• مراسم عقد کنان والیه دختر ناصرالدین شاه به روایت دستخط پدر
  • اگر به این ۷دلیل ازدواج می کنید،شاید شکست بخورید
  • ۷ باور غلطی که درباره ازدواج داریم!!
  • اینفوگرافیک | تعداد دقیق مبتلایان به ایدز در ایران چقدر است؟
  • ویژگی‌های یک زوج خوشبخت چیست؟
  • افزایش شیوع برخی سرطان‌ها در زنان با مصرف دخانیات
  • این تصورات غلط را در باره ازدواج دور بریزید/نه ازدواج داروی بیمار روانی است،نه عشق حلال مشکلات است،نه…
  • کبوتر پرشکسته را طلاق دادم تا با زنی ازدواج کنم که بچه دار شود/ حالا فهمیده ام با پسرعمویش رابطه دارد
  • مهندس معمار، بعد از ۲۰ سال عاشق زنی دیگر شد و برای همسر معمار خود، هوو آورد
  • معاون رییس‌جمهور: زمان گفت‌وگو در خانواده به ۲۰ دقیقه در شبانه‌روز رسیده که به دعوا می‌انجامد
  • خانواده‌های ایرانی روزی ۲۰ دقیقه باهم حرف می‌زنند
  • امید زنان هنرمندی که با سوزن «رویا» می‌بافند!
  • رییس کمیته امداد: ۱۵ درصد زنان سرپرست خانوار مطلقه هستند
  • بازنگری اساسنامه بنیاد صیانت از خانواده
  • در پی نامه مشترک معصومه ابتکار و علی ربیعی به وزیر کشور؛ دستور افزایش حمایت ها از اورژانس های اجتماعی به استانداری‌ ها ابلاغ شد
    • افراد آنلاین : 0
    • بازدید امروز : 74
    • بازدید دیروز : 82
    • بازدید این هفته : 1323
    • بازدید این ماه : 7460
    • بازدید کل : 478748
    • ورودی موتورهای جستجو : 1557
    • تعداد کل مطالب : 1110




    عنوان محصول اول

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول دوم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول سوم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول

    عنوان محصول چهارم

    توضیح محصول
    توضیح محصول
    توضیح محصول




    آخرین اخبار وب سایت
    مراسم عقد کنان والیه دختر ناصرالدین شاه به روایت دستخط پدر

    روز شنبه ۲۱ شعبان [۱۲۸۹ ] صدر اعظم، امام جمعه و غیره رفتند اندرون در تالار تاج الدوله، والیه را برای حسین خان پسر [ میرزا محمد خان ] سپهسالار مرحوم عقد کردند   📌 روز دوشنبه[ ۲۳شعبان ]  خوانچه آوردند اندرون، در اندرون مجلس زنانه بود. والده شاه و غیره و غیره ، خواننده […]

    اگر به این ۷دلیل ازدواج می کنید،شاید شکست بخورید

    بعضی از ازدواج ها با انگیزه های مختلفی که شاید بتوان گفت غلط و خودخواهانه بوده، شکل گرفته است. انگیزه هایی که بعد از مدتی می توانند تغییر کنند و دختر و پسری را به این نتیجه برسانند که ازدواج، اشتباه ترین تصمیم زندگی شان بوده است.

    ۷ باور غلطی که درباره ازدواج داریم!!

    باورهای نادرست زیادی در بین بعضی افراد در آستانه ازدواج وجود دارد که میتواند مشکل ساز باشد‎ باورهای نادرست زیادی در بین بعضی دختر و پسرهای در آستانه ازدواج وجود دارد که می تواند مشکل ساز باشد. در این نوشتار به بعضی از رایج ترین این باورها اشاره می کنیم باورهای غلطی که درباره ازدواج […]


    مراسم عقد کنان والیه دختر ناصرالدین شاه به روایت دستخط پدر
    بازديد : iconدسته: اخبار

