر مي کردند که اين مي تواند نويد يک مراسم مجلل عروسي باشد. البته خانواده شوهرم حتي تا رزرو يکي از هتل هاي مطرح تهران هم پيش رفته بودند اما من دوست نداشتم چنين عروسي برايم برگزارشود. راستش هر زماني هم که به عروسي يکي از اقوام يا آشناهايمان مي رفتيم که پر از ريخت و پاش بود و همه فقط فکر و ذکرشان ديدن مدل لباس، آرايش و طلا و جواهر  يکديگر بود و اصلاً لذتي از دور هم بودن نمي بردن و با تمام هزينه اي که خانواده عروس و داماد کرده بودند باز هم از يک چيزي ايراد مي گرفتند تصميم داشتم اگر عروسي برگزار کردم حتماً ساده باشد. مهدي هم که صحبت هاي همسرش را تأييد مي کند مي گويد: اگر از ريخت و پاش هاي عروسي اقواممان براي شما بگوييم شايد اصلاً باورتان نشود، از شاباش هاي چند صد هزار توماني تا سلف سرويس هاي آن چناني و … . اما من هم مثل همسرم در اين جشن ها حس خوبي نداشتم، انگار که در يک مسابقه شرکت کرده ام که اگر من هم مثل آن ها و حتي بهتر نباشم بازي و آبرويم را باخته ام. به همين خاطر ما در يک تالار با دو نوع غذا و ميوه و شيريني از مهمانانمان پذيرايي کرديم و در آخر هم از حضور آن ها و پذيرفتن دعوتمان تشکر کرديم و اعلام کرديم که مراسم پاتختي نداريم و هدف تنها دور هم جمع شدن و شاد بودن بوده است.

    زندگی ای شبیه دیگران

    گرچه هنوز هم هستند جواناني که سادگي را ملاک مراسم عروسي خود مي دانند اما مسئله اساسي روند رو به رشد برگزاري عروسي هاي مجلل است. پروفسور حسين باهر، رفتار شناس و استاد دانشگاه در اين رابطه مي گويد: متأسفانه آنچه طي سال هاي اخير به چشم مي خورد اين است که نه تنها معيارهاي ازدواج تغيير کرده است بلکه همه ي آيين ها و سنت هاي زندگي مشترک هم تحت تاثير اين امر تغيير کرده است. به گونه اي که معيارقضاوت درباره ي يک عروسي از مراسمي ساده عروسي به جشن هاي مجلل با هزينه هاي چند صد ميليوني تبديل شده است. اين موضوع که ناشي از فرهنگ غير متعارف چشم و هم چشمي است به شکلي نابهنجار در جامعه درحال گسترش است و افراد گمان مي کنند بايد زندگي شبيه ديگران داشته باشند تا به اصطلاح زندگي موفق و خوبي را تجربه کنند. در هر صورت چشم و هم چشمي يعني اينکه فرد به بلوغ فکري نرسيده باشد و بدون توجه به آينده تقليدي که مي کند، شرايط زندگي را شبيه ديگران کند. در حقيقت اين فرد، ضعف دروني خود را با ظواهر بيروني جبران مي کند اما هيچگاه به رضايت نمي رسد. البته خانواده هايي که به سمت برگزاري چنين مراسمي مي روند دو دسته اند؛ يک دسته گروهي هستند که پول زيادي دارند آنقدر که نمي دانند چگونه آن را خرج کنند و مديريت صحيحي بر داشته هاي خود ندارند، و دسته اي ديگر پول آنچناني ندارند اما خود را اجباراً به قرض مي اندازند تا خود را متمول نشان دهند. در هر دو گروه هم، آشنايان اين خانواده ها براي آنکه خود را کمتر نشان ندهند در مراسم هاي خود هزينه هايي بيشتر از نفر قبل خرج مي کنند.

