• افراد آنلاین : 0
  • بازدید امروز : 135
  • بازدید دیروز : 227
  • بازدید این هفته : 1511
  • بازدید این ماه : 31226
  • بازدید کل : 209580
  • ورودی موتورهای جستجو : 934
  • تعداد کل مطالب : 1081




عنوان محصول اول

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول دوم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول سوم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول

عنوان محصول چهارم

توضیح محصول
توضیح محصول
توضیح محصول




آخرین اخبار وب سایت
روایت یک شغل نفسگیر که عملیات پرواز خلبان‌ها را از زمین هدایت می‌کند

مریم رجبی یکی از ٨ زنی که برای نخستین‌بار پس از انقلاب، هدایت ترافیک هوایی را برعهده گرفته است، از تجربه‌های کاری‌اش به «شهروند» می‌گوید هر روز جان صدها آدم در مسیرهای آسمان در دست من است مریم شکرانی-شهروند| «پرواز دنا ٢٥هزار پا ارتفاع بگیر… هواپیمای جت استار ٣٠ درجه به راست بچرخ… هواپیمای جت […]

۱۰۴ مورد آزار جنسی کودکان در یکسال

سلامت نیوز: هنوز زمان زیاد‌‌ی از د‌‌استان ستایش نگذشته است که ماجراي د‌‌رد‌‌ناك آتنا کود‌‌ک ٧ساله پارس‌آباد‌‌ی پيش آمد‌‌، ماجرايي که از هفته گذشته بر سر زبان‌ها افتاد‌‌ و بار د‌‌يگر جامعه را عميقا متاثر و د‌‌رگير پد‌‌ید‌‌ه کود‌‌ک‌آزاری کرد‌‌، زمانی‌که فجایع اینچنینی رخ می‌د‌‌هد‌‌، افکار عمومی خواهان اين است که مسبب يا مسببان سریعا محاکمه […]

مردان در خشونت های جنسی به راحتی تبرئه میشوند

سعید معیدفر، جامعه‌شناس با اشاره به اینکه درباره خشونت‌های جنسی در کشور به شدت خلاء قانونی وجود دارد گفته مردان در خشونت‌های جنسی به راحتی تبرئه و زنان متهم می‌شوند. به گفته این جامعه‌شناس خشونت علیه زنان جنبه‌های مختلفی دارد و از موضوعات مربوط به حضانت گرفته تا حق ارث اشکالاتی به قانون در زمینه […]


۱۵ درصد دهه شصتی ها ازدواج نمی کنند
بازديد : iconدسته: اخبار مجله

1072113_544

رییس انجمن جمعیت شناسی ایران گفت: پیش‌بینی می‌شود در نسلی که در حدود سال ۱۳۶۰ به دنیا آمده‌اند، آمار کسانی که ازدواج نمی کنند به حدود ۱۵ درصد افزایش یابد.

به گزارش خبرنگار مهر، محمدجلال عباسی شوازی، استاد جمعیت‌شناسی دانشگاه تهران و رئیس انجمن جمعیت‌شناسی ایران افزود: ۲ نوع نگرش نسبت به وضعیت باروری داریم: یکی “نگرش مقطعی” و دیگری “نگرش نسلی”. در شرایط فعلی و با توجه به ساختار سنی جمعیت کشور، باروری مقطعی تحت تأثیر وضعیت اقتصادی-اجتماعی حال حاضر کشور قرار دارد. محاسبات انجام شده با روش‌های مختلف نشان داده که میزان باروری کشور در سال ۱۳۹۰ بین ۱.۸ تا ۲.۱ در نوسان بوده است. اما باید توجه داشت که ملاک برنامه‌ریزی‌ها باید باروری نسلی باشد؛ چرا که باروری مقطعی می‌تواند متأثر از شرایط خاص اقتصادی و اجتماعی حاضر باشد.