    IMG_20181210_120007

    روز شنبه ۲۱ شعبان [۱۲۸۹ ] صدر اعظم، امام جمعه و غیره رفتند اندرون در تالار تاج الدوله، والیه را برای حسین خان پسر [ میرزا محمد خان ] سپهسالار مرحوم عقد کردند

     

    📌 روز دوشنبه[ ۲۳شعبان ]  خوانچه آوردند اندرون، در اندرون مجلس زنانه بود. والده شاه و غیره و غیره ، خواننده و غیره اندرون آمده بودند. من ناهار را بیرون خورده ، باز آمدم اندرون  تالار، دختر سالار ، والده شاه وزنها ناهار می خوردند، تماشا کردم ، بعد رفتم چند شیشه عکس انداختم . زن صدراعظم، گروپ انیس الدوله ، شکوه السطنه، زن ولیعهد، و غیره را انداختم،اخترالسطنه را انداختم،اما زنهای غریبه خیلی بودند،آدم خجالت می کشید. بعد بنای آوردن خوانچه شد، رفتم بالاخانۀ خودم تماشا کردم. کشیکچی باشی قرطی قدیم ،مرتضی خان، مصطفی خان،حاجی شریف خان و غیره جلو خوانچه بودند، گوشت آدم از دیدن کشیکچی باشی می ریخت، عصائی در دست ، کج کج راه می رفت.

     

    📌 خلاصه بعد از شام رفتم بیرون ، پدر زاغی مدتی بود ناخوش بود ، چند روز پیش از این فوت شد و نمی خواستند خبر بدهند، امروز که روز عروسی بود زاغی هم داخل زنها می خندید راه می رفت، قبل از آوردن خوانچه و کریم شیره ای و غیره، نه نه غلامرضای معروف که اندرون است، رفته بود به زاغی گفته بود سرت سلامت باشد، پدرت مرده است، در بین عیش و خنده، زاغی را محروم کرد، عزادارش کرد.

    خلاصه مجلس و غیره برگزار شد.

     

    📌 یک زن سیاه رخت بازیگری پوشیده امروز با دسته خواننده ها آمده بوده است.عایشه به من گفت که تماشا دارد ، وقت غروبی خواننده آمده نِسَرْ زدند، او هم رقصید، تازه از شیراز آمده است ، اسمش هم حاجی قدمشاد  بود، خوب می رقصید، خوب می خواند


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    اگر به این ۷دلیل ازدواج می کنید،شاید شکست بخورید
    بازديد : iconدسته: اخبار مجله

    1639171

     

     
    توجه داشته باشید که اگر نگرش درستی درباره این نوع انگیزه ها وجود داشته باشد و ازدواج به صورت اصولی صورت گیرد، این انگیزه ها می تواند خوب هم باشد اما معمولا این گونه نمی شود. در خور ذکر است که اگر این دلایل به همراه یک سری پیش نیازهای دیگر برای ازدواج اصولی مد نظر قرار بگیرد، می تواند انگیزه خوبی هم باشد اما هیچ کدام شان به تنهایی برای داشتن یک ازدواج موفق کافی نیست. رایج ترین این انگیزه ها را در ادامه مطلب خواهید خواند.


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    این تصورات غلط را در باره ازدواج دور بریزید/نه ازدواج داروی بیمار روانی است،نه عشق حلال مشکلات است،نه…
    بازديد : iconدسته: دسته‌بندی نشده,مقالات

  • 5090322

    قبل از هر چیز باید دانست هر باوری که در ذهن ما وجود دارد، ریشه و گذشته ای دارد. شاید ریشه این دسته از باورها در این تفکر باشد که ازدواج قابل پیش بینی نیست اما باید دانست که این هندوانه سربسته نیست! دانش امروزه ما در زمینه مشاوره قبل از ازدواج بر مبنای پژوهش هایی بنا شده است که تا حد زیادی از ازدواج های ناموفق درس گرفته اند. باورهای نادرست زیادی در بین بعضی دختر و پسرهای در آستانه ازدواج وجود دارد که می تواند مشکل ساز باشد. در این نوشتار و به بهانه بیشتر شدن ازدواج ها در این ایام مبارک، به بعضی از رایج ترین این باورها اشاره می کنیم.