    اين استاد دانشگاه معتقد است: وضعيت کنوني جامعه به نحوي شده که هرکس که مال و منال دارد با اين توجيه که دارندگي و برازندگي، روزگار مي گذراند بدون آنکه متوجه باشد اين نوع نمايش دارايي مي تواند در زندگي خيلي ها اثر منفي به دنبال داشه باشد بنابراين، اين افراد حق ندارند هرگونه که مي خواهند بدون توجه به اطرافيان زندگي کنند. در واقع زماني که افراد جامعه واقعيت هاي زندگي و توانايي هاي فردي خود را قبول داشته باشند کمتر به نظرات ديگران در رابطه با خود اهميت مي دهند. زماني که افراد بيش از حد در پي کسب نظرات ديگران در رابطه با خود باشند تلاش مي کنند همان طور که ديگران مي پسندند ظاهر شوند همين موضوع موجب مي شود تا از شخصيت واقعي خود دور شده و معيار سنجش خود را نظرات ديگران قراردهند. در مورد برگزاري مراسم عروسي نيز اين امر صدق مي کند وقتي که يک دختر و پسر جوان به چنين مراسم عروسي مجللي دعوت ميشوند دلشان ميخواهد حداقل يک چهارم اين مجلس را براي خود بگيرند و چون نميتوانند، به گرفتن قرض و وام و گاهي برخي از آنها به کارهاي خلاف هم روي ميآورند و اين نتيجه ي تنها به دنبال رضايت ديگران، بودن است. از طرفي روحيه مصرفزدگي در حال همگاني شدن است و دامن بسياري از اقشار جامعه حتي با وجود داشتن حقوق اندک را فرا گرفته است، مثلاً افراد برخلاف درآمدشان، در پي خريد اتومبيل، لباس، لوازم خانه و به دنبال شيوه زندگي مربوط به طبقات متوسط به بالا هستند و اين در بين قشر جوان در حال گسترش است. به همين خاطر بايد در اين زمينه رسانهها فرهنگسازي کنند و از عوارض تجملات براي جامعه سخن بگويند گرچه عوارض تجملات تنها شامل مراسم عروسي نميشود. بايد توجه داشت که اگر روحيه تجملگرايي در خانوادهها باب شود کم کم رضايت از زندگي زناشويي کم مي شود و زوج هايي که به هر دري زده اند که عروسي مجللي برپا کنند به دليل عدم توانايي در گذران زندگي تجملاتي دچار چالش و درگيري شده و اين يعني کاهش خرسندي از زندگي زناشويي و در نهايت طلاق عاطفي و يا رسمي.

    خانه عروس نمایشگاه مبلمان نیست

    شرايط زندگي امروز با شرايط زندگي نسلهاي قبلي حتي با شرايط زندگي در دهسال قبل هم تفاوت دارد و همه ما مجبوريم اين تفاوتها را بپذيريم.

    امروز در کمتر خانهاي امکان پهن کردن سفره براي مهمانيهاي سي، چهل نفره وجود دارد وحتي اگر کسي هم دلش بخواهد به شيوه مادربزرگها و پدربزرگها مهمانيهاي دستهجمعي برگزار کنند و به هر مناسبتي اهل فاميل را دور هم جمع کنند  برگزار کردن چنين مهمانيهايي در آپارتمانهاي پنجاه،شصت و حتي هفتاد متري امکانپذير نيست. حالا بگذريم از اين که شرايط اقتصادي اجازه چنين ريخت و پاشهايي را دست کم به طبقه متوسط نميدهد و اکثر خانوادهها مخصوصاً زن و شوهرهاي جوان براي رسيدن به مسايل زندگي خودشان هم وقت کافي ندارند چه برسد به اين که بخواهند از اين جور مهمانيها برگزار کنند.

    بنابراين دختر و پسري که امروز با هم ازدواج ميکنند انتخاب و خريد وسايل زندگيشان هم بايد بر اساس شرايط و امکانات و نيازهاي زندگي امروز باشد. خريدن سرويس غذاخوري صد و بيست پارچه يا ميز نهارخوري دوازده نفره و چندين دست قاشق و چنگال و فنجان و ليوان تنها فايدهاش پر کردن ويترين نمايش ظرف و ظروف است و خريدن قابلمههاي جور واجور جز اين که قفسههاي آشپزخانه را اشغال کند فايده ديگري ندارد. و از همه بدترخريد مبل هاي پذيرايي آنچناني که فقط ميز نهارخوري آن يک سالن ۷۰ متري ميخواهد.

    اما متأسفانه بعضي از عروس و دامادها فکر ميکنند که از همان ابتدا بايد همه وسايل ضروري و غير ضروري را درست همانطور که در خانه پدري سراغ دارند و حتي يکي، دو پله بالاتر و بيشتر تهيه کنند در حالي که زندگي پدر و مادرها حداقل در طول بيست و چند سال و به مرور بر اساس ضرورت و نياز شکل گرفته نه در عرض يک هفته و يک ماه، بنابراين جوانهايي که به خانه بخت ميروند بايد به اين فکر کنند که خانه جديدشان بايد محل يک زندگي راحت و عاشقانه باشد و نه نمايشگاه مبل و مغازه سمساري که انواع وسايل  مختلف و مثلا ضروري!و اشيا تزئيني از در و ديوارش بالا برود و بد نيست اگر در مورد اين يک قلم دختر و پسرهاي جوان و خانواده ها براي تهيه وسايل  زندگي شان از فرنگي ها تقليد کنند که معمولا وسايل زندگي شان  دست کم در شروع زندگي مشترک يک تخت و يک ميز و صندلي دو نفره و يک ميز صندلي دو نفره و چند تا ماهيتابه و بشقاب است.