باروری نسلی باید ملاک برنامه های جمعیتی قرار گیرد نه باروری مقطعی

وی در این زمینه با ذکر مثالی گفت: ممکن است در جامعه به محلی مانند کوی دانشگاه تهران مراجعه کنیم و از دختران دانشجو سئوال کنیم که آیا ازدواج کرده‌اند؟ یا اینکه آیا بچه دارند یا خیر؟، طبیعی است که این افراد ازدواج نکرده باشند و یا اینکه ازدواج کرده و به خاطر تحصیل و اشتغال یا شرایط دیگر، فرزندآوری‌شان را به تأخیر انداخته باشند؛ اما اگر ۱۵ یا ۲۰ سال بعد به دنبال همین افراد برویم و از آنها سئوال کنیم، پاسخ‌شان متفاوت خواهد بود و اکثریت این افراد ازدواج کرده و با توجه به روند کنونی باروری، ممکن است اکثر آنها حداقل ۱.۸ فرزند را داشته باشند. پس آن چیزی که در برنامه‌ریزی ها باید ملاک قرار گیرد، باروری نسلی است.

وی کشور ایتالیا را نمونه‌ای از کشورهای با سطح باروری بسیار پایین دانست که میزان باروری مقطعی آن در حدود ۱.۳ است، اما میزان باروری نسلی آن بالاتر از ۱.۵ محاسبه شده است. عضو هیأت علمی دانشگاه تهران و رئیس موسسه مطالعات جمعیتی گفت: ما اخیرا میزان باروری نسلی در ایران را برای نسل‌های ۱۳۰۵ تا ۱۳۵۰ (نسل‌هایی که باروری آنها کامل شده است) محاسبه کردیم، این محاسبه نشان داد که رقم میزان باروری نسلی بالاتر از رقم باروری مقطعی‌ آن است. نتایج این تحقیق نشان داد که در زمان انقلاب اسلامی که میزان باروری مقطعی در حدود ۱۵ درصد افزایش پیدا کرده بود، اما باروری نسلی روند خیلی آرام داشته و حتی پایین‌تر از باروری مقطعی بوده است. بنابراین پیام این است که ما در برنامه‌ریزی‌های جمعیتی می‌بایست باروری نسلی را که یک باروری کامل‌شده است مدنظر قرار دهیم و نباید نگران نوسانات مقطعی باروری باشیم.  در کشورهایی که باروری پایین و بسیار پایین را تجربه کرده‌اند، ملاک برنامه‌ریزی‌شان باروری نسلی بوده است. در کشور ما نیز میزان باروری نسلی بالاتر از میزان مقطعی آن است و ممکن است افراد باروری‌شان را به تأخیر بیاندازند ولی وقتی به سن بالاتری برسند، بخش زیادی از این باروری تاخیری تکمیل خواهد شد.

عباسی شوازی گفت: وقتی باروری در سطح بالایی قرار دارد، تأثیر ازدواج و سن آن بر سطح باروری خیلی کم است؛ اما وقتی میزان باروری به سمت جانشینی سوق پیدا می‌کند، اثر ازدواج روی پایین باروری خیلی تأثیرگذار است. هم‌اکنون در کشورهایی مثل ژاپن و هنگ‌کنگ در آسیای جنوب شرقی، در تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر باروری، حدود دو سوم علل باروری پایین را افزایش سن ازدواج و تأخیر در ازدواج شکل می‌دهد. علت آن هم این است که بر خلاف کشورهای اروپایی که در آنها هم‌خانگی(cohabitation) به‌عنوان یک عرف به شمار می‌رود و قانونی شده است و بخشی از فرزندآوری در این قالب شکل می‌گیرد، در  کشورهای آسیای جنوب شرقی و کشورهای اسلامی این شیوه زندگی جایز نیست و در این کشورها چنانچه موضوع ازدواج جدی گرفته نشود، سطح باروری کاهش پیدا خواهد کرد.

وی افزود: بر اساس مطالعه‌ای که اخیراً انجام داده‌ایم، افراد بدون فرزند، در گذشته در حدود ۴ درصد بوده‌اند که از این رقم، ۳ درصد به نازایی طبیعی و یک درصد نیز به افراد ازدواج نکرده مربوط بوده است؛ اما در سال‌های اخیر، سهم مربوط به افراد هرگز ازدواج نکرده به حدود ۶ درصد و سهم مربوط به نازایی طبیعی نیز به ۴ درصد رسیده است. از این‌رو، در حال حاضر حدود ۱۰ درصد زنان نسل ۱۳۵۰ که فرزندآوری آنها تکمیل شده است بدون فرزند هستند که در بین آنها، روند افزایشی سهم ازدواج نکرده‌ها مهم است. همچنین پیش‌بینی می‌شود در نسلی که در حدود سال ۱۳۶۰ به دنیا آمده‌اند، آمار کسانی که ازدواج نمی کنند به حدود ۱۵ درصد افزایش یابد. البته  در ارتباط با شیوع ناباروری در کشور کمی اغراق‌گویی می‌شود که نادرست و غیرکارشناسی است، اما باید روند افزایشی افراد ازدواج نکرده را جدی گرفت که لازم است در سیاست‌های جمعیتی و خصوصاً به لحاظ اشتغال پایدار مورد توجه قرار گیرند.