    ۱- ازدواج به درمان بیماری روانی کمک می کند
    ریشه این باور تحت تاثیر این فرضیه نادرست است که مشکلات جنسی، علت بیماری های روانی اند. پس اگر خلاء جنسی فرد پر شود، این موضوع باعث بهبود فرد خواهد شد! خانواده هایی که چنین باوری دارند، فرزند بیمار خود را تشویق به ازدواج می کنند. برای این قبیل خانواده ها باید توضیح داد که درمان فرزندشان روان درمانی و دارو درمانی است نه ازدواج! در واقع گاهی ازدواج موجب بدتر شدن حال این افراد هم می شود زیرا ازدواج یک تغییر بزرگ در زندگی افراد است و هر تغییری حتی نوع مثبت آن استرس زاست و نیاز به تطابق دارد که برای یک بیمار روانی، کار دشواری است.

    ۲- ازدواج حل کننده مشکلات است
    برخی ازدواج را پایانی برای تمامی مشکلات و شروع خوشبختی می دانند. این باور رایج، نادرست است. ممکن است ازدواج، پایان بخش مشکلات تجرد باشد ولی همان طور که گفته شد نیاز به تطابق دارد. اگر فردی با این دید ازدواج کند که از فردای روز عروسی همه مشکلات تمام می شود، بعد از دیدن واقعیات زندگی مشترک احساس ناامیدی می کند. ممکن است از زندگی مشترک خود دلسرد شود یا فکر کند ازدواج مناسبی نداشته که این مشکلات به سراغش آمده است. با این حال، اگر دید واقع بینانه ای به مقوله ازدواج و زندگی مشترک داشته باشد، خود را برای شروع زندگی مشترک از لحاظ روانی تجهیز می کند و شانس موفقیت او در ازدواج بالا می رود.

    ۳- قیافه طرف مقابل عادی می شود
    اگرچه معیارهای زیبایی نسبی است و هر فردی بنا به سلیقه شخصی خود معیارهای متفاوتی دارد و اگر زیبایی به عنوان تنها ملاک مد نظر قرار گیرد مشکل ساز می شود ولی واقعیت این است که زوج ها باید تا اندازه ای برای هم جذابیت داشته باشند و به اصطلاح ظاهر هم را بپسندند تا به ازدواج با یکدیگر رغبت پیدا کنند. نکته ای که این جا وجود دارد، این است که چهره زیبا در طول سالیان زندگی مشترک به مرور عادی می شود اما این اتفاق متاسفانه درباره قیافه زشت صادق نیست. جذابیت نداشتن جسمانی همسران برای هم، زمینه ساز مشکلات بسیاری از جمله خیانت است.

    ۴- شانس فقط یک بار در خانه آدم را می زند
    اعتقاد به این باور موجب می شود که فرد در فرایند تصمیم گیری تحت فشار (به دلیل تصور این که شانس فقط یک بار در خانه آدم را می زند) قرار گیرد و نتواند جوانب امر را به درستی بسنجد. ترس و اجتناب حاصل از این تفکر، باعث می شود فرد عجولانه به شخصی که شناخت کافی از وی ندارد، پاسخ گوید زیرا اگر به این موقعیت جواب مثبت ندهد، شرایط بهتری هم سر راهش قرار نمی گیرد. دادگاه های خانواده پر از افرادی است که با این باور غلط ازدواج کرده اند. همیشه به یاد داشته باشیم که گاهی مجرد ماندن، گزینه بهتری از داشتن ازدواج ناموفق است.