    ساده و آسان

    چیکن استراگانف

    مواد لازم براي ۴ نفر

    سينه مرغ بدون استخوان ۶۰۰ گرم

    قارچ دکمهاي   ۲۰۰گرم

    پياز متوسط    ۲ عدد (۲۵۰ گرم)

    چيپس خلال     ۱۰۰ گرم

    روغن آفتابگردان و کره جمعاً   ۷۵ گرم

    آرد سفيد گندم    ۲۵ گرم

    زردچوبه، جوز، نمک و فلال سياه    يک ۱ پيمانه

    خامه ۱۰۰ گرم

    جعفري خرد شده براي تزئين

    طرز تهيه:

    براي چيکن استراگانف سينه مرغ را به قطعات خلالي به ابعاد ۱×۱×۶ (عرض×ارتفاع × طول) برش ميزنيم. پياز را پوست گرفته و آن را نيز به قطعات خلالي برش ميزنيم. قارچهها را شسته، پس از آبکش کردن به صورت ورقهاي برش ميزنيم. تابهاي را روي حرارت قرار ميدهيم تا گرم شود سپس نيمي از روغن و کره را به آن افزوده و پس از داغ شدن با حرارت بالا،قارچ را درون آن تفت ميدهيم تاآب آن کشيده و قارچهها کمي طلايي شود. تابه نسبتاً گودي را روي حرارت گرم کرده، بقيه روغن و کره را به آن افزوده و پس از داغ شدن پيازها را داخل آن ريخت و تفت ميدهيم تا کمي شفاف شود. کمي زردچوبه به آن افزوده و پس از تفت، مختصري قطعات مرغ را به همراه نمک، فلفل سياه و جوز هندي به آن اضافه مينماييم و ضمن هم زدن اجازه ميدهيم (به شيوه سرخ شدن) پخت مرغ انجام شود. قارچ تفت داده را به تابه محتوي مرغ اضافه مينماييم و پس از کمي تفت با مواد قبلي، آرد سفيد را نيز افزوده و اجازه ميدهيم آرد کمي تفت بخورد، حال استاک مرغ را ضمن هم زدن محتويات تابه، کم کم و بدون قطع ريزش به آن اضافه مينماييم و اجازه ميدهيم تا مواد با هم کمي جوش خورده و آب اضافي استاک تبخير شود که نتيجه غذا همراه با سس نسبتاً غليظي خواهد شد. در انتهاي کار، خامه را که با کمي استاک رقيق کردهايم به آن اضافه و قبل از به جوش آمدن خامه، ظرف را از روي حرارت برميداريم و با کمي خامه و سيبزميني و جعفري خرد شده آن را تزئين نماييد چيکن استراگانف شما آماده است. نوش جان

     


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    راه‌هایی برای پیشگیری از معتاد شدن دختران و زنان جوان
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    مدیر اجرایی کانون فرهنگی بانو مجتهد امین گفت: متاسفانه نسبت به گذشته با رشد آمار اعتیاد در میان زنان مواجه هستیم، علاوه بر آموزش و آگاهی، رفع خلاءهای عاطفی در خانواده‌ها مانع از اعتیاد زنان و دختران می‌شود.

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین و به نقل از روابط عمومي ستاد مبارزه با مواد مخدر: معصومه طاهري گفت: اعتياد يك آسيب اجتماعي است و تنها يك مشكل و دغدغه فردي و خانوادگي محسوب نمي‌شود بنابراين رويكرد اجتماعي شدن مبارزه با مواد مخدر بسيار مناسب بوده و همه بايد بپذيريم كه اعتياد يك مشكل همگاني است و با احساس مسئوليت ملي نسبت به رفع و كاهش آن همكاري كنيم.