نرخ باروری هرگز صفر نخواهد شد

علیرضا زاهدیان، معاون مرکز آمار ایران نیز با اشاره کرد به این  که اخیراً در تیتر برخی از رسانه‌ها این موضوع عنوان می‌شود که “نرخ باروری” در سال‌های آتی صفر خواهد شد. اما لازم است توجه داشت که نرخ باروری هیچ‌گاه صفر نخواهد شد مگر اینکه همه مادران یک کشور عقیم شوند، و این اتفاقی است که هیچگاه نخواهد افتاد. اما احتمال صفر شدن “نرخ رشد جمعیت” وجود دارد و این اتفاق در برخی کشورها رخ داده است. از این رو، این دو از یکدیگر متفاوتند و لازم است رسانه‌ها به آن توجه داشته باشند تا اشتباه صورت نگیرد.

وی سپس به تشریح وضع نرخ باروری در کشور پرداخت و گفت: مرکز آمار ایران طی چند سناریو، پیش‌بینی‌هایی را در این زمینه انجام داده است. بر اساس سناریوی اول، نرخ باروری در سال ۱۳۹۰ در حدود ۱.۸ بوده و در صورت ادامه یافتن همین نرخ، به احتمال بسیار زیاد، نرخ رشد جمعیت کشور بین سال‌های ۱۴۲۵ تا ۱۴۳۰ صفر می‌شود. بر اساس سناریوی دوم، اگر نرخ باروری به ۵/۲ فرزند برسد، تا افق سال‌های مذکور، نرخ رشد جمعیت در حدود ۰.۶ خواهد بود. اما نتایج سرشماری سال ۱۳۹۵ نشان داد که به‌طور متوسط، سالیانه در حدود ۹۵۵۰۰۰  نفر به جمعیت کشور اضافه شده و این تعداد، تا حدودی از نگرانی‌ها کاست. بر این اساس می‌توانیم بگوییم که پیش‌بینی سطح پایین نرخ باروری اتفاق نیافتاده است.

معاون مرکز آمار ایران به نگرانی‌های مطرح شده در حوزه جمعیت کشور اشاره کرد و اظهار داشت: در حال حاضر و به‌طور کلی، جمعیت کشور از وضعیت مطلوبی برخوردار بوده از نظر کمیت، نگرانی خاصی وجود ندارد و اگر نگرانی‌هایی هم احساس شود مربوط به آینده است. ایشان به افزایش تعداد موالید در کشور طی سال‌های اخیر اشاره کردند و گفتند. ما توانستیم در سال ۱۳۹۴ به یک میلیون و پانصد و هفتاد هزار تولد برسیم که این رقم بالایی است. البته در سال ۱۳۹۵ شاهد اندکی کاهش بودیم و این رقم به یک میلیون و پانصد و سی هزار نفر رسید. بخشی از این تعداد موالید بالا به متولدین دهه سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵ مربوط می‌شود که در حال عبور از سن باروری هستند. دلیل دیگر نیز برای تعداد بالای موالید در این سال‌ها، تغییر سیاست‌های جمعیتی کشور است که در این زمینه تأثیرگذار بوده است. ایشان تعیین سهم تأثیرگذاری هر یک موارد برشمرده را  نیازمند تحقیقات تخصصی دانستند و نتایج سرشماری جدید را نیز در این زمینه کمک‌کننده برشمردند.