    ۵- با لباس سفید برو و با کفن برگرد
    اگرچه این باور در نسل جوان امروزی کمتر شایع است اما متاسفانه باز هم شاهد هستیم که برخی افراد از زجر زندگی زناشویی ناموفق به خودکشی، خود سوزی، خیانت یا فرار از خانه روی می آورند. علاوه بر آن، اگر فردی خود معتقد به این باور نباشد اما در خانواده ای بزرگ شده باشد که این باور را داشته باشند، از نظرش ازدواج عملی اضطراب برانگیز است. این فرد می تواند از ازدواج اجتناب کند یا بعد از ازدواج با داشتن حس تنهایی و حمایت نشدن از سوی خانواده، نقش سلطه پذیر و منفعلی را ایفا کند. این نوشته به منزله تاییدی بر طلاق نیست یا قصد ترویج آن را ندارد بلکه بهتر است این طور گفته شود که «چه خوب است که وقتی با لباس سفید به خانه بخت می روی تا آخر عمر زندگی مشترک با دوامی داشته باشی اما اگر گرفتار همسر بیمار، آزاردهنده یا نااهل شدی، برگشتن به خانه پدری بهتر از برگشتن با کفن است.»

    ۶- خوشگل ها مال مردم هستند
    این باور که افراد زیبا قابل اعتماد و وفادار نیستند، موجب اجتناب از این افراد می شود. به طور کلی چسبیدن به یک ملاک و در نظر نگرفتن عوامل دیگر موجب بروز مشکل در تصمیم گیری می شود که در این موضوع خاص هم صدق می کند. بنابراین با این تصورات اشتباه، گزینه های ازدواج تان را خط نزنید.

    ۷- عشق برای خوشبختی کافی است
    در بررسی این باور ابتدا باید بین عشق و علاقه تمایز قائل شویم. عشق به معنای علاقه شدید و خواستن بی اندازه همراه با شیفتگی به طرف مقابل است. این احساس می تواند به احساسات خوشایندی مانند تعلق، سرخوشی و لذت منجر شود. گرد و غبار ناشی از این هیجان مثبت مانع دیدن واقعیت می شود. افراد عاشق، اغلب تحت تأثیر عواطف مثبت شدید، دچار تحریف اطلاعات می شوند. در این وضعیت برخی اطلاعات مربوط به معشوق رنگ می بازد، برخی پررنگ و برخی دیگر کم رنگ می شود. بنابراین فرد عاشق از دسترسی به اطلاعات ناب محروم است. پس می توان این طور نتیجه گرفت که عشق قبل از ازدواج تا حدی چالش برانگیز است، در حالی که علاقه مند شدن به فرد قبل از ازدواج مشکلی ایجاد نمی کند. چه بسیار افرادی که به شخصی علاقه مندند اما با وجود این علاقه، از توانایی قضاوت درست نیز برخوردارند یعنی طرف مقابل را با ضعف ها و امتیازاتش می بینند. این گروه می توانند انتخاب مناسبی داشته باشند. سه مرحله مناسب برای ازدواج عبارت اند از: آشنایی، علاقه و بعد از آن عشق. در خوش بینانه ترین حالت، علاقه قبل از ازدواج به گذشت، همراهی و انعطاف پذیری می انجامد و می تواند روند یک ازدواج معقول و شادمان را تسریع کند وگرنه زندگی مشترک را به شدت تهدید خواهد کرد.


  • iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    کبوتر پرشکسته را طلاق دادم تا با زنی ازدواج کنم که بچه دار شود/ حالا فهمیده ام با پسرعمویش رابطه دارد
    بازديد : iconدسته: مشاوره ازدواج

    image_13950208226009

    مرد ۳۵ ساله در حالی که ابراز امیدواری می کرد شاید روزنه ای برای بازگشت همسر سابقش به زندگی او پیدا شود ،سرگذشت خود را برای مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد تعریف کرد.

    او گفت: تازه خدمت سربازی را به پایان رسانده بودم که شرایط زندگی در روستا برایم سخت شد به همین دلیل تصمیم گرفتم برای یافتن شغلی مناسب و آغاز زندگی عاشقانه به مشهد مهاجرت کنم. آن روزها به تازگی جشن عروسی من و «کبوتر» برگزار شده بود.