    وي گفت: حتي خانواده‌هايي كه به صورت مستقيم درگير اعتياد نيستند نمي‌توانند خود را مصون از خطرات اعتياد بدانند چراكه اين معضل و پديده شوم اجتماعي بر همه افراد جامعه به صورت غير مستقيم مي‌تواند اثر گذارد، براي مبارزه با اعتياد ابتدا بايد به مسئله پيشگيري توجه داشته باشيم همچنين اين معضل بايد دلايل شكل‌گيري آن آسيب شناسي شود تا بتوانيم راهكارهاي موثرتري اتخاذ كنيم.

    مدير سابق اجتماعي مركز امور زنان و خانواده ادامه داد: آموزش همگاني در پيشگيري از معضلات اجتماعي همچون اعتياد بسيار موثر است و نبايد مورد غفلت دستگاه‌هاي كشوري و مردم قرار گيرد. همچنين سازمان‌هاي مردن نهاد در اين راستا مي‌توانند نقش بسيار مهمي را بر عهده گيرند چه بسا كه تجربه‌هاي فراوان نشان داده است كه با همكاري و مشاركت سازمان‌هاي مردم نهاد رسيدن به موفقيت تسهيل شده و موثرتر خواهد بود.

    طاهري اضافه كرد: خانواده‌ها بايد نحوه مواجه شدن با فرد معتاد را بدانند و اقدامات موثر را جهت ترك و بهبودي آن انجام دهند. اعتياد يك بيماري است و فرد بيمار بايد مورد درمان قرار گيرد بنابراين اشتباه خانواده‌ها در اين زمينه نه تنها سبب ترك فرد معتاد نمي‌شود بلكه باعث آسيب‌هاي روحي و رواني زيادي براي اعضاي خانواده مي‌شود.

    وي رويكرد اجتماعي شدن را بسيار مثبت برشمرد و عنوان كرد: همه دستگاه‌ها و مردم بايد همكاري كنند تنها با فعاليت يك يا دو دستگاه به نتيجه نخواهيم رسيد و مبارزه با اعتياد و مواد مخدر يك عزم ملي و همگاني مي‌طلبد.

    مدير اجرايي كانون فرهنگي بانو مجتهد امين به موضوع دختران فراري و ايدز اشاره كرد و بيان كرد: متاسفانه نسبت به گذشته رشد آمار اعتياد، دختران فراري و ايدز در ميان زنان افزايش يافته است و اين موضوعات نيز بررسي‌هاي كارشناسي دارد . دختران از لحاظ روحي و رواني عاطفي و حساس‌اند و خانواده‌ها بايد خلاء‌هاي عاطفي فرزندانشان را رفع سازند تا دچار مشكلاتي همچون اعتياد آنها نشوند. البته به موضوع افراط و تفريط در اين راستا بايد توجه شود.

    مدير سابق اجتماعي مركز امور زنان و خانواده قبح زدايي از اعتياد را معضل بزرگتر خود اعتياد برشمرد و گفت: برخي خانواده‌ها اعتياد برايشان اهميت ندارد و يك امر عادي تلقي مي‌شود و اين مسئله مشكلات فراواني را براي خانواده‌هاي آنان فراهم مي‌سازد.

    طاهري افزود: مديران مدارس و معلمان بايد دانش آموزاني كه خلاء عاطفي دارند را شناسايي كرد و حمايت‌هاي لازم را در ميان آنها به انجام رسانند تا علاوه بر رشد تحصيلي آنها مانعي در برابر اعتياد و آسيب‌هاي اجتماعي كه اين دانش آموزان را تهديد مي‌كند، باشند. چرا كه احساس تنهايي و خلاءهاي عاطفي اين افراد را به سمت اعتياد سوق مي‌دهد.

    مدير اجرايي كانون فرهنگي بانو مجتهد امين به موضوع رويكردهاي ديني اشاره داشت و تاكيد كرد: در دين مبين اسلام به محبت و عاطفه بسيار زياد توجه شده است و خانواده‌ها بايد حرف و عمل ديني آنها براي فرزندانشان يكسان باشد تا بتوانند از ايجاد آسيب‌هاي اجتماعي جلوگيري كنند. همچنين تقويت ايمان در ميان نوجوانان و جوانان خود نوعي پيشگيري از اعتياد به شمار مي‌رود.


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    کدام استان ها برای تاسیس کلینیک جنسی اعلام نیاز کرده اند؟
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    شهروند نوشت: خبر راه‌اندازی کلینیک‌های جنسی تابستان امسال آمد؛ زمانی که مدیر اداره سلامت جمعیت و خانواده وزارت بهداشت اعلام کرد که مشکلات جنسی عامل اصلی ٣٠‌درصد از ازدواج‌هایی است که در ٥‌ سال اول زندگی به طلاق ختم می‌شود.