زاهدیان افزود: متولدین سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵ که از تعداد زیادی برخوردار بودند، وقتی به سنین ۲۴-۲۰ سال رسیدند، باروری کشور تغییر چندانی نکرد؛ پنج سال بعد نیز وقتی این نسل به سنین ۲۹-۲۵ سال رسیدند، باز هم تغییر قابل توجهی در باروری کشور رخ نداد. اما وقتی به سنین ۳۴-۳۰ سال رسیدند، میزان باروری بیشتر شد و این روند ادامه دارد بنابراین باید توجه داشت که در این مقطع زمانی، ما به سیاست‌های شتابزده جمعیتی نیاز نداریم و ابتدا لازم است از پتانسیل عظیم جوانان که به حد کافی هستند استفاده کنیم و توجه داشته باشیم که میل به فرزندآوری در بین جوانان وجود دارد..

نکته‌ای که باید توجه داشته باشیم این است که وقتی میزان موالید یک جمعیت به یک‌باره زیاد می‌شود (مثل سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵که افزایش شدید موالید را تجربه کردیم و حدود دو میلیون و دویست هزار الی دو میلیون و چهارصد هزار نوزاد در سال متولد شدند)، آن نسل پرشمار در هر دوره سنی ، از ابتدایی تا مرحله سالمندی، با مسایل و چالش‌های متعددی روبرو خواهند شد. از طرفی، این نسل وقتی به سنین سالمندی می‌رسند، فرزند کافی ندارند تا از طرف آنها مورد حمایت قرار گیرند. در کشور ما، اعداد و ارقام موجود نشان می‌دهند که بحران سالمندی شروع نشده اما از هم‌اکنون لازم است این موضوع مورد توجه قرار گیرد. بنابراین در کنار کمیت جمعیت، می‌بایست برای کیفیت آن هم برنامه‌ریزی شود.

معاون مرکز آمار ایران در پاسخ به سئوال دیگری در ارتباط با علت کاهش نرخ رشد جمعیت کشور گفت: متغیرهای مختلفی در کاهش نرخ رشد جمعیت مؤثر بوده‌اند. شرایط اقتصادی موجب شد تا جوانان دیرتر ازدواج کنند؛ و اگر ازدواج می‌کنند، فرزند اول را با تأخیر بیاورند و بین فرزندان نیز فاصله بیشتری بگذارند. آموزش عالی و اشتغال پایدار جزء اولویت‌های اول قرار گرفت؛ همچنین تحولات فرهنگ و سیاست‌های جمعیتی گذشته مواردی هستند که باعث شدند میزان باروری در کشور کاهش پیدا کند. اما در این برهه که به دنبال افزایش باروری هستیم، فقط تغییر سیاست‌ها را داریم و فرهنگمان همان فرهنگ تغییر نیافته سال‌های اخیر است. وی گفت: با توجه به تحقیقاتی که انجام داده‌ایم، جوانان به‌طور میانگین، حداکثر به ۲.۳ فرزند فکر می‌کنند؛ ولی در عمل در حدود ۱.۹ فرزند تحقق یافته و این نشان می‌دهد که آن تعدادی هم که جوانان مطلوب می‌دانند، تحقق پیدا نمی‌کند.

وی در پاسخ به این سئوال که چه نگرانی‎هایی در مورد کیفیت جمعیت وجود دارد، اظهار داشت: زمانی که ما میزان باروری در سال ۱۳۹۰ را ۱.۸ اعلام کردیم، این میزان در گیلان و مازندران ۱.۳، در استان‌های تهران و البرز ۱.۴ و در استان اصفهان ۱.۵ بود و در مقابل، در استان‌های سیستان و بلوچستان و هرمزگان بالاتر از ۳ بود و این نشان می‌دهد که در استان‌هایی که امکانات بیشتری وجود دارد، میزان باروری کمتر است. از طرف دیگر، میزان باروری مادران باسواد، کمتر از ۱.۵ و در مادران بی‌سواد در حدود ۳ است. همچنین میزان باروری خانوارهایی که از توانایی مالی بالاتری برخوردارند در حدود ۱.۴ است. این ارقام حاکی از آن است که مسأله اقتصادی، تنها مسأله موجود نیست و لازم است در زمینه فرهنگ‌سازی اقدامات بیشتری صورت پذیرد.