    وقتی تصمیم ام را با همسرم درمیان گذاشتم او گفت درکنار تو تا اعماق بدبختی ها نیز پرواز می کنم! این گونه بود که با دلی مالامال از عشق چمدانم را بستم و وارد هیاهوی شهرنشینی شدم اگرچه زندگی در غربت برایم سخت بود اما عشق «کبوتر» به زندگی ام گرما می بخشید. خلاصه در یکی از هتل ها مشغول کار شدم و اوضاع اقتصادی ام رونق گرفت. سه سال از زندگی مشترکمان می گذشت که پزشکان وضعیت جسمانی کبوتر را برای بارداری مناسب ندانستند و بیان کردند که جانش در معرض خطر قرار می گیرد.

    همسرم از این اتفاق بسیار غمگین بود و احساس گناه می کرد از سوی دیگر نیز کنایه های اطرافیان و سرزنش های مادرم که کبوتر مرا از پدر بودن محروم کرده است، روح او را آزرده خاطر می کرد تا این که پیشنهاد داد با زن دیگری ازدواج کنم.

    من هم که از فشارهای روحی اطرافیانم خسته شده بودم تصمیم به ازدواج مجدد گرفتم و با یکی از بستگان شوهر خواهرم ازدواج کردم. او زنی مطلقه بود و در روستا زندگی می کرد و من فقط به امید داشتن فرزند بعد از پنج سال زندگی مشترک با «کبوتر»، او را به عقد خودم درآوردم و منزلی در شهر برایش اجاره کردم اما «جمیله» خیلی زود سرناسازگاری با کبوتر گذاشت و آزار و اذیت هایش شروع شد از طرفی جمیله باردار بود و من باید از او حمایت می کردم به همین دلیل بیشتر اوقاتم را در کنارش می گذراندم و هر آن چه را دوست داشت برایش فراهم می کردم.

    در همین روزها بود که کبوتر با دلی شکسته و چشمانی گریان تقاضای طلاق داد و بدون دریافت حق و حقوقش از من جدا شد و نزد پدر و مادرش به روستا بازگشت. با وجود این نه تنها تغییری در رفتارهای زشت جمیله به وجود نیامد بلکه بداخلاقی ، پرخاشگری و فحاشی هایش هر روز بیشتر می شد تا جایی که وقتی شب از سرکار به خانه بازمی گشتم گویی وارد جهنم شدم. کار به جایی رسید که دیگر دو فرزندم نیز رودررو به من توهین می کردند و من محکوم به سکوت بودم تا این که روزی به طور اتفاقی و در کمال ناباوری متوجه پیامک ها و تماس های تلفنی نامتعارف جمیله با پسرعمویش شدم.

    این درحالی بود که ما با یکدیگر رفت و آمد خانوادگی نیز داشتیم. دیگر نمی‌توانستم به راحتی از کنار این موضوع عبور کنم به همین دلیل از او خواستم تا حقیقت ماجرا را برایم بازگو کند. آن روز جمیله با بی شرمی نگاهش را به نگاهم دوخت و گفت در دوران مجردی عاشق پسرعمویش بوده و هیچ علاقه ای به من ندارد!  همسرم ادامه داد: با اصرار خانواده اش مجبور به ازدواج با همسر اولش شده بعد از طلاق نیز به اجبار پدر و مادرش با من ازدواج کرده است. شنیدن این حرف ها بعد از ۱۰ سال زندگی با او برایم غیرقابل تحمل بود به همین دلیل با فروش منزل مهریه اش را پرداختم و با گرفتن حضانت فرزندانم از او جدا شدم. حالا هم بعد از گذشت ۱۵ سال دوباره با چمدان خالی از عشق به روستای زادگاهم بازگشتم…


    iconبراي دانلود اينجا كليك كنيد

    سایر صفحات سایت
    
    Copyright © 2015 _ Design by : MrJEY