    همان موقع اعلام شد كه ١٠ کلینیک سلامت جنسی از اوایل مهر ماه راه‌اندازی می‌شود. کلینیک‌هایی که قرار است خدمات سلامت جنسی از سوی متخصصان روانپزشکی، روانشناسی، ارولوژی، زنان، متخصصان داخلی و عفونی و کارشناسان حقوقی ارایه کند. مهر ماه از راه رسید اما خبری از این کلینیک‌ها نشد. آبان و آذر هم آمد، باز هم خبری نشد، اواخر پاییز بود که همان مقام مسئول در وزارت بهداشت اعلام کرد این کلینیک‌ها در بهمن و اسفند امسال راه‌اندازی می‌شوند؛ حالا محمد اسلامی، معاون فنی دفتر سلامت جمعیت و خانواده وزارت بهداشت در گفت‌وگو با «شهروند» می‌گوید که زمان راه‌اندازی این کلینیک‌ها از اواخر اسفند و اوایل ‌سال آینده است. به گفته او قرار بود ١٣ کلینیک فعال شود اما با اعلام برخی استان‌ها، تعداد آنها به ١٧ رسیده است. او توضیحات بیشتری می‌دهد.

    چه اتفاقي افتاد که باعث شد زمان راه‌اندازی کلینیک‌های جنسی با تأخیر انجام شود؟ قبلا گفته بودید مهر ماه، الان اسفند ماه هستیم اما هنوز این کلینیک‌ها باز نشده‌اند.

    بله؛ کلینیک‌های جنسی هنوز راه‌اندازی نشده است؛ قرار بود از مهر ماه اقدامات اولیه راه‌اندازی این کلینیک‌ها آغاز شود و این اتفاق هم افتاد؛ به‌هر حال راه‌اندازی آنها نیاز به مقدماتی داشت.

    با این اوضاع قرار است چه زمانی این کلینيک‌ها راه‌اندازی شوند؟

    بر اساس برنامه‌ریزی‌هایی که کردیم، قرار است از اواخر امسال، یعنی تا آخر اسفندماه و اوایل‌ سال آینده، به تدریج این کلینيک‌ها را راه‌اندازی کنیم. البته باید زودتر از اینها این کلینیک‌ها فعالیتشان را شروع می‌کردند.

    شما اشاره می‌کنید که باید زودتر راه‌اندازی می‌شد، این تأخیر برای چه بود؟

    به هر حال ما نیاز به انجام مکاتباتی داشتیم و باید هماهنگی‌هایی انجام می‌شد. در اوایل قرار بود ١٠ کلينيک جنسی داشته باشیم، اما پس از مدتی استان‌های دیگر هم اعلام نیاز کردند به همین خاطر ٧ کلینیک دیگر هم به آن اضافه شد و تعدادش به ١٧ کلینیک رسید.

    شما تأکید کردید که هنوز کلینیکی راه‌اندازی نشده، اما ما شاهد فعالیت برخی از این کلینیک‌ها هستیم.

    بله؛ اینها مربوط به وزارت بهداشت نیستند؛ ممکن است وابسته به سازمان‌های دیگر مانند هلال‌احمر باشند؛ وزارت بهداشت تحت عنوان کلینیک سلامت جنسی مرکزی ندارد. البته درحال حاضر هم مرکزی مانند کلینیک سلامت جنسی که به‌زودی راه‌اندازی می‌شود، وجود ندارد؛ چرا که اقدامات خاصی در این کلینیک‌ها قرار است، انجام شود.

    اشاره کردید که برخی استان‌ها اعلام نیاز کردند،کدام استان‌ها هستند؟

    استان‌های کرمانشاه، فارس، اصفهان، گیلان، مراکز وابسته به دانشگاه‌های علوم پزشکی تهران، استان البرز و کرمان ازجمله این استان‌ها هستند؛ هر کدام از این استان‌ها بتوانند زودتر فعالیت‌شان را متمرکز کنند، کلینیک سلامت جنسی هم زودتر در آن مناطق باز می‌شود.

    انتخاب این استان‌ها بر چه اساسی بود؟

    به هر حال ما سازمان‌هایی داریم که در این زمینه اطلاعاتی را جمع‌آوری می‌کنند. بر همین اساس براساس اطلاعاتی از آمار ازدواج و طلاق‌هایی که از استان‌ها به دست ما رسید، تصمیم گرفتیم که این کلینیک‌ها را در استان‌های مورد نظر افتتاح کنیم.