 


iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

۹۸۰ هزار دختر ایرانی در آستانه تجرد قطعی
بازديد : iconدسته: اخبار مجله

17oubv57a2wizjpg

سلامت نیوز:تجرد و زندگی مستقل اختیار کردن به خصوص برای زنان و دختران ایرانی، هنوز این‌قدر در جامعه سنتی ایران تابو هست که طرحی مانند «عیب زدایی از دختران مجرد» تبدیل به طرحی بی سر انجام شده و دیگر حتی اسمی از آن نيز شنیده نمي‌شود. این در حالی است که طبق آخرین آمارها، ۹۸۰ هزار دختر ایرانی در آستانه تجرد قطعی قرار دارند و علاوه بر این، بسیاری از زنان نیز به واسطه زندگی مشترک ناموفق و طلاق، مجرد محسوب می شوند.

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه قانون نوشت: ایران با چالش تاخیر ازدواج، افزایش سن ازدواج، افزایش طلاق و تجردهای خواسته یا ناخواسته مواجه است و در این بین، هنوز نيزنگاه جامعه این را برنمی تابد که پسر یا به خصوص دختری حتی در سن بالا زندگی خانوادگی را ترک کرده باشد، یا زنی پس از طلاق به هر دلیل به صورت مستقل زندگی کرده باشد، این در حالی است که در بسیاری موارد این افراد، افرادی بالغ محسوب شده که توان و شرایط زندگی مستقل را دارند و به سنی رسیده اند که می توانند روی پای خود بایستند. بااین حال در جامعه سنتی ایران نخستين سوالی که در مواجهه با این موضوع پرسیده می شود، این است: «چه کار می خواهد بکند که در کنار خانواده نمی‌تواند؟». این سوال البته از دل جامعه ای می آید که از طرفی احترام به حقوق فردی معنای درست خود را در آن پیدا نکرده، از طرف دیگر کوچک ترین فرهنگ سازی در این جامعه اغلب جز از راه اجبار ممکن نبوده و افراد تا حضور دست مراقب و به اصطلاح کنترل جدی را احساس نکرده‌اند، تن به قانون نسپرده اند. از اين روست که خانواده ها اغلب نگران فرزندان خود، حتی فرزندان بزرگسال ۳۰ یا ۴۰ ساله مستقل خود هستند. با این حال در دو دهه اخیر با توجه به تغییر ساختار جمعیتی کشور و کاهش قدرت انتخاب برای ازدواج به واسطه مشکلات اقتصادی، تعداد دختران و پسران مجرد و شیوع تفرد در کنار تجرد افزایش یافته و می توان گفت شاید جامعه نيز، برای پذیرش این موضوع اندکي تکان خورده است.حداقل برای گروهی از خانواده ها، این موضوع پذیرفته شده که فرزندان‌شان می‌توانند زندگی مستقل را خارج از چارچوب ازدواج، تجربه کنند و موفق باشند.

پدیده تجرد، مربوط به شرایط جامعه است

تغییر نگاه گروهی از خانواده های ایرانی به مقوله تجرد، به ویژه تجرد دختران را هر چند که بتوان به عنوان کورسوی امید دانست اما هنوز نيز زنان و دختران مجرد در جامعه با انواع و اقسام مشکلات مواجه هستند. این زنان با وجود اینکه از حدی از توان، دانش و شرایط مالی برای اینکه روی پای خود بایستند، برخوردارند و گاهي به لحاظ شأن اجتماعی از جایگاه مناسبی برخوردار هستند، اما از دید بسیاری از مردم مورد احترام نیستند. مردم می خواهند به هر نحوي كه شده به خانه آن ها سرک بکشند و ببینند چه خبر است. به تجرد به عنوان آسیب اجتماعی نگاه می‌کنند. دوست ندارند فرزندان یا همسران‌شان دوستی داشته باشند که مستقل زندگی می کند. خانه ای که تنها یک نفر در آن زندگی می کند، برای آن ها تنها یک معنا دارد. زنان مجرد هنوز نيز برای اجاره منزل با مشکل مواجه هستند. صاحبخانه ها، مستاجر مجرد نمی خواهند و همسایه ها نيز تاکید می کنند که پای مجرد را به ساختمان باز نکنید. این است که وقتی «شهیندخت مولاوردی» معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده از طرحی با عنوان «عیب زدایی از دختران مجرد» در راستای اعتلای موقعیت زنان و دختران مجرد در جامعه صحبت می کند، به او می تازند. بر اساس این طرح، پدیده تجرد مربوط به شرایط خاص جامعه است و نباید آن را فی نفسه زشت بدانیم و جامعه باید برای زنانی که تنها زندگی می کنند، احترام قائل باشد.

