• مراسم عقد کنان والیه دختر ناصرالدین شاه به روایت دستخط پدر
  • اگر به این ۷دلیل ازدواج می کنید،شاید شکست بخورید
  • ۷ باور غلطی که درباره ازدواج داریم!!
  • اینفوگرافیک | تعداد دقیق مبتلایان به ایدز در ایران چقدر است؟
  • ویژگی‌های یک زوج خوشبخت چیست؟
  • افزایش شیوع برخی سرطان‌ها در زنان با مصرف دخانیات
  • این تصورات غلط را در باره ازدواج دور بریزید/نه ازدواج داروی بیمار روانی است،نه عشق حلال مشکلات است،نه…
  • کبوتر پرشکسته را طلاق دادم تا با زنی ازدواج کنم که بچه دار شود/ حالا فهمیده ام با پسرعمویش رابطه دارد
  • مهندس معمار، بعد از ۲۰ سال عاشق زنی دیگر شد و برای همسر معمار خود، هوو آورد
  • معاون رییس‌جمهور: زمان گفت‌وگو در خانواده به ۲۰ دقیقه در شبانه‌روز رسیده که به دعوا می‌انجامد
  • خانواده‌های ایرانی روزی ۲۰ دقیقه باهم حرف می‌زنند
  • امید زنان هنرمندی که با سوزن «رویا» می‌بافند!
  • رییس کمیته امداد: ۱۵ درصد زنان سرپرست خانوار مطلقه هستند
  • بازنگری اساسنامه بنیاد صیانت از خانواده
  • در پی نامه مشترک معصومه ابتکار و علی ربیعی به وزیر کشور؛ دستور افزایش حمایت ها از اورژانس های اجتماعی به استانداری‌ ها ابلاغ شد
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 18
    • بازدید دیروز : 39
    • بازدید این هفته : 835
    • بازدید این ماه : 4602
    • بازدید کل : 483579
    • ورودی موتورهای جستجو : 1584
    • تعداد کل مطالب : 1110


    عنوان محصول اول

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول دوم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول سوم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول پنجم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول
    مراسم عقد کنان والیه دختر ناصرالدین شاه به روایت دستخط پدر
    بازديد : iconدسته: اخبار

    IMG_20181210_120007

    روز شنبه ۲۱ شعبان [۱۲۸۹ ] صدر اعظم، امام جمعه و غیره رفتند اندرون در تالار تاج الدوله، والیه را برای حسین خان پسر [ میرزا محمد خان ] سپهسالار مرحوم عقد کردند

     

    📌 روز دوشنبه[ ۲۳شعبان ]  خوانچه آوردند اندرون، در اندرون مجلس زنانه بود. والده شاه و غیره و غیره ، خواننده و غیره اندرون آمده بودند. من ناهار را بیرون خورده ، باز آمدم اندرون  تالار، دختر سالار ، والده شاه وزنها ناهار می خوردند، تماشا کردم ، بعد رفتم چند شیشه عکس انداختم . زن صدراعظم، گروپ انیس الدوله ، شکوه السطنه، زن ولیعهد، و غیره را انداختم،اخترالسطنه را انداختم،اما زنهای غریبه خیلی بودند،آدم خجالت می کشید. بعد بنای آوردن خوانچه شد، رفتم بالاخانۀ خودم تماشا کردم. کشیکچی باشی قرطی قدیم ،مرتضی خان، مصطفی خان،حاجی شریف خان و غیره جلو خوانچه بودند، گوشت آدم از دیدن کشیکچی باشی می ریخت، عصائی در دست ، کج کج راه می رفت.

     

    📌 خلاصه بعد از شام رفتم بیرون ، پدر زاغی مدتی بود ناخوش بود ، چند روز پیش از این فوت شد و نمی خواستند خبر بدهند، امروز که روز عروسی بود زاغی هم داخل زنها می خندید راه می رفت، قبل از آوردن خوانچه و کریم شیره ای و غیره، نه نه غلامرضای معروف که اندرون است، رفته بود به زاغی گفته بود سرت سلامت باشد، پدرت مرده است، در بین عیش و خنده، زاغی را محروم کرد، عزادارش کرد.

    خلاصه مجلس و غیره برگزار شد.

     

    📌 یک زن سیاه رخت بازیگری پوشیده امروز با دسته خواننده ها آمده بوده است.عایشه به من گفت که تماشا دارد ، وقت غروبی خواننده آمده نِسَرْ زدند، او هم رقصید، تازه از شیراز آمده است ، اسمش هم حاجی قدمشاد  بود، خوب می رقصید، خوب می خواند


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    
    icon ثبت نظر
    
    Copyright © 2015 _ Design by : MrJEY