    یعنی معیار شما آمار ازدواج و طلاق است؟

    در یک بخشی این موضوع معیار است؛ هم آمار طلاق و ازدواج و هم سرعت طلاق در برخی استان‌ها. یعنی ممکن است که آمار طلاق در برخی استان‌ها زیاد نباشد اما در یک دوره‌ای موارد طلاق در آنها به سرعت افزایش پیدا کرده باشد، این استان‌ها هم در اولویت قرار می‌گیرند.

    یعنی تمرکز شما بر ازدواج‌هایی است که به‌دلیل مشکلات جنسی به طلاق ختم می‌شود؟

    به هر حال این موضوع برای ما اهمیت دارد و مشکلات زناشویی بخشی از اختلاف زوج‌ها را تشکیل می‌دهد؛ البته ما نمی‌گوییم که مشکلات جنسی عامل اصلی طلاق است؛ اما زمانی که نیازهای جنسی برآورده نمی‌شود، میزان رضایت‌مندی از ازدواج هم پایین می‌آید و زمینه اختلاف را فراهم می‌کند. در کنار همه اینها مردم خودشان هم می‌خواهند که این خدمات را دریافت کنند. راه‌اندازی این کلینیک‌ها نیاز به مداخلاتی داشت و باید از نظر فرهنگی، دینی، اجتماعی و… زمینه‌های آن فراهم می‌شد.

    به نظر شما درحال حاضر این شرایط فراهم شده است؟

    بله؛ مردم آمادگی گرفتن این خدمات را دارند؛ زمانی که مردم می‌بینند که در موضوعات جنسی پس از ازدواج، انتظارشان برآورده نمی‌شود، یا چیزهایی شنیده‌اند و درست نبوده یا حتی برعکس، می‌توانند از این کلینیک‌ها کمک بگیرند.

    در این کلینیک‌ها برنامه‌ای برای افزایش باروری هم در نظر گرفته شده است؟

    ببینید زمانی که اعلام می‌کنند سالانه ١٦٠‌هزار طلاق ثبت می‌شود که نیمی از آنها در ٥‌ سال اول زندگی رخ می‌دهد، می‌توان به این نتیجه رسید که با پایدار کردن ازدواج‌ها، فرصت فرزندآوری هم‌ افزایش پیدا می‌کند.

     


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    این مردان را به همسری انتخاب نکنید
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    باشگاه خبرنگاران نوشت: با وجود تاکیدات بسیار برای آسان گیری در امر ازدواج، ولی از کنار برخی خصلت‌ها نباید به آسانی گذشت.

    محمدرضا نظامی روانشناس خانواده اظهار داشت: هنگام انتخاب شخصی برای ازدواج رعایت نکاتی را باید حتما مدنظر قرار داد و به کسی که دارای این خصوصیات باشد جواب مثبت داده نشود، که یکی از این خصلت‌ها، خسیس بودن فرد در امور مالی است.

    وی ادامه داد: مردان متعصب افراطی، خود خواه و عصبی دیگر افرادی بوده که باید از ازدواج با این اشخاص پرهیز نمود زیرا این قبیل افراد در زمان عصبانیت، کنترل اعصاب نداشته و با فحاشی، پرتاب کردن اشیا و حتی کتک زدن همسر خود به نوعی آرام می‌شوند.

    نظامی افزود: مردانی که به راحتی به شوخی دروغ گفته و از گفتن آن ابایی نداشته حتی در کوچکترین مسائل نیز باید آن را انجام داده و به نوعی به دروغ گویی عادت دارند را نباید به همسری قبول کرد.

    وی اضافه کرد: دسته‌ای دیگر، افرادی که طاقت رویارویی با مشکلات در زندگی را نداشته و به راحتی تسلیم مشکلات شده، همچنین اشخاص بی نظم و مسئولیت ناپذیر گروهی دیگر افراد بوده که باید به آنها جواب منفی داده است.

    این روانشناس خانواده در پایان خاطر نشان کرد: گروه آخر افرادی بوده که خویشاوندان خصوصا خانواده خود را بر همسرش ترجیح و در واقع بیشتر متعلق به آنها است تا همسر خودش که در چنین شرایطی احتمال می‌رود که حرف و عمل آنها را نیز بر همسر خود برتری داده و در نتیجه موجب وابستگی به خانواده خواهد شد.


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    سایر صفحات سایت
    
    Copyright © 2015 _ Design by : MrJEY