طرحي كه سال گذشته از سوی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری مطرح شد تا به گفته شهیندخت مولاوردی، معاون رییس جمهور در امور زنان با تاسی از زندگی حضرت معصومه (س) و با هدف فرهنگ سازی، زمینه اعتلای موقعیت زنان مجرد در جامعه را فراهم کند. اما بسیج جامعه زنان در واكنشي به این طرح، آن را حرکتی فمینیستی دانست که مخالف با ذات بشری و فطرت انسانی است چون ازدواج را زیر سوال برده! آن ها زندگی مجردی و تبدیل این وضعیت به شرایط قانونی و رسمی را یک آسیب جدی می دانند. به نظر می‌رسد همان‌گونه که از گفته های مولاوردی بر می آید، بالا رفتن سن ازدواج و افزایش تجرد قطعی در کشور به ویژه برای دختران، ایده اولیه برای برنامه ریزی طرح «قبح زدایی از تجرد دختران» است. موضوعی که معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده پیش از این نيز، آن را یکی از معضلات اصلی خانواده های ایرانی دانسته و گفته بود: طبق بررسی‌های صورت گرفته، خانواده در کشور با چالش تاخیر ازدواج و در نتیجه افزایش سن ازدواج و تجرد‌زیستی مواجه است.

در این خصوص «سعید معیدفر» جامعه شناس و آسیب شناس اجتماعی در گفت و گو با «قانون» می گوید که هر کس با نوعی از چارچوب نظری و فکری، موضوعی را برای خود به عنوان مساله مطرح می کند و متاسفانه افرادی نيز که تجرد دختران را به عنوان آسیب می بینند، نوع نگاه متفاوتی دارند. البته این طبیعی است که مساله ای برای عده ای آسیب باشد و برای عده ای خیر. به گفته این جامعه‌شناس، زمانی که اجماعی به وجود می آید و اغلب صاحب نظران روی یک آسیب با توجه به چارچوب ارزش جامعه و ابعاد مختلف زمانی و مکانی توافق می کنند، می توان گفت که آن موضوع قطعا یک آسیب است. اما در مورد موضوع تجرد زنان و دختران، هیچ توافق و قطعیتی وجود ندارد.

شرایط ازدواج فراهم نیست

آنچه را كه این روزها مخالفان تجرد زنان و دختران بسیار مطرح می کنند، کمرنگ شدن نقش همسری و مادری زنان ایرانی است. به عقیده مخالفان، تجرد زنان از تکریم خانواده کاسته و پایین آمدن آمار خانوارها و تولدها برای آن ها نگران کننده است. در این خصوص معیدفر با اشاره به اینکه این یک حقیقت است که در جامعه سنتی ایران، زن با دید همسری و مادری نگریسته می شود، گفت:«در چنین جامعه ای اگر زنی نخواهد همسر یا مادر باشد، ارزش خود را از دست خواهد داد. امتناع از وظیفه همسری و مادری، یک آسیب جدی است؛ به خصوص از دید سیاست مدارانی که معتقد به ازدیاد جمعیت هستند.درحالي‌كه اين حق افراد است که بخواهند همسر و مادر باشند یا از آن امتناع کنند. هرچند که در جامعه این روزهای ایران ، بسیاری از دختران از ازدواج امتناع نمی کنند و اتفاقا در پی ازدواج هستند، اما شرایط آن را پیدا نمی کنند و پسران نيز تمایلی به ازدواج ندارند و آمار طلاق نيز آن‌قدر گفته شده که دیگر گفتن ندارد».

معیدفر با تاکید بر اینکه خوب یا بد تجرد زنان را در جامعه ایرانی داوری نمی کنم، ادامه داد:« به هر حال در کشوری زندگی می کنیم که هنوز نه مقداری غبار، که قشر عظیمی از لایه‌های فکری و بینشی جامعه پیشین در ما باقی است. اگر چه تغییراتی صورت گرفته است و سبک زندگی تغییر کرده اما هنوز لایه هایی از ذهنیت های قبلی و باورها و عادت‌هاي پیشین باقی مانده است و تغییر شرایط در جهت مثبت، زمان لازم دارد». از سويي به نظر مي رسد كه در شرایط فعلی جامعه، نمی توان دختران را اجبار کرد که در هر شرایطی تن به ازدواج بدهند و باید سازمان‌های متولی، اقداماتي عملی و حمایتی را در راستای ترغیب و تشویق جوانان به ازدواج فراهم کنند؛ چراكه هیچ دختر یا پسری نیست که تمایل به ازدواج و آرامش در کنار همسر نداشته باشد اما آینده مبهم در زندگی مشترک است که سبب می شود گروهی از جوانان، ترس از ازدواج داشته باشند. بالا رفتن تجرد، علل طبیعی و اقتصادی و اجتماعی دارد و نباید به تجرد به عنوان یک آسیب اجتماعی نگاه کنیم.

زنان مجرد، ناامن نیستند

«اگر بخواهیم راحت صحبت کنیم، باید بگویم که بخشی از مردم ما هنوز معتقدند که اگر زنی مستقل زندگی کند، ممکن است با خود ناامنی به همراه بیاورد. در حالی که مطالعات نشان داده خودکنترلی زنان در زندگی های مستقل، بسیار بیشتر از خودکنترلی مردان است». این ها را «علیرضا شریفی یزدی» روان‌شناس اجتماعی در حالی به «قانون» می گوید که معتقد است در ایران ، خانواده ها این قدرت را دارند تا به فرزندان دختر مجرد خود، این فشار را وارد کنند که زندگی مستقل نداشته باشند. د

ر مواردی این دختران موفق به تجربه استقلال می شوند ودر مواردی دیگر بعد از طلاق دیگر حاضر به بازگشت کنار خانواده نیستند. به گفته این روان‌شناس اجتماعی، وقتی به زنی تحصیل کرده و توانمند به دید عامل ناامنی نگاه می کنیم، انتظار داریم جامعه ما در چه مسیری حرکت کند؟ به‌هر حال خواسته و ناخواسته آنچه در جامعه امروز ایران وجود دارد، وفور زنان و دختران مجرد است و نمی توان حق زندگی مستقل را از این افراد گرفت. آنچه مسلم است عیب‌زدایی از دختران و زنان مجرد در جامعه ایران، راه ناهمواری است که هموار کردنش به سال ها زمان نیاز دارد. اینکه هر زن مجردی را که قرار است مستقل زندگی کند، به یک چشم نگاه نکنیم و با هر کسی مقایسه نکنیم، یک کار عظیم فرهنگی می طلبد. بحث، بحث تغییر ذهنیت هاست که این روزها در بخش های مدرن‌تر جامعه کمرنگ تر شده اما آنچه مسلم است جامعه ایرانی با پدیده ای به نام تجرد روبه‌رو است. پدیده ای که خواه ناخواه ذهنیت افراد را در آینده دگرگون کرده و از حساسیت ها خواهد کاست. اما کاش قبل از آنكه مجبور به همراهی با سیر تحولات جامعه شویم، اندکی کلاه خود را قاضی کرده و به حقوق زنان و دختران مجرد به عنوان عضوی از جامعه احترام بگذاریم.

 


iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

دیوان عالی درخواست طلاق زوجه به علت عدم تعادل روانی زوج را ابرام کرد
بازديد : iconدسته: اخبار مجله

139206121216391011093054

هیات عمومی دیوان عالی کشور با بررسی پرونده اصراری، رای شعبه پانزدهم دیوان عالی را مبنی بر متارکه زوجین ابرام کرد.

به گزارش ایسنا به نقل از دیوان عالی کشور، جلسه هیات عمومی دیوان عالی سه شنبه – ۲۶ اردیبهشت ماه – به ریاست حجت‌الاسلام والمسلمین مختاری معاون قضایی دیوان عالی و با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین مصدق نماینده دادستان کل کشور و قضات عالی رتبه شعب حقوقی دیوان عالی کشور در تالار آیت‌الله محمدی گیلانی (ره) هیات عمومی جهت رسیدگی به یک پرونده برگزار شد.

ابتدای جلسه به بحث و تبادل نظر در مورد پرونده مورد اختلاف بین دیوان عالی کشور و دادگاه تالی برای صدور رأی اصراری اختصاص داده شد و موضوع پرونده از دعاوی طلاق به درخواست زوجه بود که در شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور مورد رسیدگی قرار گرفته بود. در این پرونده دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی تقاضای طلاق را رد کرده و شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور نیز در مقام رسیدگی به فرجام خواهی، این تقاضا را قابل اجابت دانسته و نظر بر جدایی زوجین داده است.

به این شرح که در این پرونده نخست از طرف زوجه (ط.اپ) دعوایی به خواسته طلاق به لحاظ تخلف زوج (ع.م) از بند دوم شروط ضمن عقد در شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان سبزوار مورد رسیدگی قرار گرفته و دادگاه مذکور با صدور رأی در تاریخ ۱۳۹۴/۰۴/۳۱ با اتکا بر نظریات پزشکی قانونی دایر بر شخصیت ضداجتماعی و پارانوئید زوج که می‌تواند عرفاً برای زوجه غیرقابل تحمل باشد و با استناد به ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی و مواد ۲۶ و ۲۹ قانون حمایت خانواده شرایط اعمال وکالت در طلاق را برای زوجه احراز و تقاضای طلاق را مورد پذیرش قرار داده است.

اما شعبه ۲۸ دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی با این استدلال که نظریات پزشکی قانونی حکایت از قابل درمان بودن بیماری زوج دارد در حالی که زوجه نه تنها در جهت رفع عدم اطمینان زوج اقدامی نکرده بلکه نحوه عملکرد وی باعث تشدید عکس‌العمل زوج گردیده است، با صدور رأی دیگری در تاریخ ۱۳۹۴/۰۸/۲۸ در مقام رسیدگی به تجدیدنظرخواهی از رأی بدوی، رأی مذکور را نقض و دعوای زوجه را رد کرده است.

با فرجام خواهی از رأی اخیر، پرونده در شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور مطرح و این شعبه با تحلیلی از مفهوم عسر و حرج و اشاره به بیماری زوج و اینکه مقصر دانستن زوجه در این بیماری محلی نداشته، حکم فرجام خواسته را نقض و رسیدگی به تجدیدنظرخواهی از رأی بدوی صادره به نفع زوجه را به شعبه دیگری از دادگاه‌های تجدیدنظر استان یاد شده ارجاع داده است.

این بار پرونده در شعبه بیست و هفتم دادگاه تجدیدنظر استان مذکور مطرح شده و در این مرحله رییس دادگاه یاد شده نظر بر استحقاق خواهان و تایید رای بدوی داده لیکن مستشاران شعبه مذکور رأی بدوی را قابل تأیید ندانسته و پس از برگزاری جلسه‌ای با شرکت طرفین و آوردن استدلال‌هایی از جمله استدلال به اینکه وجود حالات روحی و روانی در شخص که می‌تواند موجب بروز اعمال و رفتار غیرقابل تحمل برای دیگران گردد و در نظریات پزشکی قانونی آمده به معنی سر زدن آن اعمال و رفتار از شخص نیست؛ مانند شعبه قبلی رسیدگی کننده به تجدیدنظرخواهی، رأی بدوی را نقض و دعوای زوجه را رد کرده است.

با انجام فرجام خواهی مجدد از رأی اخیر بار دیگر پرونده در شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور مطرح و پرونده از ناحیه شعبه مذکور برای طرح در هیأت عمومی دیوان عالی کشور تقدیم ریاست محترم دیوان عالی کشور شده است.

در جلسه رسیدگی به این موضوع در هیات عمومی دیوان عالی کشور، ابتدا یکی از اعضاء معاون شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور گزارش پرونده را قرائت نموده، برخی از قضات دیوان عالی کشور در تایید رأی شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور سخن گفته و سرانجام پس از اعلام نظر نماینده محترم دادستان کل کشور در تایید نظر شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور، طی انجام رای گیری، اکثریت حاضرین در جلسه  نظر بر تایید رأی شعبه پانزدهم دیوان عالی کشور در متارکه زوجین را اعلام کردند.

 


iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

سایر صفحات سایت

Copyright © 2015 _ Design by : MrJEY